پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
آیا اعتبار حقیقت, همان اعتبار جامعه است
برخلاف بری بارتر (۱) كه در آثار اولیه خود عمدتا آرا و اندیشههای جامعه شناسان، خصوصا جامعه شناسان معرفت، را مورد و ارزیابی قرار میداد دیوید بلور (۲) ، بنیانگذار و نظریه پرداز دیگر معرفتشناسی اجتماعی مكتب ادینبورا، توجه خود را عمدتا معطوف به دو دسته از فیلسوفان كرده است: فیلسوفان تحلیل زبانی و فیلسوفان علم.
در بررسی و تحلیل دقیق آثار اولیه بلور، سه تعلق یا تعهد آشكار میشود كه در زنجیره همه اندیشههای او به طور منظم و مستمر حضور دارد. مهمترین این تعلقات، تلاشهای مداوم و پیگیر بلور است تا رویكردی صرفا جامعهشناختیبه علوم طبیعی، و نیز به ریاضیات و منطق، اخذ و استنتاج كند. موضوع دوم كه حائز اهمیت و دائما مطرح است، اتكای كلی و تمام و كمالی است كه به علم و نهاد پر پیچ و خم آن دارد. بلور در مواقع ضروری به تلویح و به تصریح از علم نیز دفاع میكند. تعلق دیگری كه رویه دیگر علم گرایی بلور را تشكیل میدهد، مخالفت وی با فلسفه، به طور كلی است، و با مكاتب فلسفیای به طور اخص كه نگرشی انتقاد آمیز نسبتبه علم دارند. سومین تعلق بلور به ماركسیسم است كه جلوههای مختلفی پیدا میكند. این تعهد ضمنی شاید به طور طبیعی با مواضع ضد ما بعدالطبیعی وی پیوند خورده است. پیش از اینكه جنبههای مختلف پیدایش و تطور مكتب ادینبورا را مورد تحلیل دقیق فلسفی قرار دهیم، جا دارد نكتهای را كه به لحاظ تاریخی اهمیت دارد گوشزد كنیم، و آن این كه دیوید بلور نخستین بار، در سال ۱۹۷۳، صورت بندی بسیار مختصر و مفیدی از اصول مكتب ادینبورا رسما اعلام میكند، به گفته وی: و تقارن (۶) برنامه تمام عیار جامعه شناسی معرفتخوانده خواهد شد» (دیوید بلور، ۱۹۷۳ الف: ص ۱۷۴) در ادامه مقاله به طرح و ارزیابی سه موضع فوق در آثار بلور میپردازیم.
۱) تعهدات ماركسیستی و ضد ما بعدالطبیعی
آشكارترین تجلی این دلبستگی در یكی از اولین مقالات بلور به چشم میخورد كه به تبیین ماهیت دیالكتیكی مجازها (۷) پرداخته است. در این مقاله با به كارگیری واژگانی كه مری هسی، (۸) فیلسوف معاصر فلسفه علم، طرح كرده دیدگاه تعاملی مجازها را بدین صورت توصیف میكند كه «عمل به وجود آوردن یك مجاز، یعنی عمل قرین ساختن مفاهیمی از دو دستگاه، هر دو آنها را تغییر میدهد» (بلور، ۱۹۷۱ الف: ص ۴۳۳; تاكید از راقم این سطور).
دو دستگاه مورد اشاره عبارتند از: دستگاه اولیه، كه اشاره به چیزی دارد كه ما خواهان فهم یا تبیین آن هستیم، و دستگاه ثانویه كه مجموعهای از «نام»های مورد استفاده را در اختیار ما میگذارد. در جای دیگر، هنگامی كه بلور فرآیند تعامل مجازها را، در یك مورد خاص، به زبانی موجز و تخصصی بیان میكند، اظهار میدارد كه «دستگاه اولیه به دستگاه ثانویه تشبیه میشود» (همانجا: ص ۴۳۲). در نهایتبلور میگوید: «نتیجه این است كه نگرش تعاملی مجازها ممثل ماهیت دیالكتیكی تفكر در علوم است و تاییدی بر اهمیت اصل وحدت اضداد در اختیار مینهد» (همانجا: ص ۴۴۲).
