قیمت طلا امروز




 شهادت مدافع وطن

 سایت جوان آنلاین / ۲۵ ساعت قبل

حسینی شدن را از حضرت آقا آموختیم

در دلم با حسن آقا حرف زدم و گفتم: «حسن، اگر واقعاً آن پیکر توست، چرا نشانی برایم نفرستادی؟ چرا انگشترت نبود که مطمئن شوم؟!» شب گذشت و صبح روز بعد، گوشی‌ام زن...
 حسینی شدن را از حضرت آقا آموختیم
جوان آنلاین: در دلم با حسن آقا حرف زدم و گفتم: «حسن، اگر واقعاً آن پیکر توست، چرا نشانی برایم نفرستادی؟ چرا انگشترت نبود که مطمئن شوم؟!» شب گذشت و صبح روز بعد، گوشی‌ام زنگ خورد. از بهشت‌زهرای تهران تماس گرفتند و گفتند: «خانم، بیایید انگشتر همسرتان را تحویل بگیرید.» با تعجب گفتم: «انگشتر؟ آن روز که برای شناسایی آمدند، گفتند انگشتری در دست نداشت!» مسئول آنجا با اطمینان گفت: «نه خانم، این انگشتر را ما شخصاً از دست همسرتان درآوردیم و متعلق به ایشان است.» وقتی انگشتر را به دستم دادند، انگار دنیا برایم عوض شد. با آمدن آن انگشتر، بالاخره قلبم آرام گرفت و یقین پیدا کردم که آن پیکر، واقعاً متعلق به حسن آقاست. اینها بخشی از روایت‌های همسر شهید جنگ رمضان حسن اسکندری است؛ با هم بخوانیم. 

۸ سال زندگی عاشقانه

خدا را شکر، هشت سال با هم زندگی کردیم و زندگی بسیار خوبی داشتیم. مهریه‌ای که حسن آقا برای من تعیین کرد، یک سفر کربلا و یک ختم قرآن به نیت سلامتی امام زمان (عج) بود و من همیشه از این مهریه لذت می‌بردم، اما حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌فهمم که آن مهریه در واقع «سند خوشبختی» زندگی من بود. خدا را شکر که ما زندگی بسیار زیبایی داشتیم. 

من حتی یک‌بار هم از او بدی و بی‌احترامی ندیدم؛ آن‌قدر به من، بچه‌ها و خانواده‌ام احترام می‌گذاشت که گاهی از این همه احترام، شرمنده می‌شدم. حسن آقا شخصیت بسیار دوست‌داشتنی داشت؛ آدم خوش‌خنده و مهربانی بود و با همه خیلی ساده و صمیمی رفتار می‌کرد. او واقعاً به قول شهید سلیمانی که می‌گفت: «باید شهید زندگی کنی تا شهید بشوی»، شهیدانه زیست و خداوند هم لیاقت شهادت را به او داد. بارزترین ویژگی او، احترام بی‌حد و مرزی بود که به پدر و مادرش می‌گذاشت. همیشه این موضوع را به بچه‌ها هم یادآوری می‌کرد و می‌گفت: «یادتان باشد، عاقبت‌بخیر شدن همه ما به دعای پدر و مادرمان بستگی دارد.» حسن آقا هر بار که از در وارد می‌شد، چه یک‌بار، چه دو بار، دست پدر و مادرش را می‌بوسید. به نظر من همین احترام و محبت به پدر و مادر بود که باعث عاقبت‌بخیری‌اش شد. مطمئنم دعای پدر و مادرش عامل این سعادت بود. 

دعای شهادت فراموش نشود

او خیلی به خانواده‌اش احترام می‌گذاشت؛ به پدرش، به مادرش و به خواهر و برادرهایش. جمع خانواده‌شان را به خاطر صمیمیتی که با هم داشتند دوست داشتم. همیشه به حسن آقا می‌گفتم: «چقدر خوب است که یک آدم چنین خواهر‌ها و برادر‌هایی داشته باشد که این‌قدر با هم مهربان باشند، این‌قدر با هم رفیق باشند.» این‌قدر در سختی‌ها و شادی‌ها همیشه کنار هم بودند که من واقعاً لذت می‌بردم. من از اینکه وارد این خانواده شدم و عروس این خانواده شدم، بسیار خوشحالم. امیدوارم خداوند به من توفیق دهد که بتوانم زحمات و محبت‌های خانواده حسن آقا را جبران کنم؛ و شهادت آرزویش بود. همیشه به من می‌گفت: «زهرا خانم، یادت باشد همیشه برای ما دعا کنی؛ خدا این لیاقت را به ما بدهد که شهید شویم.» حتی وقتی من مشغول نماز خواندن بودم و از کنارم رد می‌شد، می‌گفت: «یادت باشد، دعای شهادت ما را فراموش نکنی، حتماً برایم دعا کن.» آن روز‌ها اصلاً فکر نمی‌کردم که روزی برسد که واقعاً شهید شود. اصلاً تصور نمی‌کردم که حسن آقا با این سرعت به سوی مقصودش برود. 

