چهارشنبه, ۳ مرداد, ۱۴۰۳ / 24 July, 2024
مجله ویستا

اروپا و زدوبند با ابرقدرتها


اروپا و زدوبند با ابرقدرتها

ملت های منطقه كه از آغاز استعمار آمریكا تا به امروز تاوان سیاست های تجاوزگرانه واشنگتن رامی دهند, بسیار پیشتر از این اعلام داشته بودند كه آمریكا تهدید اول برای صلح جهانی است اما هیچ گوش شنوایی وجود نداشت, چرا

«اگر امروز ملت های اروپایی به این نتیجه رسیده اند كه آمریكا تهدیدی برای صلح جهانی است ملت های منطقه چه باید بگویند؟! ملت های منطقه كه از آغاز استعمار آمریكا تا به امروز تاوان سیاست های تجاوزگرانه واشنگتن رامی دهند، بسیار پیشتر از این اعلام داشته بودند كه آمریكا تهدید اول برای صلح جهانی است اما هیچ گوش شنوایی وجود نداشت، چرا؟

به خاطر آن كه كشورهای اروپایی خود را شریك این استعمار می دانستند و سود مشخص خود را از چپاول ثروت های منطقه به عنوان حق السكوت دریافت می كردند. امروز كه دیگر چپاولگری ها و خود رایی ها و خودخواهی های آمریكا از حد و مرز خود گذشته است، اروپا از این تغییر ملموس احساس خطر می كند و معتقد است آمریكا یك تهدید واقعی برای صلح جهانی است.»

پایگاه اینترنتی عرب سایت با ارایه تحلیلی می نویسد: «این كه در نظرسنجی های انجام شده توسط مطرح ترین انجمن های پژوهشی یا رسانه های خبری اروپایی مشخص می شود كه ملت های اروپایی معتقدند آمریكا تهدیدی برای صلح تلقی می شود یك واقعیت است و نباید به این واقعیت مشكوك یا مظنون شد.

متاسفانه زدوبندهای سیاسی معروف اروپا با ابرقدرت های جهان در رأس آن آمریكا برای چپاول ملت های منطقه پیشینه بسیار تاریكی در ذهن ملت های منطقه از اروپا باقی گذاشته است و همیشه موضع گیری های متناقض اروپا در مسایل منطقه به ویژه قضیه بحران فلسطین بر شك و تردید منطقه نسبت به بی طرفی اروپا به قضایای منطقه می افزود. اعتراف ملت های اروپا به خطرساز بودن آمریكا نسبت به صلح جهانی این بار در چارچوب زد و بندهای سیاسی یا سرپوش گذاشتن بر یكی دیگر ازرسوایی های ائتلاف غرب درنابودی منطقه نیست.

این بار ملت های اروپایی روح شرور آمریكا را از نزدیك مشاهده كرده اند و دیگر نمی توانند حقیقت را كتمان كنند.»در ادامه این تحلیل آمده است: «حقیقت آن است كه روح پلید حاكم بر ساختار دولت آمریكا منجر به بدنامی كل ملت این كشور شده است. این ساختار كه از گروهی آمریكایی صهیونیست تشكیل شده است، سالها است كه آمریكا را به ابزاری برای محقق ساختن اهداف اسراییل تبدیل كرده است. آمریكای امروز دیگر ابرقدرت سابق نیست.

در سابق آمریكا به عنوان پدرخوانده ای برای اسراییل تلقی می شد و در راستای حفظ منافع خود در منطقه، امنیت و موقعیت لازم برای اسراییل را نیز فراهم می كرد. امروز این مقوله برعكس شده است و این دولت اسراییل است كه برای آمریكا و منافع این كشور تصمیم می گیرد. از حادثه ۱۱ سپتامبر و مطرح شدن جنگ جهانی با تروریسم تا آغاز جنگ عراق همه تصمیمات كاخ سفید به دستور و خواسته مستقیم اسراییل انجام گرفته است.

واشنگتن اگر تنها درصدد تحكیم موقعیت خود در خاورمیانه بود این امر را می توانست به شیوه های مسالمت آمیزتری محقق سازد و نیازی به جنگ عراق و دشمنی با ایران و سوریه یا در افتادن با حزب الله لبنان و جنبش حماس نداشت.» در این تحلیل آمده است: «برای آن كه این موضوع مطرح شده را به صورت روشن تر و واضح تری برای خوانندگان عزیز تبیین كنیم جنگ عراق را به عنوان نمونه مثال می زنیم.

