یکی از نقاط آسیبپذیر تجارت خارجی کشورمان، تمرکز بالای واردات کالاهای اساسی در بنادر جنوبی بوده است به طوری که طبق گفته مسئولان جهاد کشاورزی حدود ۷۰درصد کالاهای اساسی کشور پیش از دفاعمقدس دوم از بنادر جنوبی تأمین میشد، بنابراین چنین تمرکزی، حتی اگر از نظر هزینه حمل در دوره عادی اقتصادی باشد، در زمان اختلال مسیرهای دریایی ریسک بزرگی ایجاد میکند و سرعت دسترسی بازار به کالا را کاهش میدهد.
پس از دفاعمقدس دوم، استفاده از بنادر شمالی و مرزهای زمینی در دستور کار قرار گرفت و طبق اعلام وزارت جهاد کشاورزی، واردات از بنادر شمالی نسبت به سال گذشته تقریباً دو برابر شد بنابراین این تغییر صرفاً یک واکنش کوتاهمدت نباید باشد و باید به سیاست دائمی تجارت خارجی تبدیل شود چراکه کشورمان از طریق دریای خزر به روسیه و کشورهای آسیای مرکزی دسترسی دارد و از طریق مرزهای شرقی نیز به افغانستان و پاکستان متصل است و فعالکردن همزمان این مسیرها، وابستگی تجارت به یک پهنه جغرافیایی را کاهش میدهد.
مسئله مهم، ایجاد مسیر روی نقشه نیست، بلکه آماده کردن زنجیرهای است که کالا را از مبدأ تا مصرفکننده منتقل کند و بندر، واگن، کامیون، انبار، گمرک، بیمه، خدمات مالی و امکان تسویه حساب باید کنار یکدیگر قرار گیرند و اگر یکی از این حلقهها از کار بیفتد، ظرفیت اسمی یک کریدور به ظرفیت واقعی تبدیل نمیشود. …


























































































































