پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
بیداری اسلامی, چشم اندازهای آینده و هدایت آن

بدون شک، مسلمانان که دارای جمعیتی بالغ بر یکونیم میلیارد نفر هستند در میان کشورهایی با ملیتهای مختلف و مؤسسات از هم بیگانه و منافع زودگذرمتفاوت و گاهی متناقض پراکنده شدهاند. علاوه بر این، مسلمانان با این جمعیت زیاد خود تاکنون تلاش قابل توجهی را در راستای متحد ساختن و پرکردن شکاف بین صفوف آنان انجام ندادهاند.
بنابراین دلایل و عوامل دیگری جهان اسلام در معرض گزند تفرقه و چنگال تجزیه قرار گرفته است.بر ناظران آگاه به اوضاع مسلمانان پوشیده نیست که ارادهیی که وحی و قانون الهی آن را تضمین کردهاند، اگر چه از لحاظ تئوریپردازی و تفسیر حضور دارد، لکن از نظر اجرایی و عینی خبری از آن نیست.
قوانین سختگیرانه و مؤسسات سیاسی و نظامی چیرهدستی که از اقیانوس آرام تا به اقیانوس اطلس خود را بر مردم تحمیل کردهاند باعث شدهاند که بسیاری از مردم به گروههای سرّی و سازمانهای زیرزمینی و برخوردهای خشونتآمیز پناه ببرند تا بتواند به وحدانیت خدا اقرار کرده و شعار «ربنا الله» سر دهند. آنچه که تندروی نامیده میشود، برخاسته از اوضاع و شرایط طبیعی و جوامع فطری نیست. بلکه آنچه تندروی نام دارد- و اگر تداوم داشته باشد و قوت بگیرد تر و خشک را با هم میسوزاند- یک ارتداد و ارتجاع طبیعی است که از سرکوب و ستمی ناشی میشود که خود به تندروی دیگری منجر شده که با قوانین بینالمللی و شریعتهای آسمانی منافات دارد.
فاصلهی ناپسند طبقاتی، درد بیدرمانی است که گریبانگیر جوامع انسانی و اسلامی شده است. تا جایی که شاهد تمایل برخی از همکیشان خود به بعضی از گروههای اهل کتاب (یهود و نصاری) هستیم که سیاستهای داخلی و خارجی خود را به این شیوه، توجیه میکنند که مخالفان آنان افراطی، تروریست و متعصب بوده و در نتیجه، جنگ با آنها و نابودی ایشان جائز است. و اگر چنین وضعیتی ادامه یابد، همهی مسلمانان درگیر جنگهای خانمانسوز داخلی خواهند شد.
موج شدید تبلیغاتی که میخواهد جنبشهای اسلامی و جهادی، در دنیای امروز را تنها عامل آفتهای اجتماعی، کمبودها و انحرافات مردم معرفی کند، همگان را در بر گرفته است.
ما در ملأ عام اعلام میکنیم که اگر مجالی باشد تا اندیشهی اسلامی خود را عرضه کرد و محتوا و اسرار خود را بر زبان آورد، و نیز مسلمانان بتوانند با موافقان و مخالفان خود، بطور یکسان و با استفاده از رأی و استدلال به مناقشه و بحث و گفت وگو بپردازند، تاریخ (از نو) شکل گرفته و چندان پیشرفت خواهد کرد که با آنچه امروز شاهد آن هستیم، کاملاً متفاوت خواهد بود.
این فاصلهی بین حاکمان غیرمشروع و مردم تحت سلطهی آنان در طول تاریخ به جایی رسیده که به شکافی عمیق تبدیل شده که بدخواهان میخواهند از طریق آن به مؤمنان ضربه بزنند. در نتیجه، قدرتهای مستکبر و طغیانگر در تلاشاند در میان حاکمان مستبد و عامهی مردم نفوذ کنند. تا جایی که رئیسجمهور کنونی آمریکا، جورش بوش پسر، از جانب حکومت و ارتش آمریکا، از اعطای آزادی و حق تعیین سرنوشت و رشد اقتصادی و حاکمیت به مسلمانان سخن میگوید.
بدون شک، در میان مسلمانان افرادی ضعیفالنفس، مریضالقلب و کمعقل وجود دارند که به سوی هر که هتک حرمت مسلمانان میکند، دست دراز کرده و میپندارند که مژدهی نجات از جانب قدرتهای غاصب خواهد رسید.
به راستی که دوستی و جانبداری از چنین افرادی گروی است در دست نیروهای مهاجمی که در قرنهای اخیر حس دشمنی و خونریزی خود را به نمایش گذاشته و از هیچ جنایتی در حق مسلمانان دریغ نورزیدهاند.
اینان، نخستین کسانی هستند که برای هر که بخواهد سخن خود را، صرفنظر از حلال و حرام یا کفر و ایمان، بر کرسی بنشاند کف میزنند.
بدنبال این گروه کسانی قرار دارند که تسلیم شدن خود را توجیه میکنند. اینان پر به دهان خود میگویند: ظلم و ستم خویشان و نزدیکان دیگر قابل تحمل نیست. و اگر ما مسلمانان از تحکیم پایههای عدالت و احسان در جوامع خود عاجز هستیم و نمیتوانیم به خوبی بر یکدیگر حکومت کنیم، چارهای نداریم جز اینکه سلطهی نیروهای خارجی و بیگانه را بپذیریم، نیروهایی که اگر چه ملاحظاتی نسبت به آنها داریم ولی نیروهایی هستند انسانگرا و لیبرال و به شیوهای بر ما حکومت میکنند که در نهایت به مصلحت ما تمام میشود.
