او ادامه داد: باور به فره ایزدی بسیار کهنتر از شاهنامه است. در اوستا، بندهشن، وندیداد و روایتهای اسطورهای کهنتر از شاهنامه از جدیترین مفاهیم و باورهای ایرانی است. پس از شاهنامه نیز این باور با اشکال گوناگون در روایتهای اسطورهای و پهلوانی چه در متون عرفانی ازجمله کتابهای شیخ اشراق، سرودههای سنایی، عطار و مولانا بازتابهای فراوان دارد. نقش و جلوه فره ایزدی در داستان جمشید بسیار درخشان است. جمشید که پادشاهی فرهمند و دادگر بود به نحوی که بر اثر این فرهمندی ۳۰۰ سال در قلمروش وفور نعمت و شادی بود اندوه و بیماری و مرگ از آن سامان رخت بر بسته بود. زمانی که با مشاهده این همه کامیابی و کامکاری دچار تکبر و غرور میشود، خود را یگانه آفریننده جهان میخواند و راه بیداد در پیش میگیرد فره از او روی بر میتابد.
وی افزود: بزرگترین شرط دریافت فره ایزدی، مشروعیت و تایید الهی، داد است. داد به معنای عدالت و قانون تعریف میشود که مفهوم خداپرستی و خردمندی و پاکدامنی را در خود دارد. پادشاهان پیشدادی مانند کیومرث و هوشنگ و تهمورث و جمشید و فریدون و کیقباد و همچنین پهلوانان و زرتشت پیامبر به شکل واضح و آشکار دارای فره ایزدی بودند. اگرچه این فره از جمشید به دلیل انحراف از دادگری و تکبر باز پس گرفته شد. افراسیاب هم برای گرفتن این فروغ الهی بسیار تلاش کرد اما به دلیل بیدادگری به آن دست نیافت.
دادگری؛ شرط مهم دریافت و حفظ فره ایزدی …































































