قیمت طلا امروز




 نویسنده بزرگ

 سایت ایران آنلاین / ۲ ساعت قبل

کاوشگر بی‌قرار روح

کسی که همه چیز را به دست آورده باشد، دیگر چه آرزویی می‌تواند داشته باشد؟ شاید همین پرسش، دروازه‌ای باشد به سوی دنیای ادیبی که جوهره‌ آثار او شیوه‌ای از بودن در جهان و شرحی باشکوه از سرنوشت روح انسان است.
 کاوشگر بی‌قرار روح
  علیرضا پیروزان؛ دکترای مطالعات فرهنگی /   این پرسش، برخلاف آنچه در نگاه نخست به نظر می‌رسد، درباره‌ کامیابی نیست؛ درباره‌ خلأ است؛ درباره‌ لحظه‌ای که انسان بر بلندترین قله‌ای که سال‌ها برای رسیدن به آن جنگیده می‌ایستد، به افق نگاه می‌کند و ناگهان درمی‌یابد آنچه در جست‌وجویش بوده، هرگز روی آن قله انتظارش را نمی‌کشیده است. انسان در لحظه‌ای شکست می‌خورد که گمان می‌کند آخرین پاسخ را یافته است. از آن پس، جهان دیگر او را فرا نمی‌خواند، رازها خاموش می‌شوند و افق‌ها به دیوار بدل می‌شوند. زندگی، پیش از آن‌که از مرگ آسیب ببیند، از یقین آسیب می‌بیند. هر تمدنی که خود را صاحب حقیقت نهایی پنداشته، دیر یا زود از حرکت بازایستاده است؛ و هر انسانی که جرأت کرده دوباره تردید کند، راهی تازه به روی جهان گشوده است.

یوهان ولفگانگ فون گوته (1832-1749)، بیش از هر چیز، شاعر این تردید خلاق است. در آثار او، تردید نشانه‌ ضعف نیست، بلکه نشانه‌ زنده بودن است. همین ویژگی است که جهان ادبی گوته را، با وجود گذشت بیش از دو سده، همچنان معاصر نگه داشته است. اگر امروز خواننده‌ای جوان، بی‌آنکه چیزی از آلمان سده هجدهم بداند، «ورتر» را با اشتیاق می‌خواند یا در برابر «فاوست» احساس حیرت می‌کند، دلیلش آن نیست که گوته تاریخ را خوب روایت کرده است؛ دلیلش این است که او یکی از عمیق‌ترین تجربه‌های انسان را به زبان آورده است؛ تجربه‌ نرسیدن.

اما «نرسیدن» در جهان گوته، واژه‌ای تلخ نیست. او ناکامی را ستایش نمی‌کند و رنج را فضیلت نمی‌شمارد. آنچه او می‌ستاید، حرکت است؛ همان نیرویی که انسان را وامی‌دارد هر بار پس از فرو ریختن، افق دیگری را جست‌وجو کند. شاید به همین دلیل باشد که در آثار او، «مقصد» هیچ‌گاه به اندازه «راه» اهمیت ندارد. شخصیت‌های آثار گوته با آنچه به دست می‌آورند تعریف نمی‌شوند، بلکه با آنچه هنوز در جست‌وجوی آن‌اند شناخته می‌شوند. این اندیشه، تنها مضمون مشترک آثار گوته نیست؛ ستون فقرات همه‌ جهان فکری اوست. از عاشق جوانی که عشق را تا مرز نابودی دنبال می‌کند، تا دانشمندی که روح خود را در برابر امکان شناخت به مخاطره می‌اندازد؛ از هنرمندی که بلوغ را در دل تجربه می‌جوید، تا شاعری که در سال‌های پیری، در گفت‌وگو با حافظ، شرق و غرب را به یکدیگر پیوند می‌دهد؛ همه‌ این چهره‌ها، صورت‌های گوناگون یک روح‌اند؛ روحی که در هراس از ایستادن است.

از همین رو، آثار گوته را نباید جدا از یکدیگر خواند. «رنج‌های ورتر جوان»، «سال‌های شاگردی ویلهلم مایستر»، «خویشاوندی‌های اختیاری»، «دیوان غربی-شرقی» و سرانجام «فاوست»، فصل‌های گوناگون‌ یک پروژه‌ فکری‌اند؛ پروژه‌ای که بیش از ۶۰ سال از زندگی او را دربرگرفت و همواره به یک پرسش بازمی‌گشت؛ اینکه انسان چگونه می‌تواند زندگی را چنان تجربه کند که در پایان احساس نکند فرصت زیستن را از دست داده است؟ پاسخ گوته، هرگز در قالب یک نظریه بیان نمی‌شود. پاسخ او در سرنوشت شخصیت‌هایش نهفته است. هر شخصیت، آزمایشی ا‌ست که او روی یکی از امکان‌های وجود انسان انجام می‌دهد. گویی آزمایشگاه واقعی گوته نه اتاق مطالعه، بلکه ادبیات است؛ جایی که عشق، دانش، قدرت، ایمان، زیبایی، طبیعت و آزادی، همگی بارها در بوته‌ تجربه قرار می‌گیرند. در میان همه این آزمایش‌ها، یکی از آنها چنان عظیم است که گویی همه‌ آثار دیگر برای رسیدن به آن نوشته شده‌اند؛ داستان مردی که در برابر انبوه کتاب‌هایش ایستاده و اعتراف می‌کند که هنوز حقیقت را نیافته است. از این لحظه، ادبیات دیگر صرفاً روایت زندگی یک شخصیت نیست؛ روایت سرگذشت خود انسان می‌شود.

اگر از میان همه‌ شخصیت‌های داستانی ادبیات جهان تنها یک نفر را برگزینیم که سرگذشت تمدن جدید را در خود فشرده باشد، شاید هیچ‌کس سزاوارتر از «فاوست» نباشد. او کسی ا‌ست که سایه‌اش هنوز بر فرهنگ جهان افتاده است؛ مردی که هنوز به‌درستی شناخته نشده است، و مردی که بسیار می‌دانست و درست از همین‌جا دریافت که هنوز هیچ نمی‌داند. اما فاوست تنها شخصیت یک نمایش‌نامه نیست. او تصویری ا‌ست از انسانی که تصمیم گرفت هیچ پاسخی را آخرین پاسخ نداند.

شخصیت فاوست را نمی‌شود از گوته جدا کرد؛ زیرا او نه فقط قهرمان بزرگ‌ترین نمایشنامه آلمانی، بلکه چهره‌ دیگر خود نویسنده است؛ نویسنده‌ای که سراسر عمر را صرف آزمودن مرزهای دانش، هنر، طبیعت و روح انسان کرد.

