قیمت طلا امروز




 اعتماد جامعه

 روزنامه توسعه ایرانی / ۱ ساعت قبل

«انباشت مطالبات حل‌نشده» جامعه را ناامید و رادیکال می‌کند

انباشت مطالبات حل‌نشده، کاهش اعتماد عمومی و ضعیف‌شدن مسیرهای رسمی برای بیان و پیگیری خواسته‌ها، رابطه جامعه و ساختار رسمی را در سال‌های اخیر با چالش‌های جدی‌تری روبه‌رو کرده است. مطالبات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دیگر به‌سادگی از یکدیگر جدا نمی‌شوند؛ فشار معیشتی با احساس تبعیض و بی‌عدالتی گره می‌خورد، محدودیت‌های اجتماعی با مسئله کرامت و حق انتخاب پیوند پیدا می‌کند و بی‌اثر ماندن مطالبه‌گری می‌تواند احساس عاملیت و امید به تغییر را کاهش دهد. در چنین شرایطی، بخشی از جامعه ممکن است به کناره‌گیری، بی‌تفاوتی یا مهاجرت روی بیاورد و بخشی دیگر، وقتی راه‌های معمول را بی‌اثر می‌بیند، زبان و شکل اعتراض خود را تندتر کند. عالیه شکربیگی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل اجتماعی، معتقد است جامعه ایران در چند دهه گذشته از نظر تحصیلات، سبک زندگی، حضور زنان، دسترسی به اطلاعات و ارتباط با جهان تغییرات عمیقی کرده، اما سازوکارهای رسمی پاسخگویی، متناسب با این تغییرات پیش نرفته‌اند. او در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی» تأکید می‌کند: «جامعه ایران با کمبود مطالبه مواجه نیست؛ با کمبود سازوکارهای مؤثر برای تبدیل مطالبه به گفت‌وگو، تصمیم و سیاست عمومی مواجه است.»
 «انباشت مطالبات حل‌نشده» جامعه را ناامید و رادیکال می‌کند
سعیده علیپور

 

یکی از بحث‌هایی که این روزها مطرح می‌شود، انباشت مطالبات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه است. به نظر شما مهم‌ترین مطالبات انباشته‌شده امروز جامعه ایران چیست و چرا این مطالبات طی سال‌ها حل نشده یا حتی بیشتر شده‌اند؟

به نظر من برای فهم وضعیت کنونی جامعه ایران باید حتی از مفهوم «انباشت مطالبات» هم فراتر برویم و درباره «انباشت مطالبات حل‌نشده» صحبت کنیم. جامعه فقط مطالبات زیادی ندارد؛ مسئله این است که بخشی از این مطالبات در طول زمان به مسائل مزمن تبدیل شده‌اند و در مقابل، نهاد مورد اعتماد برای بیان، مذاکره و حل آنها شکل نگرفته است.

از دید جامعه‌شناختی، میان سرعت تغییرات جامعه ایران و ظرفیت نهادهای رسمی برای پاسخگویی به این تغییرات شکاف ایجاد شده است. جامعه ایران در چند دهه گذشته از لحاظ تحصیلات، شهرنشینی، دسترسی به اطلاعات، حضور زنان در عرصه عمومی، تغییر سبک زندگی، گسترش شبکه‌های اجتماعی و آگاهی نسبت به تجربه سایر جوامع تغییرات بسیار بزرگی کرده است. اما همه این تغییرات الزاماً با همان سرعت در قوانین، ساختارهای رسمی، نهادهای مشارکت و سازوکارهای تصمیم‌گیری منعکس نشده‌اند.

به همین دلیل بخشی از جامعه احساس می‌کند انتظارات و مطالباتش تغییر کرده، اما ساختارهای پاسخگو متناسب با آن تغییر نکرده‌اند. بنابراین فقط با «نارضایتی» مواجه نیستیم؛ یک شکاف میان انتظارات اجتماعی و امکان تحقق آنها به وجود آمده است.

اگر بخواهم مطالبات انباشته‌شده را دسته‌بندی کنم، یکی از مهم‌ترین حوزه‌ها اقتصاد است. از دید جامعه‌شناسی فقر فقط فقدان درآمد نیست. وقتی فرد احساس می‌کند تلاش، تحصیلات و شایستگی‌اش الزاماً به بهبود موقعیتش منجر نمی‌شود، مسئله می‌تواند به احساس بی‌عدالتی و محرومیت نسبی تبدیل شود. نظریه فشار ساختاری رابرت کی. مرتن هم از همین زاویه قابل استفاده است؛ جامعه اهدافی مانند موفقیت، رفاه و منزلت را به افراد عرضه می‌کند، اما اگر راه‌های مشروع و در دسترس برای رسیدن به این اهداف محدود باشد، فشار اجتماعی افزایش پیدا می‌کند.

حوزه بعدی آزادی‌های اجتماعی و سبک زندگی است. نسل‌های جدید در زمینه پوشش، روابط اجتماعی، انتخاب سبک زندگی، موسیقی، هنر، اینترنت و نحوه زیست شخصی انتظارات متفاوتی نسبت به نسل‌های قبل دارند. اینجا مسئله فقط آزادی سیاسی نیست؛ بحث بر سر حق انتخاب در زندگی روزمره هم هست. اعتراض‌ها و جنبش‌های سال‌های اخیر نیز نشان داده‌اند مطالبات مربوط به زنان، حقوق فردی، هویت و محدودیت‌های اجتماعی می‌توانند با مطالبات اقتصادی و سیاسی پیوند بخورند.

مطالبات زنان و مسئله برابری جنسیتی هم یکی از مهم‌ترین لایه‌های این انباشت است. امروز درصد زنان تحصیل‌کرده بالاست، اما میزان اشتغال زنان متناسب با آن نیست. از اشتغال و مشارکت اجتماعی و سیاسی تا حق انتخاب در زندگی شخصی، امنیت، برابری فرصت‌ها و به‌رسمیت‌شناخته‌شدن عاملیت زنان، مجموعه‌ای از مطالبات وجود دارد. 

در حوزه سیاسی هم بخشی از جامعه می‌خواهد در تصمیم‌هایی که مستقیماً بر زندگی‌اش اثر می‌گذارند صدای مؤثری داشته باشد. مسئله فقط انتخابات نیست؛ مسئله احساس عاملیت سیاسی و اجتماعی است. انسان مدرن می‌خواهد خودش را به‌عنوان یک کنشگر تجربه کند. اگر فرد احساس کند تصمیم‌های مهم بدون حضور یا اثرگذاری او گرفته می‌شوند، طبیعی است که فاصله میان دولت و جامعه افزایش پیدا کند.

مسئله مهم دیگر عدالت، شفافیت، مقابله با فساد و تبعیض است. مردم فقط درباره میزان درآمد قضاوت نمی‌کنند؛ درباره نحوه توزیع فرصت‌ها و منابع نیز قضاوت می‌کنند. اگر احساس شود رابطه، رانت، وابستگی یا موقعیت خانوادگی بیش از شایستگی در دسترسی به فرصت‌ها تأثیر دارد، مسئله از نابرابری صرف عبور می‌کند و تبدیل به احساس تبعیض می‌شود.

