همان روز، ترامپ از آغاز دور تازهای از جنگ اقتصادی و انزوای بیسابقه علیه ایران خبر داد و هشدار داد کشورهایی که هر نوع راه تنفسی برای تهران ایجاد کنند، با پیامدهای اقتصادی بسیار سنگینی روبهرو خواهند شد. چند ساعت بعد، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرد محاصره دریایی با شدیدترین تحریمهایی که واشنگتن تاکنون اعمال کرده همراه خواهد شد. از نگاه او، این فشار اقتصادی میتواند نیاز به عملیات نظامی بزرگ دیگری را کاهش دهد.
در ظاهر، منطق واشنگتن این است که به جای ادامه حملات هوایی پرهزینه، ایران باید از مسیر کاهش درآمد نفت، کمبود ارز و محدود شدن تجارت تحت فشار قرار گیرد. این سیاست، هم خطر کمتری برای نیروهای آمریکایی دارد و هم فشار بر ذخایر مهمات این کشور را کاهش میدهد.
اما درست همین تفاوت در هزینهها، به یکی از مهمترین دغدغههای تهران تبدیل شده است. اگر آمریکا بتواند با هزینه نظامی محدود، محاصره را برای مدت طولانی حفظ کند، هر روز ادامه این وضعیت به معنای کاهش بیشتر درآمد نفتی، محدودتر شدن منابع ارزی و فرسایش بیشتر اقتصاد ایران است. از همین رو، بحث در داخل ساختار سیاسی و نظامی ایران درباره تغییر راهبرد و افزایش هزینههای آمریکا جدیتر شده است. پایان صبر راهبردی؟
ایران سالها در مواجهه با فشار آمریکا و اسرائیل از رویکردی استفاده میکرد که صبر راهبردی نام گرفته بود. در این چارچوب، تهران به حملات مستقیم پاسخ میداد، اما تلاش میکرد دامنه واکنش خود را کنترل کند تا درگیری به جنگی فراگیر و تهدیدی موجودیتی برای جمهوری اسلامی تبدیل نشود. شبکه گروههای همسو با ایران در منطقه نیز بخشی از همین سیاست بود. این گروهها به تهران کمک میکردند بخش مهمی از رویارویی با آمریکا و اسرائیل را خارج از خاک ایران و در منطقه خاکستری میان جنگ و صلح نگه دارد. …



































































































































































