شنبه, ۳۰ تیر, ۱۴۰۳ / 20 July, 2024
مجله ویستا

لبنان به کجا می رود


لبنان به کجا می رود

تحلیل یک جنگ داخلی کنترل شده

حوزه سیاسی لبنان به شکستگی بین قاره ها شباهت دارد، یعنی منطقه یی که تکان های بسیار آن سوتر، در این شکستگی خود را نشان می دهد و همه چیز را می لرزاند. برخی را به فراز و برخی را از فراز به فرود می راند. بدین لحاظ، فعل و انفعال های سیاسی و نظامی در لبنان بیشتر انعکاس معادلاتی است که در اقصی نقاط دور و نزدیک شکل می گیرد یا در حال فسخ شدن است. به قول یک تحلیلگر امور خاورمیانه

۱) لبنان کشوری است متشکل از اقلیت هایی که هرگز تکلیف هویت ملی آنان روشن نشده است.

۲) کلیه بازیگران عمده این کشور دارای متحدان منطقه یی یا بین المللی هستند که یا به نیابت آنان سرکوب می کنند یا به نیابت از دیگران سرکوب می شوند.

در این میان دو نیروی بسیار طرفدار و بسیار مخالف امریکا در لبنان با یکدیگر در کشمکش دائمی به سر می برند. امریکا، اسرائیل، عربستان سعودی و نفوذ کشورهای عربی طرفدار غرب از یک سو در لبنان نقش بازی می کنند و از سوی دیگر ایران، حزب الله و سوریه در پی برقراری ثبات و موازنه یی هستند که جبهه مقابل را برنمی تابد. در چنین شکل بندی، در هر شرایطی که موازنه سیاسی بیروت به سوی حزب الله متمایل شود، این پیروزی از سوی ایران و سوریه یک دستاورد و از سوی امریکا و کشورهای عربی شکست غیرقابل قبول خواهد بود. به مفهوم دیگر، اگر حزب الله در بالای هرم قدرت جای گیرد مخالفان آن را به معنی تسلیم لبنان به منویات تهران و اتصال سازماندهی شده خلیج فارس به دریای مدیترانه تعبیر خواهند کرد.

اما این تمام ماجرا نیست. ائتلاف پی درپی و نیز انشقاق دائم گروه های مختلف مسیحی با طیف های مختلف سنی و حتی با شیعیان حاکی از تقلای لبنان برای شکل دهی به هویتی است که استواری چندانی ندارد به همین دلیل است که مناقشه ها در لبنان با توافق بر سر حداقل ها به پایان می رسد و طرفین منازعه همواره تسلیم این واقعیت می شوند که «نه غالب باشند و نه مغلوب».

● وزن حزب الله در لبنان

با وجودی که ۱۵ سال جنگ داخلی لبنان (۱۹۹۰-۱۹۷۵) نام این کشور را همواره در صدر اخبار و تحولات خاورمیانه پس از فلسطین قرار داد، امروزه نام حزب الله فراگیرترین عنوانی است که لبنان را تداعی می کند. به عبارت دیگر از تابستان دو سال قبل که حملات اسرائیل به جنوب لبنان با مقاومت و سرسختی حزب الله مواجه شد و اسرائیل برای اولین بار از دستیابی به یک هدف نظامی بازداشته شد حزب الله در واقع صحنه گردان سیاسی لبنان بوده است. از ۱۴ آگوست ۲۰۰۶ توافق آتش بس بین حزب الله و اسرائیل به امضا رسید و پیرو آن با تصویب قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت مبنی بر خلع سلاح حزب الله، عملاً لبنان به سوی موازنه یی متمایل شد که حزب الله تلاش می کرد مختصات آن را ترسیم کند. به عبارت دیگر عقب راندن ارتش اسرائیل از مرزهای جنوبی لبنان این پرستیژ و توانایی را به حزب الله داد تا به عنوان دولت قدرتمند لبنان پیروزی نظامی خود را تبدیل به دستاوردی سیاسی در معادلات این کشور کند.