پیش از این كه ساز و كار استنتاجات بلور را مورد بررسی قرار دهیم، باید متذكر شویم كه آنچه به وضوح در نگرش تعاملی مجازها، به صورتی كه بلور ارائه كرده، نادیده گرفته شده است میزان تغییرات هر دو دستگاه است. به نظر چنین میآید كه بلور بدون هیچ تقیید و برهانی فرض میكند كه تغییر مهم و عمیقی در فرآیند تعامل رخ میدهد. به علاوه، نكته استفهامآمیز این است كه قرینسازی، مفاهیم دستگاه ثانویه را تغییر میدهد. هر دو موضع صرفا و به سهولت مفروض و مصادره شدهاند، بی اینكه برهانی بر آنها اقامه شود.
در مورد ساز و كار و نحوه اخذ نتیجه مورد نظر بلور، مشكل میتوان فهمید كه چگونه عمل قرین سازی مفاهیم دو دستگاه اولیه و ثانویه، عمل تشبیه دستگاه اولیه به ثانویه، «متقارن ساختن مفاهیم كه هم موقعیت و هم علت تصورات جدید را به دست میدهد» (همانجا: ص ۴۳۵)، و به نقل از مری هسی، عمل «انتقال تصورات و دلالتهای مربوط به دستگاه ثانویه به اولیه» (مری هسی، ۱۹۷۳: ص ۱۳) ناگهان «تایید دیگری» برای اصل وحدت اضداد میشود (بلور، ۱۹۷۱ الف: ص ۴۳۵).
به نظر میرسد این تایید مشكل آفرین فقط در صورتی به این شكل اعجاب آور میتواند واقع شود كه به سادگی قرین سازی، تشبیه، تقارن و انتقال را كاملا تضادی از نوع دیالكتیكی بدانیم، و به علاوه، چنین تخیل كنیم كه دو دستگاه اولیه و ثانویه فی الواقع ضد هم هستند. به عبارت دیگر، مانند آن است كه ساختمان اتم و منظومه شمسی را در واقع ضد هم بدانیم و در وضعیت تضادی قرار دهیم. این مثالی است كه بلور خود ذكر كرده است. این برهان فی نفسه قابل فهم نیست، اما دلیل اقامه چنین برهانی را هنگامی درك خواهیم كرد كه توجه كنیم برای بلور «این طرز استدلال به منظور آشكار كردن نقاط ضعف ایرادات ج. الف. پل به نظریه ادراك لنین بسط و تفصیل یافته است» (همانجا:
ص ۴۴۳). آنچه در این زمینه جالبتر است توجه به تعلقات و تعهدات پایهای تر بلور است، هنگامی كه آنها را صریح و روشن اظهار میكند:
«فرد ماركسیست میگوید كه پیشرفت و تطور از طریق تضادهای دیالكتیكی امكان پذیر است و لذا میتواند نگرش تعاملی به مجازها را به مثابه اثبات ماهیت واقعا دیالكتیكی تشكیل و تقویم مفاهیم در علوم بپذیرد» (همانجا: ص ۴۳۴).
به عبارت دیگر، چون تعامل در مجازها از طرفی دیالكتیكی است و از طرف دیگر، فرآیند تشكیل مفاهیم در علوم است مستقیما نتیجه میشود كه رویكرد دیالكتیكی ماركسیستی به پیشرفت و تطور، علمی است.
بلور در جای دیگری كه به ارزیابی معرفت عینی پوپر میپردازد، روند روابطی را كه در این اثر آمده «ارزشمند» میشمارد. معالوصف، به طرح این سوال میپردازد كه آیا میتوان این روند را بدون مابعدالطبیعه سه جهان، (۹) كه شالوده آن روند است، حفظ كرد (بلور، ۱۹۷۴ الف: ص ۶۹). پاسخ وی روش دگرگونی است كه به نظر بلور ابتدا توسط فویر باخ طراحی و برای تبیین مسیحیتبه كار گرفته شد. با این وصف، بهترین كاربرد آن، اطلاق آن توسط ماركس به هگل است. چون این روش مبتنی بر مفروضاتی فراگیر درباره هر نظام مابعدالطبیعی است و شیوهای بسیار سادهانگارانه دارد، شایسته است توصیف بلور را مورد ملاحظه قرار دهیم. به نظر بلور، در این روش فرض میكنیم كه:
«نظامهای مابعدالطبیعی، آنچه را باید ادراك شود، استتار، جایگزین یا وارونه میكنند; این نظامها آنچه را میشود واضحتر بیان كرد رمزآمیز میكنند. با اختیار یك اصل واحد و نظاممند تفسیری برابر نهادن مابعدالطبیعی با اجتماعی ساختار ارزشمند دستگاه را میتوان حفظ كرد و شكل اسرار آمیز بیان آن را رمز گشایی كرد»(بلور، ۱۹۷۴ الف: ص۷۰).
