صحبتمان را با بحث وضعیت سیاسی کشور شروع کنیم که اوضاعواحوال را چگونه میبینید؟
من مجموعاً ایران را روبهجلو و پیشرفت مییابم و مبنای این نظرم هم احساس یا تبلیغ نیست. کشوری که میتواند پنج ماه و نیم در مقابله با دو قدرت آمریکا و صهیونیسم مقاومت کند، کشورش را اداره کند، قدرت دفاعیاش را افزایش بدهد، نان، آب، برق، تلفن، گاز و بنزینش را اداره کند؛ وقتی زیربنایش محکم است، ملتش در صحنه باشند و رهبرانش با مردم همراهی کنند، دولتش گرانیها و این مسائل و مشکلات روبنایی را میتواند حل کند.
ایران از نظر نظام قدرتمند است و به همین علت جنگی که اینها بر ایران تحمیل کردند، با همه اینکه رهبر عزیزمان را شهید کردند و اینهمه نیروی ارزشمندمان را شهید کردند و اینهمه به مردم ما آسیب زدند، اما ملت ما مقاوم ماند و امروز دوست و دشمن همه میگویند ایران پیروز شده است.
ترامپ که میخواست نابود کند، حالا رسیده به جایی که میگوید من میخواهم فشار اقتصادی بیاورم! اگر ما نابود شدیم دیگر چه اقتصادی باقیمانده که تو فشار بیاوری؟ اگر نیروی دریایی ما از بین رفته، پس چرا محاصره دریایی میکنی؟ معلوم است که واقعاً ترامپ و دشمنان در حال استیصال است و نمیتوانند آن چیزی که میخواهند انجام دهند. بنابراین ما در زیربنا کار کردیم و ملت هم ایستاده است. خدا را شکر میکنیم و از او استدعا میکنیم که پیروزی ما را کامل کند و عنایاتش را بر ملت، امت، رهبر و همه عزیزانمان مستدام بدارد.
از نظر روبنایی هم به نظر من، زمان بهتدریج دارد نزدیک میشود به اینکه دولت محترم، عناصر ناکارآمدش را که ثمری ندارند تغییر دهد. اینکه آقای رئیسجمهور محترم میگویند «همه کمک کنند»، ما همه هم کمک کنیم کسی که نمیتواند حل کند، چهکارش میتوانیم کنیم؟ آقایانی که سلیقهها و ذهنیتهای اشتباه دارند باید جابهجا کند. ما احترام میگذاریم، هیچکس را دور نمیاندازیم؛ در انقلاب هر کس را بهجای خودش میگذاریم، ولی وقتی در مسئولیت موفق نبوده، عوضش میکنیم. روشن است که مشکلی ندارد با حفظ احترام بفرستیمش یک جای دیگر کار بکند.
به همین علت من فکر میکنم بهزودی دولت مجبور است این کار را بکند؛ همینطور که قوه قضائیه با حفظ احترام، بعضی از مسئولینش را جابهجا کرد. به نظرم اوضاع اینطوری است. حالا باید یک مقدار تحمل کنیم، اما از دولت هم بخواهیم و ملت هم سعی کند بیشتر مردمی حرکت کند تا مشکلات حل شود. انشاءالله.
اشاره خوبی کردید به اینکه بههرحال ما با ابرقدرتها درافتادیم و به لطف خدا مردم هیچ احساس کمبودی در هیچ زمینهای مثل بنزین، خوراک، پوشاک و امثال اینها نداشتند. نقش دولت را در این پیروزی، بهویژه شخص رئیسجمهور را ترسیم بفرمایید.
کل دولت یک حرف است، عناصر دولت یک حرف است و رئیسجمهور یک حرف دیگر؛ رئیسجمهور همین است که هست؛ یک آدم بیشیلهپیله سادهزیست که حرفش را میزند، از صبح تا شب هم زحمت میکشد، دلش هم میخواهد کاملاً موفق باشد. انشاءالله خداوند خواستههایش را برآورده کند و به او توفیق دهد بتواند کار کند.
اما در دولت قضیه متفاوت است. بعضی وزرا انصافاً زحمت کشیدند، کار کردند و با همه مشکلات [وزارتخانه را] اداره کردند. فرض بفرمایید وزیر محترم نیرو، با همه کمبودها بالأخره نگذاشته آب و برق قطع شود؛ صرفهجویی کرده، جابهجا کرده و این کار را کرده است. این آدمی است که میشود به او کمک بیشتری هم بشود، حمایت بیشتری هم بشود تا انشاءالله بهتر کار کند.