گوته در میانه‌ عصر روشنگری‌زاده شد، اما هرگز در مرزهای عقل‌گرایی محض متوقف نماند. او فرزند زمانه‌ای بود که علم با سرعتی بی‌سابقه رشد می‌کرد، فلسفه بنیادهای کهن را به پرسش می‌کشید و هنر در جست‌وجوی زبانی تازه بود. با این حال، گوته دریافت که حقیقت انسان نه فقط در آزمایشگاه و نه فقط در کلیسا، بلکه در تلاقی احساس، اندیشه، طبیعت، عشق، شکست، آرزو و تجربه شکل می‌گیرد و همین نگاه است که آثار او را تا امروز زنده نگه داشته است. گوته نه مبلغ یک جهان‌بینی است و نه مفسر یک نظام فلسفی؛ او کاوشگر بی‌قرار روح آدمی است. از همین رو، ادبیات گوته بیش از آنکه درباره‌ پاسخ‌ها باشد، درباره‌ پرسش‌هاست. پرسش از معنای زندگی، نسبت انسان با طبیعت، امکان خوشبختی و رستگاری، ارزش دانش، حقیقت عشق و راز مرگ. این پرسش‌ها امروز نیز همان اندازه زنده‌اند که در پایان سده هجدهم بودند.

   بزرگ‌ترین آزمون روح انسان

اگر آثار گوته را رشته‌هایی پراکنده بدانیم، «فاوست» (1808) همان نقطه‌ای است که آنها به هم می‌رسند. این نمایشنامه نه فقط شاهکار گوته، بلکه یکی از بلندترین قله‌های ادبیات جهان است؛ اثری که نگارش آن نزدیک به شصت سال از زندگی نویسنده را در بر گرفت و گویی خود زندگی او در تار و پود آن تنیده شد.

«فاوست» داستان دانشمندی سالخورده است که تقریباً همه‌ علوم عصر خود را آموخته، اما با وجود این انبوه دانش، احساس می‌کند چیزی اساسی را از دست داده است. او کتاب‌ها را خوانده، ستاره‌ها را مطالعه کرده، فلسفه، پزشکی، الهیات و حقوق را آزموده است، اما همچنان با پرسشی جانکاه روبه‌روست؛ اینکه آیا دانستن، همان زیستن است؟ این پرسش، قلب تپنده‌ «فاوست» است.

فاوست نماینده‌ انسانی است که هیچ دستاوردی او را راضی نمی‌کند. هر افقی که فتح می‌شود، افق دیگری پدیدار می‌شود. هر پاسخی، پرسشی تازه می‌آفریند. او نه از فقر رنج می‌برد و نه از نادانی؛ رنج او از سیری‌ناپذیری روح است. شب، در اتاق کار فاوست، تنها یک زمان از شبانه‌روز نیست؛ وضعیتی از روح است. اتاق پر از کتاب است، قفسه‌ها از نسخه‌های خطی و رساله‌های فلسفی و الهیاتی سنگین شده‌اند، سال‌ها مطالعه پشت سر گذاشته شده است و ذهن، هزاران مفهوم را در خود جای داده است. اما درست در همین لحظه، حقیقتی هولناک آشکار می‌شود؛ اینکه میان دانستن و فهمیدن، فاصله‌ای وجود دارد که هیچ کتابی آن را پر نمی‌کند.

فاوست از جهل به ستوه نیامده است؛ از دانش به ستوه آمده است. این همان نقطه‌ای ا‌ست که گوته را از بسیاری از نویسنده‌های هم‌عصر خود جدا می‌کند. عصر روشنگری، سده‌ای بود که ایمان داشت هرچه دانش بیشتر شود، انسان آزادتر و خوشبخت‌تر خواهد شد. گوته، بی‌آن‌که ارزش دانش را انکار کند، نخستین کسی است که از درون همین خوشبینی، شکافی عمیق را میان «دانش و ارزش» آشکار می‌کند.

فاوست، از همان نخستین صحنه، بیش از آنکه یک شخصیت باشد، یک وضعیت وجودی ا‌ست. او همان انسانی است که بسیاری در زندگی تجربه‌اش کرده‌اند؛ انسانی که سال‌ها برای رسیدن به هدفی جنگیده، اما درست در لحظه‌ رسیدن، خلأیی را احساس کرده که انتظارش را نداشته است. گویی قله، آن وعده‌ای را که از دامنه داده بود، عملی نکرده است. آنچه فاوست می‌خواهد، حقیقتی نظری نیست. او دیگر در پی افزودن کتابی تازه به کتابخانه‌اش نیست. او می‌خواهد هستی را لمس کند؛ می‌خواهد نیروهایی را که جهان را به حرکت درمی‌آورند، بی‌واسطه تجربه کند. عطش او، عطش حضور است، نه اطلاع. و شاید هیچ جمله‌ای بهتر از این نتواند فاصله‌ میان گوته و عقل‌گرایی خشک سده‌ هجدهم را نشان دهد.

در همین لحظه است که مفیستوفلس وارد می‌شود. اشتباه بزرگی ا‌ست اگر او را تنها شیطان بدانیم. شیطان، در سنت‌های دینی، معمولاً دشمن خیر است؛ اما مفیستوفلس بیش از آن‌که دشمن خیر باشد، دشمن توهم است. او بیش از آن‌که موجودی اهریمنی باشد، نیروی نفی است؛ صدایی که مدام همه چیز را زیر سؤال می‌برد، به هیچ ارزشی باور ندارد، هر آرمانی را به سخره می‌گیرد، هر حقیقت تثبیت‌شده‌ای را فرو می‌ریزد، و هر ادعایی را با لبخندی تلخ تحقیر می‌کند. او دشمن حقیقت نیست؛ دشمن امید ساده‌انگارانه است. او نیروی انکار حضور است. نکته شگفت‌انگیز اینجاست که گوته مفیستوفلس را موجودی کاملاً شرور ترسیم نمی‌کند. او باهوش، شوخ‌طبع، نکته‌سنج و گاه حتی صادق‌تر از بسیاری از انسان‌هاست. همین پیچیدگی است که او را به یکی از ماندگارترین شخصیت‌های تاریخ ادبیات تبدیل کرده است.

اما اهمیت اصلی مفیستوفلس در نسبت او با فاوست آشکار می‌شود. این دو، صرفاً دو شخصیت نیستند؛ دو امکان درون هر انسان‌اند. یکی میل پایان‌ناپذیر به معنا، دیگری وسوسه انکار همه‌ معناها. یکی عطش آفرینش، دیگری لذت ویرانی. یکی ایمان به امکان تعالی، دیگری خنده‌ای سرد به همه‌ آرمان‌ها. اگر فاوست، میل پایان‌ناپذیر به آفرینش باشد، مفیستوفلس، میل پایان‌ناپذیر به نفی است. گوته، نبوغ خود را درست در همینجا آشکار می‌کند. او این دو نیرو را در برابر یکدیگر قرار نمی‌دهد تا یکی مظفر شود. جهان، از نگاه او، از کشاکش همین دو نیرو زنده است. آفرینش بدون تردید به جزم‌اندیشی تبدیل می‌شود، و تردید بدون میل به آفرینش به ویرانی محض.