اما این توفیق است که اکنون می‌توانم فرزندان یک شهید را تربیت کنم. فقط از خدا می‌خواهم که به من توانایی این را بدهد که بچه‌ها را درست مثل خود حسن آقا بزرگ کنم؛ تا آن روز که در پیشگاه خدا بتوانم سرم را بالا بگیرم و بگویم: «حسن آقا، فرزندانت را درست مثل خودت بزرگ کردم.» من با او صحبت می‌کنم و به او می‌گویم: «حسن آقا، در تربیت بچه‌ها حتماً به من کمک کن.» من اصلاً با خودم نمی‌گویم که او دیگر میان ما نیست؛ من کاملاً مطمئنم که او ما را می‌بیند و لحظه به لحظه، ثانیه به ثانیه کنار ماست. مطمئنم که در مسیر تربیت فرزندانمان، او هرگز مرا تنها نمی‌گذارد. 

مراقب خودت و بچه‌ها باش

شب قبل از شهادت، همه دور هم در خانه پدرش جمع شده بودیم. حسن آقا و دو برادرش شیفت شب بودند. آن شب حال و هوای عجیبی داشت. وقتی سحرگاه، خبر شهادت امام خامنه‌ای اعلام شد، همه به‌هم ریختیم و ناراحت شدیم. او با برادرانش به مسجد رفتند و بعد آمد و خودش را به محل کار رساند. حدود ساعت هشت صبح از خانه بیرون رفت. او دقیقاً یک ساعت قبل از شهادتش با من تماس گرفت و با هم صحبت کردیم. من بیرون از منزل بودم، حسن آقا به من گفت: «مراقب خودت و بچه‌ها باش.» من هم گفتم: «حسن آقا، بچه‌ها که پیش من نیستند»، گفت: «می‌دانم، فقط خواستم بگویم که مراقب خودت و بچه‌ها باش.» همه‌اش سفارش بچه‌ها را می‌کرد. او به‌شدت به فرزندانش دلبسته بود و تمام توانش را برای آنها می‌گذاشت. وقتی از سر کار می‌آمد، با وجود خستگی، تمام وقتش را وقف خانواده می‌کرد، بچه‌ها را به پارک و گردش می‌برد و در خانه با آنها بازی می‌کرد. 

فضای خانه ما همیشه پر از شادی بود. حسن آقا با «ایمان» پسرانه بازی می‌کرد و با «ریحانه» دخترانه؛ هر کدام دنیای خودشان را داشتند. مثلاً با ریحانه وسایل آشپزخانه‌اش را می‌آورد و می‌نشست تا برایش غذا درست کند؛ او هم با جان و دل می‌گفت: «بابا، غذا بخور» یا «بابا، برایت شربت درست کردم، بخور». با ایمان در خانه فوتبال بازی می‌کرد و کشتی می‌گرفتند. حسن آقا خودش عاشق فوتبال بود و هفته‌ای یک‌بار با دوستانش بازی می‌کرد. خیلی دوست داشت ایمان هم مثل خودش فوتبال را یاد بگیرد؛ برای همین برایش لباس ورزشی خریده بود و او را هم با خودش به زمین بازی می‌برد تا کنارش باشد. گاهی به او می‌گفتم: «حسن آقا! چقدر برای بچه‌ها وقت می‌گذاری، خسته می‌شوی»، اما او می‌گفت: «نه، من باید تا جایی که می‌توانم برای بچه‌ها وقت بگذارم.» واقعیت این است که داغ پدر برای ریحانه از همه ما سخت‌تر است، چون او خیلی کوچک است و هرچه بزرگ‌تر شود، دیگر خاطره‌ای از آغوش پدر در ذهن ندارد و فقط عکس‌هایش برای او مانده است. 

دیدی ما جا ماندیم

حسن آقا از همان ابتدا ارادت قلبی و عجیبی به شهدا داشت. نگاهش به شهدا نگاه رفاقتی بود. شهید «ابراهیم هادی» برایش جایگاه ویژه‌ای داشت و همیشه از او یاد می‌کرد. بعد از جنگ دوازده‌روزه که تعدادی از همرزمان و همکارانش به شهادت رسیدند، حسن آقا حال و هوای عجیبی داشت. مدام از آنها صحبت می‌کرد و به جایگاه‌شان غبطه می‌خورد. این رفاقت با شهدا آن‌قدر در زندگی ما جاری بود که پای ثابت برنامه‌هایمان رفتن به گلزار شهدا بود. او همیشه دلش می‌خواست در آن فضا باشد و آرامش عجیبی از آن محیط معنوی و شهدایی می‌گرفت. اانس و پیوند عجیبی با شهدا داشت. یادم هست در جنگ ۱۲ روزه، وقتی خبر شهادت سردار حاجی‌زاده و دیگر شهدا آمد، در خانه پدرم بودیم. با گریه و افسوس رو به پدرم کرد و گفت: «بابا، دیدی همه رفتند؟ دیدی ما جا ماندیم؟ دیدی سردارانمان هم رفتند؟» او ماند و در جنگ رمضان به شهادت رسید و من با خودم فکر می‌کنم و می‌گویم که شهدای جنگ رمضان انتخاب شده نائب امام زمان (عج) هستند. 

خنده‌هایی که به زندگی جان دادند.

