منطقهای که سالهاست در سایه خطر جنگ قرار دارد، حتی یک بیمارستان مجهز هم ندارد؛ حمله به عروسی کوهستک این خلأ را عریان کرد.
این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
خبرگزاری مهر- مجله مهر؛ مریم علیبابایی: وارد کوچهای میشوم که به دریا ختم میشود. همهچیز هنوز شمایلی از التهاب شب دهم شهریور را دارد. آدمها سعی میکنند خودشان را میان درزِ در پنهان کنند؛ نه کسی آنها را ببیند، نه سؤالی بشنوند، نه ناچار به جواب دادن شوند. اما بیخبری هم برایشان خوشایند نیست؛ همین که غریبهای را میبینند، تلاش میکنند از او خبری بگیرند. زنان برقعهایشان را زدند و برای دلداری خانوادهها خودشان را آماده کردند و مردان هم سعی میکنند خودشان را مشغول امورات روز کنند ولی بچهها چشمانشان فریاد میزند که از ابن اتفاق وحشتناک ترسیدهاند، اینجا روستای کوهستک، از توابع شهرستان سیریک است. مردم این منطقه، ماههاست زیر سایه جنگ زندگی میکنند؛ با احتمال حمله، با استرسی که بخشی از روزمرگیشان شده. کار میکنند و زندگی در ظاهر جریان دارد. اما سؤالهایی زیادی در سرشان میچرخد، نگاههایشان مضطرب است و نمیداننپد چه بگویند و این نتیجه انفجارهای شدید از سوی آمریکای متجاوز است که لباس سفید عروسی را در خون غرق کرد.
شب دهم شهریور، قرار بود شب عروسی زوج جوانی باشد باشد تا آرزوی کودکیشان را برآورده کنند و وقتی در تدارکات عروسی در بندر کوهستک بودند تا آغاز یک زندگی مشترک را جشن بگیرند. در عرض چند ثانیه آواز و شادی که میگفتند درکوچه پخش شده بود در چشم بهمزدنی به عزا نشست.
حمله هوایی متجاوزانه آمریکاییها به محل خانه این مراسم، چهار نفر شهید شدند و بیش از شصت مجروح بر جا گذاشت؛ در میان شهدا کودک چهارسالهای به نام امیرمحمد نیز بود. وقتی با محلیهای هوستک صحبت میکنم درباره اتفاقات پیش آمده، هر کدام روایتهایی که شنیدهاند را بیان میکنند یا آنچه خانوادههایشان در عروسی بودند را برایشان گفتند میگویند یا برخیها هم در همان عروسی بودند و دیدهاند چه بر افراد گذشته است. ولی سوای از اتفاقی که برای عروسی افتاد بیشتر این افراد گلایه اولیهشان درباره «نبود آمبولانس» زمان حادثه بود. وقتی باید نخستین اقدام برای نجات مجروحان آغاز میشد، واقعیتی بهمراتب قدیمیتر خود را نشان داد: کوهستک بیمارستان ندارد و باید مجروحان به بیمارستانی در میناب انتقال داده میشدند که نزدیک به یک ساعت راه در مسیر بیمارستان میبودند و با وجود ۶۰ مجروح تنها دو دستگاه آمبولانس وجود داشت. …