به همین دلیل، مفیستوفلس از جذاب‌ترین شخصیت‌های تاریخ ادبیات است، و مهم‌تر از همه آنکه بسیاری از سخن‌هایش درست است. همین حقیقت، او را هراس‌انگیز می‌کند. پیمانی که میان فاوست و مفیستوفلس بسته می‌شود نیز صرفاً معامله‌ای میان انسان و شیطان نیست. این پیمان، استعاره‌ای از مخاطره‌ای‌ست که هر جست‌وجوی بزرگ با خود حمل می‌کند. هیچ کشف بزرگی، هیچ انقلاب فکری، هیچ اثر هنری ماندگاری، بدون عبور از منطقه‌ای خطرناک پدید نیامده است. هر بار که انسان تصمیم می‌گیرد از مرزهای شناخته‌شده عبور کند، همزمان امکان شکوفایی و امکان سقوط را نیز می‌پذیرد.

از همین رو، پیمان میان فاوست و مفیستوفلس صرفاً قراردادی میان انسان و شیطان نیست؛ تمثیلی از لحظه‌ای‌ است که انسان تصمیم می‌گیرد برای رسیدن به حقیقت، همه مرزهای شناخته‌شده را پشت سر بگذارد، حتی اگر بهای آن بسیار سنگین باشد. در اینجا، گوته فاصله‌ خود را با اخلاق‌گرایی ساده‌انگارانه آشکار می‌کند. او جهان را به دو قلمرو پاکی و پلیدی تقسیم نمی‌کند. زندگی، پیچیده‌تر از آن است که بتوان آن را با چند حکم اخلاقی توضیح داد. انسان، همواره در میانه‌ نیروهایی متضاد زندگی می‌کند و درست همین کشاکش است که به حضور او عظمت می‌بخشد.

شاید از همین رو است که فاوست، برخلاف بسیاری از قهرمان‌های کلاسیک، هرگز به الگوی فضیلت بدل نمی‌شود. او بارها اشتباه می‌کند، دیگران را می‌رنجاند، فریب می‌خورد، فریب می‌دهد و تصمیم‌هایی می‌گیرد که پیامدهای هولناکی دارند. اما گوته هرگز او را به یک گناهکار تقلیل نمی‌دهد. آنچه برای او اهمیت دارد، این نیست که انسان چند بار سقوط کرده است؛ بلکه این است که آیا پس از سقوط، هنوز توان برخاستن و ادامه دادن دارد یا نه. در این نقطه، گوته به اندیشه‌ای نزدیک می‌شود که دهه‌ها بعد، نیچه آن را به زبانی دیگر بیان خواهد کرد. زندگی، برای هر دو، عرصه‌ آسودگی نیست؛ عرصه‌ «شدن» است. انسان، موجودی کامل نیست که گاهی خطا کند؛ موجودی است که درست از خلال خطاهایش ساخته می‌شود. البته تفاوتی ظریف میان آن دو وجود دارد. اگر نیچه گاه چنان سخن می‌گوید که گویی انسان باید خود معیار ارزش‌ها شود، گوته هرگز پیوند انسان را با افقی اخلاقی از یاد نمی‌برد. در جهان او، آزادی هنگامی به شکوه می‌رسد که مسئولیت را نیز با خود همراه کند.

نخستین آزمون بزرگ فاوست، عشق او به گرتشن است. در ظاهر، این عشق یکی از زیباترین روایت‌های عاشقانه ادبیات جهان است؛ اما در ژرفای خود، تراژدی برخورد دو جهان متفاوت است. گرتشن، پاکی، سادگی و اعتماد را نمایندگی می‌کند، در حالی که فاوست با ذهنی آشفته، روحی ناآرام و تمنایی بی‌انتها وارد زندگی او می‌شود. عشقی که می‌توانست سرچشمه رهایی باشد، به زنجیره‌ای از خطاها، رنج‌ها و ویرانی‌ها بدل می‌شود.

به همین دلیل، تراژدی گرتشن صرفاً یک داستان عاشقانه نیست. آنچه در زندگی او ویران می‌شود، تنها عشق نیست؛ اعتماد است. گوته با ظرافتی کم‌نظیر نشان می‌دهد هیچ آرمانی، هر اندازه باشکوه، حق ندارد انسان دیگری را تبدیل به ابزار تحقق خود کند.

گوته در این بخش، یکی از عمیق‌ترین پرسش‌های اخلاقی ادبیات را مطرح می‌کند: آیا نیت خیر، انسان را از پیامدهای اعمالش معاف می‌کند؟ فاوست عاشق است، اما عشق او آمیخته با خودخواهی است؛ او بیش از آنکه گرتشن را آنگونه که هست ببیند، او را در نسبت با تمنای خویش می‌بیند. از همینجا، تراژدی آغاز می‌شود. گرتشن، اگرچه همه چیز را از دست می‌دهد، اما چیزی را حفظ می‌کند که فاوست سال‌ها در جست‌وجوی آن است؛ یکپارچگی روح. این نکته، یکی از زیباترین وارونگی‌های اثر است. شکست ظاهری گرتشن، در حقیقت پیروزی اخلاقی اوست؛ و کامیابی ظاهری فاوست، شکلی از شکست درونی. از همینجا، نمایشنامه به‌تدریج از داستان یک انسان فراتر می‌رود و به داستان تمدنی تبدیل می‌شود که قصد دارد جهان را دگرگون کند. فاوست دیگر تنها یک دانشمند نیست؛ او چهره آینده‌ بشر است؛ آینده‌ای که در آن، انسان می‌تواند طبیعت را مهار کند، سرزمین‌ها را دگرگون سازد و نیروهایی را آزاد کند که هیچ نسل پیش از او تصورش را هم نمی‌کرد. اما پرسشی که گوته پیش روی این آینده می‌گذارد، هنوز نیز بی‌پاسخ مانده است؛ اینکه آیا قدرت، فی‌نفسه انسان را بزرگ‌تر می‌کند یا تنها ابعاد خطاهای او را افزایش می‌دهد؟

اما گوته داستان را در همین نقطه متوقف نمی‌کند. در بخش دوم «فاوست»، افق روایت ناگهان گسترش می‌یابد. دیگر تنها با سرگذشت یک انسان روبه‌رو نیستیم؛ تاریخ، سیاست، اقتصاد، اسطوره، تمدن و آینده‌ بشر همگی وارد صحنه می‌شوند. فاوست اکنون می‌خواهد جهان را دگرگون کند، طبیعت را مهار کند، سرزمین‌های تازه بیافریند و آینده را به اراده‌ خود شکل دهد.

