به گزارش فرارو به نقل از نشریه «پولیتیکو»، آخرین طرح اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، علیه ایران که «روز اقتصادی» نام گرفته است، قرار است همزمان دو هدف را دنبال کند: پایان دادن به جنگ و آرام کردن بازارهای نفت.
با این حال، از همان ابتدا، تحلیلگران انرژی و حتی برخی چهرههای نزدیک به دونالد ترامپ نسبت به موفقیت این طرح تردید داشتهاند. نگرانی اصلی این است که فشار اقتصادی تازه، بهجای کشاندن تهران به پای میز مذاکره، به تشدید درگیری و بیثباتی بیشتر بازار انرژی منجر شود. نقشه بسنت و خطر نتیجه معکوس
نگرانی اصلی این است که طرح جدید آمریکا ممکن است دقیقاً نتیجهای معکوس به همراه داشته باشد. در خوشبینانهترین حالت، فشار اقتصادی تازه نه به پایان جنگ، بلکه به ادامه یافتن و فرسایشیتر شدن درگیری منجر خواهد شد.
در بدبینانهترین سناریو نیز فشار برای قطع کامل ارتباط ایران با اقتصاد جهانی میتواند تهران را به واکنشی تهاجمیتر سوق دهد؛ واکنشی که دامنه حملات را از میدانهای فعلی فراتر ببرد و پایگاههای آمریکا، متحدان منطقهای واشنگتن و تأسیسات حیاتی انرژی را هدف قرار دهد.
در هر دو حالت، بازارهای انرژی که ماههاست زیر فشار جنگ و نااطمینانی ژئوپلیتیکی قرار دارند، احتمالاً همچنان بیثبات خواهند ماند؛ آن هم در شرایطی که اسکات بسنت خواستار آرام شدن بازارها شده است.
تحلیلگران هشدار میدهند اگر ایران در واکنش به تشدید فشارهای اقتصادی، دامنه حملات خود را گسترش دهد و زیرساختهای انرژی بیشتری را در منطقه هدف قرار دهد، اختلال در عرضه و بازار نفت میتواند برای مدت طولانیتری ادامه پیدا کند.
بهنام بنطالبلو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها، این نگرانی را با منطقی ساده توضیح میدهد: هرچه فشار اقتصادی شدیدتر شود، باید انتظار واکنشی شدیدتر را نیز داشت.
به گفته او، مسئله فقط محاسبه اثر تحریمها بر بازار نیست، بلکه پرسش مهمتر این است که ایران برای جبران فشار اقتصادی چه اقداماتی انجام خواهد داد. در چنین شرایطی، تشدید سیاست «خفگی اقتصادی» میتواند تهران را به استفاده بیشتر از ابزارهای نظامی و فشار بر اهداف منطقهای، از جمله زیرساختهای انرژی، سوق دهد.
اسکات بسنت روز دوشنبه، ۲۴ اوت ۲۰۲۶ (۲ شهریور ۱۴۰۵)، تحریمهای تازهای علیه حدود ۶۰ نهاد، شرکت، کشتی و فرد مرتبط با ایران اعلام کرد و آن را «شلیک هشدار» نامید. او گفت اگر کشورها با خواستههای واشنگتن همراه نشوند، دور بعدی تحریمها سختتر خواهد بود.
با این حال، هنوز مشخص نیست این فشارها تا چه اندازه میتوانند چین را تحت تأثیر قرار دهند؛ کشوری که یکی از مهمترین مشتریان نفت ایران به شمار میرود. به همین دلیل، بعید است کارزار تازه آمریکا در کوتاهمدت آرامشی پایدار برای بازار انرژی یا کاهش محسوسی در هزینههای مصرفکنندگان ایجاد کند.
این مسئله برای دولت آمریکا و بهویژه جمهوریخواهان اهمیت سیاسی دارد. رأیدهندگان آمریکایی از افزایش هزینه زندگی، قیمت مواد غذایی و بهای بنزین خستهاند و ادامه بیثباتی در بازار انرژی میتواند نارضایتی عمومی را افزایش دهد؛ آن هم در شرایطی که جمهوریخواهان برای حفظ اکثریت خود در انتخابات میاندورهای تلاش میکنند.
بازار انرژی نیز در وضعیت شکنندهای قرار دارد. ذخایر نفتی به سطوح پایینی نزدیک شده و از حدود ۲۰ میلیون بشکه نفتی که پیش از جنگ هر روز از تنگه هرمز عبور میکرد، اکنون تنها بخش کوچکی قادر به عبور از این آبراه است. در نتیجه، بازار نفت با حاشیه امن بسیار محدودی روبهروست.
بر اساس آمار انجمن خودروی آمریکا، قیمت بنزین در ایالات متحده در حدود ۴ دلار و ۱۰ سنت به ازای هر گالن قرار دارد؛ بالاترین سطح ثبتشده در این مقطع از سال، بدون تعدیل بر مبنای تورم. محدودیت ظرفیت پالایشگاهی نیز به افزایش قیمت گازوئیل منجر شده است؛ سوختی که از آن بهعنوان ستون فقرات اقتصاد یاد میشود و اکنون قیمت آن به سطحی نزدیک به رکورد تاریخی رسیده است. بازی با آتش در تنگه هرمز
با وجود این، مقامهای کاخ سفید همچنان بر موفقیت سیاست دولت ترامپ تأکید دارند و میگویند مجموعه اقداماتی از فشار دریایی بر ایران تا عملیات مینروبی در مسیرهای کشتیرانی تنگه هرمز، توانسته است جریان نفت را تا حدی حفظ کند.
تیلور راجرز، سخنگوی کاخ سفید، در همین چارچوب گفت:
«ایالات متحده از فشار بر اقتصاد ایران عقبنشینی نخواهد کرد و عملیات طرد اقتصادی، هر مسیر مالیای را که به تداوم فعالیت این کشور کمک میکند، قطع خواهد کرد.»
