زمانی که «جروم دیوید سالینجر» در ۲۳ سالگی بهعنوان سرباز وظیفه به خط مقدم جبهه اعزام شد، تمثیلهای مسیحی را کنار گذاشت و حماسه خود را نوشت؛ او در کنار تجهیزات نظامیاش، کاغذ سفید و یک ماشینتحریر نیز با خود داشت. یکبار، هنگامی که یگان او زیر آتش سنگین دشمن قرار گرفته بود، سربازی که برای پناه گرفتن میدوید، سالینجر را دید که زیر میزی خم شده و با شتابی دیوانهوار - همچون خبرنگاری که برای رساندن خبر تلاش میکند - مشغول تایپ کردن بود.
این سرباز جوان نویسنده که امروزه در سطح جهانی با نام مستعار ادبیاش، «جی. دی. سالینجر»، شناخته میشود، بسیاری از هولناکترین وقایع جنگ را از سر گذراند. او در عملیات پیادهشدن نیروها در سواحل نرماندی شرکت کرد، در «نبرد بولج» جنگید و در آزادسازی «کائوفرینگ» که یکی از اردوگاههای فرعی بازداشتگاه «داخائو» بود، نقش داشت. او پیشنویسهای اولیه آثارش را همراه خود میبرد؛ نوشتههایی که آغشته به عرق تنش و بازتابدهنده واکنشهای غریزی و بیپردهاش نسبت به وقایع جنگ بود. این تأملات و نوشتهها بعدها صیقل یافتند و به نخستین متون آمریکایی بدل شدند که بیپروا تصویر مقدسمابانهی سرباز آمریکایی و افسانههای زیبا و فریبنده درباره جنگ را به چالش میکشیدند. کلمات سلینجر همچنین با قدرتی تمام، آن الگوی اغواگر و مسحورکننده مردانگی آمریکایی را که در گذشته، حال و آینده موتور محرک اصلی جذب نیرو برای ارتش ایالات متحده بوده و هست، در هم میشکست. …






















































































