پنجشنبه, ۳۱ خرداد, ۱۴۰۳ / 20 June, 2024
مجله ویستا

استراتژی خوانش مطالعات فرهنگی


استراتژی خوانش مطالعات فرهنگی
همواره باید به این پرسش فکر کرد که مطالعات فرهنگی چه کمکی می تواند به جامعه بکند. این پرسشی جدی برای دانشجویان جدید این رشته است. اهمیت این پرسش زمانی بیشتر می شود که دانشجویان جدید به محض ورود دائما به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش اند که جامعه شناسی چه کار نکرده است که مطالعات فرهنگی می تواند؟ در بسیاری از اوقات این پرسش مشروع و درخور توجه و پاسخ است. حداقل بخشی از منتقدان مطالعات فرهنگی قویا چنین می پندارند که این شاخه از معرفت ان طور که ادعا می شود جدید نیست و گاه موضعی توهین آمیز نسبت به این رشته اختیار می کنند. اما من فکر می کنم که دانشجویان جدید این رشته باید به شیوه ای دیگر مطالعات فرهنگی را بشناسند. تقریباً به همان شیوه ای که جامعه شناسی را احتمالا شناختند. دانشجویان جامعه شناسی دائما خود را با رشته های دیگر مقایسه نمی کنند و مدام در پی این نیستند که خوب این رشته چه تفاوتی با سایرین دارد. نمی خواهم اهمیت مقایسه در آموختن را رد کنم ولی فکر می کنم که گاهی این مقایسه مخرب است. به فرض که ما نتوانستیم افتراقات این رشته از سایرین را درک کنیم ، آیا این به معنای ناتوانی ما در کار مطالعات فرهنگی است؟ من نمی خواهم در اینجا به این افتراقات دامن بزنم و از آنها یاد کنم. مقالات زیادی نوشته شده است که بسیار خوب و مبسوط به این تفاوت ها اشاره کردند.
استراتژی خوانش مطالعات فرهنگی بدون مقایسه با جامعه شناسی، از جهات دیگری هم قابل پیگیری است. همیشه گفته شده است که مطالعات فرهنگی بین رشته ایست. منظور از این اصطلاح این است که با هستاری معرفتی سروکار داریم که سیال، ژله ای و طیف گونه است که همیشه جداسازی اش از دیگر رشته ها میسر نیست. خود همین موضوع از تفاوتهای مطالعات فرهنگی با دیگر رشته هاست. در حالی که دورکیم و دیگران در جامعه شناسی سعی می کردند مرزهای رشته ای را جدا کنند در اینجا به هر تجربه ی نویی خوشامد گفته می شود. بنابراین، من فکر می کنم راه ساده برای فهم مطالعات فرهنگی این است که کارهایی را که به نام مطالعات فرهنگی انجام شده است را بخوانیم و در همان رژیم و گفتمان کارمان را پیش ببریم. شاید چندان نیازی به این نیست که بدانیم کاری را که انجام می دهیم چه نامی دارد و به چه اسمی خوانده می شود. البته اهمیت این موضوع برکسی پوشیده نیست. ولی گرفتار شدن در این سطح به افتادن در دامی منجر می شود که من به پیروی از کرایب «دام چیستانی» می نامم.

محمد رضائی
velashedi.blogfa.com
منبع : مطالب ارسال شده