شنبه, ۲۶ خرداد, ۱۴۰۳ / 15 June, 2024
مجله ویستا

شهید مرضیه عاملی


شهید مرضیه عاملی

▪ تاریخ تولد :۱۳۴۱
▪ نام پدر :ابوطالب
▪ تاریخ شهادت : ۱۳۶۲
▪ محل تولد :اصفهان /گلپایگان /-
▪ طول مدت حیات :۲۱
▪ محل شهادت :کوت عبدالله
مرضیه عاملی در سال ۱۳۴۱ در یکی از محلات گلپایگان …

تاریخ تولد :

۱۳۴۱

نام پدر :

ابوطالب

تاریخ شهادت :

۱۳۶۲

محل تولد :

اصفهان /گلپایگان /-

طول مدت حیات :

۲۱

محل شهادت :

کوت عبدالله

مرضیه عاملی در سال ۱۳۴۱ در یکی از محلات گلپایگان و در خانواده‌ای که سخت پایبند به شریعت محمدی (ص) بود پا به عرصه گذاشت. پس از طی دوران تحصیلی ابتدایی، به دلیل نوع کار پدر به چالوس آمد و تحصیلات دوران راهنمایی را در این شهر سپری کرد. مهم‌ترین خصیصه دوران کودکیش پوشیدگی و محجوبیت خاص او بود. ویژگی و برجستگی‌ای که در باور کوچک و مسئولین مدرسه‌اش نمی‌گنجید و آن‌ها را به بی‌حرمتی نسبت به او وا می‌داشت.

در جریان انقلاب اسلامی با پخش کردن بیانیه‌ها و اعلامیه‌های امام و دیگر شخصیت‌های مذهبی، فعالیتی گسترده را آغاز کرد و انقلاب فرصتی شد تا با اشاعه اندیشه‌های اسلامی خود پرداخته و وظیفه هدایت نسل جوان را بر عهده گیرد.

فعالیت او در بسیج خواهران و ورود او به سپاه پاسداران و عزم و توان او در انجام رسالت محوله، منافقین کوردل را بسیار می‌آزرد، بطوری که خشم و کینه‌ی آن‌ها نسبت به او آنقدر بالا گرفت که او را مورد ضرب و شتم قرار دادند. شدت جراحات وارده از این حمله به حدی بود که او را روانه بیمارستان کرد. مدتی بعد حتی یک بمب‌گذاری برای ترور اندیشمند جوان و پرشور شهر نیز ترتیب یافت که به مدد هوشیاری اطلاعات سپاه عقیم ماند.

اما نه حمله و نه تهدید هیچ‌‌کدام در او تأثیر نکرد و او مقتدرانه در بسیج و سپاه ماند. قلب مهربان، مظلومیت، صبر و ادب سرشارش بر محبوبیتش افزود. اما این تازه گوشه‌ای از خصال نیکوی او بود. ایثارش در کمک‌هایش به جبهه با همان حقوق ناچیز سپاه تجلی داشت. در سلام بر همه حتی کودکان پیشی می‌گرفت و بسیار متکی به خود بود. آن‌چنان گوش به فرمان و مشتاق و عاشق امام بود که امکان نداشت امام (ره) سخنرانی کرده باشد و او آن را نشنیده و تحلیل نکرده و صبح روز بعد به اطلاع همگان نرسانده باشد. تنها بیست بهار از عمرش گذشته بود که به عقد ازدواج مردی درآمد که تنها داراییش جبهه، جهاد و سنگر و مبارزه بود. روز دوازده دی ماه سال ۶۱ پیوندی خجسته و آسمانی بین مرضیه عاملی و سردار محمدابراهیم موسی‌پسندی بسته شد که هیچ‌گاه حتی در زمان شهادتشان نیز از هم گسیخته نشد. موسی پسندی یک روز پس از ازدواج همسرش را به هم سفری در جاده جنگ فراخواند و او نیز لبیک گفت و با او به پادگان شهید بهشتی اهواز رفت. سردار در نامه‌ای به فلسفه این کار اشاره می‌کند و می‌نویسد:« دلم می‌خواست که تو در کنارم باشی و به خداوند تبارک و تعالی عرض می‌کردم که ای مولای من! و ای آقای من! من برای خدمت به تو، عیالم را هم به منطقه آوردم تا شاهد تلاش بیشتر من باشی و من جهادم را گسترش دادم. جهاد با نفس و جهاد با شرک کفر و الحاد.»

عشق و الفت ابن دو لحظه‌ای کاستی نگرفت. سردار در نامه‌ای دیگر می‌نویسد: (( من آن گریه تو را، در آخرین دیدارمان، در منزلمان در روز جمعه فراموش نمی‌کنم. نبین که من در ظاهر گریه نکردم اما در دل آن مقدار که توانستم اشک ریختم! تا شاید تو ناراحت نشوی. من تو را از ته قلب می‌خواهم و تنها یک دیدار با تو دنیایی تازه و دیگر به من می‌دهد.....))

طومار زندگی‌ شهیده عاملی و همسرش سردار موسی پسندی در جمعه ششم اردیبهشت در یک حادثه رانندگی و به هنگام مأموریت به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل در سال ۱۳۶۲ در منطقه کوت عبدا... در سن ۲۱ سالگی بسته شد تا در جای دیگر و در حیاتی طیبه و پر فیض که سرشار از حضور عشق حقیقی است بازگردد.

منبع:مجله ی عشق و آتش