در نهایت، مطالبه کرامت، احترام و شنیده‌شدن هم بسیار مهم است. این همان نقطه‌ای است که مطالبات مختلف به هم متصل می‌شوند.

اما اینکه چرا این مطالبات حل نشده‌اند، چند علت دارد. یکی محدودبودن کانال‌های نهادی گفت‌وگوست. اگر جامعه نتواند مطالبات خود را از طریق احزاب، انجمن‌ها، رسانه‌های مستقل، تشکل‌های صنفی، نهادهای مدنی و سایر کانال‌های مشارکت به‌طور مؤثر منتقل کند، مطالبات از سطح نهادی به سطح غیرنهادی منتقل می‌شوند.

عامل دوم بی‌اعتمادی متقابل است. وقتی جامعه احساس کند وعده‌ها عملی نمی‌شوند، اعتماد کاهش پیدا می‌کند. وقتی اعتماد کاهش پیدا کرد، سرمایه اجتماعی ساختار هم پایین می‌آید و حتی ممکن است یک سیاست اصلاحی واقعی نیز با تردید مواجه شود.

عامل دیگر نگاه کوتاه‌مدت به مسائل ساختاری است. بعضی مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با تصمیم‌های مقطعی حل نمی‌شوند. اگر مسئله ساختاری باشد و پاسخ سیاستی کوتاه‌مدت، مشکل دوباره بازمی‌گردد.

از طرف دیگر با تغییر نسلی مواجهیم. نسل جوان امروز عضو یک جامعه شبکه‌ای و جهانی‌شده است، بیشتر خودش را با دیگران و سایر جوامع مقایسه می‌کند و معیارش برای رفاه، آزادی، مشارکت و کیفیت زندگی فقط تجربه خانواده و محیط پیرامون خودش نیست.

یعنی مسئله همزمانی بحران‌هاست. وقتی بحران اقتصادی، بحران اعتماد، بحران مشارکت، مشکلات محیط‌زیستی، اشتغال و شکاف نسلی همزمان شوند، یکدیگر را تقویت می‌کنند. در چنین شرایطی حتی یک مسئله کوچک می‌تواند به نماد مجموعه‌ای از مسائل بزرگ‌تر تبدیل شود.

این احساس که اعتراض و مطالبه‌گری نتیجه‌ای ندارد، چقدر می‌تواند باعث ناامیدی و تندتر شدن واکنش‌های اجتماعی شود؟

به نظر من احساس اینکه اعتراض و مطالبه‌گری نتیجه‌ای ندارد، یکی از مهم‌ترین عواملی است که می‌تواند نارضایتی پراکنده را به ناامیدی و بی‌اعتمادی و در برخی شرایط به واکنش‌های تندتر اجتماعی تبدیل کند. البته این رابطه قطعی و خطی نیست. هر فرد ناامیدی الزاماً رادیکال نمی‌شود. واکنش افراد می‌تواند از کناره‌گیری و بی‌تفاوتی تا مهاجرت، اعتراض، کنش جمعی یا رادیکال‌شدن متفاوت باشد.

وقتی فرد چند بار مطالبه‌ای را مطرح می‌کند و هیچ تغییری نمی‌بیند، ممکن است کم‌کم به این نتیجه برسد که «من نمی‌توانم در سرنوشت خودم تأثیر بگذارم». از دیدگاه گیدنز این مسئله به مفهوم عاملیت مربوط می‌شود. انسان فقط دنبال یک نتیجه مادی نیست، می‌خواهد خودش را مؤثر هم احساس کند. وقتی تجربه‌های مکرر اجتماعی به او نشان بدهند کنشش بی‌اثر است، احساس عاملیت تضعیف می‌شود.

در این مرحله ممکن است فرد از مشارکت مدنی فاصله بگیرد و بگوید «هر کاری بکنیم فایده‌ای ندارد». این جمله از نظر جامعه‌شناسی خیلی مهم است، چون نشانه فرسایش امید اجتماعی و احساس اثرگذاری است.

اما نکته مهم این است که ناامیدی همیشه به انفعال منجر نمی‌شود. ناامیدی می‌تواند دو مسیر متفاوت ایجاد کند. یک مسیر، کناره‌گیری است و مسیر دوم تشدید کنش است. فرد می‌گوید وقتی راه‌های معمول نتیجه نداده، باید روش دیگری را انتخاب کرد. در اینجا ممکن است مطالبه از اصلاح‌خواهی محدود به سمت اعتراض شدیدتر حرکت کند. بنابراین یک جامعه می‌تواند همزمان شاهد افزایش بی‌تفاوتی و افزایش اعتراض باشد؛ این دو الزاماً متناقض نیستند.

مفهوم محرومیت نسبی هم در اینجا اهمیت دارد. در جامعه‌شناسی اعتراض فقط وضعیت واقعی افراد تعیین‌کننده نیست؛ فاصله میان آنچه افراد انتظار دارند و آنچه واقعاً دریافت می‌کنند هم مهم است. فرد ممکن است بگوید من تحصیل کردم، کار کردم و تلاش کردم اما آنچه حق خودم می‌دانستم به دست نیاوردم. در این وضعیت احساس محرومیت شکل می‌گیرد، حتی اگر آن فرد از نظر مطلق فقیر نباشد. ممکن است خودش را با گروه‌های دیگر، نسل‌های قبل یا حتی مردم دیگر جوامع مقایسه کند و احساس بی‌عدالتی داشته باشد.

از نگاه بوردیو هم اگر افراد احساس کنند میدان اجتماعی عادلانه نیست و قواعد بازی به نفع گروه‌های خاصی تنظیم شده، اعتمادشان به قواعد بازی کاهش پیدا می‌کند. اینجا دیگر مسئله فقط این نیست که «من به خواسته‌ام نرسیدم»؛ ممکن است برداشت فرد این باشد که «این سازوکار اساساً اجازه نمی‌دهد افرادی مثل من به نتیجه برسند». 

در این وضعیت احتمال تندترشدن واکنش‌ها بیشتر می‌شود. اگر فرد احساس کند مطالبه‌اش بیان شده اما شنیده نشده، پیگیری شده اما نتیجه نداده، ممکن است به این نتیجه برسد که روش‌های معمول پاسخگو نیستند. در نتیجه زبان مطالبه هم تغییر می‌کند. ابتدا می‌گوید «این سیاست را اصلاح کنید» و بعد ممکن است سؤالش این شود که «چرا اصلاً کسی صدای من را نمی‌شنود؟» یا به این نتیجه برسد که مشکل از چیزی اساسی‌تر از همان سیاست مشخص است.

به نظر من رادیکال‌شدن در برخی موارد نه در نقطه شروع، بلکه در فرایند تجربه مکرر بی‌پاسخی شکل می‌گیرد.

شبکه‌های اجتماعی هم در این میان نقش مهمی دارند. در ایران امروز فرد ناامید الزاماً به‌صورت منفرد ناامید باقی نمی‌ماند. شبکه‌های اجتماعی این امکان را به او می‌دهند که تجربه شخصی خودش را با تجربه هزاران نفر دیگر مقایسه کند. کافی است یک موبایل هوشمند داشته باشد تا خودش هم به نوعی یک انسان رسانه‌ای شود. تجربه‌ها با یکدیگر مقایسه و به اشتراک گذاشته می‌شوند و ممکن است احساس «من مشکل دارم» خیلی سریع به «ما مشکل داریم» و بعد «پس مشکل ساختاری است» تبدیل شود. این همان نقطه‌ای است که تجربه فردی می‌تواند به آگاهی جمعی و هم‌کنشی جمعی تبدیل شود.