این منطقی ساده و جاهلانه است. ساده است چون به اقدامات نیروهای سلطهگر و مستکبر اعتراف نمیکند تا به کشورهای اطراف نگاهی بیفکند و ببیند که آمریکا به هر نقطهای از جهان که وارد شده باشد، حتماً آن را به فساد کشانده و عزیزان آن را خوار و ذلیل گردانیده است.
در طول تاریخ روش تقریبا ثابتی وجود دارد که جباران و ستمکاران آن را به کار میگیرند.
این روش سیاسی عبارتست از: استکبار حاکم مطلق در زمین، سیاست «تفرقهانداز، حکومت کن» و سیاست کشتار جمعی که به کاهش تعداد حاکمان ظالم و ملتهایشان منتهی میگردد. بطوری که پسران دشمنان خود را به منظور نابودی نسل آنان میکشند. و زنانشان را به قصد بهرهبرداری مادی و جنسی زنده نگه میدارند. و در هر دو صورت شهادت تاریخ و حجت قرآن برای آنان که قلبهایشان به مرض گمراهی مبتلا نشده، پابرجاست.
● عراق و فلسطین
تمام این واقعیات ما را به بحرانی که عراق و فلسطین از آن رنج میبرند، رهنمون میشود. و همه به روشنی میدانیم که عراق و فلسطین مورد تهاجم اشغالگرانی قرار گرفتهاند که هرچند در تاکتیک متفاوتند، ولی دارای یک استراتژیاند. اسرائیل و آمریکا هر دو با ارتکاب جنایت در حق ملتهای مظلوم سرزمینهای مقدس و بینالنهرین، مجرم به حساب میآیند. و رهایی از سلطه آن دو جنایتکار علاوه بر این که، یک حق قانونی است، یک وظیفهی شرعی نیز محسوب میشود.
کافی است که در اینجا، به این نکته اشاره کنیم که اشغال و غارت فلسطین بعد از آن صورت گرفت که صفحهی حکومت اسلامی پیچیده شد و استعمار با لشکریان و صفوف نظامی از شرق آسیا تا غرب آفریقا وارد کشورهای اسلامی شدند، و با فروکش کردن موج حکومت اسلامی، حکومتهای سکولار، ناسیونالیست و سوسیالیست، سرمایهداری، قبیلهیی، فئودالیته و غیره در کشورهای اسلامی بر سر کار آمدند و ارادهی ملتهای مسلمان را از امور اجرایی کوتاه کردند.
اما عراق و آنچه در آن روی میدهد باید در سطح بیداری و آگاهی اسلامی فراگیر مورد توجه قرار گیرد.
بعد از شکلگیری دایرهی کشورهای سکولار و ملیگرا توسط غرب در کشورهای اسلامی، عراق اولین کشور مزدور غرب است که مورد بیمهری آنان قرار گرفته و با آن تسویه حساب کردند. و این نه به خاطر عدم خدمت به مصالح و منافع غربیها بلکه به دلیل عدم موفقیت در شکست دادن اسلام سیاسی در همسایهی شرقی آن (ایران) و در داخل خود عراق بود. و این شاهدی است بر اینکه موج ملیگرا و سکولاری که با تمام حکومتها و سازمانهای متبوعش در مقابل ارادهی ملتهای مسلمان قرار گرفته، خود رو به اضمحلال، تفرقه و ضعف نهاده است.
فروپاشی سیاسی غرب در تلاشهای مجدانهی آنان جهت ریشهکن کردن دنیای اسلام نمایان است. و این بدین معنی است که دستگاههای اطلاعاتی و مؤسسات نظامی وسیاسی صهیونیزم، آمریکا و غرب علیه فعالیتهای اسلامی وارد عمل شده و دست به اقدامات تروریستی زده و آن را به مسلمانان نسبت میدهند.
آمریکا در عراق و اسرائیل در فلسطین، روشنترین تفسیر کفر و شرک و ظلم را به ما ارائه میدهند.
پس چگونه کسانی که خود را به خدا و رسولش و مؤمنان منتسب میدانند و به اسلام تظاهر میکنند به خود اجازه میدهند که بر تانکهای آمریکایی سوار شوند یا با کارشناسان صهیونیستی در منطقه به مشورت بنشینند. و بدون شک، این کار عین پلیدی، دشمنی و کید و حیله است.
میدانیم که بسیاری از مسلمانان به صورت قبیلهیی زندگی میکنند. و خطرناکترین این شیوهی زندگی، شکل مذهبی- قبیلهیی آن است. سنیها و شیعیان در موارد بسیاری از سنی بودن یا شیعه بودن خود سخن میگویند. گویی که هرکدام وابسته به یک قبیلهاند؛ یکی قبیلهی سنی و دیگری قبیلهی شیعه. بدون شک، این وضعیت وخیمترین حالتی است که مسلمانان بدان دچار شدهاند. تزلزل و عدم ثبات فکری است که ما را به این تعصب کشانیده است.
آرزومندیم که مسلمانان با تمام توان به تمسک به قرآن مبادرت ورزند؛ و از خدا میخواهیم که از کوتاهی ما و آنچه در توان ما نیست، درگذرد؛ و یقیین داریم که هر که (دین) خدا را یاری کند، خدا به یاریش میشتابد.
محمد عاصی: محقق و پژوهشگر مسلمان آمریکایی
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست