به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، این گزارش درباره پرداختن به یکی از جدیدترین عرصه هایی است که روح و احسا آدم مدرن با آن درگیر شده است.
اگر کسی چند سال پیش میگفت ممکن است آدمها برای درد دل، مشورت عاطفی یا گفتن خصوصیترین حرفهایشان سراغ یک ماشین بروند، احتمالاً بیشتر شبیه یک داستان علمیتخیلی بود. امروز اما این اتفاق در حال تبدیل شدن به بخشی از زندگی روزمره کاربران هوش مصنوعی است.
آیا ممکن است؟!
یک سؤال آرامآرام در حال تبدیل شدن به یکی از بحثهای جدی عصر هوش مصنوعی است: اگر یک ماشین همیشه آماده شنیدن حرفهای ما باشد، قضاوتمان نکند و حتی در نیمهشب هم پاسخ بدهد، آیا ممکن است بهتدریج جای بخشی از روابط انسانی را بگیرد؟
برای میلیونها کاربر، چتباتها دیگر فقط ابزار جستوجو، ترجمه یا انجام کارهای روزمره نیستند. برخی کاربران از آنها برای درد دل، دریافت حمایت عاطفی، مشورت درباره روابط و حتی تجربه نوعی دوستی یا رابطه عاطفی استفاده میکنند.
جذابیت این رابطه هم قابل درک است. هوش مصنوعی همیشه در دسترس است، خسته نمیشود، حرف کاربر را قطع نمیکند و برخلاف یک دوست یا عضو خانواده، ظاهراً چیزی از او نمیخواهد.
اما پژوهشهای جدید نشان میدهند پشت این راحتی، یک پرسش مهم وجود دارد: آیا چیزی که در کوتاهمدت آرامشبخش است، ممکن است در بلندمدت ما را از انسانها دور کند؟
وقتی ماشین تبدیل به محرم اسرار میشود
چرا درد دل با هوش مصنوعی اینقدر راحت است؟بخشی از پاسخ را باید در ماهیت روابط انسانی جستوجو کرد. برای صحبت کردن با یک دوست باید زمان مناسبی پیدا کنیم. ممکن است نگران قضاوت شدن باشیم یا احساس کنیم طرف مقابل خودش مشکلات زیادی دارد. حتی ممکن است برای بیان یک موضوع حساس، بارها جملههایمان را در ذهن مرور کنیم. اما چتبات چنین هزینهای ندارد.
یک مطالعه منتشرشده در سال ۲۰۲۶ در نشریه علمی گزارشهای رفتار انسان و رایانه نشان داد که درد دل کردن با چتبات میتواند در برخی شرایط باعث کاهش استرس و احساس تنهایی و افزایش احساس حمایت اجتماعی شود. در این آزمایش، میزان بهبود عاطفی گزارششده در برخی شرایط با زمانی که فرد تصور میکرد با یک انسان صحبت میکند، تفاوت قابل توجهی نداشت.
این یافته توضیح میدهد چرا ممکن است یک فرد تنها، در لحظهای سخت، ترجیح دهد به جای تماس با یک دوست، پنجره چت را باز کند. اما مشکل زمانی آغاز میشود که «کمک گرفتن از AI» به «جایگزین کردن AI با انسان» تبدیل شود.
هوش مصنوعی جای دوست را میگیرد
پژوهشی دیگر در سال ۲۰۲۶ که در نشریه علمی انسانهای مصنوعی؛ رفتار انسان و رایانه منتشر شد، حمایت عاطفی ارائهشده از سوی همراهان هوش مصنوعی را با حمایت خانواده، دوستان و متخصصان سلامت روان مقایسه کرد.
نتیجه برای هوش مصنوعی چندان امیدوارکننده نبود: دانشجویان، حمایت عاطفی انسانها را در مجموع بهتر از حمایت همراهان هوش مصنوعی ارزیابی کردند.
نکته جالب این بود که افرادی که از خانواده و دوستان خود حمایت اجتماعی بیشتری دریافت میکردند، نظر منفیتری نسبت به حمایت AI داشتند. به بیان سادهتر، هرچه شبکه روابط انسانی فرد قویتر بود، احتمال اینکه هوش مصنوعی را جایگزین مناسبی برای انسان بداند کمتر میشد.
این یافته یک احتمال مهم را مطرح میکند: شاید مسئله اصلی خود فناوری نباشد؛ بلکه این باشد که AI در زندگی چه نقشی پیدا میکند.