البته اینکه فرد در مواجهه با ناامیدی کنار بکشد یا به کنش اعتراضی شدیدتر روی بیاورد، به عوامل مختلفی مثل سرمایه اجتماعی، تجربه‌های قبلی کنش جمعی، شبکه دوستان و همسالان، میزان اعتماد، احساس تبعیض، وضعیت اقتصادی، سن، تحصیلات و برداشت فرد از شرایط بستگی دارد.

بنابراین به نظر من خطر اصلی فقط خود اعتراض نیست؛ خطر بزرگ‌تر این است که مردم احساس کنند راهی برای شنیده‌شدن ندارند. 

آیا می‌شود گفت بخشی از رادیکالیسمی که امروز در جامعه می‌بینیم بیشتر نتیجه انباشت نارضایتی‌ها و شنیده‌نشدن مطالبات است تا یک گرایش سیاسی مستقل؟

رادیکالیسم همیشه یک ایدئولوژی از پیش موجود نیست. گاهی تصور می‌کنیم فرد ابتدا یک گرایش سیاسی رادیکال دارد و بعد اعتراض می‌کند، اما در بعضی شرایط مسیر می‌تواند برعکس باشد.

ممکن است فرد در ابتدا فقط یک مطالبه مشخص داشته باشد؛ مثلاً شغل ندارد، امکان ازدواج ندارد یا یک مسئله اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی دارد. وقتی بارها با بی‌پاسخی مواجه می‌شود، ابتدا ناامید می‌شود، بعد اعتمادش کاهش می‌یابد و در مرحله بعد برداشتش از علت مشکل تغییر می‌کند.

یعنی ممکن است فرد ابتدا بگوید من فقط می‌خواهم این مسئله حل شود، اما اگر چند بار تجربه کند که مسئله‌اش اساساً دیده نمی‌شود، از خودش می‌پرسد اگر این مشکل با تغییر یک سیاست حل نمی‌شود، شاید مشکل در خود سازوکار تصمیم‌گیری است. اینجاست که از مسئله خرد به سطح میانی و بعد به ساختارهای کلان می‌رسد.

بنابراین رادیکال‌شدن می‌تواند محصول تجربه اجتماعی باشد و الزاماً نقطه شروع فرد نباشد.

نظریه محرومیت نسبی هم این فرایند را توضیح می‌دهد. نارضایتی وقتی شدت پیدا می‌کند که میان انتظارات افراد و واقعیت زندگی‌شان فاصله ایجاد شود. جامعه ایران طی دهه‌های اخیر از نظر تحصیلات، شهرنشینی، آگاهی، ارتباطات جهانی، حضور در شبکه‌های اجتماعی و انتظارات نسل‌های جدید تغییرات بسیار زیادی داشته است. ممکن است مطالباتی شکل بگیرد که ساختار موجود نتواند با همان سرعت به آنها پاسخ دهد.

در نتیجه فرد مطالبه‌گر فقط از «نداشتن» ناراضی نیست؛ از فاصله میان آنچه انتظار داشته و آنچه دریافت کرده احساس نابرابری می‌کند.

از نگاه بوردیو نیز اگر افراد احساس کنند قواعد میدان اجتماعی عادلانه نیست و سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به شکل نابرابر به فرصت تبدیل می‌شود، مشروعیت قواعد بازی زیر سؤال می‌رود. 

البته نباید همه رادیکالیسم را به شنیده‌نشدن تقلیل دهیم. رادیکالیسم می‌تواند ریشه‌های دیگری هم داشته باشد؛ ایدئولوژی‌های سیاسی، بحران اقتصادی، شکاف نسلی، شبکه‌های اجتماعی، تجربه‌های نسلی، احساس بی‌عدالتی، هویت‌های جمعی، تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی، رقابت میان گروه‌های سیاسی و حتی تجربه جنگ و دوران پس از جنگ هم می‌توانند تأثیرگذار باشند.

بنابراین از نظر پژوهشی بهتر است نگوییم رادیکالیسم امروز «نتیجه» شنیده‌نشدن مطالبات است؛ دقیق‌تر این است که بگوییم تجربه انباشت مطالبات و احساس بی‌پاسخی می‌تواند یکی از سازوکارهای مهم تشدید یا رادیکال‌شدن مطالبات اجتماعی باشد.

ضمن اینکه رادیکال‌شدن یک مطالبه با رادیکال‌شدن هویت سیاسی یک فرد یکسان نیست. ممکن است فرد در یک موضوع موضع بسیار تندی داشته باشد، اما در سایر حوزه‌ها چنین نباشد. این تفکیک مهم است، چون مانع برچسب‌زنی می‌شود و کمک می‌کند خود فرایندی را که به رادیکال‌شدن منجر شده بررسی کنیم.

فشار اقتصادی، فقر و نابرابری چقدر با مطالبات اجتماعی و فرهنگی گره خورده‌اند؟ آیا هنوز می‌شود اعتراض اقتصادی را از اعتراض اجتماعی و سیاسی جدا کرد؟

به نظر من در جامعه امروز ایران تفکیک کامل اعتراض اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دیگر امکان‌پذیر نیست. البته این به معنای یکی‌بودن آنها نیست. حوزه‌های متفاوتی هستند، اما به‌شدت درهم‌تنیده شده‌اند.

در ظاهر ممکن است اعتراضی با یک مسئله اقتصادی مثل گرانی، دستمزد، بیکاری، مسکن، کاهش قدرت خرید یا بالا رفتن نرخ ارز آغاز شود، اما فرد این مسائل را فقط به‌عنوان «قیمت یک کالا» تجربه نمی‌کند. آنها را در ارتباط با عدالت، منزلت، فرصت، آینده و کیفیت زندگی خودش معنا می‌کند.

مثلاً یک جوان ممکن است بگوید من تحصیل کرده‌ام اما شغل مناسب ندارم و نمی‌توانم مستقل زندگی کنم. این فقط یک مشکل اقتصادی نیست. پشت آن پرسش‌هایی درباره عدالت اجتماعی، فرصت برابر، منزلت اجتماعی، آینده نسل جوان و حتی رابطه فرد با جامعه و نهادهای رسمی شکل می‌گیرد.

فقر هم فقط کمبود درآمد نیست. وقتی فقر اقتصادی با سایر نابرابری‌ها ترکیب می‌شود و فرد پشت آن تبعیض، نابرابری فرصت و عدم امکان پیشرفت را می‌بیند، مسئله از نداشتن پول به احساس محرومیت و بی‌عدالتی تبدیل می‌شود.

مفهوم محرومیت نسبی در اینجا خیلی مهم است. فرد فقط خودش را با گذشته خود مقایسه نمی‌کند؛ با همسالان، طبقات دیگر و حتی زندگی مردم سایر کشورها، به‌خصوص از طریق شبکه‌های اجتماعی، مقایسه می‌کند.