اما هم من و هم حسن آقا یک حسرت بزرگ داشتیم، حسرت دیدار حضرت آقا. ما هیچ‌وقت موفق نشدیم ایشان را از نزدیک ببینیم. ما همیشه وقتی ایشان را در تلویزیون می‌دیدیم، از ته دل می‌گفتیم: «خدایا، چرا ما این لیاقت را نداریم که ایشان را ببینیم؟! چرا این توفیق نصیبمان نشد؟» حالا با تمام این غم‌ها و دلتنگی‌ها افتخار می‌کنم که در دوره‌ای بزرگ شدیم که حضرت آقا حضور داشتند. ما از ایشان درس زندگی و درس حسینی بودن آموختیم و این بزرگ‌ترین سرمایه ماست. 

حالا که حدود چند ماهی از شهادت حسن آقا می‌گذرد، وقتی در تنهایی با خودم خلوت می‌کنم، موجی از دلتنگی به سراغم می‌آید. اگر از من بپرسند جای خالی‌اش را بیشتر با چه حس می‌کنم، می‌گویم: مهربانی‌اش. دلتنگ آن همه مهربانی و آن همه حرف‌های قشنگی هستم که می‌زد. 

ما در این شش، هفت سالی که با هم بودیم، در خانه فراتر از یک زن و شوهر، دو رفیق صمیمی بودیم. در سختی‌ها، شادی‌ها و غم‌ها، همیشه تکیه‌گاه هم بودیم. حسن آقا به‌شدت آدم خوش‌خنده‌ای بود؛ حتی وقتی به عکس‌هایش نگاه می‌کنم، لبخند و شادی در تمام چهره‌اش خودنمایی می‌کند. او عاشق این بود که سر به سرم بگذارد. همیشه می‌گفت: «سر به سرت می‌گذارم تا بخندی که من با خندیدن تو کیف کنم و لذت ببرم.» انگار هنوز صدای خنده‌اش در گوشم می‌پیچد. بیش از هر چیز، دلتنگ آن خنده‌ها و آن صدای بسیار دلنشینش هستم. او با مهربانی و خنده‌اش، به خانه جان می‌بخشید. 

انگشتری «یا حسین (ع)»

پیوند قلبی با اهل بیت (ع) داشت. در تمام لحظات زندگی‌اش با اهل بیت (ع) همراه بود. عادت داشت همیشه مداحی کند؛ در خانه، در ماشین، در محل کار و حتی در حین انجام کار‌های روزمره، مداحی می‌کرد. بیشتر مداحی‌های او از سبک «حسین ستوده» بود و من از شنیدن صدای او در خانه لذت می‌بردم. یادم هست سال گذشته، در شب شام غریبان، بچه‌ها اصرار کردند که کمی برایشان مداحی کند تا صدای او را ضبط کنند. آن زمان فکر نمی‌کردیم این آخرین مداحی او باشد که برای بچه‌ها به یادگار می‌ماند. گاهی حسن آقا آهنگ شاد می‌خواند، ریحانه دخترم می‌خندید و دست می‌زد و وقتی که آهنگ را تغییر می‌داد و مداحی می‌کرد، ریحانه بعد از لحظاتی شروع می‌کرد به گریه کردن. 

ارادت او به امام حسین (ع) بسیار خاص و عمیق بود. من هرگز به کربلا نرفته بودم، اما حسن آقا ۱۰ سال تمام، هر سال در ایام اربعین به کربلا رفت. همیشه هم یک انگشتر «یا حسین» در دست داشت که هیچ‌وقت از دستش در نمی‌آورد؛ انگار بخشی از وجودش بود. او با عشق و پشتکار، چند سالی هم مسئولیت تشکیل و هماهنگی یک هیئت محلی را برعهده داشت که خودش و دوستانش با عشق آن را راه انداخته بودند. او همیشه می‌گفت روضه حضرت زهرا (س) برایش بسیار ویژه است. گویی پیوندی پنهان میان او و بانوی مظلوم حضرت زهرا (س) وجود داشت. وقتی حسن آقا شهید شد، پیکرش سوخته بود، اما قفسه سینه‌اش سالم مانده بود. درست همانجایی که برای اهل بیتش سینه‌زنی می‌کرد. این برای من نشانه بود. 

طعم تلخ چشم‌انتظاری

لحظه سخت وداع هم روایت‌های خودش را دارد. وقت وداع آخرین حرف‌هایم را با او زدم. در آن لحظات، تمام آنچه در ذهنم تداعی می‌شد، همان قول‌هایی بود که در زندگی به من و بچه‌ها داده بود. به او گفتم: «حسن، همان‌هایی که برای تربیت بچه‌ها گفته بودی، همان‌هایی که مد نظرت بود را یادت هست؟» در آن لحظه، دو جمله از حرف‌هایش مثل تیغ بر قلبم نشست، همان قول‌هایی که به من داده بود: «هرگز تنها نمی‌گذارمت» و «قول می‌دهم تو را به کربلا ببرم». 

حسن آقا در روز شهادت حضرت علی (ع) به شهادت رسید. تقریباً ۱۲ یا ۱۳ روز تمام، ما در انتظار پیکرش بودیم. روز‌های بسیار سختی را پشت سر گذاشتیم. روز‌هایی که انگار زمان ایستاده بود. ما همان چشم‌انتظاری را چشیدیم که سال‌ها خانواده‌های شهدای عزیز مفقودالاثر چشیده‌اند. بعد از شناسایی پیکرش، تشییع و تدفین با شکوهی برایش برگزار شد. من دست تک‌تک آنهایی را که در آن روز بزرگ در کنار ما بودند، می‌بوسم؛ و آن انگشتری... 