اما بعضیها نمیتوانند کار کنند. آقایی که نمیتواند بنزین را حل بند، میآید یک طرح ناشیانه میدهد و بعد میرود در کیش اجرا میکند! خیلی ناجور میشود. آقای همتی در بانک مرکزی نمیتواند مشکلات را حل کند. روشن است که این آقا معتقد است که باید بنزین گران شود. معلوم است که اگر بنزین گران شود، ارزانی نمیآورد؛ اصلاً تجارت سوخت جور درنمیآید، نمیتواند تنظیم کند. بالأخره دیر یا زود باید برکنار بشود و به جایش یک نفر دیگر بیاید؛ هر کسی که بتواند باقدرت، نظام پولی و ارزی کشور را حل کند. بنابراین در دولت این مشکلات هست، اما در کلیات، دولتی که توانسته پنج ماه و نیم جنگ و همه مشکلات را اداره کند، باید از آن تشکر داشت.
در جلسه دیدار احزاب و جریانات سیاسی با اقای رئیس جمهور یک بحثی بین شما و یکی از فعالان اصلاح طلب به وجود آمد ماجرا چه بود؟
بحث خاصی نبود، آقای صوفی گفت: «من سال ۱۳۷۰ به چین رفتم. یک میلیارد و چهارصد میلیون جمعیت دارد، حزب کمونیست صد میلیون عضو دارد و همهکار دست این صد میلیون است. اینجا هم همهکار دست سپاه است و سپاه شده مثل همانها!» من گفتم آقای مجری! این آقا در این موقعیت جنگ و اینها چرا راجع به سپاه این حرفها را میزند؟ بعد یکی از آقایان هم بغلم نشسته بود گفت: «اگر سپاه نبود، کشور نبود». امام خمینی و بقیه هم اعتراف کردند. آن آقای مجری هم تذکر داد. آقای رئیسجمهور هم که آمد صحبت کند، گفت: «اگر ما همینجا نشستیم و داریم حرف میزنیم، اینها مال زحمت سپاه و ارتش و رزمندگانی است که در این هوای گرم آنجا دارند زحمت میکشند.» جوابش را داد. آن فرد حرفش را زد و مورد اعتراض همه هم قرار گرفت. خیلی جالب بود؛ مردم هم شنیدند و متوجه شدند، رئیسجمهور هم جواب محترمانه داد.
ما اصلاً معضلی به این معنا نداریم. افراد نظراتشان را میگویند، ملت هم حرف رهبری را گوش میدهد و مسئولین هم میدانند چه کسی دارد کار میکند و چه کسی از این حرفها میزند.
چرا صداوسیما به تندروی و تخریب دولت دامن میزند؟
صداوسیما هم یک مجموعه است، آنهم دارد حرفهایش را میزند؛ همچنان که سپاه هم یک مجموعه است، در روزنامه جوان و بقیه حرفش را میزند. اصلاحطلبان هم در روزنامههای دیگر حرفشان را میزنند. من میبینم، من همه روزنامهها را میخوانم و هر روز میبینم. آن مطالب را طرف رفته؛ مثلاً از یک خبرنگارش در روزنامه مصاحبه میکند؛ در جایی که باید دلداری و امید بدهند، اینهمه مسئولین را میکوبند. جالب است که از این تیپ هم هست، یک عده روزنامههای آمریکایی هستند. حالا این حرف را هم زد، چه شد؟ من فکر نمیکنم که مزاحمتی ایجاد کند.
صداوسیما همه جور حرف میزند. آقای رئیسجمهور میآید صحبت میکند، مطالبش را میگویند. رئیس قوه میگوید، آقای قالیباف میگوید و آقایان دیگر میگویند. بالأخره در این موقعیتهای جنگ همه گروههای دیگر را آوردید صحبت کردید. به نظر من اینها اصلاً مشکلی ایجاد نمیکند.
نسبت به انتصاب آقای دکتر رضایی به نمایندگی رهبری و دبیری شعام نظرتان چیست؟
انتصاب آقای محسن رضایی، خیلی نشان داد که رهبر عزیزمان از روی هوشمندی و تدبیر، یک مجموعه منسجم و حسابشده را با حفظ احترام بقیه انتخاب کردهاند. خیلی انتخاب قوی و خوبی بود و بیانگر این است که رهبرمان واقعاً خیلی پخته و باتدبیر اقدام میکنند. خیلی خوب بود.