از منظر پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس، نابرابری فقط اقتصادی نیست. سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی قابلیت تبدیل‌شدن به یکدیگر را دارند. بنابراین جوانی که سرمایه فرهنگی بالایی دارد، مثلاً تحصیلات دانشگاهی دارد، اما نمی‌تواند آن را به شغل، درآمد، منزلت یا موقعیت اجتماعی تبدیل کند، ممکن است احساس کند رابطه میان تلاش او و پاداش اجتماعی مختل شده است.

از سوی دیگر یکی از ابعاد کمتر دیده‌شده فقر احساس منزلت و کرامت است. فردی که نمی‌تواند مسکن تهیه کند، ازدواج کند، شغل پایدار داشته باشد یا سبک زندگی مورد انتظارش را تأمین کند، ممکن است احساس کند از یک زندگی طبیعی و شایسته محروم شده است. اینجاست که مسئله اقتصادی به مسئله فرهنگی، اجتماعی و کرامت انسانی تبدیل می‌شود. به همین دلیل موضوعاتی مثل اشتغال، ازدواج، مسکن، مهاجرت، فرزندآوری، سبک زندگی و امید به آینده را نمی‌شود کاملاً از هم جدا کرد.

فقر اقتصادی همچنین می‌تواند رابطه فرد با سیاست را تغییر دهد. وقتی مردم احساس می‌کنند سیاست‌های عمومی مستقیماً بر زندگی روزمره آنها اثر دارد، اقتصاد وارد حوزه سیاست می‌شود. تورم باعث کاهش قدرت خرید می‌شود، بعد کیفیت زندگی پایین می‌آید، احساس بی‌عدالتی بیشتر می‌شود و در نهایت ممکن است بی‌اعتمادی به سیاست‌گذار شکل بگیرد.

احساس اینکه اعتراض و مطالبه‌گری نتیجه‌ای ندارد، یکی از مهم‌ترین عواملی است که می‌تواند نارضایتی پراکنده را به ناامیدی و بی‌اعتمادی و در برخی شرایط به واکنش‌های تندتر اجتماعی تبدیل کند. البته این رابطه قطعی و خطی نیست. هر فرد ناامیدی الزاماً رادیکال نمی‌شود. واکنش افراد می‌تواند از کناره‌گیری و بی‌تفاوتی تا مهاجرت، اعتراض، کنش جمعی یا رادیکال‌شدن متفاوت باشد

در اینجا یک مسئله اقتصادی تبدیل به مسئله اعتماد سیاسی می‌شود. اگر مردم احساس کنند مشکلات اقتصادی مزمن شده و سیاست‌گذاری قادر به حل آنها نیست، پرسش اقتصادی می‌تواند به پرسش گسترده‌تری درباره کارآمدی و پاسخگویی نهادها تبدیل شود.

اما در طرف مقابل هم باید مراقب باشیم همه اعتراض‌ها را اقتصادی ندانیم یا هر اعتراض اقتصادی را الزاماً سیاسی و فرهنگی تفسیر نکنیم. بسیاری از مطالبات اجتماعی، به‌خصوص در حوزه زنان، سبک زندگی، حقوق فردی، هویت و کرامت، منطق و ریشه مستقل خودشان را دارند. نمی‌توان گفت چون مردم مشکلات اقتصادی دارند، پس همه مطالبات فرهنگی آنها محصول فقر است.

بهتر است بگوییم اقتصاد یکی از مهم‌ترین بسترهایی است که مطالبات اجتماعی و سیاسی در آن شکل می‌گیرند یا به آن پیوند می‌خورند.

در نتیجه ما در جامعه ایران با یک «زنجیره مطالبات» روبه‌رو هستیم؛ در میدان اقتصاد فقر، تورم، بیکاری، مسکن و دستمزد قرار دارد؛ در میدان اجتماع نابرابری، تبعیض، کاهش منزلت و کاهش سرمایه اجتماعی؛ در میدان فرهنگ، سبک زندگی، هویت، ارزش‌ها و مطالبات نسل جدید؛ در میدان سیاست، اعتماد، مشارکت، پاسخگویی و احساس اثرگذاری؛ و شبکه‌های اجتماعی هم امکان مقایسه‌گری و آگاهی از تجربه دیگران را افزایش داده‌اند.

این میدان‌ها برای فرد جدا از هم تجربه نمی‌شوند. همه آنها در زندگی روزمره به یک تجربه واحد تبدیل می‌شوند.

امروز خیلی از مطالبات مردم ایران به هم متصل شده‌اند و اگر بخواهم در یک عبارت بگویم، با درهم‌تنیدگی مطالبات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و هویتی مواجهیم. البته هر حوزه ریشه خود را هم دارد، اما اقتصاد می‌تواند این مطالبات را تشدید کند و آنها را بیشتر به هم پیوند بزند.

اعتماد فقط با سخنرانی مسئولان بازسازی نمی‌شود

اگر این روند ادامه پیدا کند، چه پیامد اجتماعی‌ای خواهد داشت و برای کم‌کردن این فاصله، حاکمیت باید از کجا شروع کند؟

اگر روند انباشت مطالبات، فشار اقتصادی، کاهش اعتماد و احساس شنیده‌نشدن ادامه پیدا کند، مهم‌ترین پیامد آن فقط افزایش اعتراض نیست. شاید مسئله مهم‌تر، فرسایش تدریجی سرمایه اجتماعی و رابطه میان جامعه و نهادهای رسمی باشد.

بخشی از جامعه احساس می‌کند انتظارات و مطالباتش تغییر کرده، اما ساختارهای پاسخگو متناسب با آن تغییر نکرده‌اند. بنابراین فقط با «نارضایتی» مواجه نیستیم؛ یک شکاف میان انتظارات اجتماعی و امکان تحقق آنها به وجود آمده است

این فرایند در گروه‌های مختلف به شکل‌های متفاوت بروز پیدا می‌کند. نخستین پیامد، فرسایش اعتماد است. وقتی مردم چند بار تجربه کنند مشکلاتشان حل نمی‌شود یا صدایشان در تصمیم‌گیری‌ها اثر ندارد، ممکن است به‌تدریج اعتمادشان را نه فقط به یک سیاست خاص، بلکه به کارآمدی نهادها از دست بدهند.

در چنین شرایطی حتی سیاست‌های درست هم ممکن است با بدبینی مواجه شوند، چون دیگر مسئله فقط این نیست که یک تصمیم درست است یا غلط؛ سؤال این است که چه کسی تصمیم می‌گیرد و آیا اساساً می‌توان به او اعتماد کرد. از دید جامعه‌شناسی اینجا با کاهش سرمایه اجتماعی مواجه هستیم.

پیامد دیگر گسترش کناره‌گیری اجتماعی است. واکنش همه مردم به نارضایتی اعتراض نیست. بخشی ممکن است بگویند کاری از دست ما برنمی‌آید و بهتر است فقط به زندگی خودمان برسیم. این وضعیت شاید در کوتاه‌مدت آرام به نظر برسد، اما در بلندمدت می‌تواند به کاهش مشارکت اجتماعی، سیاسی و مدنی و در نهایت کاهش سرمایه اجتماعی منجر شود.

بنابراین جامعه‌ای که ظاهراً ساکت است الزاماً جامعه رضایتمندتری نیست. ممکن است وضعیت شبیه جرقه‌ای باشد که زیر خاکستر باقی مانده است.