«این داغ برای من بسیار سنگین است. داغی که هیچ‌وقت سرد نمی‌شود. راستش را بخواهید من ۴۰ روز تمام، مدام درگیر یک شک عذاب‌آور بودم. چشم‌انتظار بودم که ناگهان در باز شود و حسن آقا مثل همیشه وارد خانه شود. دو روز مانده به چهلم، با خواهر بزرگ حسن آقا نشسته بودم؛ او واقعاً برای من خواهری کرده و مدیون محبت‌هایش هستم. از روی دلتنگی و تردید به او گفتم: «آبجی، هنوز هم شک دارم که آن پیکر، پیکر حسن باشد. وقتی برای شناسایی رفته بودند، گفتند انگشتر در دستش نبود، در حالی که حسن آقا همیشه انگشترش دستش بود.» او سعی کرد مرا آرام کند و گفت که جواب DNA اشتباه نمی‌شود، اما دلم آرام نمی‌گرفت. همان لحظه در دلم با حسن آقا حرف زدم و گفتم: «حسن، اگر واقعاً آن پیکر توست، چرا نشانی برایم نفرستادی؟ چرا انگشترت نبود که مطمئن شوم؟» 

شب گذشت و صبح روز بعد، گوشی‌ام زنگ خورد. از بهشت‌زهرای تهران تماس گرفتند و گفتند: «خانم، بیایید انگشتر همسرتان را تحویل بگیرید.» با تعجب گفتم: «انگشتر؟ آن روز که برای شناسایی آمدند، گفتند انگشتری در دست نداشت!» مسئول آنجا با اطمینان گفت: «نه خانم، این انگشتر را ما شخصاً از دست همسرتان درآوردیم و متعلق به ایشان است.» 

وقتی انگشتر را به دستم دادند، انگار دنیا برایم عوض شد. با آمدن آن انگشتر، بالاخره قلبم آرام گرفت و یقین پیدا کردم که آن پیکر، واقعاً متعلق به حسن آقاست. 

او هست، هنوز هم هست و من او را در لحظه به لحظه زندگی‌ام حس می‌کنم. با او حرف می‌زنم و در مشکلاتم از او کمک می‌خواهم. بار‌ها پیش آمده که در کار‌ها گیر افتاده‌ام و با بغض گفته‌ام: «حسن، اگر بودی این کار را درست می‌کردی!» و در کمال ناباوری، می‌بینم که آن کار به بهترین شکل گره‌گشایی می‌شود. مطمئنم حسن آقا کنار ماست؛ در تربیت بچه‌ها، در اداره خانه و در تمام لحظات زندگی‌مان حضور دارد و هوای ما را دارد. امید که شفیع‌مان باشد.







چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ - 26 August 2026
از خلاقیت تا قبح‌شکنی/ روایت عادی‌سازی رفتارهایی که نباید عادی شوند
سایت تابناک

از خلاقیت تا قبح‌شکنی/ روایت عادی‌سازی رفتارهایی که نباید عادی شوند

توقیف برنامه «درجام» را نمی‌توان صرفاً در حد توقف یک برنامه یا حذف قسمت پایانی یک محصول نمایش خانگی دید. فارغ از اینکه مبنای دقیق قضایی این تصمیم چه بوده و ک...
روزنامه هفت صبح

راز سر به مهر قتل کارمند بانک در یوسف‌آباد

سایت فرارو

ویدئوی خروج هواپیما از باند فرودگاه مشهد

علیه پیادگان و پیاده‌روها
سایت عصرایران

علیه پیادگان و پیاده‌روها

آنچه اکنون می‌بینم تخریب پیاده‌راه‌ها و تحقیر پیاده‌هاست. از هر راهی که ممکن است حریم و حرمت پیاده‌ها را می‌شکنند. شهر بَرده‌‌ی سواری‌ها و به کام سواره‌هاست‌...
نسلی که می گفت: «چشم»، نسلی که می پرسد: «چرا»
سایت عصرایران

نسلی که می گفت: «چشم»، نسلی که می پرسد: «چرا»

برای نسل‌های قدیم، بسیاری از تعارف‌ها و عبارات احترام‌آمیز بخشی از قواعد زندگی روزمره بود: «قربان شما»، «اختیار دارید»، «بفرمایید»، «زحمت کشیدید» و ده‌ها عبا...
بوته‌ها پیشروی می‌کنند اما‌ اسب‌ها‌ محاکـمه‌ می‌شوند
روزنامه هفت صبح

بوته‌ها پیشروی می‌کنند اما‌ اسب‌ها‌ محاکـمه‌ می‌شوند

مسئولان محیط زیست می‌گویند اسب‌ها سال‌ها در بوجاق حضور داشته‌اند و به بخشی از اکوسیستم تبدیل شده‌اند
‌واگذاری آبشار آهکی به یک غیربومی
روزنامه هفت صبح

‌واگذاری آبشار آهکی به یک غیربومی

واگذاری پروژه آبشار آهکی به مجری غیربومی با اصول اولیه طرح مشارکتی مغایرت دارد
سایت رکنا

دست گروگان در صندوق عقب از جای چراغ بیرون بود/ پلیس راه در جاده ارومیه این صحنه را دید + جزییان رهایی گروگان در ماجرایی …