همچنین یکی از تازهترین مطالعات در این زمینه را پژوهشگران دانشگاه آلتو فنلاند انجام دادهاند. آنها برای بررسی اثرات همراهان هوش مصنوعی، دادههای نزدیک به دو هزار کاربر فعال یک پلتفرم گفتوگوی اینترنتی را در یک بازه دوساله بررسی کردند و با ۱۸ کاربر نیز مصاحبه عمیق انجام دادند. نتایج، تصویری دوگانه ارائه کرد. پژوهشگران دریافتند که کاربران در دورههای تنهایی، سوگ یا شکست عاطفی بیشتر به سراغ همراه هوش مصنوعی میروند. برای برخی از آنها، چتبات به محلی برای بیان احساسات، دریافت تأیید عاطفی و حتی تمرین گفتوگوهای دشوار تبدیل شده بود. اما در همین گروه، نشانههایی از افزایش صحبت درباره تنهایی، افسردگی و افکار مرتبط با خودکشی نیز مشاهده شد.
پژوهشگران دانشگاه آلتو تأکید کردهاند که این یافته به معنای اثبات قطعی مضر بودن هوش مصنوعی نیست؛ اما نشان میدهد نباید صرفاً به این دلیل که یک تعامل در لحظه احساس خوبی ایجاد میکند، فرض کنیم در بلندمدت نیز برای سلامت روان مفید خواهد بود.
داستان در ایران
در ایران هنوز نمیدانیم چند درصد مردم به چتباتها وابستگی عاطفی پیدا کردهاند. پژوهش ملی و قابل تعمیمی که بتوان بر اساس آن گفت «چند درصد ایرانیها با هوش مصنوعی درد دل میکنند» در دسترس نیست. اما یک مطالعه جدید روی کاربران ایرانی، در کنار مجموعهای از پژوهشهای بینالمللی، نشان میدهد موضوع را نمیتوان صرفاً یک کنجکاوی فناورانه دانست.
پژوهشی که در سال ۲۰۲۶ در نشریه علمی «گزارشهای رفتار انسان و رایانه» منتشر شده، کاربران ایرانی هوش مصنوعی را با مراجعان رواندرمانی مقایسه کرده است. پژوهشگران در این مطالعه ویژگیهایی مانند سبک دلبستگی، شخصیت و احساس شرم را بررسی کردند و دریافتند کاربران هوش مصنوعی، در مقایسه با گروه مراجعان رواندرمانی، «دلبستگی ایمن پایینتر و دلبستگی اضطرابی بالاتری» گزارش کردهاند.
البته کارشناسان معتقدند این نتیجه به هیچ وجه به معنای آن نیست که «ایرانیها به هوش مصنوعی وابستهتر از مردم سایر کشورها هستند». این تحقیق یک مطالعه ملی درباره وابستگی ایرانیان به هوش مصنوعی نیست، بلکه بررسی روانشناختی یک نمونه از کاربران ایرانی است. با این حال، یافته آن از یک جهت مهم است: رابطه انسان با هوش مصنوعی فقط به استفاده از یک ابزار محدود نمیشود و میتواند با ویژگیهای عاطفی و روانشناختی فرد ارتباط پیدا کند.
دلبستهترین کشورها
برای فهم اینکه این مسئله تا چه اندازه جدی است، کافی است نگاهی به پژوهشهای چندکشوری بیندازیم.
در یکی از تازهترین مطالعات، پژوهشگران رفتار ۷۰۲۷ نفر در آلمان، چین، آفریقای جنوبی و آمریکا را بررسی کردند. نتیجه قابل توجه بود: بیش از ۳۵ درصد شرکتکنندگان دستکم یکی از رفتارهای مرتبط با دلبستگی عاطفی به چتباتها را گزارش کردند. حدود ۲۰.۹ درصد نیز گفته بودند چتبات را برای در میان گذاشتن رازها و مسائل شخصی ترجیح میدهند.
در همین مطالعه مشخص شد میزان دلبستگی در کشورهای مختلف یکسان نیست. چین و آفریقای جنوبی بالاترین سطوح دلبستگی را نشان دادند. پژوهشگران عواملی مانند احساس حمایت عاطفی، کاهش تنهایی، امکان صحبت بدون ترس از قضاوت و احساس حریم خصوصی را از مهمترین عوامل شکلگیری این وابستگی دانستهاند.
این یافته یک نکته مهم دارد: شاید مردم الزاماً عاشق «هوش مصنوعی» نمیشوند؛ بلکه در بسیاری موارد، به احساسی که از تعامل با آن دریافت میکنند وابسته میشوند؛ احساسی مانند شنیده شدن، پذیرفته شدن و تنها نماندن.


































































































































