در اینجا، گوته تصویری شگفت‌انگیز از انسان مدرن ترسیم می‌کند؛ انسانی که می‌تواند دریاها را پس بزند، شهرها بسازد، فناوری بیافریند و طبیعت را تغییر دهد، اما اگر از مسئولیت اخلاقی غافل شود، همان نیروی آفریننده می‌تواند به نیروی ویرانگر بدل شود. از این منظر، «فاوست» تنها نمایشنامه‌ای درباره‌ یک فرد نیست؛ پیشگویی حیرت‌آوری درباره‌ تمدن جدید است. گویی گوته از همان آغاز سده‌ نوزدهم، جهانی را می‌بیند که علم و تکنیک قدرتی بی‌سابقه یافته‌اند، اما پرسش از معنای زندگی همچنان بی‌پاسخ مانده است.

«فاوست»، بیش از آنکه داستان یک فرد باشد، تصویر وضعیت انسان جدید است؛ انسانی که دیگر نمی‌تواند در مرزهای محدود گذشته زندگی کند، اما هنوز نیاموخته است چگونه با آزادی تازه‌ خود روبه‌رو شود. انسان مدرن، فرزند فاوست است. او همان انسانی است که دانش بی‌سابقه دارد، اما گاه احساس بی‌معنایی می‌کند؛ قدرت تغییر جهان را دارد، اما نمی‌داند آیا این تغییر، او را به سعادت نزدیک‌تر کرده است یا نه؛ ابزارهای ارتباطی فراوان دارد، اما همچنان با تنهایی دست ‌و پنجه نرم می‌کند.

گوته این وضعیت را پیش از آنکه به مسأله‌ اصلی فلسفه‌ سده بیستم تبدیل شود، در قالب یک تراژدی ادبی نشان داد. شاید به همین دلیل است که «فاوست» هرگز کهنه نمی‌شود. هر دوره، فاوست خود را در آن پیدا می‌کند. در عصر صنعت، فاوست نماینده‌ قدرت تکنیکی بود؛ در عصر ایدئولوژی‌ها، نماینده میل انسان به ساختن جهانی تازه؛ و امروز، در عصر فناوری‌های شگفت‌انگیز، بار دیگر در برابر ما ایستاده است و همان پرسش را تکرار می‌کند؛ اینکه آیا انسان با همه توانایی‌هایی که به دست آورده، به معنای عمیق‌تری از زندگی دست یافته است؟

گوته پاسخی ساده ارائه نمی‌کند. او نه پیامبر خوشبینی بی‌دلیل است و نه پیامبر بدبینی مطلق. جهان او میان امید و خطر، میان شکوه و فاجعه، میان امکان و محدودیت قرار دارد. اما شاید مهم‌ترین درس او همین باشد؛ اینکه انسان نباید از پیچیدگی خویش بگریزد. انسان موجودی ا‌ست که می‌خواهد بداند، اما هر شناختی پرسش تازه‌ای می‌آفریند؛ می‌خواهد دوست بدارد، اما عشق، او را آسیب‌پذیر می‌کند؛ می‌خواهد آزاد باشد، اما آزادی، مسئولیت به همراه دارد. راه‌حل گوته، حذف این تضادها نیست؛ پذیرفتن آنها به عنوان بخشی از حقیقت انسان است و این تصویر، شاید صادقانه‌ترین تصویری باشد که ادبیات تاکنون از انسان ارائه کرده است.

   امکان رستگاری

اگر «فاوست» تنها روایت سقوط یک انسان بود، امروز در کنار ده‌ها تراژدی بزرگ دیگر قرار می‌گرفت و شاید همان اندازه خوانده می‌شد که بسیاری از آثار بزرگ گذشته. اما آنچه این اثر را به یکی از شگفت‌انگیزترین متون ادبیات جهان بدل کرده، پایان آن است؛ پایانی که بیش از دو سده است فلاسفه، الهیون، منتقدین ادبی و حتی هنرمندها را به گفت‌وگو واداشته است.

چرا فاوست رستگار می‌شود؟ این پرسش، در نگاه نخست، ساده به نظر می‌رسد، اما در حقیقت یکی از غامض‌ترین مسائل فلسفی اثر است. مگر نه اینکه او بارها خطا کرده است؟ مگر نه اینکه گرتشن قربانی انتخاب‌های او شده است؟ مگر نه اینکه در سودای شناخت و قدرت، مرزهای اخلاق را بارها زیر پا گذاشته است؟ پس چرا گوته، سرنوشت او را با محکومیت خاتمه نمی‌دهد؟

پاسخ را باید در تصویری جست که گوته از انسان ارائه می‌کند. در جهان او، انسان نه فرشته است و نه شیطان. او موجودی است که همواره میان این دو امکان در رفت و آمد است. ارزش انسان نیز نه در بی‌خطا بودن، بلکه در آن است که هیچ‌گاه از حرکت نایستد. گوته، گناه را پایان انسان نمی‌داند؛ پایان انسان، هنگامی است که دیگر میلی به دگرگون شدن نداشته باشد. از همین رو، رستگاری فاوست، پاداش پاکی نیست، بلکه پاداش پویایی است. گوته در یکی از مشهورترین اندیشه‌های سراسر اثر، این حقیقت را به زبانی شاعرانه بیان می‌کند که انسان، تا زمانی که پیوسته می‌کوشد و از‌طلب بازنمی‌ایستد، هنوز امید رهایی دارد. این سخن، نه دعوت به بی‌مسئولیتی اخلاقی است و نه نادیده گرفتن پیامدهای اعمال؛ بلکه تأکید بر این نکته است که انسان را باید در افق تمام زندگی‌اش سنجید، نه در یک لحظه از سقوط یا کامیابی.

در اینجا، گوته تصویری از آزادی به دست می‌دهد که با برداشت‌های رایج تفاوت دارد. آزادی، برای او، توان دگرگون کردن خویشتن است. انسانی که دیگر قادر به تغییر خود نیست، حتی اگر همه‌ امکانات جهان را در اختیار داشته باشد، در بند است. اما کسی که هنوز می‌تواند از نو آغاز کند، حتی در دل شکست نیز آزاد است.

این اندیشه، بعدها در فلسفه اگزیستانسیالیسم نیز پژواک یافت؛ هرچند نمی‌شود گوته را فیلسوف اگزیستانسیالیست نامید، اما بسیاری از دغدغه‌های او ـ‌‌مسئولیت، انتخاب، اضطراب، امکان و ساختن خویشتن از خلال عمل‌ـ در آثار متفکرینی چون کیئرکگور، هایدگر و حتی یاسپرس، صورتی فلسفی پیدا کردند. تفاوت در این است که گوته این مفاهیم را نه در قالب دستگاهی فلسفی، بلکه در قالب سرنوشت انسان‌هایی زنده و ملموس بیان می‌کند.