بلور سپس اظهار میكند كه «خصلتشی گونهای» كه معرفتبرای پوپر دارد به طور بسیار روشنی ظاهر میشود. به علاوه، وی تصویر ارائه شده از پس خورد و تعامل علی بین سه جهان را «قانع كننده» مییابد (همانجا: ص ۶۹). با توجه به ارزیابی وی از اثر پوپر، كه متاسفانه به هیچ یك از نقادیهای قانع كنندهای كه از نظریه سه جهان پوپر شده كمترین اشارهای ندارد و حتی این تردید را ایجاد میكند كه از آنها كمترین اطلاعی نداشته است، قدری شگفتآور است كه بلور نظریه سه جهان او را اسرار آمیز میخواند. به علاوه، مشكل میتوان ضرورت طرد ما بعدالطبیعیه از دستگاه پوپر را فهم كرد. این مشكل هنگامی حادتر میشود كه بلور هیچ دلیلی برای برگیری یك نظام فكری عادی از مابعدالطبیعیه اقامه نمیكند. بلور هرگز منظور خود از «مشكل اسرار آمیز» را توضیح نمیدهد و به علاوه هیچگاه شرح نمیدهد كه عناصر دخیل در آموزههای مختلف كتاب پوپر كدامند. با توجه به این ملاحظات و مشكلات، جای سوال است كه اصولا چرا بلور باید وارد فعالیتی انتقالی شود، و چرا باید مابعدالطبیعی را با اجتماعی معادل بداند.
اگر چه بلور از اقامه هر گونه برهانی برای حمایت و تحكیم برنامه انتقالی خود و همچنین تضعیف نظامهای مابعدالطبیعی بازمانده است، «دلایل كلی چندی را برای ترجیح دیدگاه اجتماعی به مابعدالطبیعیه سه جهان» به طور گذرا بیان میكند (همانجا: ص ۷۵).
با نگاهی به شیوه بلور در صورت بندی انتخابهای خود این طور به نظر میآید كه انتخاب وی تنها بین نظام غیر مابعدالطبیعی و مابعدالطبیعی است. مایه تاسف است كه به نظر میرسد بلور متفطن خصلت مابعدالطبیعی برنامه جامعهشناختیخود نشده است.
آنچه مایه حیرت بیشتر است این است كه همان سوالهایی كه وی درباره مابعدالطبیعه سه جهان مطرح میكند خود به قدر كافی اقلیم مابعدالطبیعی را كه بلور در آن به طرح مسائل و مشكلات مشغول است، روشن میكند. دقت كنیم بلور چگونه اثر پوپر را زیر سوال میبرد:
«نگرانی عمده هر خواننده كتاب پوپر این است كه: جهان سوم دقیقا چه چیزی است؟
چگونه وجودی دارد؟ صرف اظهار این كه جهانی است از قضایا و نظریهها و مسائل، مطلب را روشن نمیكند، زیرا ضروری است كه شرحی از این كه اینها چه هستیهایی هستند ارائه شود» (همانجا; تاكیدات از بلور).