بسیج هواداران حزب الله در ۸ مارس به خیابان های بیروت و فشار به دولت فواد سنیوره برای پذیرش شرایط حزب الله آغاز این تحول بزرگ بود.

حزب الله با حمایت متحد خود میشل عون فرمانده سابق ارتش لبنان و رهبر «جنبش آزاد میهن پرستی» با فشار به دولت سنیوره خواستار تقسیم دوباره اهرم های اجرایی یا کرسی های دولت به نفع اقلیت پارلمان شد.

در شرایطی که حزب الله دولت لبنان را دولتی غیرقانونی می نامید در پشت این جدال، چالش های بزرگ تری پنهان بود از جمله ارتقای نقش شیعیان در سیستم سیاسی لبنان، تثبیت نیروی نظامی حزب الله به رغم توافق بین المللی برای خلع سلاح، تامین منافع سوریه و تسهیل ادامه کنترل این کشور از سوی سوریه و در نهایت از تب و تاب انداختن تعقیب قضایی سوریه به عنوان عامل ترور رفیق حریری و از همه مهم تر، ممانعت از برخورد دولت لبنان با آنچه در منطقه تثبیت یا گسترش نفوذ ایران نامیده می شود.

چالش حزب الله با دولت مورد حمایت امریکا در لبنان به دو پیروزی برای هر یک از این جناح ها منجر شد. به رغم کنار کشیدن وزرای حزب الله، دولت سنیوره موفق به حفظ شاکله کابینه شد و با وجود فشارهای شدید داخلی سقوط نکرد، اما حزب الله و اقلیت پارلمان نیز در عوض موفق شدند مانع انتخاب رئیس جمهور جدید شوند. حزب الله معتقد است تا ترکیب جدیدی برای کابینه مورد توافق قرار نگیرد و در قوانین انتخاباتی تجدید نظر نشود برای انتخاب رئیس جمهور همکاری نخواهد کرد. بدین ترتیب ادامه کار دولت در کشوری که از شش ماه پیش رئیس جمهور ندارد و به رغم ۱۹ بار تشکیل جلسه، پارلمان موفق به انتخاب رئیس جمهور نشده بحرانی شکل گرفت که قدم به قدم به رویارویی نظامی نزدیک تر شد.

● تغییر موازنه به ضرر حزب الله با ترور مغنیه

از عجایب تحولات خاورمیانه این است که عماد مغنیه فرمانده عملیات برون مرزی حزب الله تمام تلاش خود را صرف مبارزه با گسترش نفوذ امریکا و اسرائیل در خاورمیانه کرد اما در نهایت - حداقل تا آنجایی که تاکنون آشکار شده - عامل ترور وی شبکه های امنیتی کشورهای عرب بودند. از نظر دولت سنیوره و حامیان غربی آن، ترور مغنیه شکافی عمیق در سازمان نظامی حزب الله پدید آورد، در نتیجه سازماندهی برای زدن دیگر شاخه های نظامی و امنیتی حزب الله آغاز شد. موج جدید تبلیغاتی علیه حزب الله به راه افتاد و پیرو آن حزب الله متهم به برقراری روابط نظامی امنیتی با جریان های نظامی داخل عراق شد.

حداقل زمان بندی اعلام اینکه حزب الله لبنان به نیروهای مقاومت شیعه عراقی آموزش می دهد زمینه سازی برای جریان سازی علیه حزب الله و ایران بود. موج این فشار در شرایطی افزایش یافت که تحرکات نظامی جدید علیه امریکایی ها در عراق دوباره افزایش یافته و گفت وگوهای تهران و واشنگتن نیز پیرامون آینده عراق حداقل برای مدتی قطع شد.

تیرگی روابط حداقلی ایران و امریکا در مذاکره پیرامون عراق تاثیر خود را در تصمیم هفته گذشته دولت لبنان از خود باقی گذاشت و مقام های دولت سنیوره در اقدامی سازماندهی شده اعلام کردند حزب الله در باند فرودگاه بیروت دوربین های جاسوسی نصب کرده و رئیس یگان حفاظت از فرودگاه بیروت نیز از افسران وابسته به حزب الله است که رفت و آمد مقام های سیاسی لبنانی را کنترل می کند.

