یکشنبه, ۳۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 July, 2024
مجله ویستا

شاعری از شرق


شاعری از شرق

محمد الماغوط شاعر و ادیب سوری در سال ۱۹۴۳م در شهر سلمیه از شهرهای استان حماه متولد شد او در آنجا تحصیلات آغازین خود را گذرانده و سپس به عنوان روزنامه نگار مشغول به كار شده و مدیرمسئولی و سردبیری مجله «الشرطه السوریه» «پلیس سوری» را به عهده گرفت وی پس از آن در روزنامه «تشرین» و مجله «المستقبل» به نگارش مقالات و آثار خود مشغول شد با گسترش فعالیت وی دیگر جراید و مجلات عربی نیز خواهان حضور وی در صفحات اصلی نشریات خویش شدند

● یادداشتی درباره محمد الماغوط

محمد الماغوط شاعر و ادیب سوری در سال ۱۹۴۳م در شهر سلمیه از شهرهای استان حماه متولد شد. او در آنجا تحصیلات آغازین خود را گذرانده و سپس به عنوان روزنامه نگار مشغول به كار شده و مدیرمسئولی و سردبیری مجله «الشرطه السوریه» «پلیس سوری» را به عهده گرفت. وی پس از آن در روزنامه «تشرین» و مجله «المستقبل» به نگارش مقالات و آثار خود مشغول شد. با گسترش فعالیت وی دیگر جراید و مجلات عربی نیز خواهان حضور وی در صفحات اصلی نشریات خویش شدند.

آثار عمده وی شامل نمایشنامه های اجتماعی _ سیاسی كه در زمره معروف ترین نمایشنامه های عرب هستند و نیز دیوان های شعری زیر است:

«حزن فی ضوء القمر» (۱۹۵۹م)، «غرفه بملایین الجدران» (۱۹۶۴م)، «الفرح لیس مهنتی» (۱۹۷۰م)، «خارج السراب» (۱۹۹۹م)، « الاعمال الكامله» (۱۹۷۳م) و «دیوان الماغوط».

برخی از آثار نمایشی و داستانی او نیز عبارتند از:

نمایشنامه ها:

«العصفور الاحدب» (۱۹۷۶م)، «المهرج» (۱۹۷۴م ) و «المارسلیز العربی» (۱۹۷۵م).

و داستان:

«الارجوحه» (۱۹۲۲م) و « سأخون وطنی: هذیان فی الرعب و الحریه».

محمد الماغوط همواره در كنار ادونیس (علی احمد سعید)، جبرا ابراهیم جبرا و انسی الحاج به عنوان عضو موسس و پایه گذار قصیده النثر یا همان شعر سپید عرب به شمار آمده است. این قصیده اولین بار در سال ۱۹۶۰م ظهور یافت و به عنوان قصیده ای مدرن و عاری از هر گونه وزن و قافیه توسط كسانی چون ادونیس به جامعه عربی عرضه شد. قصیده ای با قسمت های غالباً كوتاه كه مبین غم و شادی و دیگر عواطف انسانی است.

تراژدی محمد الماغوط ۷۵ساله مقیم دمشق این است كه در اتاقی تاریك به نام خاورمیانه متولد شده است. او از زمان انتشار اولین مجموعه اش«حزن فی ضوء القمر» در تلاش بوده تا با گشودن پنجره های این فضای ظلمانی دنیا را باور كرده و قدری از آزادی را مزه مزه كند. منتهای همت او تغییر و برهم زدن شرایط موجود، آن هم به تنهایی است. تنها سلاح ماغوط در این عرصه شعر است.

محمد الماغوط جزء پرچمداران قصیده النثر است كه همواره سعی در رهایی از قالب ها و فرم ها داشته و نیز از توجه به بحران های سیاسی _ اجتماعی جامعه غافل نمانده است. ماغوط خود آینده ای متصور برای بقعه تاریك شرق عربی است و همواره در گردونه سنت گرایی و رهایی از آن به سوی مدرنیسم گرفتار بوده است.

بهانه حضور او در حلقه نوگرایان و حامیان رفرم و اصلاح به واسطه ادونیس بود. در یكی از این محافل صاحبان و بنیانگذاران مجله شعر، ادونیس نسخه ای از این مجله را به او تقدیم می كند.پس از این ادونیس برخی از آثار جدید ماغوط را خوانده و حاضران را غرق در شگفتی و حیرت می كند. شاید آنان از خود می پرسند كه این اشعار از كیست؟ بودلیر، رمبو؟ اما ادونیس بلافاصله به جوانی غریب و ناشناخته، ساده پوش و ژولیده حال اشاره می كند و می گوید این همان شاعر است.

با مشاهده زندگی این شاعر بزرگ درمی یابیم كه ساعات یمن و خوشوقتی برای او دیری نپائیده و او همواره در كشاكش بحران های متعدد بوده است. نمایشنامه معروف «العصفور الاحدب» و اثر شعری «الفرح لیس مهنتی» از جمله آثاری هستند كه در این دوران آشوب زده خلق شده و در طاقچه غبار نشسته عزلت او پنهان مانده است.اما حركت او در زمینه شعر سپید حركتی آرام و پیوسته بوده و او می كوشد تا تجربه ای جدید در حوزه شعر كسب كند. ماغوط معتقد است قصیده النثر (شعر سپید) با آزادی كامل موجود در آن، شاعر را وارد عرصه های جدید می كند كه آنها نیز حلقه هایی برای پیوستن به دنیایی وسیع ترند. ماغوط از جمله مبارزان با تحجر است كه وارد كارزاری سخت شده تا شعر موجود را از زنجیر شكل رهایی بخشد.

وی هنگامی سخن از حركت جدید شعر معاصر می گوید كه در برابر آن جبهه ای واحد تشكیل شده و جراید، آكنده از اشك و آه محافظه كاران نگران نسبت به سرنوشت شعر است.

محمد الماغوط معتقد است موهبت شعری ساده و صادقانه و به دور از پیرایه های زائد می تواند خالق آثاری بدیع و بكر در زمینه شعر سپید عرب گردد.

این ویژگی مهمترین عامل تمایز وی با دیگر مدعیانی است كه چهره ناخوشایندی از قصیده النثر ارائه كرده، چرا كه هیچ بهره ای از فطرت شاعرانه نبرده اند.

قصاید نثریه ماغوط به همت نشر دارالعوده بیروت در مجموعه ای كامل به چاپ رسیده و بیشتر متكی بر سه موضوع: رنج و حرمان، بدبینی و وطن پرستی است.

وی در قصیده ای با عنوان « ایها السائح» چنین می گوید:

«كودكی ام دور... و كهنسالی ام دور

وطنم دور... و تبعیدگاهم دور

ای گردشگر

عینك نزدیك بینت را به من بده شاید دستی یا محرمی را در این هستی بیابم كه به من اشاره كند

مرا به تصویر كشید و من گریان بودم

و من با جامه های مندرسم در ورودی هتل خم می شوم

و بر پشت آن عكس می نویسم:

این شاعری از شرق است.»

محمدمهدی سمتی