صرف نظر از این كه توضیحات پوپر در مورد این گونه سوالها تا چه میزان قانع كننده و مقبول جامعه فیلسوفان قرار گرفته و اساسا خود نظریه تا چه حد مورد توجه واقع شده است كه در هر دو مورد وضع چندان شوق انگیزی وجود ندارد این سوالها به وضوح هستی شناسانهاند. با این وصف، هنگامی كه بلور در مقام پاسخگویی به سوال هستی شناختی «نگرانی عمده» قرار میگیرد، نگرانی عمدهاش ناگهان چرخشی مهم مییابد و راجع به فرایندی كه در آن «اشیاء قابل فهم» بخشی از جهان سوم میشوند به تفحص میپردازد. در نتیجه، آنچه در بادی امر كاوشی هستی شناختی مینمود، به كاوشی در اقلیم جامعه شناسی استحاله میشود. منقوله ذیل رویكرد كاملا جامعهشناختیبلور را به شفافیت تمام آشكار میكند: «درباره منطق و اعتبار منطقی چه میتوان گفت؟ در اینجا نیز ویتگنشتاین نشان داده است كه چگونه این دو را میتوان در حیات اجتماعی ابتناء كرد. ارزیابی اعتبار یك استدلال، به كارگیری موازین یك گروه اجتماعی است. غیر از این یا بیش از این نمیتواند باشد، زیرا به هیچ موازین دیگری دسترسی نداریم» (همانجا: ص ۷۵). خلاصه كلام اینكه، دلایل بلور برای ترجیح ندادن نظام مابعدالطبیعی پوپر تماما مابعدالطبیعیاند، و این در حالی است كه وی این مطلب را مسكوت میگذارد كه چگونه دیدگاه جامعهشناختی ظاهرا غیر مابعدالطبیعیاش از عهده پاسخگویی به سوالهای مابعدالطبیعی بر میآید. آیا امكان دارد كه این سكوت حكایت از موضعی مستمر و پایدار نسبتبه غیر مابعدالطبیعی بودن دیدگاهش داشته باشد؟ به عبارت دیگر، آیا امكان دارد كه نپرداختن به آن سوالهای مابعدالطبیعی از آن رو باشد كه دیدگاه وی اساسا غیر مابعدالطبیعی است و بنابر این چنین انتظاری نابجاست؟ احتمال چنین سوال فرضی از جانب بلور درست نمیآید; زیرا وی در مقاله دیگری كه به طراحی جامعه شناسی تمام عیار ریاضیات میپردازد، مقالهای كه با كمال تعجب یكسال پیشتر انتشار یافته استبه صراحت اظهار میكند كه:
«هم برنامه جامعهشناختیتمام عیار [ادینبورا] و هم برنامه مبتنی بر واقع انگاری و غایت انگاری، پارههایی از مابعدالطبیعه هستند» (بلور، ۱۹۷۳ الف: ص ۱۸۳).
این مواضع آشكارا ناسازگار را شاید بتوان بدین نحو سازگار كرد: اگر چه احتمالش ضعیف است اما غیر ممكن نیست، تصور كنیم كه بلور به دلایل درستی آن نظر را در سال ۱۹۷۳ داشته است در حالی كه به دلایل غلطی یكسال بعد تصمیم میگیرد نظرش را تغییر دهد. بدیل دیگر برای تبیین آن ناسازگاری این است كه بگوییم در سال ۱۹۷۳ اجماع عام اجتماعی متفكران مكتب ادینبورا درباره منزلت معرفتی آن مكتب این بوده كه مكتب ادینبورا مابعدالطبیعی است، در حالی كه در سال ۱۹۷۴، اجماع آنها تغییر كرده و مكتب ادینبورا را غیر مابعدالطبیعی شناخته است. در این صورت، جالب است دلایل این تغییر موضع را بدانیم، زیرا صرف اظهار اینكه تغییر معلول اجماع است ابدا قانع كننده نیست.
مضافا بر این كه چنین سخنی آن تغییر عقیده و موضع را واقعا تبیین نمیكند. حال اگر بدیل دوم به نظر نامحتمل و حتی غریب میآید، مطلب ذیل آن را بسیار محتمل خواهد كرد. بلور با اشاره به «مبنای اجتماعی علوم» كه در منطق اكتشاف علمی ترسیم شده است، آنچه را ما نیز در اینجا در مییابیم تاكید میكند، به این مضمون كه «اجماع نقش مهمی دارد و دلیل نقشی به مراتب كوچكتر» (بلور، ۱۹۷۱ ب: ص ۲-۱۱۱; تاكید از راقم این سطور).
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست