نورنیوز- گروه سیاسی: جریان رسانههای اصلی در جهان، خطی را که در تحلیل اوضاع ایران دنبال میکنند، بازنمایی این تصویر است که مردم ایران به دلیل وضعیت دشوار معیشتی و اقتصادی، موضعی به شدت انتقادی در قبال حاکمیت دارند و اصطلاحاً شکاف دولت-ملت در ایران به اوج خود رسیده و میان مردم و نظام سیاسی موجود، فراق و فاصلهای چشمگیر وجود دارد. این بازنمایی، در حالی از سوی این رسانهها برجسته میشود که پیچیدگیها و تکثرهای درونی جامعه ایران، اساساً فراموش میشود و روایتی خطی و افقی از ایران به عنوان روایت و تصویر غالب جا انداخته میشود.
قابل کتمان نیست که واقعیتهایی مثل جنگ، تنگناهای معیشتی، و ناکارآمدیهای مدیریتی، به بروز برخی نارضایتیهای اجتماعی در ایران منجر شده است. نکته اما اینجاست که آیا بافت اجتماعی اردوگاه مقابل یعنی آمریکا به کلی عاری از این مشکلات و نارضایتی هاست؟ آیا پیامدهای خسارتبار جنگ، فقط دامان ایران را گرفته است و آنچه در آمریکا میگذرد یکسره حمایت و پشتیبانی اجتماعی از هیئت حاکمه آن کشور است؟
انتشار نظرسنجیهای مکرر از نوع نگاه مردم آمریکا به دولت این کشور، چیز دیگری میگوید. نظرسنجی و پیمایش اجتماعی، زبان دوم جامعه است و به این اعتبار، گاهی یک عدد بیش از دهها تحلیل سخن میگوید. تازهترین نظرسنجی ایپسوس و رویترز در آمریکا نشان میدهد محبوبیت دونالد ترامپ به ۳۳ درصد سقوط کرده و ۶۴ درصد آمریکاییها از عملکرد او ناراضیاند. از سوی دیگر، ۸۰ درصد آمریکاییها معتقدند حضور ایالات متحده در جنگ با ایران برای مدت طولانی ادامه خواهد یافت، در حالی که تنها ۱۶ درصد پایان جنگ در چند هفته آینده را محتمل میدانند. مهمتر اینکه فقط یکپنجم آمریکاییها معتقدند جنگ با ایران ارزش هزینهای را که کشورشان میپردازد داشته است.
این اعداد در نگاه اول ممکن است صرفاً نشانه افت محبوبیت یک رئیسجمهور تلقی شوند، اما مسئله بزرگتر از اینهاست. نظرسنجی اخیر در کنار نظرسنجیهای سابق به خوبی نشان میدهند که آمریکا با بحران کاهش اعتماد به نهادهای سیاسی و افزایش فاصله میان جامعه و ساختار قدرت مواجه است. نظرسنجی ژوئیه ۲۰۲۶ گالوپ نشان میدهد میانگین اعتماد آمریکاییها به ۱۴ نهاد اصلی کشور تنها ۲۷ درصد است؛ رقمی نزدیک به پایینترین سطح تاریخی. حتی اعتماد عمومی به دولت فدرال نیز در سالهای اخیر در محدوده بسیار پایینی قرار گرفته است. دادههای موسسه پیو نیز نشان میدهد اعتماد به دولت واشنگتن در ۲۰۲۵ در یکی از پایینترین سطوح نزدیک به هفت دهه گذشته قرار داشته است
آمریکا امروز نمونه روشنی از یک جامعه ناراضی از حکومت است. جنگ با ایران و پیامدهای اجتماعی و اقتصادیاش بر مردم آمریکا، این شکاف را آشکارتر کرده است. در نظرسنجی اخیررویترز و ایپسوس، تنها ۳۵ درصد آمریکاییها از جنگ حمایت کردند؛ ۵۰ درصد معتقد بودند اقدام نظامی آمریکا ثبات خاورمیانه را کاهش خواهد داد و فقط ۱۷ درصد انتظار داشتند این جنگ به افزایش ثبات منجر شود.
از منظر سیاسی، این اعداد برای دولت ترامپ بسیار مهماند؛ زیرا رئیسجمهور آمریکا با وعده پرهیز از «جنگهای احمقانه» به قدرت بازگشته بود، اما اکنون با جنگی طولانی مواجه شده که نهتنها اهداف اعلامشده آن برای افکار عمومی روشن نیست، بلکه هزینه اقتصادی آن نیز مستقیماً به زندگی روزمره مردم منتقل شده است. در همان نظرسنجی، ۵۸ درصد آمریکاییها انتظار افزایش مشکلات قیمت بنزین را داشتند و تنها ۱۵ درصد انتظار بهبود داشتند.
البته در آمریکا، شکاف دولت ـ ملت عمدتاً درون سازوکارهای سیاسی موجود تخلیه میشود. جامعه ناراضی است، اما امکان تبدیل نارضایتی به رقابت سیاسی، انتخابات، تغییر دولت و اصلاح سیاستها وجود دارد. به همین دلیل است که افت محبوبیت ترامپ بلافاصله به یک بحران بقای نظام سیاسی تبدیل نمیشود؛ بلکه میتواند به بحران یک دولت یا یک حزب تبدیل شود. حتی دادههای جدید نشان میدهد آمریکاییها اعتماد خود را به بسیاری از نهادهای سیاسی از دست دادهاند، اما همین بیاعتمادی خود را در قالب رقابت سیاسی و مطالبه اصلاح بازتولید میکند.
تصویر ایران هم بر اساس آمار رسمی، جالب توجه است. از یک سو، دادههای رسمی در پیمایشها حکایت از بروز مشکلاتی در عرصه شکاف دولت-ملت دارد. بر اساس پیمایش اردیبهشت ۱۴۰۵ مرکز افکارسنجی آرا، ۶۵.۶ درصد پاسخگویان خواهان اصلاح کشور البته در چارچوب جمهوری اسلامیاند؛ ۵۲.۷ درصد اصلاحات اساسی و ۱۳.۹ درصد اصلاحات محدود را ترجیح میدهند. همین گزارش مقبولیت کلیت نظام را ۵۸.۹ درصد اعلام میکند. اما در همان گزارش، یک واقعیت بسیار مهمتر نیز دیده میشود: اعتماد اجتماعی و نهادی همچنان در سطح ۲۵ تا ۳۵ درصد قرار دارد. همچنین ۶۳.۶ درصد مردم از خشم و عصبانیت زیاد در زندگی روزمره سخن گفتهاند، ۵۰.۲ درصد از ناامیدی از بهبود شرایط و بیش از نیمی از خانوارها از ناکافی بودن درآمد برای تأمین مخارج جاری گفتهاند. در یک داده دیگر از همین پیمایش، بیش از ۸۱ درصد مردم با درجاتی از مشکل در تأمین مواد غذایی مواجه بودهاند و ۴۶.۹ درصد «ناکارآمدی مسئولان» را مهمترین ریشه بحران اقتصادی دانستهاند؛ در حالی که ۲۶.۳ درصد فساد و ۲۰.۷ درصد تحریمهای خارجی را علت اصلی معرفی کردهاند.
شاید مهمترین یافته پیمایش اردیبهشت این باشد که ۸۵.۶ درصد پاسخدهندگان گفتهاند به ایرانی بودن خود افتخار میکنند؛ رقمی که حتی نسبت به سالهای قبل افزایش یافته است. این عدد را نباید در حاشیه تحلیل سیاسی قرار داد. اتفاقاً باید آن را در مرکز تحلیل قرار داد. جامعهای که از وضعیت اقتصادی ناراضی است، از ناکارآمدیها خشمگین است، نسبت به نهادهای سیاسی اعتماد محدودی دارد و حتی بخشهایی از آن خواهان تغییرات ساختاریاند، اما همچنان با قدرت میگوید «به ایرانی بودنم افتخار میکنم»، در حال ارسال یک پیام روشن است: نارضایتیها از یک نظام الزاماً به معنای فاصله گرفتن از ایران نیست. این شاید مهمترین سرمایه راهبردی ایران در شرایط کنونی باشد.
جنگ نیز این واقعیت را برجستهتر کرد. دادههای مختلف نشان میدهند در شرایط تهدید خارجی، حس تعلق ملی و آمادگی برای دفاع از کشور افزایش یافته است. حتی پیمایش مزبور نشان میدهد ۵۴.۳ درصد مردم در صورت حمله مجدد، حمایت همهجانبه از دفاع کشور را اعلام کردهاند. مردم میتوانند در برابر حمله خارجی از ایران دفاع کنند و همزمان از سیاستهای دولت انتقاد داشته باشند. میتوانند با تجزیهطلبی مخالف باشند و در عین حال با سیاستهای فرهنگی، اقتصادی یا سیاسی حکومت موافق نباشند. میتوانند وطندوست باشند بدون آنکه همه تصمیمهای حاکمیت را تأیید کنند.
معنای این دو دسته آمار حکایت از این دارد که بازنمایی یکسویهای که میخواهد نشان بدهد این فقط جامعه ایران است که دچار شکاف دولت- ملت شده، بازنمایی دقیق و مطابق با واقع نیست. نظرسنجیهای نهادهای معتبری مثل رویترز و ایپسوس نشان داد که جامعه آمریکا به شدت دچار چنین شکافی شده است. میانگین اعتماد مردم آمریکا به نهادهای اصلی این کشور، به ۲۷ درصد رسیده و محبوبیت رئیسجمهور نیز ۳۳ درصد است. حدود دو سوم آمریکاییها گفتهاند دموکراسی آمریکا در معرض خطر شکست قرار دارد و ۷۷ درصد انتظار افزایش خشونت سیاسی در پنج سال آینده را دارند.
مقصود از این مقایسهها، غفلت از مشکلات ایران نیست. نمیتوان کتمان کرد که شکاف دولت – ملت یکی از معضلات ساخت سیاسی ایران امروز است. جنگ و ناکارآمدیها و ... از دلایل بروز این آفت است و بی شک باید برای علاج این آفت اقدام کرد. اما مسئله مهم تر این است که جریان اصلی رسانهای در جهان، تلاش میکند تصویری باثبات و رضایتمند از وضعیت اجتماعی آمریکا و تصویری بیثبات و ناراضی و خشمگین از مردم ایران عرضه کند. این یک شگرد رسانهای ناموجه و سیاستزده از صحنه واقعی میدان است و به دقت باید نسبت به آن هوشیار بود.
به اعتراف برخی مراکز مهم نظرسنجی آمریکا، امروز واشنگتن، صاحب یک رئیسجمهور با محبوبیتی ۳۳ درصدی است؛ یعنی دو سوم مردم این کشور نظر مساعدی نسبت به او ندارند. جامعه نیز درباره جنگی که دولت وارد آن شده تردید جدی دارد. مخاطبان ایرانی ضمن اینکه نباید از مطالبات خود برای رفع مشکلات داخلی صرفنظر کنند، لازم است به موج نارضایتی اجتماعی که سیاست های غیرمنطقی ترامپ در آمریکا ایجاد کرده هم توجه داشته باشند.
نورنیوز



































































































































