از این منظر، می‌شود گفت «فاوست»، حماسه‌ شکست نیست؛ حماسه‌ ناتمام بودن انسان است. گوته، کمال را نه مقصد، بلکه افقی می‌داند که هر چه به سوی آن پیش می‌رویم، دورتر می‌شود. شاید به همین دلیل باشد که گوته، در واپسین سال‌های عمر، بیش از آنکه به گذشته‌ خود بنگرد، همچنان به آینده می‌اندیشید. او هرگز نویسنده‌ای نبود که مقیم موفقیت‌های خود شود. «فاوست» را بارها بازنویسی کرد، شعرهایش را اصلاح کرد، پژوهش‌های علمی‌اش را ادامه داد و تا واپسین روزهای زندگی از آموختن دست نکشید. گویی زندگی او خود شاهدی بود بر همان اندیشه‌ای که در آثارش تکرار می‌شد؛ انسان تا زمانی زنده است که هنوز چیزی برای جست‌وجو داشته باشد.

از «ورتر» تا «فاوست»، از اشعار عاشقانه تا «دیوان غربی-شرقی»، از طبیعت‌نگاری‌های شاعرانه تا تأملات علمی، همه‌ آثار او در نهایت به همین اندیشه بازمی‌گردند. راز ماندگاری او نیز در همین است؛ آثار گوته حامل ظرفیت تازه‌ای برای زیستن‌اند و ادبیات، در عالی‌ترین صورت خود، همین است؛ نه بازنمایی جهان، بلکه گشودن امکانی تازه برای بودن در آن.

اینها همه کافی‌ است تا دریابیم چرا «فاوست» را نه صرفاً یک نمایشنامه، بلکه روایتی از سرگذشت انسان مدرن دانسته‌اند؛ انسانی که دیگر نمی‌تواند به پاسخ‌های آماده قانع شود و در جست‌وجوی بی‌انتهای خویش، همزمان امکان شکوفایی و امکان سقوط را با خود حمل می‌کند. فاوست در آستانه‌ بزرگ‌ترین تجربه‌ زندگی خود ایستاده است؛ تجربه‌ای که تنها سرنوشت یک شخصیت را رقم نمی‌زند، بلکه تصویری ماندگار از وضعیت انسان در جهان مدرن به دست می‌دهد.

اگر بخش نخست «فاوست» را داستان عطش بی‌پایان انسان برای شناخت بدانیم، بخش دوم آن داستان بهای این عطش است. گوته هرگز نمی‌خواهد مخاطبش تنها شیفته‌ نبوغ فاوست شود؛ او از خواننده می‌خواهد که از خود بپرسد که آیا هر دانشی، هر قدرتی و هر آرزویی، فی‌نفسه ارزشمند است؟ یا آنچه به زندگی معنا می‌بخشد، شیوه‌ به‌کارگیری آنهاست؟ از سوی دیگر، یکی از درخشان‌ترین انگاره‌های فلسفی گوته در پایان اثر آشکار می‌شود. فاوست نه به سبب بی‌خطا بودن، بلکه به سبب آنکه هرگز از جست‌وجو دست نکشید، امکان رستگاری می‌یابد. این رستگاری، پاداش کمال نیست؛ پاداش حرکت است. گوته گویی می‌خواهد بگوید بزرگ‌ترین گناه، خطا کردن نیست؛ بزرگ‌ترین گناه، دست کشیدن از کوشش برای انسانی‌تر شدن است. از همین رو، جمله‌ مشهور فاوست ـ‌آن آرزوی توقف لحظه کمال‌ـ تنها تمنای خوشبختی نیست؛ تمنای رسیدن به لحظه‌ای است که انسان احساس کند میان آرزو، اخلاق، عشق و حقیقت، سرانجام تعادلی یافته است. اما زندگی، چنین لحظه‌ای را به‌آسانی در اختیار کسی نمی‌گذارد.

 

انتهای پیام/







پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵ - 27 August 2026
شباهت اخوان به حافظ
سایت روزنامه سازندگی

شباهت اخوان به حافظ

جایگاه و اهمیت مهدی اخوان‌ثالث در شعر معاصر به روایت بهرام پروین‌گنابادی
افول ستاره
سایت روزنامه سازندگی

افول ستاره

چرا سینما، محمدرضا گلزار را پس زد و او به ستاره فضای مجازی تبدیل شد؟
روزی به نام رازی و دو پرسش دربارۀ الکل و الحاد
سایت عصرایران

روزی به نام رازی و دو پرسش دربارۀ الکل و الحاد

پرسش اول سطحی است و در حد شایبه‌های فضای مجازی و دومی عمیق و محل بحث اهل اندیشه. اولی این که اگر سده‌ها بعد از اسلام، را الکل را کشف کرده چگونه قبل از او نوش...
سرمقاله خراسان/ لایک داری آقای اخوان  | آخرین خبر
سایت آخرین خبر

سرمقاله خراسان/ لایک داری آقای اخوان | آخرین خبر

خراسان/ «لایک داری آقای اخوان » عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم محمد بهبودی نیا است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: حتما این شعر مشهور مهدی اخوان ثالث را شنیده اید که «ما چون دو دریچه روبروی هم/آگاه ز هر بگو مگوی هم/ هر روز سلام و پرسش و خنده/ هر روز قرار روز آینده و...» این بیت ها ر
سایت عصرایران

لالایی برای زهره / علی زند وکیلی (+صدا)

موزه ای بدون نقشه مالی
روزنامه پیام ما

موزه ای بدون نقشه مالی

کارخانه تاریخی ریسباف اصفهان با عبور از چالش مالکیت، اکنون گرفتار بحران تأمین مالی و فقدان مدل حکمرانی پایدار برای تبدیل شدن به موزه ملی است.
سایت عصرایران

انتقاد علیرضا خمسه از پایین آمدن کیفیت آثار سینما، تلویزیون و موسیقی

گیشه داغ شد، اما سینما هنوز بی‌نفس است/ سینمای ایران در انتظار معجزه
سایت تابناک

گیشه داغ شد، اما سینما هنوز بی‌نفس است/ سینمای ایران در انتظار معجزه

گیشه سینمای ایران در روزهای پایانی مرداد با رشد ۳۰ درصدی مخاطب، نشانه‌هایی از بازگشت تماشاگران به سالن‌ها را نشان داده است؛ اما تمرکز بخش بزرگی از این استقبا...
سایت تابناک

دلنوشته المیرا عبدی در نخستین تولد بدون «عمو اکبر» + عکس

ایجاد نقار و شکاف
روزنامه شرق

ایجاد نقار و شکاف

خانه‌ هنرمندان ایران به نمایندگی از تشکل‌های هنری عضو، درباره مصوبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ مجلس شورای اسلامی با عنوان «طرح مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها و نهادهای بیگانه در کشور» اعتراض خود را نسبت به مصوبات اخیر که عاری از هر گونه آگاهی و مصلحت‌اندیشی و صدالبته به زیان آشکار زیست آزادانه تمام مردم …
سلول محنت اذان سحرگاهان و آن نور باریک آفتاب
سایت جوان آنلاین