دو روز بعد وقتی دادستان کل لبنان اعلام کرد شبکه مخابراتی مستقل حزب الله حاکمیت کشور لبنان را نقض می کند و حزب الله باید شبکه مخابراتی خود را جمع کند عملاً لبنان در آستانه یک درگیری قرار گرفت.

تسلیم نشدن حزب الله به شرایطی که دادستان و مقام های دولت لبنان اعلام کردند، بی تردید منجر به ایجاد موانع دیگری علیه حزب الله می شد و گروه ۱۴ مارس به ریاست سنیوره و سعد حریری با حمایت رسانه های غربی به دستاورد بزرگی می رسیدند.

● آغاز جنگ داخلی کنترل شده

سخنرانی پنجشنبه گذشته سیدحسن نصرالله رهبر حزب الله که به دلایل امنیتی به صورت مصاحبه ویدئوکنفرانس برگزار شد علیه هواداران دولت لبنان از جمله ولید جنبلاط رهبر تبلیغاتی مخالفان بود. نیروهای حزب الله روز پنجشنبه به صورت نظامی در خیابان های بیروت ظاهر شدند و روز جمعه پس از فقط ۶ ساعت درگیری کنترل شده عملاً مهم ترین بخش پایتخت یعنی غرب بیروت را که قلب سیاسی، تجاری لبنان محسوب می شود به اشغال خود درآوردند.

سیدحسن نصرالله در شرایطی قرار گرفت که اگر تمام توان نظام نیروهای شبه نظامی خود را به صحنه نمی آورد بی تردید ابتدا کنترل فرودگاه بیروت را از دست می داد و پس از آن باید منتظر اجرایی شدن قطعنامه ۱۷۰۱ برای خلع سلاح نیروهایش می شد.

از یک سو لحن سخنرانی سیدحسن نصرالله دربردارنده همه تهدیدهای معمول در جنگ های داخلی کشو رهای بی ثبات بود- تهدید به شلیک، مقابله به مثل، دستگیری مخالفان و...- از سوی دیگر مردان مسلح حزب الله تقریباً بدون اندک مقاومتی خیابان «حمرا» را که در واقع محل سکونت اعضای دولت و پارلمان بود به اشغال درآوردند. بستن شاهراه منتهی به فرودگاه بیروت نیز بدان لحاظ صورت گرفت که مخالفان حزب الله اطمینان یابند تصمیم حزب الله برای تحمل یا شروع جنگ داخلی جدی است.

به زودی عکس های رزمندگان حزب الله در خیابان های بیروت منتشر شد که اکثراً در وضعیت جنگی قرار نداشتند. عکس های مردان مسلح حزب الله در شلوار جین و تی شرت آستین کوتاه که بعضاً جملات انگلیسی روی آن نقش بسته بود انعکاس شرایط جدیدی بود که بر بیروت حاکم شده بود. بسیاری از خبرگزاری ها عکس های این رزمندگان را در پست های دیده بانی یا روی خاکریزها در حالی نشان می دادند که قلیان می کشیدند یا مشغول صرف چای بودند.

عکس سربازانی که در سایه جنگ داخلی به قلیان کشیدن مشغول هستند فقط حاکی از آن بود که حزب الله در اداره امور امنیتی و کنترل خیابان های شهر با مشکلی مواجه نیست و عملاً هیچ کس تهدیدی برای حزب الله محسوب نمی شود. در چنین شرایطی دولت لبنان سرنگون نشد اما آشکار شد که حزب الله عملاً توانایی سرنگون کردن دولت را دارد و برای دولت راهی جز استعفای جمعی باقی نماند. موازنه جدید در شرایط و به سرعتی برقرار شد که سنیوره و هواداران او اقدام حزب الله را کودتای حزب الله نامیدند. با توجه به موفقیتی که هیچ کس انتظار آن را نداشت برخی منابع احتمال اقدام پیشگیرانه امریکایی را مطرح کردند. از آنجا که ناو امریکایی Uss Cole نیز راهی سواحل مدیترانه شده بود و سیدحسن نصرالله اعلام کرد هرگونه مداخله امریکا در تحولات لبنان باعث خواهد شد حزب الله از آن خطوط قرمزی که هنوز عبور نکرده، عبور کند. احتمالاً منظور حزب الله از این تهدید اشغال ساختمان نخست وزیری یا حتی پارلمان لبنان می تواند باشد.