مواضع اخیر ترامپ در خصوص محاصره را هم اشاره کردید. بالأخره ترامپ چه خواهد کرد و چه خواهد شد؟
من که از قبل نوشتم که ترامپ گورباچف آمریکاست، حالا رسیدم به اینجا که گورباچف غرب است! اصلاً از آمریکا فراتر است. شما میبینید که این آدم اصلاً آمریکا را به بنبست کامل کشانده است. آقای قالیباف میگفت هیچیک از کشورها دیگر گوش به حرف آمریکا نمیدهند. روشن است چرا نمیدهند؛ معلوم است که ایران باقدرت و اقتدار ایستاده است. هم مذاکرهاش را خوب اداره میکند هیچچیزی لو نمیدهد، به خودشان پس میدهد و اعتمادی هم به آمریکا ندارد، هم مسئله میدان را دارد اداره میکند، هم خیابانش را اداره میکند، هم کشورش را اداره میکند.
آنهم حالا مثلاً آمده میگوید میخواهم اقتصاد را تحریم کنم! نزدیک پنجاه سال است دارید شما تحریم میکنید؛ آمریکا ایران را تحریم مضاعف کرده است. آنوقت کار ما چه شده؟ صادرات غیرنفتیمان میلیاردی است و تکافو دهنده همه نیاز کشور است؛ بنابراین حالا ترامپ آمده میگوید میخواهم اقتصاد را فلان کنم؛ بگو تو در این پنجاهساله به کجا رسیدی که بخواهی در این دوساله برسی؟ اما به نظرم قبلاً هم نوشتم که آمریکاییها راهی ندارند جز اینکه ترامپ را به یک طریقی حذفش کنند.
اخیراً باز میبینیم که مسئله حجاب و قانون حجاب دارد به انحای مختلف مطرح میشود. مستحضرید که برخورد قهری در این زمینه نتیجه عکس داده، آیا پافشاری روی برخورد قهری کار درستی است؟
آیا ما یک امر دائر بر این داریم که باید در کشور ما برهنگی و بیحجابی باشد؟ یک نظام اسلامی، کشور اسلامی و حکومت جمهوری اسلامی، باید این وضع بیرون آمدنِ بخشی از بانوان را تحمل کند؟ من نمیگویم اینها مهماند؛ اینها از چهل و شش میلیون زن ایرانی، یک درصدشان هم نیستند. اکثر قریب بهاتفاق هشتاد و پنج درصد بانوان ما طرفدار حجاب و عفاف هستند. تا حالا هم با اینها مدارا شده است، وگرنه خیال نکنند که مثلاً قدرتی هستند. نه! همین دولت اگر تصمیم بگیرد که هفته آینده بدون هیچکدام از این زدن و کوبیدنها، حجاب را اداره کند، خواهید دید که بدون گشت ارشاد و بدون هیچچیزی حجاب بهخوبی اداره میشود. اما این وضع قابلتحمل نیست؛ این وضعی که الآن هست که طرف اصلاً بیحجاب نیست، برهنه است.
به دوستان اصلاحطلب و کسانی که مایلاند هیچکس حرف نزند، هرکس هرچه دلش خواست بیحجاب بگردد، پیشنهاد من این است که شما خودتان جلوی این برهنگیها را بگیرید. اگر شما نگیرید، بهسرعت کار به جایی خواهد رسید که تحمل بانوان محجبه و ملت ما تمام میشود. طبعاً فرق است با اینکه خودتان باتدبیر جلوی این وضع بایستید. این وضع قابلقبول نیست.
حالا یک کسی هم میگوید لایحه حجاب و عفاف را قبول داری یا نداری؟ یکی قبول دارد، یکی ندارد. سؤال مهم این است که شما حجاب را چهطور میخواهید رعایت کنید؟ آن را حل کنید. این لایحه حجاب را قبول نداری؟ یک راه دیگر بده. شما آقایان اصلاحطلب که میگویید ما باید بافرهنگ در مورد حجاب عمل کنیم، چه کاری برای گسترش حجاب کردید؟
من فکر نمیکنم که ما در این زمینه مشکل لاینحلی داشته باشیم. اینها مسائل جاری یک کشور است که سعی دارند بزرگش کنند.
