تحلیل راهبرد
وزیر خزانهداری آمریکا با استفاده از ادبیاتی نظامی، این لشکرکشی اقتصادی را با ویژگیهای زیر آغاز کرده است.
هدف نهایی: فراتر از تغییر رفتار، صراحتاً «فروپاشی رژیم» اعلام شده است.
تحریمهای فراگیر: هدف قرار دادن هر نهادی که با ایران تجارت میکند، از جمله پالایشگاههای چینی، بانکهای اماراتی، بازرگانان ترکیهای و شرکتهای بیمه.
اولتیماتوم مالی: وادار کردن بازیگران جهانی به انتخاب بین دسترسی به سیستم مالی آمریکا یا تجارت با ایران.
گستره حوزههای تحریم: اعمال فشار بر بخشهای کشتیرانی، هوانوردی، فناوری، طلا و داراییهای دیجیتال.
هدفگیری مستقیم: تحریم نزدیک به ۶۰ فرد، شرکت و شناور مرتبط با درآمدهای نفتی و تدارکات نظامی ایران.
مقایسه کوبا (۱۹۶۰) و ایران (۲۰۲۶)
شباهتهای ساختاری عمیقی بین سیاست کنونی در قبال ایران و سیاستهای دولت کندی در قبال کوبا وجود دارد:
ادبیات سیاسی: در کوبا از عبارت «تنگ کردن طناب دار اقتصاد» استفاده میشد و در برابر ایران از عبارت «قطع هر شریان حیاتی اقتصادی».
هدف استراتژیک: در کوبا سرنگونی دولت کاسترو (عملیات مونگوس)؛ و در ایران، فروپاشی رژیم.
کالای هدف: در کوبا محروم کردن از ارز حاصل از فروش شکر؛ و در ایران، محروم کردن از ارز حاصل از فروش نفت.
رویکرد نسبت به رقبا: در کوبا جلوگیری از پر کردن شکافها توسط شوروی؛ و در ایران، جلوگیری از پر کردن شکافها توسط چین.
منطق فشار: در کوبا ایجاد نارضایتی اقتصادی برای جدایی مردم از دولت؛ و در ایران، ایجاد فشار حداکثری برای به زانو درآوردن نظام.
درسهایی از کوبا
علیرغم پیشبینیهای سال ۱۹۶۳ مبنی بر فروپاشی قریبالوقوع اقتصاد کوبا، رژیم کاسترو برای بیش از نیم قرن باقی ماند. طبق گزارشهای سیا، تحریمها علیرغم آسیب جدی به توسعه کوبا، در تحقق هیچیک از اهداف سیاسی خود موفق نبودند؛ آنها به ابزاری برای هاوانا تبدیل شدند تا مشکلات اقتصادی داخلی را به گردن «دشمن خارجی» بیندازند.
ریسکها و پیامدها
اعمال فشار از طریق کنترل «لولهکشی مالی جهان» (سوئیفت و پرداختهای دلاری) با مخاطرات جدی همراه است:
فرسایش قدرت دلار: استفاده مکرر از دسترسی به دلار به عنوان یک ابزار تهدید، انگیزه کشورها را برای ایجاد سیستمهای پرداخت جایگزین، ارزهای دیگر یا رمزارزها افزایش میدهد؛ که در بلندمدت ابزار اصلی قدرت اقتصادی آمریکا را تضعیف میکند.
استفاده ابزاری از سیستم مالی: این نگرانی وجود دارد که دسترسی به سیستم مالی جهانی در آینده برای اهداف سیاسی داخلی (مانند انتخابات) مورد سوءاستفاده قرار گیرد.
ناکارآمدی در تفکیک اهداف: اقتصاد نظامی و غیرنظامی به هم گره خوردهاند. قطع درآمدهای ارزی بر واردات کالاهای اساسی مانند شیر خشک، دارو و صنعت تأثیر مستقیم میگذارد.
تأثیر بر زندگی روزمره: اقدامات جدید شامل تعلیق حوالههای شخصی خانوادهها، مبادلات علمی، کنفرانسها و حتی تبادلات ورزشی است که مستقیماً شهروندان عادی و نهادهای غیرنظامی را هدف قرار میدهد.
یافتههای پژوهشی و شواهد علمی
احتمال موفقیت تحریمها: مطالعات خوشبینانه نشان میدهند که تحریمها تنها در حدود یکسوم موارد موفق بودهاند. این موفقیتها معمولاً مربوط به خواستههای محدود (مانند آزادی گروگان) بوده است، نه تغییر رژیم.
چالش تغییر رژیم: هیچ مطالعه علمی معتبری تایید نمیکند که تحریم اقتصادی، راهی مطمئن برای سرنگونی یک رژیم مستقر باشد.
واکنشهای اجتماعی: تحلیلها نشان داده که تحریمهای گسترده دوران ترامپ، منجر به افزایش احساسات طرفدار دولت (حتی در میان مخالفان میانهرو) تحت تأثیر ناسیونالیسم شده است.
پیامد نهایی: تحریمها اغلب به جای آزادی، به ناسیونالیسم افراطی، سرکوب بیشتر و بقای رژیم منجر میشوند.
نتیجهگیری
راهبرد «عملیات مطرود اقتصادی» بر پایه این فرضیه بنا شده که گرسنگی و سختی اقتصادی، مردم را علیه حکومت میشوراند. اما طبق تجربیات تاریخی و دادههای پژوهشی؛ این فرضیه با واقعیتهای رفتار انسانی و سیاسی همخوانی ندارد. تحریمها درد اقتصادی واقعی ایجاد میکنند، اما اغلب به عنوان وجهالمصالحهای در بازیهای سیاسی عمل کرده و بیشترین آسیب را به مردم عادی وارد میسازند، بدون آنکه لزوماً به تغییرات سیاسی مطلوب منجر شوند.
*ترجمه: کانال بازنگاه
به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید
































































































































