ترس و سردرگمی  روستایی‌ها برای گرفتن حق و حقوق ‌فردی و اجتماعی
روزنامه هفت صبح

ترس و سردرگمی روستایی‌ها برای گرفتن حق و حقوق ‌فردی و اجتماعی

هزاران شهروند حقشان را از دست می‌دهند، چون از دادگاه می‌ترسند و زبان قانون را نمی‌دانند
فروشندگان متخلف پاسخگو  شوند
روزنامه هفت صبح

فروشندگان متخلف پاسخگو شوند

رشد پلتفرم‌های فروش اینترنتی، ضرورت ساماندهی و نظارت مستمر بر کسب‌وکارهای مجازی را افزایش داده است
کنکور یا مسابقه پول؟ ماجرای نابرابری شانس قبولی دانشگاه
سایت اقتصاد ۲۴

کنکور یا مسابقه پول؟ ماجرای نابرابری شانس قبولی دانشگاه

یک جامعه‌شناس معتقد است فقر می‌تواند بسیار پیش از رسیدن دانش‌آموز به مرحله کنکور، فرصت‌های آموزشی او را محدود کند و تفاوت‌های اقتصادی خانواده‌ها را به نتایج متفاوت در پذیرش دانشگاه تبدیل کند.
فاجعه انسانی در سایه نادیده گرفتن مصوبه گواهینامه زنان
سایت رویداد‌ ۲۴

فاجعه انسانی در سایه نادیده گرفتن مصوبه گواهینامه زنان

این بن‌بست اداری و عدم صدور گواهینامه، مانع رفت‌وآمد روزمره زنان در سطح شهر‌ها نشده است، اما زنان موتورسوار را با مسائل حقوقی و مالی مواجه کرده است چراکه در صورت وقوع حادثه، از پوشش بیمه محروم هستند.
سایت عصرایران

تصاویر دیده نشده از حمله به ساختمان شیشه‌ای صداوسیما در جنگ 40 روزه

فرار بیمه‌ها از پرداخت هزینه درمان
سایت روزنامه سازندگی

فرار بیمه‌ها از پرداخت هزینه درمان

فرزانه ترکان، متخصص پزشکی فیزیکی و توان‌بخشی در گفت‌وگو با «سازندگی» مطرح کرد:
سایت فرارو

واکنش‌ها به کافه بابک زنجانی؛ «این است درد ما و فرق ما»

از چوبه دار تا روبانِ افتتاح/ وقتی «بابک زنجانی» برای اقتصاد ایران قهوه «VIP» سرو می‌کند!
سایت فرارو

از چوبه دار تا روبانِ افتتاح/ وقتی «بابک زنجانی» برای اقتصاد ایران قهوه «VIP» سرو می‌کند!

افتتاح کافه VIP بابک زنجانی، فراتر از یک رویداد تجاری، یک دهن‌کجی آشکار به مردم خسته‌ای است که تاوان تحریم و تورم را می‌دهند.
خبرگزاری مهر

برای املاک دارای سند سبز حتی قولنامه هم امضا نکنید!

کارگران به تدریج بی‌دندان می‌شوند!
سایت آفتاب نیوز

کارگران به تدریج بی‌دندان می‌شوند!

هزینۀ سنگین ترمیم دندان، پوشش محدود بیمه و ظرفیت ناکافی درمانگاه‌های تأمین اجتماعی، بسیاری از بیمه‌شدگان کم‌درآمد را به انتخابی تلخ میان پرداخت هزینه‌های سنگ...
تقلب کنکوری‌ها زیر تیغ قانون؛ از جریمه تا محرومیت
سایت دیدبان ایران

تقلب کنکوری‌ها زیر تیغ قانون؛ از جریمه تا محرومیت

شرکت فردی به جای داوطلب در کنکور، فقط یک تقلب ساده نیست؛ قانونی که می‌تواند این میانبر را به جریمه، محرومیت و حتی پرونده قضایی تبدیل کند.
    
سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| صداوسیما در آغوش گرفتن پدر و فرزند را هم سانسور کرد

سایت عصرایران

آتش‌سوزی در ساختمان مسکونی ۷ طبقه در مشهد/ ۴ کودک در طبقات بالا محبوس شدند

سایت تابناک

سارق 60ساله گوشی 130میلیونی را 150هزار تومان فروخت!

ازدواج در آینه جامعه، از موانع ذهنی تا واقعیت‌های اقتصادی
خبرگزاری ایسنا

ازدواج در آینه جامعه، از موانع ذهنی تا واقعیت‌های اقتصادی

ازدواج فقط تصمیم دو نفر برای کنار هم قرار گرفتن نیست، آینه‌ای است که بسیاری از واقعیت‌های فردی و اجتماعی را در خود بازتاب می‌دهد. وقتی جوانی در برابر ازدواج مکث می‌کند، گاهی پشت این تردید، تنها یک دلیل وجود ندارد، مجموعه‌ای از ترس‌ها، تجربه‌ها، توقعات، فشارهای اقتصادی و تصویری که جامعه از زندگی موفق …
چرا رفتارهای کودکان فرزندخوانده‌ متفاوت است؟
سایت نورنیوز

