ضرورت هدف سوم با تحول جمعیتی ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند. خاورمیانهای که در بخش بزرگی از قرن بیستم با جمعیت جوان شناخته میشد، در دهههای آینده با ساختار جمعیتی کاملاً متفاوتی مواجه خواهد شد. برآوردهای جمعیتی سازمان ملل نشان میدهند که سالمندی در منطقه بهطور قابلتوجهی افزایش خواهد یافت و ایران یکی از کشورهایی است که این گذار در آن سریع خواهد بود. افزایش سن جمعیت فقط یک تحول جمعیتشناختی نیست؛ پیامد مستقیم آن افزایش فشار بر نظامهای بازنشستگی، درمان و مراقبت سالمندی، در کنار کندشدن رشد جمعیت در سن کار است. بنابراین، مسئله تأمین اجتماعی باید از هماکنون بخشی از طراحی سیاست انرژی همراستا با سیاست های توسعه ای کلان کشور باشد.
این تحول یک مسئله بیننسلی نیز ایجاد میکند. ادامه توزیع بخش بزرگی از رانت منابع طبیعی از طریق انرژی ارزان یا تبدیل تمام آن به سهمیههای قابلفروش، در عمل به معنای تبدیل ثروت طبیعی به مصرف و درآمد جاری نسل حاضر است. در مقابل، یک اصلاح توسعهگرا باید بخشی از همین ثروت را به دارایی مولد تبدیل کند تا نسلهایی که در آینده با جامعهای سالمندتر روبهرو خواهند شد نیز از آن برخوردار شوند. بنابراین، سؤال اصلی نباید فقط این باشد که یارانه بنزین چگونه میان مردم توزیع شود، بلکه باید پرسید ثروت حاصل از اصلاح انرژی چگونه میان مصرف امروز و امنیت اقتصادی فردا تقسیم شود. …



































































































































