سلول محنت اذان سحرگاهان و آن نور باریک آفتاب

برای یک زندانی نشسته در سلول انفرادی یا غیرانفرادی، وقایعی شوق‌انگیز و شادی‌آفرین است که برای غیرزندانیان بی‌اهمیت و عادی می‌نماید. دیدن باریکه‌ای از نور آفت...
سایت تابناک

حمله بازیگر سرشناس به پژمان جمشیدی

«اعتراف می‌کنم» چه چیزی کم دارد؟
روزنامه توسعه ایرانی

«اعتراف می‌کنم» چه چیزی کم دارد؟

محمد تقی زاده اعتراف می کنم از آن سریال هایی است که نمی توان درباره اش با یک حکم ساده خوب یا
سالمرگ همایون صنعتی زاده؛ کارآفرین فرهنگ | مردی که در نوسازی ایران نقش ایفا کرد | انتشار 1200 ترجمه در 16 سال مدیریت فرانکلین
سایت اقتصادنیوز

سالمرگ همایون صنعتی زاده؛ کارآفرین فرهنگ | مردی که در نوسازی ایران نقش ایفا کرد | انتشار 1200 ترجمه در 16 سال مدیریت فرانکلین

اقتصادنیوز: چهارم شهریور ماه سالمرگ همایون صنعتی‌زاده است.
فلسفۀ «سِنِکا»؛ توصیه‌های مشاور امپراتور روم دربارۀ زندگی خوب
سایت فرارو

فلسفۀ «سِنِکا»؛ توصیه‌های مشاور امپراتور روم دربارۀ زندگی خوب

لوکیوس آنائوس سنکا، فیلسوف و سیاستمدار رومی که در سال ۶۵ میلادی درگذشت، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های فلسفۀ «رواقی» در جهان باستان بود. او در مجموعه ۱۲۴ نامه خود به دوست جوانش، لوکیلیوس، فلسفه را از بحثی انتزاعی درباره جهان و فضیلت فراتر برد و آن را به راهنمایی عملی برای زندگی تبدیل کرد؛ راهنمایی برای …
         
دردسرهای مغفول سلبریتی‌ها در روابط با طرفداران / دختران دام پهن می‌کنند یا سلبریتی‌ها سوء استفاده؟
سایت عصرایران

دردسرهای مغفول سلبریتی‌ها در روابط با طرفداران / دختران دام پهن می‌کنند یا سلبریتی‌ها سوء استفاده؟

حتی پیام‌های مکتوب خواننده را روی گوشی دختر جوان دیده‌ام که به شکلی ملتمسانه از او می‌خواست که در کنسرت‌هایش شرکت نکند چرا که باعث آزار و از بین رفتن تمرکز و...
مترجمی که مترجم نبود!/ دیداری دوباره با ذبیح‌الله منصوری
سایت عصرایران

مترجمی که مترجم نبود!/ دیداری دوباره با ذبیح‌الله منصوری

اعلام نمایش فیلم مستند مشت‌زنی در رینگ ترجمه در موزۀ سینما بهانه‌ای است تا باز دربارۀ پدیده‌ای به نام ذبیح‌الله منصوری بنویسیم
آمدم، خنداندم و رفتم؛ سنگ قبری به سبک اکبر عبدی
سایت عصرایران

آمدم، خنداندم و رفتم؛ سنگ قبری به سبک اکبر عبدی

در این انتخاب، ردپای یک ایده آشنا دیده می‌شود؛ سنگ قبر داوود رشیدی: «آمدم، دیدم و رفتم.» جمله‌ای کوتاه و موجز که زندگی را در سه مقوله وصف می کند: آمدن، دیدن...
سایت عصرایران

غمگین ترین آهنگ / علی زند وکیلی (+صدا)

فهرست چهره‌های خارج‌نشین برای بازگشت به ایران روی میز وزارت ارشاد
سایت عصرایران

فهرست چهره‌های خارج‌نشین برای بازگشت به ایران روی میز وزارت ارشاد

تعلق ایرانیان خارج از کشور به وطنشان در این ایام بسیار قابل توجه بوده و آنها در شرایط سخت، کنار ملت ایران بودند. امیدواریم خود ایرانیانی که خارج از کشور هستن...
روزنامه هفت صبح

سخنگوی دولت: چرا که نه؟ معین هم شهروند ایران است

روایت تغییر مسیر بازیگران ایرانی/  از ستاره سینما تا بیوتی بلاگر و چهره شبکه‌های اجتماعی
سایت خبرآنلاین

روایت تغییر مسیر بازیگران ایرانی/ از ستاره سینما تا بیوتی بلاگر و چهره شبکه‌های اجتماعی

ستاره‌های سینما همیشه در قاب دوربین نمی‌مانند؛ برخی مهاجرت کرده‌اند، برخی سراغ مشاغل دیگری رفته‌اند و عده‌ای نیز از بازیگری به اینفلوئنسری، نیکوکاری یا فعالیت‌های تازه روی آورده‌اند؛ تغییر مسیری که سرنوشت حرفه‌ای آنها را دگرگون کرده است.
زنجیره رکود
سایت روزنامه سازندگی

زنجیره رکود

گزارشی درباره‌ بحران‌های پی‌در‌پی صنعت نشر؛ از گرانی کاغذ تا معضل انبار
برنامه علی ضیاء تا کجا می‌خواهد مرزهای اخلاقی را جابه‌جا کند؟ - تسنیم
خبرگزاری تسنیم

برنامه علی ضیاء تا کجا می‌خواهد مرزهای اخلاقی را جابه‌جا کند؟ - تسنیم

اظهارات جنجالی نوید کلهرودی درباره حجاب در «با ضیاء» بار دیگر علی ضیاء را درجایگاه تابوشکنی رسانه‌ای قرار داد.
پاسخ کارگردان به منتقدان «رویای نیمه‌شب»؛ ریتم کند نیست؛ تعریف شما از ریتم اشتباه است! | مجموعه رسانه ای صبا
سایت صبانیوز

پاسخ کارگردان به منتقدان «رویای نیمه‌شب»؛ ریتم کند نیست؛ تعریف شما از ریتم اشتباه است! | مجموعه رسانه ای صبا

پگاه زارعی/ صبا، «رؤیای نیمه‌شب» روایتی عاشقانه در دل تاریخ است؛ داستانی که عشق، اختلاف عقیده، خانواده و سیاست را در مسیری پرچالش به هم گره می‌زند. این مجموعه که اقتباسی از رمان شناخته‌شده مظفر سالاری است، مخاطب را به سال‌های دور می‌برد؛ جایی که سرنوشت فتاح و تلما، دو جوان عاشق از دو خانواده
بانک وعده‌های ناتمام نمایش خانگی
سایت عصرایران

بانک وعده‌های ناتمام نمایش خانگی

در سال‌های اخیر بارها شاهد بوده‌ایم که پلتفرم‌ها از پروژه‌هایی رونمایی کرده‌اند که ماه‌ها بعد به مرحله پخش رسیده یا اساسا خبری از تولید و انتشار آن‌ها نشده است.
سایت عصرایران

آبگوشت خوردن ژولیت بینوش بازیگر سرشناس فرانسوی در تهران (عکس)

خبرگزاری تسنیم

نامزد نقش پدر زیزی‌گولو بودم/نسلی که مادرانشان نگران سیگارکشیدنشان بود - تسنیم

خبرگزاری همشهری‌آنلاین

تصاویر کمتر دیده شده از اصغر فرهادی و هدیه تهرانی در پشتِ صحنه یک فیلم

دیگر نگران نباشید! / جبلی درهای صدا و سیما را به روی همه باز کرد!
سایت سلام سینما

دیگر نگران نباشید! / جبلی درهای صدا و سیما را به روی همه باز کرد!