چرا رفتارهای کودکان فرزندخوانده‌ متفاوت است؟

تفاوت‌های رفتاری کودکان فرزندخوانده با فرزندان زیستی، ریشه در «پیشینه تجربه امن» آن‌ها دارد. به گفته کارشناسان، استرس در این کودکان نه یک اختلال، بلکه واکنشی از سوی سیستم عصبی برای بقاست که در محیطی ناامن شکل گرفته است.
گوزن زرد ایرانی از مرز انقراض تا تولد دوباره در طبیعت
سایت آفتاب نیوز

گوزن زرد ایرانی از مرز انقراض تا تولد دوباره در طبیعت

پس از دهه‌ها تلاش برای نجات گوزن زرد ایرانی از مرز انقراض، تولد گوساله‌های این گونه در طبیعت خوزستان و آغاز برنامه بازمعرفی آن در زاگرس، نشانه‌هایی امیدبخش ا...
وقتی طبیعت حساب و کتاب اقتصادی پیدا می‌کند/ ارزش واقعی خدمات اکوسیستمی چقدر است
خبرگزاری ایرنا

وقتی طبیعت حساب و کتاب اقتصادی پیدا می‌کند/ ارزش واقعی خدمات اکوسیستمی چقدر است

تهران - ایرنا - طبیعت هر روز خدماتی به انسان ارائه می‌دهد که بخش قابل توجهی از آنها در محاسبات اقتصادی دیده نمی‌شوند، از تصفیه آب و کنترل سیلاب گرفته تا جذب کربن، تولید غذا، گرده‌افشانی و حفظ تنوع زیستی. ارزش‌گذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی تلاش می‌کند ارزش این خدمات نامرئی را به زبان اعداد و اقتصاد ترجمه …
خبرگزاری ایرنا

هشدار پلیس فتا به مردم؛ مراقب کلاهبرداری با جعل صدای آشنایان باشید

پای یک شبکه در میان است
سایت هم میهن

پای یک شبکه در میان است

این کانال‌ها در قالب یک شبکه با نامی مشخص فعالیت می‌کنند و کانال‌های اصلی آن از تصاویر خصوصی دختران جوان و نوجوان به عنوان قلاب استفاده می‌کند؛ تصاویری که افراد عادی بدون اجازه می‌توانند برای ادمین ارسال کنند تا بدون پرداخت یا دریافت پول حداقل در شش کانال دیگر با همین هدف منتشر شود.
سایت هم میهن

تجربهٔ تلخ و شکست‌خورده!

خبرگزاری ایرنا

30هزار درخت در چیتگر چرا بریده شدند؟

سایت رکنا

پایان 80 روز اسارت یک گروگان از چنگال آدم ربایان

سایت رکنا

فیلم ضجه های مادر پسر گمشده در رشت / امیرمهدی 14 ساله کجاست ؟! / کمکم کنید

بازار داغ مکمل بنزین و اکتان‌ بوستر؛ از ۳۰۰ هزار تا ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان/ هزینه اجباری رانندگان برای فرار از هزینه‌های بیشتر
سایت اقتصاد ۲۴

بازار داغ مکمل بنزین و اکتان‌ بوستر؛ از ۳۰۰ هزار تا ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان/ هزینه اجباری رانندگان برای فرار از هزینه‌های …

پایین بودن عدد اکتان بنزین معمولی نسبت به استاندارد موتور‌های حساس، خطر پدیده ضربه یا اصطلاحاً ناک، ذوب شدن پیستون و آسیب به سوپاپ‌ها را دوچندان کرده است. این موضوع صاحبان خودرو را ناچار می‌کند برای فرار از تعمیرات ده‌ها میلیون تومانی، در هر چند باک‌گیری دست‌ به‌ جیب شوند.
تاب‌آوری مردم ایران در نقطه «هشدار» | قرایی‌مقدم: سرمایه اجتماعی در معرض فرسایش است | معیشت مردم باید اولویت اصلی باشد
سایت اقتصادنیوز

تاب‌آوری مردم ایران در نقطه «هشدار» | قرایی‌مقدم: سرمایه اجتماعی در معرض فرسایش است | معیشت مردم باید اولویت اصلی باشد

اقتصادنیوز: امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس، می‌گوید سرمایه اجتماعی ایران با وجود فشارهای اقتصادی هنوز پابرجاست، اما تداوم مشکلات معیشتی می‌تواند این سرمایه را به نقطه فرسایش برساند.
سندرمِ «زندگیِ در لیستِ انتظار» - همدلی
روزنامه همدلی

سندرمِ «زندگیِ در لیستِ انتظار» - همدلی

عاشور حسن زاده عرب پژوهشگر جان دیویی در کتاب «دموکراسی و آموزش و پرورش»، با نگاهی نقادانه و موشکافانه، به سراغ سه نظریه‌ی رایج و تأثیرگذار در تاریخ تعلیم و تربیت می‌رود که هرکدام، به‌نوعی، تصویری ناقص و یک‌بعدی از فرآیند آموزش ارائه می‌دهند. او این سه نظریه را «آماده‌سازی برای آینده»، «گشودن استعدادهای …
دیه زن؛ از نصّ روایی تا ضرورت بازخوانی اجتهادی - همدلی
روزنامه همدلی

دیه زن؛ از نصّ روایی تا ضرورت بازخوانی اجتهادی - همدلی

مسلم سلیمانی فعال رسانه مسئلهٔ نصف بودن دیهٔ زن نسبت به مرد، از جمله احکامی است که هم در فقه و هم در حقوق کیفری ایران، همواره محل بحث بوده است. اهمیت این بحث از آن‌روست که از یک سو با «جان انسان» و کرامت او پیوند دارد و از سوی دیگر، با واقعیت‌های [ ]
معمای زمین 10 مدرسه تهران
سایت اکوایران