اما برت اریکسون، مدیر ارشد شرکت «آبسیدین ریسک ادوایزرز»، نگاه متفاوتی دارد. به اعتقاد او، ادامه رویارویی با ایران میتواند بازارها را برای مدت طولانیتری در وضعیت نااطمینانی نگه دارد.
او همچنین معتقد است وضعیت کنونی نشان میدهد ایران همچنان از توانایی مؤثری برای تأثیرگذاری بر عبور و مرور در تنگه هرمز برخوردار است؛ برداشتی که با ادعای ترامپ درباره کنترل کامل آمریکا بر این آبراه در تضاد قرار دارد.
به گفته اریکسون، ادامه این وضعیت نشان میدهد دولت ترامپ همچنان آماده «بازی با آتش» است و اگر ایران واکنشی شدید نشان دهد، پیامدهای آن میتواند برای بازار جهانی انرژی بسیار مخرب باشد.
رهبران ایران پیشتر اعلام کرده بودند که در صورت افزایش فشارهای اقتصادی، یکی از نخستین واکنشهای تهران میتواند متوقف کردن جریان محدود نفتی باشد که هنوز از تنگه هرمز عبور میکند.
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«اگر جنگ اقتصادی ادامه یابد، حتی یک قطره نفت نیز نه از طریق تنگه هرمز و نه از هیچ نقطه دیگری در خلیج فارس صادر نخواهد شد. ایران هر کشوری را که در جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران مشارکت یا از آن حمایت کند، طرف جنگ تلقی خواهد کرد.»
با وجود تشدید تنشها، بازارهای انرژی تاکنون واکنش چشمگیری به این تحولات نشان ندادهاند. پس از اعلام طرح بسنت، قیمت نفت که چند روزی افزایش یافته بود، دوباره کاهش پیدا کرد و به زیر ۹۰ دلار رسید.
دولت آمریکا نیز میگوید افزایش همراهی نظامی کشتیها باعث شده است حجم بیشتری از نفت از تنگه هرمز عبور کند. با این حال، تحریمهای جدید تاکنون نتوانستهاند تهران را از ادامه اقدامات خود منصرف کنند.
اسفندیار باتمان قلیچ، کارشناس اقتصاد ایران و تحریمهای آمریکا، معتقد است واشنگتن شاید تصور کند راهی هوشمندانه برای ادامه فشار بر تهران پیدا کرده است؛ راهی که به دولت آمریکا امکان میدهد فشار اقتصادی را حفظ کند، بدون آنکه هزینه سیاسی ادامه اقدامات نظامی را بپردازد.
اما او میگوید ایران احتمالاً اجازه نخواهد داد آمریکا به این سادگی از این معادله عبور کند. به گفته باتمانقلیچ، از آنجا که تهران نمیتواند به همان شیوه به فشارهای آمریکا پاسخ دهد، ممکن است از ابزار نظامی استفاده کند تا هزینه این سیاست را متوجه ترامپ کند. پکن؛ سپر صادرات نفت ایران
اسکات بسنت روز دوشنبه وعده داد آمریکا همه مسیرهای اقتصادی را مسدود خواهد کرد تا تهران کاملاً منزوی شود. اما واشنگتن هنوز همه ابزارهای خود را به کار نگرفته است.
برای نمونه، دولت آمریکا فشار تحریمی بر پالایشگاههای کوچک و مستقل چین، موسوم به پالایشگاههای «تیپات»، افزایش نداده است. بانکهای چینی همکار با ایران نیز تاکنون هدف تحریمهای جدید قرار نگرفتهاند.
چین حدود ۹۰ درصد نفت ایران را خریداری میکند و عملاً مهمترین مشتری نفتی تهران به شمار میرود. پکن تاکنون علاقه چندانی به همراهی با برنامههای دولت ترامپ نشان نداده و در برابر فشارهای واشنگتن برای پیوستن به این سیاستها نیز موضعی منفی گرفته است.
چین به آمریکا هشدار داده است که سیاست فشار حداکثری نهتنها راهی برای حل بحران نیست، بلکه میتواند دامنه تنشها و خطرات را گسترش دهد.
در همین حال، راجر دیوان، معاون شرکت «اساندپی گلوبال انرژی»، یادآور شد که جمهوری اسلامی تجربهای طولانی در مقابله با تحریمهای دولتهای مختلف آمریکا و حفظ ساختار سیاسی خود دارد.
به گفته او، کارزار جدید فشار اقتصادی تاکنون دستاورد چندانی نداشته است، اما خطر تهدید زیرساختهای حیاتی انرژی در منطقه همچنان جدی و بالا باقی مانده است.
راجر دیوان تأکید کرد:
«واکنش ایران به این سطح تدریجی از تشدید تحریمها، اکنون عملاً تمام داراییها و تأسیسات انرژی منطقه را روی میز قرار داده است. بنابراین، با واکنش و راهبردی کاملاً متفاوت از سوی ایران روبهرو هستیم؛ راهبردی که اساساً میگوید اگر شما اندکی تنش را افزایش دهید، ما آن را بسیار بیشتر تشدید خواهیم کرد.»
در نتیجه، سیاستی که با هدف منزوی کردن اقتصادی ایران و کاهش فشار بر بازار انرژی طراحی شده است، ممکن است به افزایش ریسک حمله پیشدستانه و طولانیتر شدن بیثباتی در بازار نفت منجر شود.


























































































































































![[مهرداد احمدی شیخانی] روح کلوزیوم](/news/u/2026-08-25/ettelaat-xof3f.jpg)