پیش از این امریکایی ها اقدامات سازماندهی شده یی را علیه حزب الله انجام داده بودند. حزب الله به عنوان گروهی تروریستی در لیست سیاه امریکایی ها قرار گرفت، با هماهنگی امریکا قطعنامه ۱۷۰۱ در شورای امنیت به تصویب رسید که خواستار خلع سلاح حزب الله شد. حمله اسرائیل به جنوب لبنان با تشویق امریکا صورت گرفت و در نهایت امریکا با حمایت همه جانبه از دولت لبنان فواد سنیوره و شیعیان نظامی جنوب لبنان را در معرض مقابله نظامی با یکدیگر قرار داد.

به این ترتیب مقاومت لبنان در شرایطی دست برتر را در این کشور به خود اختصاص داده است که برخلاف حماس از تجربه نظامی قابل توجهی در مقابله با اسرائیل برخوردار است.

نظام مالی و پولی حزب الله و شبکه های خدمات رسانی و خیریه آن بسیار کاراست و از همه مهم تر یک فرودگاه بین المللی در اختیار دارد که به واسطه آن می تواند شریان های لبنان را کنترل کند.

ولید جنبلاط در شرایطی که در منزل تحت حفاظت خود زندانی شده بود به نبیه بری پیغام داد که به سیدحسن نصرالله بگو ما جنگ را باختیم و تو بردی. حال بیا مذاکره کنیم. سعد حریری نیز از سیدحسن نصرالله خواست از غلتیدن لبنان به جنگ داخلی جلوگیری کند. ولید جنبلاط که در میان سیاسیون لبنان به شوخ طبعی و رک گویی شهرت دارد، همچنین گفت؛ امریکا در لبنان شکست خورد و کاخ سفید باید به آن اعتراف کند. ما دیگر هیچ کاری نباید بکنیم جز اینکه ببینیم حزب الله، چه خوابی برایمان دیده است. از حالا به بعد آنها هر کاری بخواهند می توانند در لبنان انجام دهند.

● نقش ارتش لبنان

ارتش لبنان طی سال گذشته حدود ۴/۱ میلیارد دلار کمک تسلیحاتی و آموزشی از امریکا دریافت کرده است. حدود سیصد میلیون دلار صرف تعلیم نیروی های امنیت داخلی شده است. این نیروها که از تجهیزات کافی برخوردار بودند از درگیر شدن در منازعه با حزب الله منع شدند. دسته های خیابانی هواداران سنیوره و سعد حریری که به نظر می رسد از سوی عربستان سعودی تامین می شوند برای مقابله با یورش نظامیان حزب الله کارایی چندانی نداشتند. سازمان ارتش نیز از ترس پاره پاره شدن عملاً در هیچ یک از حوزه های درگیری وارد نشد. ارتش لبنان متشکل از افسران شیعه، سنی و مسیحی است. نقش افسران شیعه در سازمان ارتش قابل توجه است و طیف هایی از افسران سنی و مسیحی نیز یا در طیف مخالفان دولت قرار دارند یا تمایل به درگیر شدن در جنگ داخلی ندارند. به این ترتیب طی دو سه روز اول تنها نقشی که سربازان ارتش در مقابله با مردان مسلح حزب الله و آرام کردن گروه های هوادار دولت به عهده گرفتند شلیک تیر هوایی بود تا دو طرف از یکدیگر فاصله بگیرند و درگیر نشوند.