مگر می‌شود درهای صداوسیما همیشه به روی هنرمندان باز بوده باشد، اما بسیاری از چهره‌های محبوب، دیگر جایی در این خانه نداشته باشند؟
تلویزیون مغلوب گذشته خودش شد
روزنامه هفت صبح

تلویزیون مغلوب گذشته خودش شد

تلویزیون ایران برای جذب مخاطب بیش از گذشته به سریال‌ها و شخصیت‌های قدیمی بازمی‌گردد روندی که هم قدرت نوستالژی را نشان می‌دهد و هم ضعف تولیدات تازه
نسخه جدید وزارت میراث فرهنگی برای رونق گردشگری داخلی / کارت اعتباری سفر ۵۰۰ میلیون تومانی به متقاضیان سفر پرداخت می‌شود
سایت تجارت نیوز

نسخه جدید وزارت میراث فرهنگی برای رونق گردشگری داخلی / کارت اعتباری سفر ۵۰۰ میلیون تومانی به متقاضیان سفر پرداخت می‌شود

معاون گردشگری کشور از اجرای طرح جدید «کارت اعتباری سفر» با همکاری بانک رفاه کارگران خبر داد. براساس این طرح گردشگران داخلی می‌توانند متناسب با نیاز سفر خود تا سقف ۵۰۰ میلیون تومان اعتبار سفر دریافت کنند و هزینه خدمات گردشگری داخلی را با نرخ سود ۳.۵ تا ۸.۵ درصد به‌صورت اقساط پرداخت کنند.
کاروانسرای جَر؛ گنجینه‌ای فراموش‌شده در دل بازار تاریخی کرمان
خبرگزاری مهر

کاروانسرای جَر؛ گنجینه‌ای فراموش‌شده در دل بازار تاریخی کرمان

کرمان – کاروانسرای تاریخی جر که تا چند سال قبل یکی از مراکز تجاری شهر کرمان بود محسوب می شد، امروز به خرابه ای در قلب بازار تاریخی کرمان تبدیل شده است.
«معلم ترسناک» چگونه به ویترین بازی‌های کودک ایرانی رسید؟
خبرگزاری مهر

«معلم ترسناک» چگونه به ویترین بازی‌های کودک ایرانی رسید؟

سرگرم کردن کودکان از طریق آزار یک معلم، با الگوهای تربیتی جامعه ایرانی سازگار نیست. به‌ویژه آنکه، رابطه میان معلم و دانش‌آموز به رابطه‌ای خصمانه و روند سرگرمی بازی تبدیل شده است.
«کوری» از پرونده‌های قضایی تا ممیزی؛ این سریال مروج مشروبات الکلی است؟
خبرگزاری مهر

«کوری» از پرونده‌های قضایی تا ممیزی؛ این سریال مروج مشروبات الکلی است؟

نویسنده سریال «کوری» از ایده اولیه این سریال، حواشی ساخت، ممیزی‌ها و دلیل دیده شدن آن سخن گفت.
خبرگزاری ایرنا

«آواتیه» با نفس خرمیان

واکنش دولتی‌ها به بزرگداشت ناصر ملک مطیعی در روزنامه ایران/روزی نبود که شکایت نداشته باشم
خبرگزاری ایرنا

واکنش دولتی‌ها به بزرگداشت ناصر ملک مطیعی در روزنامه ایران/روزی نبود که شکایت نداشته باشم

تهران-ایرنا- محمد فاضلی مدیر مسئول اسبق روزنامه ایران می‌گوید: یادم نمی‌رود مصاحبه‌ای از محمدرضا شجریان چاپ کردیم و تمام صفحه اول را دادم یک طرح اختصاصی به او اختصاص دادند. تمام روزنامه‌ها مرا کوبیدند. فقط وزیر ارشاد گفت ای کاش فقط یک نیم صفحه را در صفحه اول به او اختصاص می‌دادی، در دولت می‌گویند این …
جای خالی جک نیکلسون در کلاغ
سایت فرارو

جای خالی جک نیکلسون در کلاغ

س.ا.و.ا.کی محبوب من فقط رضا عطاران در فیلم مصادره است. اسماعیل یارجانلو ملقب به اسی که الکترود و کابل می‌خرید، برای خرید شیشه نوشابه هم مجبور بود چند پرس چلوکباب بخورد چون در آن دوران، نوشابه بدون غذا داده نمی‌شد.
         
دین و آسیب‌های خطای تفسیری - همدلی
روزنامه همدلی

دین و آسیب‌های خطای تفسیری - همدلی

یاسین علویان سوق جرم شناس دنیای امروز، دنیای تکثر است و پلورآلیسم در حوزه‌های مختلف به رسمیت شناخته شده است. در این میان گروهی متدین به شریعتند و گروهی نیز خارج از این دایره اما میان اهل شریعت تعدد بسیار دیده می‌شود و چنین تعددی که در میان اهل شریعت وضوح دارد، گاه کار [ ]
خوانندگان پاپ به شهرستان‌ها کوچ کردند/ چرا کنسرت پاپ در تهران برگزار نمی‌شود؟
سایت ایران آرت

خوانندگان پاپ به شهرستان‌ها کوچ کردند/ چرا کنسرت پاپ در تهران برگزار نمی‌شود؟

در حال حاضر در سایت‌های بلیت‌فروشی، بلیت کنسرت‌های پاپ شهرستان‌ها به فروش می‌رسد و به نظر می‌رسد فعلا از بازگشت کنسرت‌ها به حالت عادی خبری نیست.
روزنامه هفت صبح

تلویزیون مغلوب گذشته خودش

معبد آناهیتا؛ از زیر آوار ماندن ۳۲۰ خانه تا مسیر ثبت جهانی/ معبد را نمی‌توان صرفا برای زیباتر شدن بازسازی کرد
خبرگزاری ایلنا

معبد آناهیتا؛ از زیر آوار ماندن ۳۲۰ خانه تا مسیر ثبت جهانی/ معبد را نمی‌توان صرفا برای زیباتر شدن بازسازی کرد

