آرمان امروز- رها معیری: تا همین چند دهه پیش، دانشگاه در ذهن بسیاری از خانوادههای ایرانی فقط محل کسب مدرک نبود؛ «نردبان صعود اجتماعی» بود. خانوادهای که سرمایه اقتصادی چندانی نداشت، میتوانست امید داشته باشد فرزندش با درس خواندن، قبولی در یک دانشگاه معتبر و پیدا کردن شغلی مناسب، جایگاه اقتصادی و اجتماعی خانواده را تغییر دهد. دانشگاه قرار بود بخشی از نابرابریهای جامعه را جبران کند. اما امروز این تصویر بیش از گذشته ترک برداشته است. مسئله فقط این نیست که چه کسی در کنکور رتبه بهتری میآورد. مسئله این است که چه کسی اساساً فرصت بیشتری برای آماده شدن برای کنکور دارد. پشت هر رتبه، مدرسهای قرار دارد، خانوادهای، محلهای، وضعیت اقتصادی، دسترسی به اینترنت و کتاب و معلم خصوصی، فضای مناسب برای مطالعه و حتی آرامش روانی. به همین دلیل، نابرابری در دانشگاه را نمیتوان از روز کنکور اندازه گرفت؛ باید سالها به عقب برگشت و از دوران کودکی و مدرسه شروع کرد.
آمار منتشرشده درباره ترکیب اقتصادی دانشجویان دانشگاههای دولتی، تصویری قابل تأمل ارائه میکند: سهم سه دهک پایین درآمدی از میان بیش از ۵۰۰ هزار دانشجوی دانشگاههای دولتی تنها حدود ۵.۶ درصد اعلام شده، در حالی که دهکهای هشتم تا دهم سهمی حدود ۶۲ درصد دارند. اگر این ارقام را صرفاً یک جدول آماری نبینیم و آن را در زندگی واقعی خانوادهها دنبال کنیم، با پرسشی جدی مواجه میشویم: آیا دانشگاه دولتی هنوز میتواند همان نردبان تحرک اجتماعی باشد که قرار بود باشد؟
کنکور؛ پایان یک مسیر نابرابر
کنکور آزمونی یکسان برای همه است. همه داوطلبان در یک روز و با سؤالاتی یکسان سنجیده میشوند. اما برابری در جلسه آزمون الزاماً به معنای برابری در نقطه شروع نیست. دانشآموز یک خانواده برخوردار ممکن است از سالهای ابتدایی تحصیل در مدرسهای با امکانات بیشتر درس بخواند، معلم خصوصی داشته باشد، در کلاسهای تقویتی و آزمونهای آزمایشی شرکت کند، مشاور تحصیلی داشته باشد، منابع آموزشی متعدد در اختیارش باشد و در خانه اتاقی آرام برای مطالعه داشته باشد. در سوی دیگر، دانشآموزی قرار دارد که خانوادهاش حتی برای تأمین هزینههای ضروری زندگی با مشکل مواجه است؛ دانشآموزی که شاید مجبور باشد از همان منابع محدود مدرسه استفاده کند، امکان خرید کتابهای کمکآموزشی نداشته باشد، در خانه فضای مناسبی برای مطالعه نداشته باشد یا حتی به دلیل فشار اقتصادی خانواده، بخشی از وقت خود را صرف کار کند. در چنین شرایطی، کنکور بیشتر از آنکه آغاز نابرابری باشد، محل آشکار شدن نابرابریهای انباشتهشده است.
طبقه متوسط؛ بازنده پنهان رقابت آموزشی
در این میان، وضعیت طبقه متوسط اهمیت ویژهای دارد. اگر در گذشته فاصله میان خانواده متوسط و خانواده بسیار برخوردار در دسترسی به آموزش خصوصی چندان تعیینکننده نبود، امروز افزایش هزینههای آموزش، مسکن و زندگی، بخش بزرگی از طبقه متوسط را از بازار آموزش باکیفیت عقب رانده است. خانوادهای که زمانی میتوانست برای فرزندش کلاس زبان، کتاب، آموزش تقویتی یا معلم خصوصی تهیه کند، امروز ممکن است بخش بزرگی از درآمد خود را صرف اجاره مسکن، خوراک، درمان و حملونقل کند. این تغییر فقط کاهش قدرت خرید نیست؛ کاهش قدرت سرمایهگذاری خانواده بر آینده فرزند است. طبقه متوسط دقیقاً در نقطهای قرار گرفته که نه از حمایتهای گسترده اقشار بسیار کمدرآمد برخوردار است و نه توان رقابت مالی با خانوادههای ثروتمند را دارد. در نتیجه، ممکن است فرزند یک خانواده متوسط از نظر استعداد و انگیزه هیچ تفاوتی با فرزند یک خانواده مرفه نداشته باشد، اما در رقابت آموزشی، امکانات کمتری در اختیار داشته باشد. این همان جایی است که مفهوم «شایستهسالاری» با یک پرسش جدی مواجه میشود: وقتی فرصتها نابرابرند، آیا نتیجه را میتوان صرفاً حاصل استعداد و تلاش فرد دانست؟
