مجلسی که کتابهایِ ارزشمندی از رابرت گریوز، آمارتیا سن، جرد دایموند، فیلیپ راث، هاوارد فاوست، نیکولای گوگول، راجر بوشه و... به فارسی ترجمه کرده، و آثاری هم به فارسی نوشته است، دو دهه است که جدا از تحلیلِ مسائلِ سیاسی، در روزنامهها، مجلهها و رسانههایِ اینترنتی نیز یادداشتها و مقالههایی در زمینههایِ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مینویسد که قبل از این تعدادی از آنها در کتابهایی مانند «چهرهها»، «گذر از چهرهها» و «گذاری در مقولات فرهنگی» توسط شرکت سهامی انتشار چاپ شده بود. اکنون نیز تعدادِ دیگری از نوشتههایِ مطبوعاتی او به همتِ انتشاراتِ مروارید منتشر شده است. خبر مرتبط مدنیت به مثابه انضباط قواعد انتزاعی | آیا عرفهای جامعه به آزادی انسانها کمک میکنند؟ | مدنیت در برخوردهای روزمره تقویت میشود
در یکی از مقالههایِ خواندنیِ کتاب که در بخشِ اولِ کتاب آمده است، میخوانیم: «موضوع خشونت که در زندگی مدنی و سیاسی در طول تاریخ مطرح بوده و هنوز هم مطرح است، بیش از آنکه بخواهد امری عمومی و اجتماعی باشد، امری فردی و اخلاقی است. اگر خشونت در برخی نظامهای حکومتی تجلیات عمومی و جمعی هم بیابد، باز ریشه و منشأ اخلاقی و فردی دارد... در قدیمیترین متون فلسفی و اخلاقی و سیاسی در این باره بحث شده است. نیازی بهاستناد به پیشینیان نیست. اما گاهی سخنانی چنان با ظرافت و صراحت بیان شده است که دریغ است تکرار نشود. سعدی میفرماید:
اگر این درندهخویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
میبینیم که درندهخویی را در طبیت انسان میداند، و زندهماندن به روان آدمیت، یعنی اخلاقمداری را مشروط به میراندن آن درندهخویی ذاتی میکند. فریدون مشیری شاعر فقید معاصر همین را تکرار میکند:
گفت دانایی که گرگی خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر …






























