نسبت به این بحث گرانی بنزین و اینکه بههرحال نظر دولت تأمین شود یا نشود، چه نظری دارید؟
شما این راههایی که دولت و بقیه میگویند را ببینید؛ هیچکدام بهدردبخور نیست. بنزین که خوراک مردم نیست؛ بنزین مصرف کالا، حملونقل کالاها و حملونقل مسافر است. غیر از این است؟ کسی بنزین را در نان تلیت نمیکند که بخورد! خب روشن است بنزین برای چیست. ماشینها مسافر یا کالا جابهجا کنند. این را بهراحتی میشود انجام داد که قیمت بنزین به این بیدر و پیکری هم نباشد. این حرف متین است؛ وقتی در همسایه ما بنزین لیتری هفتاد، هشتاد، چهل، پنجاه تومان هزار تومان است، ما لیتری هزار و پانصد تومان یا سه هزار تومان میفروشیم! قاچاقش میکنند و سود میلیاردی میبرند.
اما الآن بیاییم بنزین را گران کنیم؟ بلافاصله روی همه چیز اثر منفی میگذارد و یک تورم ایجاد میکند. اگر میخواهد کاری، بهراحتی بیاید طرحی را که صاحبنظران پختهاند انجام دهد. خیلی راحت قیمت بنزین متعادل میشود، هزینه حملونقل مسافر و کالا هم ثابت میماند. هیچ مشکلی ندارد و میشود حلش کرد. طرحش را هم در مؤتلفه داریم.
حالا پیشنهاد شما چیست؟ طرحتان چیست؟ چهکار کنیم؟
به این آقایان میگوییم مگر اینهمه طرح به شما دادیم عمل کردید؟ دولت دست آقای رئیسجمهور است، ما میگوییم آقا بیا بده دست ما تا ادارهاش کنیم. بنزین را تکنرخی و تک قیمتی کنیم، هم قاچاقش را از بین ببریم، هم درآمد کشور کنیم، هم نیاز نباشد شش میلیارد دلار بدهند بنزین بیاورند. با این وضع، این طرحهایی که شبیه یک شوخی بود، واقعاً این طرح اخیری که در کیش اجرا کردند که تازه طرح کاملی هم نیست، چقدر عجیب است! به همه بنزین بدهید! هرکسی بنزین را بهجای ماشین بدهد به اشخاص؛ یعنی اگر مادربزرگ من هم زنده بود لابد باید بیاید سر کوچه بایستد سهم بنزینش را بفروشد! اینها غلط است. هیچکدام از این طرحها اثربخش نیست.
ولی بالأخره بعضی افراد این طرحها را میدهند، میآیند اجرا میکنند. دلیل اینکه من میگویم دولت باید بعضیها را عوض کند، همین است دیگر. آدمی که آمده این طرح مسخره را به دولت داده و دولت را وادار کرده رفته در استان اجرا کرده و فوری ظرف دو روز لغوش کرده، دیده خیلی بد و آبروریزی شده، باز باید مسئول همین کار بماند؟ دو طرح بدتر از این هم میدهد.
حزب مؤتلفه اعلام آمادگی میکند که مشکل بنزین کشور را حل کند؟
بله، پروژه را میدهیم. همان آقای وزیر نفت هم وزیر نفت بماند؛ ما مقام نمیخواهیم، میخواهیم مشکل ملت و دولت را حل کنیم. همین طرح گندم، آرد و نان که من دادم به آقای رئیسجمهور، آن هم مانده است. آقای وزیر جهاد کشاورزی اگر میتوانست مسئله گندم را حل کند که تا حالا حل میکرد. حالا این طرح را دادیم، آنجا هم نوشتیم که اول باید مسئله گندم مطرح شود.
ما در کشورمان قدرت تولید سی میلیون تن گندم داریم. میگویند سیزده و نیممیلیون تن ما امسال گندم داریم. میگوییم چقدر مصرف داریم؟ میگوید پانزده میلیون تن. بعد میگوییم چقدر از داخل میخرید؟ میگوید هفت میلیون تن. چقدر وارد کردیم؟ شش میلیون تن. این دو میلیون تن وسط چه میشود؟ ببینید، کسی که نمیتواند، نمیتواند. من بحثی ندارم که او آدم خوبی است و محترم هم هست، احترامش بر ما واجب، ولی این فرد نمیتواند حل کند! حالا شما بگو وزنه دویست و پنجاه کیلویی را بده به یک بنده خدای لاغر؛ نمیتواند وزنه را بلند کند. انتظار داریم این کار بشود؟ نمیشود!