پیامد دیگر تشدید شکاف نسلی است. اگر نسل‌های جدید احساس کنند زبان، ارزش‌ها و مطالباتشان توسط ساختارهای رسمی به رسمیت شناخته نمی‌شود، شکاف نسلی افزایش پیدا می‌کند. اینجا دیگر فقط اختلاف سلیقه نیست؛ ممکن است شکافی در تعریف «آینده مطلوب جامعه» شکل بگیرد.

نسل جوان درباره آزادی، مشارکت، شغل، سبک زندگی، جنسیت و ارتباط با جهان انتظارات متفاوتی دارد. اگر گفت‌وگویی میان این دو جهان شکل نگیرد، سوءتفاهم و بی‌اعتمادی بیشتر می‌شود. مسئله مهم این است که ما الان در خانواده، آموزش، فرهنگ و سیاست با ضعف گفت‌وگو مواجه هستیم.

پیامد دیگر خروج سرمایه انسانی است. وقتی فرد احساس کند در جامعه خودش امکان تحقق استعدادها و آرزوهایش محدود است، یکی از واکنش‌هایش می‌تواند مهاجرت باشد. در این حالت جامعه فقط نیروی کار از دست نمی‌دهد؛ سرمایه انسانی، فرهنگی و تخصصی را هم از دست می‌دهد. برای بخشی از افراد، مهاجرت فقط یک تصمیم اقتصادی نیست؛ واکنشی به مجموعه‌ای از مسائل اقتصادی، اجتماعی، حرفه‌ای و مربوط به آینده است.

پیامد دیگر می‌تواند رادیکال‌شدن بخشی از مطالبات باشد. اگر کانال‌های نهادی برای بیان مطالبات از دید جامعه ضعیف و ناکارآمد تلقی شوند، بخشی از جامعه ممکن است به این نتیجه برسد که روش‌های معمول اصلاً جواب نمی‌دهند. ممکن است حرکت از مطالبه به اعتراض، از اعتراض به ناامیدی و بی‌اعتمادی و در مواردی به رادیکال‌ترشدن واکنش‌ها شکل بگیرد.

البته این یک احتمال اجتماعی است، نه یک سرنوشت قطعی. اگر سیاست درست در قبال جامعه اتخاذ شود، این مسیر قابل تغییر است.

اما اینکه ساختار حکمرانی از کجا باید شروع کند؟ به نظر من اولین قدم نه یک طرح اقتصادی است و نه یک شعار سیاسی؛ باید رابطه را درست کرد. یعنی رابطه و اعتماد جامعه باید بازسازی شود.

اول باید شنیدن واقعی اتفاق بیافتد، نه صرفاً شنیدن نمادین. جامعه باید احساس کند مطالبه‌اش فقط شنیده نمی‌شود، بلکه در فرایند تصمیم‌گیری هم اثر می‌گذارد. این یعنی تقویت واقعی تشکل‌های صنفی و مدنی، انجمن‌های حرفه‌ای، رسانه‌های مسئول و مستقل، گفت‌وگوی اجتماعی و نهادهای واسط میان دولت و جامعه. باید امکان نقد سیاست‌ها وجود داشته باشد بدون اینکه هر نقدی به تقابل تعبیر شود.

از نظر پژوهشی بهتر است نگوییم رادیکالیسم امروز «نتیجه» شنیده‌نشدن مطالبات است؛ دقیق‌تر این است که بگوییم تجربه انباشت مطالبات و احساس بی‌پاسخی می‌تواند یکی از سازوکارهای مهم تشدید یا رادیکال‌شدن مطالبات اجتماعی باشد. ضمن اینکه رادیکال‌شدن یک مطالبه با رادیکال‌شدن هویت سیاسی یک فرد یکسان نیست. ممکن است فرد در یک موضوع موضع بسیار تندی داشته باشد، اما در سایر حوزه‌ها چنین نباشد

این مسئله به عاملیت اجتماعی هم مربوط است. مردم باید احساس کنند کنششان می‌تواند در ساختن آینده تأثیرگذار باشد.

قدم دیگر حل مسائل ملموس اقتصادی است. اعتماد جامعه فقط با سخنرانی مسئولان بازسازی نمی‌شود. وقتی مردم با تورم، گرانی، خالی‌ترشدن سفره‌ها، بیکاری، ناامنی شغلی و کاهش قدرت خرید مواجه‌اند، نخستین نشانه تغییر باید در زندگی روزمره و سر سفره آنها قابل مشاهده باشد. سیاست اقتصادی باید از اقدامات کوتاه‌مدت و مقطعی عبور کند و به سمت کاهش ناامنی اقتصادی و افزایش امکان پیش‌بینی زندگی حرکت کند.

مسئله دیگر مقابله جدی با تبعیض و ایجاد احساس عدالت است. جامعه فقط دنبال افزایش درآمد نیست؛ می‌خواهد مطمئن شود قواعد بازی برای همه یکسان است. مردم باید شفافیت و مقابله با رانت را ببینند، دسترسی برابر به فرصت‌ها را در اشتغال و زندگی واقعی تجربه کنند و شایسته‌سالاری و پاسخگویی نهادها برایشان ملموس باشد.

همچنین باید تفاوت‌های اجتماعی و نسلی به رسمیت شناخته شوند. جامعه ایران یکدست نیست. اقوام مختلف، زنان و مردان، جوانان و سالمندان، طبقات مختلف، شهرها و مناطق مختلف و گروه‌های فرهنگی متفاوت مطالبات یکسانی ندارند. سیاست‌گذاری مؤثر باید این تکثر اجتماعی را بپذیرد. نمی‌شود برای چنین جامعه‌ای یک نسخه واحد پیچید.

اما در سطح عمیق‌تر، مسئله فقط حل چند مشکل اقتصادی و اجتماعی نیست. ما نیاز به بازسازی رابطه دولت و جامعه و در واقع بازنگری در قرارداد اجتماعی داریم.

قرارداد اجتماعی یعنی مردم بگویند من قانون‌پذیری، مشارکت، مسئولیت اجتماعی و وظایف خودم را می‌پذیرم و در مقابل انتظار دارم دولت امنیت، عدالت، فرصت، خدمات عمومی، پاسخگویی و امکان مشارکت را فراهم کند. هرچه این رابطه متوازن‌تر باشد، سرمایه اجتماعی نیز افزایش پیدا می‌کند.

بزرگ‌ترین خطر این است که فاصله مردم و ساختار فقط به صورت اعتراض سیاسی دیده شود. بعضی افراد اعتراض می‌کنند، بعضی کاملاً کنار می‌کشند و بعضی مهاجرت می‌کنند. بنابراین نباید فقط زیادشدن یا کم‌شدن اعتراض خیابانی را معیار قرار دهیم؛ فرسایش سرمایه اجتماعی می‌تواند بسیار عمیق‌تر باشد.

به نظر من حاکمیت برای کم‌کردن فاصله با جامعه باید از شنیده‌شدن واقعی مردم شروع کند؛ یعنی مردم احساس کنند اعتراض و مطالبه آنها واقعاً می‌تواند در تصمیم‌گیری اثر داشته باشد. بعد باید سراغ مسائل اقتصادی ملموس مثل تورم، اشتغال، مسکن و نابرابری رفت.