● آینده لبنان

لبنان اکنون در شرایطی قرار گرفته است که پیش بینی آینده آن از هر زمانی دشوارتر است. به رغم اینکه انشقاق و موازنه سیاسی در این کشور شکل جدیدی به خود گرفته اما احتمال رسیدن به مصالحه یی که لبنان را به سوی ثبات و امنیت هدایت کند بسیار کم به نظر می رسد. در شرایط فعلی حزب الله لبنان با اشغال ۶ساعته پایتخت این کشور موفق به بلعیدن دولت این کشور شده است. فعل و انفعال فوق به مفهوم آن نیست که حزب الله موفق به تشکیل دولتی باثبات در این کشور شود. حضور بازیگران قدرتمند منطقه یی و بین المللی و منافع طرف های دورتر که بنا بر تفسیری امنیت یا ناامنی لبنان را موجب امنیت یا ناامنی خود می بینند عاملی است که مانع شکل گیری ثبات - به هر قیمت - در این کشور می شود.

اسرائیلی ها که چندی پیش تجربه پیروزی حماس را در انتخابات فلسطین از سر گذراندند احتمالاً در مقابل لبنانی که حزب الله دولت آن را اداره کند ساکت نخواهند نشست.

اینکه حزب الله چقدر توانایی و انعطاف داشته باشد تا برخلاف حماس قدرت سیاسی و نظامی خود را به چانه زنی دیپلماتیک تبدیل کند عاملی است که آینده منطقه یی و بین المللی حزب الله را رقم خواهد زد. ادامه چالش جبهه متحد امریکا، اسرائیل و کشورهای عربی با اتحادیه متشکل از کشورهای ایران، سوریه و حزب الله تاثیر اساسی بر آینده سیاسی کشور لبنان و حزب الله خواهد داشت. امریکایی ها هنوز نگران آینده حاکمیت سیاسی عراق هستند و دولت جرج بوش ماه های آخر استقرار در کاخ سفید را می گذراند. شرایط فوق احتمال تمرکز فوق العاده وزارت خارجه امریکا بر تحولات لبنان را غیرمحتمل می سازد. اما در یک تحول احتمالی، به قدرت رسیدن باراک اوباما نامزد حزب دموکرات بر کرسی ریاست جمهوری امریکا منجر به روی کار آمدن تیم جدیدی در وزارت خارجه و پنتاگون خواهد شد که احتمالاً مواضع آنان تفاوت آشکاری با محافظه کاران و کاخ سفید خواهد داشت. در آن صورت احتمالاً نمی توان انتظار آن را داشت که وزارت خارجه امریکا هر تحولی را در لبنان به نفع یا ضرر منافع ملی امریکا مورد ارزیابی قرار دهد.

از همه مهم تر اینکه لبنانی ها اعم از شیعه و سنی به چه میزانی تحمل جناح های سیاسی رقیب را داشته باشند عاملی است که بیش از بقیه عوامل در آینده کشور نقش بازی خواهد کرد.

نظام های غربی به این امر عادت دارند که گروه رقیب جناح حاکم کرسی های قدرت را اشغال کنند و آزمونی برای اداره میان مدت کشور از خود باقی بگذارند؛ امری که به چرخش قدرت سیاسی در بین مدعیان مطرح یک نظام سیاسی منجر می شود.

یک تفسیر اشغال برق آسا و بدون درگیری پایتخت لبنان از سوی حزب الله حمایت مردمی از این گروه است، هرچند مخالفان لبنانی حزب الله آن را کودتای حزب الله نامیده اند. توافق لبنانی ها برای برگزاری انتخابات آزاد در این کشور شاهراهی است که لبنان را از بن بست سیاسی دو سال اخیر می رهاند. در شرایطی که جناح های سیاسی رقیب برای برگزاری انتخابات آزاد و شفاف در آن صورت شاهد لبنانی خواهیم بود که نه دولت خواهد داشت، نه پارلمان، نه رئیس جمهور. در غیر این صورت و در شرایطی که جناح های سیاسی لبنان با حزب الله از در مصالحه درنیایند و باید انتظار لبنانی را داشت که اداره ناپذیر باشد و غیرقابل کنترل.

فرزانه روستایی