میگوییم با این وضعی که ما داریم، یکی مسئله نان است؛ عرض میکنم ما گندممان را گسترش میدهیم، تولیدش را میبریم بالا، مصرفی هم که دولت میخواهد میتواند بهخوبی تأمین شود. در مسئله آرد و نانوایی و کارخانه، در آنجا نوشتیم ما چهارصد کارخانه آرد داریم. طبق آماری که اینها میدهند، ظرفیت آردِ گندمِ اینها بیست و شش میلیون تن است. اما گندمی که اینها در سال کار میکنند معمولاً بین همان سیزده تا چهارده میلیون تن است. مابقیِ ظرفیت را استفاده کنید! یا تولید را ببرید بالا به سی میلیون، یا اینکه طبق ماده پنجاه و یک گمرک میشود ورود موقت کرد. کشورهای همسایه ما آمادهاند که گندمشان را به ما بدهند، ما آرد کنیم و به آنها بدهیم. دستگاههای ایران قابلقبول و مؤثر است. اجازه بدهید این کار انجام شود؛ با نظارت دولت این را ما اداره کنیم.
این کارها را نمیتوانستید در دولت شهید رئیسی انجام دهید؟
با دولت شهید رئیسی هم صحبت کردیم؛ بحث بنزین، بحث گندم و همین چیزهایی که میفرمایید. متأسفانه ایشان هم گیرِ همین دوستان بود! یک بخش گیرِ دوستانِ این تیپی بود؛ حالا چه اسمشان اصولگرا بود چه اصلاحطلب. کادری که اداره میکند چهکار میکند؟ آقای رئیسی داشت تلاش میکرد اینها را عوض کند، خیلی داشت تلاش میکرد و اگر میماند قطعاً تغییر میداد. ولی بالأخره شما اگر میخواهید کار کنید، با دوست اصلاحطلب که کار کنید او افکار خودش را دارد پیاده میکند. آقای همتی از اول معتقد است دلار باید گران شود، اما مثلاً آقای بهمنی اعتقاد داشته نباید اینطور باشد. اگر آن را بگذارید آن سیاست را اجرا میکنید، این آقا را بگذارید همین است که میبینید.
در پایان سخن اگر نکتهای هست بفرمایید.
من به دوستان اصلاحطلبم که این روزها دوباره آمدند به صحنه و بحث بهاصطلاح «صلح باعزت» میکنند، میگویم شما اینطوری حرف نزنید، همان حرف واقعیتان را بزنید. بگویید ما معتقدیم که باید با آمریکا به یک توافق و سازش برسیم. ملت هم خواست این را انجام میدهد، نخواست انجام نمیدهد. چرا باید این بحثها را داشته باشیم؟ ما عزت میخواهیم، عزت ما در همین مقاومتمان بود، در همین مقابله با آمریکا و ایستادگی بود. این ما را پیروز کرده که حالا آمریکا رسیده به بدبختی و میگوید ما میخواهیم اقتصاد را فشار بیاوریم. پنجاه سال است فشار آوردی به هیچجا نرسیدی. به این دوستان میگویم یک مدتی حوصله کنید، از این افکار گذشتهتان بیرون بیایید.
به دوستان پایداری و این دوستان هم میگویم دولت دارد زحمت میکشد، به نظرم شما بهجای برخورد، وحدت را حفظ کنید، نگذارید متشنج شود. الآن هم که فلانکس مسئولیتی دستش نیست؛ بله، اگر میخواهی جواب سیاسی به او بدهی، او هم حرف سیاسی میزند، جوابش را بده. اما به همه همین توصیه را دارم: وحدت، انسجام و یگانگی را تحت رهبری امامزمانمان حفظ کنیم تا دشمن ناامید شود.
به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید



































































































































