معمای زمین 10 مدرسه تهران

قرار است مجتمع های آموزشی به پایتخت اضافه شود. این موضوع شنبه، 31 شهریور در مراسمی با حضور رییس جمهوری و شهردار تهران دوباره اعلام شد. وزیر آموزش و
پدیده شاغلان فقیر
روزنامه دنیای اقتصاد

پدیده شاغلان فقیر

برای دهه‌ها، اشتغال به‌مثابه اصلی‌ترین مسیر خروج از فقر تلقی می‌شد، اما پدیده‌ای که در ادبیات اقتصادی تحت عنوان «شاغلان فقیر» شناخته می‌شود، این فرضیه بنیادین را به چالش کشیده است. شاغلان فقیر به افرادی اطلاق می‌شود که با وجود عضویت فعال در نیروی کار و داشتن شغل، درآمدشان همچنان زیر خط فقر مطلق قرار …
         
سایت تابناک

عوارض ناگوار شرایط دوره پزشکی برای دانشجویان/ معاون وزیر بهداشت: دوره ها استاندارد است، تغییر نمی کند!

سایت عصرایران

کودک متولد ۲۰۵۰ چگونه زندگی خواهد کرد؟

احکام شرعی صدور گواهینامه بانوان را به تاخیر انداخته است یا مسأله چیز دیگری ست؟
سایت روزنو

احکام شرعی صدور گواهینامه بانوان را به تاخیر انداخته است یا مسأله چیز دیگری ست؟

مهمترین دست‌انداز سیاسی در اینباره به نظر مساله فتاوای شرعی است. اگرچه هیچ مستند فقهی یا شرعی منطبق بر قرآن و حدیثی وجود ندارد که بگوید موتورسواری زنان حرام...
هست و نیست آب برای کشت دوم برنج
سایت ایران آنلاین

هست و نیست آب برای کشت دوم برنج

با پایان درو و برداشت کشت اول برنج در مازندران، شالیکاران شمال بر سر یک دوراهی بزرگ قرار گرفته‌اند: زمین‌ها را برای کشت دوم شخم بزنند یا به سفره‌های آب زیرزمینی فرصت تنفس بدهند؟ در این میان، ۲ دستگاه اصلی استان هم دو مسیر کاملاً متفاوت را پیش‌روی کشاورزان گذاشته‌اند؛ یکی از رونق درآمد می‌گوید و دیگری …
زنگ بحران در مدارس |چرا آموزش و پرورش پروتکلی برای شرایط اضطراری ندارد؟
سایت رویداد‌ ۲۴

زنگ بحران در مدارس |چرا آموزش و پرورش پروتکلی برای شرایط اضطراری ندارد؟

در آستانه بازگشایی مدارس، سایه جنگ همچنان بر سر کشور سنگینی می‌کند؛ با این حال آموزش و پرورش هنوز پروتکل روشنی برای ادامه آموزش در شرایط اضطراری ندارد و دانش‌آموزان و خانواده‌هایشان در بلاتکلیفی به سر می‌برند.
[ابوذر ابراهیمی ترکمان] یک فضیلت؛ دو معیار
سایت اطلاعات آنلاین

[ابوذر ابراهیمی ترکمان] یک فضیلت؛ دو معیار

فضیلت، در نگاه نخست، مفهومی مطلق به نظر می‌رسد؛ گویی هر آنچه برای انسان نیکوست، اگر به عرصه اجتماع و مدیریت جامعه نیز راه یابد، باید همچنان نیکو باشد. اما چنین نیست. میان اخلاق فردی و اخلاق حکمرانی تفاوتی بنیادین وجود دارد.
[مجید رعنایی] «مدیریت امکان» در آموزش‌ و پرورش
سایت اطلاعات آنلاین

[مجید رعنایی] «مدیریت امکان» در آموزش‌ و پرورش

آموزش‌وپرورش ما با محدودیت‌های ساختاری، مالی و انسانی جدی روبروست. ناترازی بودجه، کمبود نیروی انسانی و شکاف‌های منطقه‌ای، واقعیت‌هایی انکارناپذیرند.
تفاوت، تهدید نیست
سایت ایران آنلاین

تفاوت، تهدید نیست

تجربه بحران‌های مختلف نشان داده هر جا سرمایه اجتماعی تقویت شده، جامعه با هزینه کمتر و سرعت بیشتری از بحران عبور کرده است. این حقیقت، امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته و می‌تواند چراغ راه سیاست‌گذاران باشد.
هتل فقط اتاق نیست!
خبرگزاری ایسنا

هتل فقط اتاق نیست!

یک فعال گردشگری با اشاره به پیامدهای شرایط اقتصادی و جنگ که گردشگری ایران را متاثر کرده است، در نقد سیستم هتلداری کشور، ‌ گفت: هتلداری ایران برای عبور از شرایط فعلی فقط به ساخت هتل جدید یا افزایش تعداد اتاق‌ها نیاز ندارد. بخشی از مسئله در استفاده نکردن از ظرفیت اقتصادی هتل‌هایی است که همین امروز ساخته …
         
زور قوه به تراستی‌ها می‌رسد؟
سایت جوان آنلاین

زور قوه به تراستی‌ها می‌رسد؟

مسئله فقط چند پرونده اقتصادی، چند متهم یا چند میلیارد دلار پول و کالا نیست. آنچه در پس این اعداد و پرونده‌ها خودنمایی می‌کند، تصویری نگران‌کننده از ناترازی س...
         