معبد آناهیتا در شهرستان کنگاور، پس از سال‌ها رهاشدگی، در حالی که زمانی ۳۲۰ واحد مسکونی در عرصه آن قرار داشت با اقدامات حفاظتی و ساماندهی انجام شده وارد مرحله‌ای تازه می‌شود و به مسیر ثبت جهانی می‌رسد. تاکنون پنج دوره کاوش باستان‌شناسی در این محوطه انجام شده و اکنون با تکمیل زیرساخت‌ها، راه‌اندازی موزه …
از موسیقی محلی تا پلی‌لیست‌های اینستاگرامی؛ ذائقه شنیداری ایرانی‌ها کجا رفت؟
سایت تابناک

از موسیقی محلی تا پلی‌لیست‌های اینستاگرامی؛ ذائقه شنیداری ایرانی‌ها کجا رفت؟

روزگاری موسیقی نواحی با زندگی مردم عجین بود؛ در عروسی و سوگ، کار و استراحت جاری بود و بخشی‌ها، قصه‌های حماسی و عاشقانه را سینه‌به‌سینه به نسل بعد می‌رساندند....
سایت تابناک

عکسی از سنگ مزار اکبر عبدی

روزنامه شرق

ساختمان جالب یک روزنامه در فرانسه+ عکس

روزنامه شرق

نصب سنگ مزار اکبر عبدی+ عکس

سمفونی ناتمام آموزش موسیقی در ایران
روزنامه هفت صبح

سمفونی ناتمام آموزش موسیقی در ایران

چرا خروجی آموزشگاه‌ها و دانشگاه‌های موسیقی این‌قدر با هم فرق دارد؟ یک نوازنده و مدرس از مشکلاتی می‌گوید که استعدادها را پشت در نگه می‌دارد
دالی پارتن، خواننده معروف موسیقی کانتری، درگذشت + زندگینامه
سایت فرارو

دالی پارتن، خواننده معروف موسیقی کانتری، درگذشت + زندگینامه

دالی پارتون یکی از تأثیرگذارترین و موفق‌ترین هنرمندان تاریخ موسیقی کانتری به شمار می‌رود و طی بیش از شش دهه فعالیت حرفه‌ای، ده‌ها آلبوم پرفروش و صدها ترانه منتشر کرده است.
سینما، نمایش خانگی و تئاتر در اختیار سلبریتی‌های تکراری
روزنامه هفت صبح

سینما، نمایش خانگی و تئاتر در اختیار سلبریتی‌های تکراری

‌تهیه‌کنندگان برای کاهش ریسک مالی سراغ چهره‌های شناخته‌شده می‌روند و همین انتخاب، چرخه تکرار بازیگران را تقویت می‌کند
یاد محمد حیدری  شاگرد مکتب صبا و خالق «سوغاتی»
روزنامه هفت صبح

یاد محمد حیدری شاگرد مکتب صبا و خالق «سوغاتی»

در سالروز درگذشت محمد حیدری، زندگی و میراث هنرمندی را مرور کرده‌ایم که میان ردیف ایرانی و ترانه مردمی پلی ماندگار ساخت
روز خنده ! لطفا پیشنهاد خانواده اکبر عبدی را جدی بگیرید
سایت عصرایران

روز خنده ! لطفا پیشنهاد خانواده اکبر عبدی را جدی بگیرید

داشتن روزی به نام «خنده» می‌تواند یادآوری برای مردمی باشد که گاه فراموش می‌کنند حق دارند بخندند، حق دارند شاد باشند، و این حق نه در تضاد با مصائب، که در کنار...
قدرت ادبیات
سایت روزنامه سازندگی

قدرت ادبیات

جستاری از بختیار علی دربارۀ جدال همیشگی قلم و سیاست
مهران مدیری؛ خط بطلانی بر افسانه سلبریتی مستقل | پشت پرده بازگشت چهره‌ها به تلویزیون چیست؟
سایت رویداد‌ ۲۴

مهران مدیری؛ خط بطلانی بر افسانه سلبریتی مستقل | پشت پرده بازگشت چهره‌ها به تلویزیون چیست؟

بازگشت مهران مدیری به صداوسیما و ساخت سریال جدید، فقط یک خبر فرهنگی نیست؛ نشانه تغییری بزرگ‌تر در رابطه میان جامعه، سلبریتی‌ها و نهادهای رسمی فرهنگ است.
خشم جمعی برای جوانمرگی در هالیوود؛ از کودکان بازیگر محافظت شود
خبرگزاری مهر

خشم جمعی برای جوانمرگی در هالیوود؛ از کودکان بازیگر محافظت شود

چند تن از چهره‌های زنی که از کودکی بازیگر بودند، در اعتراض به مرگ چند بازیگر جوان به هالیوود اعتراض کردند و نارسا بودن سیستم را موجب جوانمرگی آنها دانستند.
سایت عصرایران

استوری کتایون ریاحی: عدل ایران (+عکس)

اشغال ایران در جنگ جهانی دوم؛ از قحطی و سقوط رضاشاه تا تولد ناسیونالیسم در خلیج فارس
خبرگزاری ایسنا

اشغال ایران در جنگ جهانی دوم؛ از قحطی و سقوط رضاشاه تا تولد ناسیونالیسم در خلیج فارس

یک کارشناس ارشد تاریخ با اشاره به شوم شهریور ۱۳۲۰ سالروز حمله و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین گفت: در حالی که دو سال از آغاز جنگ جهانی دوم می‌گذشت در روز سوم شهریور ۱۳۲۰، نیروهای متفقین با حمله گسترده به ایران، کشورمان را اشغال کردند.
از عطر آش تا نقش و نگار هنر؛ روایت دست‌هایی که فرهنگ ایران را زنده نگه داشته‌اند
خبرگزاری ایسنا

از عطر آش تا نقش و نگار هنر؛ روایت دست‌هایی که فرهنگ ایران را زنده نگه داشته‌اند

صدای همهمه مردم، عطر آش و رفت‌وآمد میان غرفه‌ها، نخستین تصویری است که از جشنواره آش زنجان در ذهن می‌ماند؛ اما کمی که میان غرفه‌ها قدم بزنی، متوجه می‌شوی اینجا فقط قرار نیست طعم آش‌های ایرانی را بچشی. در گوشه‌وکنار جشنواره، چوب، نقره، ساز، پارچه و هنرهای دستی اقوام مختلف، هرکدام بخشی از داستان فرهنگ ایران …
 شهری که سرنوشت شرق ایران را رقم زد
خبرگزاری ایسنا

شهری که سرنوشت شرق ایران را رقم زد

شهرستان گناباد در جنوب خراسان رضوی، فراتر از یک سکونتگاه کویری، همواره به عنوان یک گره استراتژیک و گذرگاه کنترل ‌شده در شرق ایران شناخته می‌شد.
خبرگزاری ایسنا

«اسپایدرمن» در آستانه غرق کردن «تایتانیک»

خبرگزاری ایسنا

واکنش خانه تئاتر / «این رویکرد در جهت همدلی نیست»