مدرسه؛ جایی که شکاف از آنجا آغاز میشود
علیاصغر سعیدی، جامعهشناس اقتصادی، در گفتوگو با خبرآنلاین تأکید میکند که نباید تمام مسئولیت این شکاف را متوجه کنکور یا کلاسهای خصوصی دانست. به گفته او، مجموعهای از عوامل از سالها پیش از رسیدن دانشآموز به مرحله کنکور بر سرنوشت آموزشی او اثر میگذارند. سعیدی معتقد است یکسان بودن آزمون به معنای یکسان بودن شرایط داوطلبان نیست. دانشآموزان خانوادههای برخوردار معمولاً به مدارس باکیفیتتر، کلاسهای تقویتی، معلم خصوصی، آزمونهای آزمایشی، مشاوره و منابع آموزشی متنوع دسترسی بیشتری دارند. در مقابل، بسیاری از دانشآموزان طبقات پایینتر عمدتاً به امکانات مدرسه خود متکی هستند. او با اشاره به نقش فقر در این فرآیند میگوید فقر صرفاً به معنای ناتوانی در پرداخت هزینه کلاس کنکور نیست، بلکه میتواند بر کیفیت مسکن، فضای مطالعه، تغذیه، دسترسی به رایانه و اینترنت، خرید کتاب، کیفیت مدرسه محل زندگی و حتی میزان اضطراب اقتصادی خانواده اثر بگذارد. از این منظر، فقر بسیار زودتر از مرحله کنکور فرصتهای آموزشی را محدود میکند. به اعتقاد این جامعهشناس، اگر کیفیت آموزش عمومی پایین یا بهشدت نابرابر باشد، خانوادههای برخوردار میتوانند کمبودهای مدرسه را با خرید خدمات آموزشی جبران کنند، اما خانوادههای کمدرآمد چنین امکانی ندارند. در نتیجه، درآمد خانوار به تدریج به «سرمایه آموزشی» تبدیل میشود.
سعیدی همچنین هشدار میدهد که حذف کنکور بهتنهایی الزاماً عدالت آموزشی ایجاد نمیکند. اگر معیار پذیرش از کنکور به نمرات مدرسه منتقل شود اما کیفیت مدارس همچنان نابرابر باشد، نابرابری صرفاً از مرحله کنکور به مرحله مدرسه منتقل خواهد شد. از نظر او، مسئله اصلی را باید در زنجیرهای دید که از وضعیت اقتصادی خانواده آغاز میشود، به محل سکونت و کیفیت مدرسه میرسد، با سرمایه فرهنگی و آموزش خصوصی تقویت میشود و سرانجام خود را در پذیرش دانشگاه و سپس فرصتهای شغلی نشان میدهد.
حذف دانشگاه؛ آغاز یک حذف بزرگتر
به باور کارشناسان اگر دسترسی به آموزش باکیفیت به شکل فزایندهای طبقاتی شود، جامعه به تدریج با نسلی مواجه خواهد شد که احساس میکند تلاش تحصیلی الزاماً به تحرک اجتماعی منجر نمیشود. این احساس میتواند انگیزه تحصیل را کاهش دهد و در مقابل، احساس بیعدالتی و محرومیت نسبی را افزایش دهد. از سوی دیگر، حذف تدریجی فرزندان طبقه متوسط و پایینتر از دانشگاههای ممتاز به معنای حذف آنها از بخشی از شبکههای اجتماعی و حرفهای آینده نیز هست. دانشگاه فقط کلاس درس نیست؛ محل شکلگیری ارتباطات، شبکههای حرفهای، تجربه اجتماعی و دسترسی به فرصتهای شغلی است. بنابراین وقتی یک گروه اجتماعی از دانشگاههای باکیفیت کنار گذاشته میشود، فقط یک صندلی دانشگاهی را از دست نمیدهد؛ ممکن است بخشی از فرصتهای آینده زندگی را نیز از دست بدهد. جامعهای که در آن مسیر پیشرفت اجتماعی بیش از گذشته به توان مالی خانواده وابسته شود، به تدریج با کاهش تحرک اجتماعی مواجه خواهد شد. در چنین جامعهای، فرزندان طبقات برخوردار احتمال بیشتری دارند که جایگاه والدین خود را حفظ کنند و فرزندان طبقات کمبرخوردار نیز با دشواری بیشتری میتوانند از موقعیت خانوادگی خود عبور کنند. این همان چیزی است که جامعهشناسی از آن با مفهوم «بازتولید اجتماعی» یاد میکند؛ یعنی نظام آموزشی به جای آنکه نابرابری موجود را کاهش دهد، ناخواسته به بازتولید آن در نسل بعد کمک کند.



































































































































![[مهرداد احمدی شیخانی] روح کلوزیوم](/news/u/2026-08-25/ettelaat-xof3f.jpg)






