کارمند امروز فرصت رشد و اختیار می‌خواهد
سایت جوان آنلاین

کارمند امروز فرصت رشد و اختیار می‌خواهد

با ورود هوش مصنوعی و تغییر سریع ماهیت مشاغل، دیگر تخصص به‌تنهایی برای موفقیت شغلی کافی نیست؛ کارمند امروز باید یادگیری مستمر، سازگاری با تغییر، سواد دیجیتال...
تله ناپایداری قطار توسعه ایران - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

تله ناپایداری قطار توسعه ایران - مردم سالاری آنلاین

توسعه پایدار پیش و بیش از آنکه حاصل انباشت سرمایه مادی یا موهبت های اقلیمی باشد، محصول ...
از بارش بادمجان تا دیدن دایناسور
روزنامه شرق

از بارش بادمجان تا دیدن دایناسور

اول فکر کردیم شوخی است. به قول دوستی سه بار باز کردم خواندم و بستم و دوباره باز کردم و خواندم و...؛ باورش سخت بود. واقعا محیط زیست آمده بود خبر وجود دایناسور در خراسان رضوی را تکذیب کرده بود؟ واقعا این خبر به‌طور رسمی تکذیب شده بود؟ مگر الان کار به جایی رسیده است که کسی باور می‌کند دایناسور وجود دارد؟ …
خودتحریمی مخرب
روزنامه شرق

خودتحریمی مخرب

«خانه رسانه‌های دیداری ایران» در بیانیه‌ای نسبت به تصویب کلیات «طرح مقابله با نفوذ...»، در چهار بند، نکاتی را مطرح کرده است که بخش‌هایی از آن در ادامه می‌آید. در این بیانیه آمده است: «خانه رسانه‌های دیداری ایران، به عنوان یکی از نهادهای مدنی و تخصصی حوزه ارتباطات و رسانه، ضمن تأکید بر لزوم صیانت از امنیت …
زاینده‌رود گرفتار دستکاری‌های بی‌پایان
روزنامه شرق

زاینده‌رود گرفتار دستکاری‌های بی‌پایان

اگر تمدن بشری در حاشیه رودها متولد شد، در قلب فلات ایران یک رودخانه بود که تمدن را نه صرفا تغذیه، بلکه معماری کرد. زاینده‌رود قرن‌ها جریان پیوسته حیات، تعدیل‌کننده اقلیم و ستون ثبات سفره‌های زیرزمینی اصفهان و گاوخونی بود.
سایت عصرایران

راز زنی که شوهرش را به تدریج با خوراندن سیانور کشته بود چگونه فاش شد؟

تاناکورا؛ روایت فقر
روزنامه شرق

تاناکورا؛ روایت فقر

آینه مغازه تاناکورا در حوالی خیابان آذربایجان، همان تصویر همیشگی را منعکس نمی‌کند. نگاه «نگین» روی شلوار جین تاخورده‌ای خشک شده است که بوی غلیظ و تند مواد ضدعفونی‌کننده می‌دهد. همراه با هوای سنگین و نمور مغازه، نفسی عمیق می‌کشد؛
زنان و بحران آب ایران
روزنامه پیام ما

زنان و بحران آب ایران

مهتا بذرافکن در نشست انجمن جامعه‌شناسی ایران از نابرابری جنسیتی در حکمرانی آب، غیبت زنان در تصمیم‌گیری و پیوند آب با عدالت اجتماعی گفت.
اقتصاد، خشم و سلامت روان
روزنامه پیام ما

اقتصاد، خشم و سلامت روان

تحلیل روان‌شناختی تأثیر فشار اقتصادی بر روابط خانوادگی. چگونه ناتوانی مالی به خشم تبدیل شده و صمیمیت و گفت‌وگو را در خانه از بین می‌برد.
حیات‌وحش پشت سد نیوجرسی
روزنامه پیام ما

حیات‌وحش پشت سد نیوجرسی

جایگزینی گاردریل با نیوجرسی بتنی در جاده‌ها؛ تقابل ایمنی انسان و محیط‌زیست. آیا این تصمیم ریشه در اقتصاد سیاسی سیمان و تخریب حیات‌وحش دارد؟
حبله‌رود؛ اختلاف آب میان
روزنامه پیام ما

حبله‌رود؛ اختلاف آب میان

سرچشمه حبله‌رود از بالادست فیروزکوه عبور می‌کند و در ادامه مسیر به دشت گرمسار و ایوانکی می‌رسد. اما طی سال‌های گذشته، افزایش تقاضا در بالادست و پایین‌دست، در کنار کاهش منابع آب، این رودخانه را به یکی…
کودکان در محاصره خطرهای آشنا
روزنامه پیام ما

کودکان در محاصره خطرهای آشنا

| پیام ما | «رستا» فقط ۱۴ ماه داشت. ظهر پنجشنبه روی صندلی جلوی خودرو، در آغوش مادرش نشسته بود. پدر در جاده «هفت‌باغ علوی» رانندگی می‌کرد