اما در کنار اقتصاد، عدالت، شفافیت و کرامت اجتماعی هم اهمیت زیادی دارند. اگر فقط مشکل اقتصادی تا حدی حل شود، اما مردم همچنان احساس کنند صدایشان شنیده نمی‌شود، مسئله فقدان اعتماد باقی خواهد ماند.

راه اصلی این است که رابطه یک‌طرفه دولت و جامعه به رابطه‌ای مبتنی بر گفت‌وگو، پاسخگویی و مشارکت بر بستر اعتماد تبدیل شود. مسئله‌ای که امروز با آن مواجهیم فرسایش سرمایه اجتماعی است و به همین دلیل بازسازی این رابطه و بازسازی قرارداد اجتماعی اهمیت اساسی دارد.

  کپی شد







یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - 23 August 2026
سایت عصرایران

یک لکه خون راز سرقت مسلحانه یک میلیارد تومانی در شمال تهران را فاش کرد

سایت تابناک

دختر ۱۵ ساله پرندی گم شد

از پلمب کافه‌ها تا کندن نیمکت‌های خیابان؛ آیا شهر یکدست می‌شود؟
سایت فرارو

از پلمب کافه‌ها تا کندن نیمکت‌های خیابان؛ آیا شهر یکدست می‌شود؟

یک جامعه‌شناس شهری تأکید می‌کند که نخستین گام مدیریت شهری باید پذیرفتن واقعیت اجتماعی و حق همه گروه‌ها برای استفاده از شهر باشد. ایمانی جاجرمی می‌گوید نمی‌توان حق مردم را از شهر نادیده گرفت.
واکنش‌ها به کافه بابک زنجانی؛ این است فرق ما و درد ما!
سایت آفتاب نیوز

واکنش‌ها به کافه بابک زنجانی؛ این است فرق ما و درد ما!

کاربران در شبکه اجتماعی ایکس، واکنش‌های منفی و تندی به کسب‌وکار جدید بابک زنجانی نشان دادند.
حجاب دوباره خبرساز شد؛ از پلمب کافه‌ها تا شکل‌گیری زنجیره انسانی میانکاله
سایت اقتصاد ۲۴

حجاب دوباره خبرساز شد؛ از پلمب کافه‌ها تا شکل‌گیری زنجیره انسانی میانکاله

هرچند نمی‌توان سخنان تند برخی چهره‌ها درمورد حجاب را به سیاست رسمی حاکمیت تعمیم داد؛ با این حال نفس مطرح‌شدن چنین ادبیاتی در فضای عمومی، بخشی از همان فضایی است که مناقشه حجاب را دوباره به سطح جامعه می‌کشاند
دانشگاه هم سهم پولدارها شد؟ فقر، شانس ورود به دانشگاه را از چه کسانی می‌گیرد
سایت اقتصاد ۲۴

دانشگاه هم سهم پولدارها شد؟ فقر، شانس ورود به دانشگاه را از چه کسانی می‌گیرد

سهم تنها ۵.۶ درصدی سه دهک پایین از دانشجویان دانشگاه‌های دولتی، بار دیگر شکاف طبقاتی در آموزش عالی و نقش فقر، کیفیت مدارس و دسترسی نابرابر به امکانات آموزشی را برجسته کرده است.
سایت تابناک

زندگی دوباره حیوانات با تاکسیدرمی

دامی فریبنده به نام اعتیاد؛ چهره پنهان یک آسیب اجتماعی برای نوجوانان
خبرگزاری مهر

دامی فریبنده به نام اعتیاد؛ چهره پنهان یک آسیب اجتماعی برای نوجوانان

یزد - خطر اعتیاد، بی‌صدا به کمین نوجوانان نشسته است؛ وضعیتی که اگر با نادیده گرفتن تغییرات رفتاری همراه شود، به فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر در قلب خانواده منجر خواهد می‌شود.
پشیمانی فرمالیته بلاگرها؛ عذرخواهی و تکرار دوباره همان خطاها
خبرگزاری مهر

پشیمانی فرمالیته بلاگرها؛ عذرخواهی و تکرار دوباره همان خطاها

جنجال، عذرخواهی، چند روز سکوت و دوباره همان مسیر؛ چرخه‌ای که برای برخی بلاگرها تکراری شده و این سؤال را به وجود آورده است: چرا برخوردها بازدارنده نیست؟
روزنامه هفت صبح

می‌خواست به من تجاوز کند روی او اسید پاشیدم

دریاچه ارومیه؛ پهنه‌ای که دیگر «خشکی» پیش‌درآمد آن نیست
خبرگزاری ایرنا

دریاچه ارومیه؛ پهنه‌ای که دیگر «خشکی» پیش‌درآمد آن نیست

ارومیه - ایرنا - دریاچه ارومیه، نگین آبی شمال‌غرب کشور، پس از سال‌ها پشت سر گذاشتن چالش‌های زیست‌محیطی، اکنون در فصل تازه‌ای از حیات خود قرار گرفته و با مدیریت منابع آب و اجرای طرح‌های احیایی، سیمای متفاوتی از خود نشان می‌دهد.
سایت رویداد‌ ۲۴

علی القاصی مهر جانباز شد

مینا نامداری ؛ ترند جدید موج سواری بر روایت «بازگشت» یا «توبه» اما بدون سود برای جامعه
سایت عصرایران

مینا نامداری ؛ ترند جدید موج سواری بر روایت «بازگشت» یا «توبه» اما بدون سود برای جامعه

مشکل اصلی این نیست که مینا نامداری اجازه صحبت داشته باشد، مشکل این است که نبودن صداهای تحلیلی معتبر، غیاب رسانه‌های مستقل قوی و بحران اعتماد عمومی، فضایی خال...
آیا تهران در سال ۱۴۲۶ بهتر از ۱۴۰۵ است یا بدتر؟/ پایتخت براساس کدام «سند» بزرگ شد؟
سایت عصرایران

آیا تهران در سال ۱۴۲۶ بهتر از ۱۴۰۵ است یا بدتر؟/ پایتخت براساس کدام «سند» بزرگ شد؟

تفاوت توسعه با گسترش در این است که در حالت اول، «کیفیت‌‌زندگی» رشد می‌کند اما در حالت دوم، «رشد فیزیکی» شهر بدون آنکه عناصر زیست‌شهری ارتقا یابند، رخ می‌دهد.
آنتالیا ترکیه ؛ 10 میلیون گردشگر در 8 ماه
سایت عصرایران

آنتالیا ترکیه ؛ 10 میلیون گردشگر در 8 ماه

بیش از 27 میلیون گردشگر خارجی در 7 ماه نخست سال، وارد ترکیه شدند.
سایت اطلاعات آنلاین

ماجرای جنجال در شورای شهر مشهد چه بود؟ گزینه انحلال شورا مطرح است +ویدئو

[کامران نرجه] ذینفعان تأمین‌ اجتماعی صبور باشند
سایت اطلاعات آنلاین

[کامران نرجه] ذینفعان تأمین‌ اجتماعی صبور باشند

گلایه منتقدان برکناری مدیر عامل سابق سازمان تأمین اجتماعی شنیدنی و تا حدودی بحق است، اما برای قضاوت عادلانه در مورد تصمیم ناگهانی وزیر تعاون و همچنین تأمین منافع حداکثری ۵۰ میلیون نفر از ذینفعان...
جایی میان چالش و توانایی - همدلی
روزنامه همدلی

جایی میان چالش و توانایی - همدلی

عاشور حسن زاده عرب پژوهشگر ما همیشه فکر می‌کنیم اگر حالمان خوب نیست، لابد کارمان بیش از حد سخت است؛ یا اگر بی‌حوصله‌ایم، لابد انگیزه نداریم. اما واقعیت پیچیده‌تر از این است. کیفیت تجربه ما از کار و زندگی، فقط به سختی یا آسانی یک کار وابسته نیست؛ به رابطه‌ای بستگی دارد که میان [ ]
وقتی پرفسور سمیعی زیرمیزی می‌گیرد!
سایت تابناک

وقتی پرفسور سمیعی زیرمیزی می‌گیرد!