پیش از آغاز جنگ عراق دولت آمریكا ارتباطات بسیار قوی با نظام سابق عراق داشت. واشنگتن حامی اصلی دولت صدام بود. از همان آغاز تاسیس نظام بعث در عراق تا آغاز جنگ علیه این كشور كاخ سفید از هیچ حمایتی نسبت به حفظ قدرت بعثی ها در عراق كوتاهی نكرد. اگر حمایت های نظامی آمریكا در جنگ عراق با ایران وجود نداشت عراق هرگز نمی توانست این جنگ را ادامه دهد. در تمامی مدارك و اسناد به دست آمده در قتل عام و سركوب شورش های داخلی عراق تا جنگ با ایران رد پای حمایت های آمریكا از دولت بعثی عراق وجود دارد. سوال این است چرا ناگهان این معادله تغییركرد؟

جواب این سوال بسیار ساده است، نظام بعث سابق عراق در یك موضوع یعنی خصومت خود با اسراییل بسیار جدی بود و هرگز حاضر به تغییر این سیاست خود در قبال تل آویو نبود. حملات موشكی بغداد در جنگ اول خلیج فارس به تل آویو حكم پایان عمر نظام بعث در عراق را به امضا در آورد و مقامات مسوول اسراییلی عزم خود را برای براندازی حكومت صدام جزم كردند.»عرب سایت می نویسد: «جنگ آمریكا علیه عراق به معنای واقعی كلمه یك جنگ اسراییلی علیه عراق بود و اهداف این جنگ نیز كاملا اسراییلی بودند.

نظریه ارتباط حزب بعث سابق عراق با القاعده و دستیابی این نظام به سلاح كشتار جمعی درست پس از حادثه یازده سپتامبر انجام گرفت، حادثه ای كه تا به امروز ردپای اسراییل در آن به روشنی قابل مشاهده است و از همان آغاز نیز بسیاری از تحلیلگران و سیاستمداران آمریكایی و غیر آمریكایی به مشكوك بودن این حادثه و دست داشتن تل آویو در آن اشاره كرده اند. چیزی نگذشت كه در جریان ساختگی این بحران های بین المللی جنگ عراق آغاز شد و تا به امروز نیز شاهد ادامه بحران عراق و چپاول ثروت های ملی این كشور هستیم.

درك كردن این واقعیت یعنی تاثیر پذیری مستقیم سران كاخ سفید از اسراییل برای اروپایی ها نیز قابل قبول و قابل تحمل نبود. شاید بسیاری از اروپایی ها حامی اسراییل و تایید كننده سیاست های تل آویو در قبال كشورهای منطقه باشند اما سیاست های اروپایی قبل از هر چیز منافع ملی خود را در نظر می گیرد و پس از آن منافع اسراییل كه بالطبع در این زمینه نیز منافع مشترك اروپا و اسراییل با هم در نظر گرفته می شود اما آمریكا بر این اساس اقدام نمی كند و منافع ملی اسراییل را بر منافع ملی خود برتری می دهد و این به خودی خود می تواند برای نظام كشورهای اروپایی خطرناك و خطرساز باشد.»

در پایان این تحلیل آمده است: «عقب نشینی اروپایی ها از حمایت جدی آمریكا در زمینه پرونده هسته ای ایران ناشی از این واقعیت ملموس است. اروپایی ها كه از آمریكا در جنگ عراق حمایت كردند این بار به خوبی می دانند كه تلاش های آمریكا در زمینه پرونده هسته ای ایران نیز در راستای محقق ساختن اهداف اسراییل انجام می گیرد.

ایران چون عراق بلكه سفت و سخت تر از نظام سابق عراق بر خصومت و دشمنی خود با اسراییل اصرار دارد، بنابراین مطمئنا تل آویو درصدد محقق ساختن تراژدی خود علیه ایران به واسطه ابزارهای آمریكایی صهیونیستی در كاخ سفید است.

برای ثابت كردن این موضوع یعنی وابستگی تام آمریكا به اسراییل و تبدیل این كشور به ابزاری برای محقق ساختن اهداف اسراییل در منطقه دیگر نیازی به ارایه مدرك و سند نیست. آن چه كه امروز مهم است آن است كه ملت ها و حكومت های منطقه از نقطه ضعف های فعلی آمریكا برای جبران بسیاری از اشتباهات خود استفاده كنند، در غیر این صورت تك تك كشورهای منطقه هدف بعدی سردمداران آمریكایی صهیونیست خواهند بود؛ چرا كه امنیت اسراییل در منطقه تنها با از میان رفتن این كشورها یا تضعیف قدرت بازدارنده آنها محقق می شود.»