ما به درخششِ فرزندان این سرزمین، به جراحانی که دستانشان برای نجات جانهاست، به دانشمندی که سال‌ها برای کشفی رنج برده، یا به المپیادی که شب‌های بی‌خوابی را به...
سایت رکنا

رازگشایی از سرنوشت زن بی هوش شده در بلوار فرودگاه / راننده شیاد با آبمیوه مسموم شکارش کرده بود

ما مرده‌شوی  نیستیم
روزنامه اعتماد

ما مرده‌شوی نیستیم

شغل شریفی است هم شریف هم پیشه ای پرزحمت، هر کسی نمی تواند مرده شوی باشد، جگر شیر می خواهد و تن استوار، عرضه هم صدالبته، شغلی است بسیار سخت هم از نظر روحی هم جسمی، به هیچ وجه تعبیر بد از آن نباید داشت، یک روزنامه نگار خوش تیتر روزنامه نگاری را به مرده شوی بودن تعبیر کرد. مراد او از این تعبیر آن بود که …
    
سایت اعتماد آنلاین

ماجرای مشاهده موجودی شبیه به «دایناسور» در مناطق بیابانی خراسان رضوی / توضیحات محیط‌زیست

ذبح هورالعظیم، پای چاه‌های نفت
روزنامه هفت صبح

ذبح هورالعظیم، پای چاه‌های نفت

تنها بخش زنده تالاب هورالعظیم با صدور مجوز زیست محیطی برای توسعه میدان نفتی سهراب، بی جان خواهد شد. به گفته مسئولان سازمان محیط زیست بین ۱۸ تا ۲۰ هکتار از
         
سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| واکنش یک آمریکایی به سوالات کنکور زبان انگلیسی در ایران

چالشی در گیلان: دود «گُل» در پارک‌ها و اماکن عمومی |  انصاف نیوز
سایت انصاف نیوز

چالشی در گیلان: دود «گُل» در پارک‌ها و اماکن عمومی | انصاف نیوز

سایت گیل خبر (گیلان) نوشت: «در ماه‌های اخیر، با افزایش نگرانی شهروندان رشت و برخی شهرهای دیگر استان درباره مصرف گل در بعضی از پارک‌ها و کافه‌ها که جزو اماکن عمومی محسوب می‌شوند، روبرو هستیم. مصرف آزادانه و بدون قبح گل توسط برخی جوانان در اماکن عمومی، امنیت روانی و آرامش شهروندان را با چالش‌های مختلفی …
         
پیامدهای حقوقی طلاق صوری
روزنامه ستاره صبح

پیامدهای حقوقی طلاق صوری

پدیده‌ای به نام «طلاق صوری» در مرز میان حقوق، معیشت و اخلاق اجتماعی، موضوع خانواده ایرانی شده است. در این وضعیت، طلاق نه ناشی از فروپاشی عاطفی یا تصمیم واقعی زوجین برای پایان زندگی مشترک، بلکه گاه به عنوان راهکاری برای دستیابی به حمایت‌ اقتصادی و اجتماعی، از جمله برخورداری از مستمری والدین متوفی و مزایای …
    
سرمقاله خراسان/ منافع شهر معطل بازی تاج و تخت! | آخرین خبر
سایت آخرین خبر

سرمقاله خراسان/ منافع شهر معطل بازی تاج و تخت! | آخرین خبر

خراسان/ «منافع شهر معطل بازی تاج و تخت!» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان ت که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: ۶۳ طرح و لایحه روی زمین مانده است، قوای نظارت بر عملکرد مدیریت شهری، لنگ است و پارلمان شهری مشهد به معنای واقعی کلمه قفل شده؛ آن هم نه به این دلیل که مسئله‌ای درباره آن‌ها وجود دارد،
ظرفیت‌های اجتماعی در بازآفرینی اقتصادی ایران پس از جنگ - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

ظرفیت‌های اجتماعی در بازآفرینی اقتصادی ایران پس از جنگ - مردم سالاری آنلاین

رویترز در گزارشی، اقتصاد ایران را فروپاشیده توصیف کرده و از آسیب زیرساخت ها، قطع ...
از آتش تا آرامش نظام سلامت ایران چگونه تاب آورد؟
سایت ایران آنلاین

از آتش تا آرامش نظام سلامت ایران چگونه تاب آورد؟

جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه، زیرساخت‌های سلامت کشور را با یکی از کم‌سابقه‌ترین آزمون‌های خود مواجه کرد، اما نظام بهداشت و درمان، همزمان با تحمل خسارت حدود ۸ هزار میلیارد تومانی ناشی از حمله به بیش از ۲۰۰ مرکز بهداشتی، بیش از ۷۰ بیمارستان و حدود ۳۰۰ آمبولانس، روند ارائه خدمات حیاتی به مردم را متوقف نکرد.
آموزش در خانه یا خانه‌نشینی آموزش
روزنامه آرمان امروز

آموزش در خانه یا خانه‌نشینی آموزش

روح‌اله رضاعلی آرمان امروز : چند سالی است در حوزه مشاوره تحصیلی و انتخاب رشته با دانش‌آموزان و خانواده‌های بسیاری گفت‌وگو می‌کنم. امسال در میان گفت‌وگو با دانش‌آموزان پایه دوازدهم و والدین آنها، با موضوعی مواجه شدم که به نظرم نیازمند تأمل جدی است: هوم‌اسکولینگ یا آموزش در خانه. به نظر می‌رسد آموزش در …
جنگ و جنگل‌ها
روزنامه آرمان امروز

جنگ و جنگل‌ها

عباس محمدی آرمان امروز : چند ماه است که جنگل‌هایی بسیار گسترده در کشورهای گوناگون در حال سوختن است. در آمریکا، امسال بیش از دوونیم میلیون هکتار جنگل دچار آتش‌سوزی شده، در انتاریوی کانادا فقط  در ماه جولای حدود نهصد مورد آتش‌سوزی بزرگ در جنگل‌ها رخ داده، در اسپانیا برآوردها حاکی از آن است که [ ]
رد آدم‌ربایی در زاهدان
روزنامه شرق

رد آدم‌ربایی در زاهدان

ساعت حدود ۹:۳۰ شب ۳۰ تیر، بازار زاهدان همچنان شلوغ و پررفت‌وآمد بود. «مهرشاد دادکریمی»، جوان ۲۳‌ساله‌ای که در بازار زاهدان مغازه لباس کودک دارد، به پدرش تلفن زد و گفت کارش در بازار تمام شده و می‌خواهد بعد از بازی بیلیارد با یکی از دوستانش، راهی خانه شود. با خودروی شخصی‌اش به خیابان شریعتی رفته بود و …
سایت عصرایران

سقوط مرگبار در جاده هراز / 7 سرنشین ون کشته شدند

سایت شهرآرانیوز

مجید آدینه اعدام شد | تروریستی با کلت کمری و اره برقی در کودتای دی ماه

سایت تابناک

دستور برخورد قاطع با مروجین فساد و برهنگی در مشهد

زنان خانه‌دار؛ نیروی کار نامرئی که بیمه و امنیت اقتصادی ندارد
خبرگزاری مهر

زنان خانه‌دار؛ نیروی کار نامرئی که بیمه و امنیت اقتصادی ندارد

فعال حوزه زنان و خانواده، معتقد است خانه‌داری فعالیتی مولد است که هنوز به اندازه کافی به رسمیت شناخته نشده است
سایت عصرایران

جزئیات حادثه هولناک جاده هراز؛ ۷ کشته و ۶ مصدوم در سقوط ون به دره

روزنامه دنیای اقتصاد

تهدیدی برای اقتصاد یا فرصتی برای فناوری؟

بازگشت آرام‌آرام«حجاب» به میدان تنش اجتماعی
روزنامه توسعه ایرانی

بازگشت آرام‌آرام«حجاب» به میدان تنش اجتماعی

سعیده علیپور چند ده نفر در ساحل میانکاله کنار هم ایستاده اند و زنجیره ای انسانی ساخته اند؛ نه برای حفاظت از تالاب یا اعتراض به
سیاه‌نمایی از ایران
روزنامه شرق

سیاه‌نمایی از ایران

در روزهای گذشته برنامه اینترنتی «‌آزاد» با محدودیت‌های قضائی مواجه شد و هم‌زمان طرحی در دستور کار مجلس قرار گرفت که به طرز شگفت‌آوری محدودیت‌های بی‌وجهی برای فعالیت‌های علمی کشور پدید می‌آورد.
روزنامه شرق

ظفرقندی: دروغ می گویند دارو تحریم نیست

روزنامه هفت صبح

چگونه فشارهای اقتصادی و اجتماعی «ناجنبش‌»های شهری را می‌سازد؟

تکرار شوخی هر ساله‌ «شهریه ممنوع»!
روزنامه هفت صبح

تکرار شوخی هر ساله‌ «شهریه ممنوع»!

‌والدین تهرانی می‌گویند مدارس هنگام ثبت‌نام مبالغی مطالبه کرده‌اند که نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است
سایت خبرآنلاین

پزشک عراقی علیه ایران؟/ واکنش فوری هلال‌احمر به یک ویدئوی جنجالی

سایت خبرفوری

بازداشت ۸ نفر از عوامل نزاع و درگیری در سعادت‌آباد تهران/ ویدئو

سهم ۱۳درصدی صنعت ساختمان از بازار کار
سایت اکونگار

سهم ۱۳درصدی صنعت ساختمان از بازار کار

معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، گفت: صنعت ساختمان ۱۳ درصد بازار کار را به خود اختصاص داده است.
سایت رکنا

فیلم چهره باز دزدان سریالی موتورسیکلت های میلیونی تهرانی / آنها را می شناسید ؟! + گفتگو

از گرمازدگی در عسلویه تا مرگ داخل لوله‌های جوشکاری/ نگاهی به فوت کارگر حین کار/ مستمری بازماندگان چگونه تعیین می‌شود؟
خبرگزاری ایلنا

از گرمازدگی در عسلویه تا مرگ داخل لوله‌های جوشکاری/ نگاهی به فوت کارگر حین کار/ مستمری بازماندگان چگونه تعیین می‌شود؟

یک کارشناس حقوقی گفت: اگر فوت کارگر ناشی از حادثه کار نباشد، این موضوع از نظر مسئولیت کیفری کارفرما با فوت ناشی از حادثه کار تفاوت دارد.
امر جنسی دارد بحران می‌شود - همدلی
روزنامه همدلی

امر جنسی دارد بحران می‌شود - همدلی

شهراد شاهرخی طهرانی فعال رسانه انسان‌ها برای یک زندگی سالم نیازمند آرامش و شادابی و سلامت هستند ، لذا جامعه زمانی می‌تواند به این آرامش و سلامت اجتماعی دست پیدا کند که یکی از نیازهای اصلی جامعه، یعنی غریزه جنسی افراد مطابق عرف یا شرع یا هر قرارداد اجتماعی مورد وثوق جامعه تأمین شده [ ]
هیأت امنای دانشگاه؛ پلی به سوی آینده یا آیینه‌ای از قدرت؟ - همدلی
روزنامه همدلی

هیأت امنای دانشگاه؛ پلی به سوی آینده یا آیینه‌ای از قدرت؟ - همدلی

ژاله حساس خواه عضو هیات علمی دانشگاه گیالن انتصاب اخیر اعضای حقیقی هیأت امنای دانشگاه گیلان ( شامل نماینده ولی فقیه، استاندار، دو نماینده مجلس، معاون اسبق رئیس‌جمهور و یک عضو هیأت علمی ) نه از آن رو تأمل‌برانگیز است که منصوبان بی‌صلاحیت‌اند، بلکه از آن رو که پرسشی بنیادین را برمی‌انگیزد: وقتی به [ …
روزنامه هفت صبح

همدستی زن سوم و مرد غریبه در مسمومیت مرگبار شوهر

روزنامه هفت صبح

سکانس پایانی قتل شریک به خاطر بدهی سنگین

هزینه های پنهان آلودگی نفتی - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

هزینه های پنهان آلودگی نفتی - سایت خبری اقتصاد پویا

حسین قیدر / خلیج فارس به دلیل نیمه‌بسته بودن، عمق نسبتاً کم و تراکم بالای فعالیت‌های نفتی و دریایی، از زیست‌بوم‌های حساس جهان محسوب می‌شود. هرگونه ورود نفت خام، سوخت کشتی‌ها یا فرآورده‌های نفتی به آب می‌تواند در مدت کوتاهی در سطح وسیعی منتشر شود. جریان‌های دریایی نیز ممکن است آلودگی را از محل اولیه [ …
سایت رویداد‌ ۲۴

دانشگاه پیام نور منحل می‌شود؟

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| تشکیل زنجیره انسانی در میانکاله برای مقابله با بی‌حجابی

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| اولین تصویر از متهمان کودک‌ربایی در تهران

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| مجری صداوسیما کمبود دارو را گردن مردم انداخت

سایت عصرایران

جریان نوزاد ربوده‌شده تهرانی

در ضرورت  امر رفاه
سایت عصرایران

در ضرورت امر رفاه

وقتی رفاه عمومی برقرار است، استرس و اضطرابهای ناشی از نگرانی برای حال و آینده کاهش می‌یابد و این وضعیت متعادل و پایدار، سلامت روان خانواده را به دنبال دارد.
سایت رکنا

کشف جسد سوخته مرد جوان در حوالی اتوبان امام علی