قیمت طلا امروز




 لرزش

 سایت تابناک / ۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۳۱

روایتی از چهار کودکی که به خانه برنگشتند

اصفهان برای بسیاری از ساکنانش، جنگ را نه از پشت صفحه تلویزیون، که از لرزش پنجره‌ها، صدای انفجار و شب‌هایی تجربه کرد که خواب در آن‌ها معنای همیشگی خود را از د...
 روایتی از چهار کودکی که به خانه برنگشتند
به گزارش تابناک به نقل از فرارو؛ اصفهان برای بسیاری از ساکنانش، جنگ را نه از پشت صفحه تلویزیون، که از لرزش پنجره‌ها، صدای انفجار و شب‌هایی تجربه کرد که خواب در آن‌ها معنای همیشگی خود را از دست داده بود. با گسترش حمله‌ها به نقاط مختلف شهر، فاصله میان محل زندگی مردم و میدان جنگ کمتر شد.

«همیشه چیزی فراتر از یک شهر بوده است؛ نامی گره خورده با خاطره، زیبایی و زندگی.» شهری که در سایه پل‌های تاریخی، میان نقش و نگار کاشی‌ها، در امتداد زاینده‌رود و در رفت‌وآمد روزمره مردمش، بخشی از روایت چند صدساله ایران را با خود حمل می‌کند. برای بسیاری، اصفهان همان «نصف جهان» است؛ شهری که گذشته و حال در آن کنار هم جریان دارند و زندگی سال‌ها در کنار میراثی ماندگار ادامه یافته است. اما روزهای حمله، تصویری دیگر از این شهر به‌جا گذاشت؛ تصویری دور از قاب‌های آشنای اصفهان. قصه این شهر اما فقط روایت انفجار و ویرانی نیست؛ روایت مردمی است که در دل روزهای پراضطراب، تلاش کردند دوباره به زندگی عادی برگردند. این گزارش، روایت همان مردمی است که آن روزها را از نزدیک تجربه کردند و خاطراتشان حالا بخشی از حافظه این شهر شده است.

شب‌هایی که شهر بیدار می‌ماند

اصفهان برای بسیاری از ساکنانش، جنگ را نه از پشت صفحه تلویزیون، که از لرزش پنجره‌ها، صدای انفجار و شب‌هایی تجربه کرد که خواب در آن‌ها معنای همیشگی خود را از دست داده بود. با گسترش حمله‌ها به نقاط مختلف شهر، فاصله میان محل زندگی مردم و میدان جنگ کمتر شد. بخش زیادی از آنچه بر اصفهان و ساکنانش گذشت، هنوز در روایت‌های رسمی و رسانه‌ای کمتر دیده و شنیده شده است؛ روایت‌هایی که فقط از انفجار و تخریب نمی‌گویند، بلکه از ترس، ترک خانه و تلاش برای ادامه زندگی در شهری حکایت دارند که هر شب ممکن بود با صدای انفجاری دیگر از خواب بیدار شود. این گزارش تلاش می‌کند بخشی از این خلأ را از زبان کسانی روایت کند که جنگ را زیسته‌اند.

خانه «مریم» تنها یک خیابان با ساختمان «اپتیک صاایران» فاصله دارد؛ ساختمانی که در همان روزهای نخست حمله امریکا و اسراییل در فروردین ماه بارها هدف قرار گرفت. او هنوز ساعت نخستین انفجار را به یاد دارد؛ «چهارم فروردین» حدود ساعت ۳۰:۹ تا ۱۱ صبح، اولین حمله انجام شد. خانه مستقیما کنار محل انفجار نبود، اما موج انفجار به حدی شدید بود که در و پنجره‌ها به‌شدت می‌لرزیدند. ساختمان اپتیک دو بار دیگر نیز هدف قرار گرفت و با فرارسیدن نیمه شب، انفجاری شدیدتر بار دیگر منطقه را لرزاند. در روزهای بعد، حملات به نقاط دیگری از شهر نیز گسترش یافت. مناطقی در حوالی خانه اصفهان و رباط اول، با وجود فاصله‌ای حدود یک خیابان از محل سکونت مریم، هدف قرار گرفتند و موج انفجار بار دیگر در خانه احساس شد.

اما یکی از صبح‌هایی که شاید هرگز از ذهن او پاک نشود، بین ساعت ۷ تا ۸ رقم خورد؛ زمانی که چندین نقطه شهر تقریبا همزمان هدف قرار گرفتند. چهارراه پلیس، پاسگاه کمال اسماعیل و چند مرکز دیگر در فاصله‌ای کوتاه مورد اصابت قرار گرفتند.

پاسگاه کمال اسماعیل درست پشت خانه دخترخاله مریم قرار داشت. شدت انفجار به اندازه‌ای بود که تمام شیشه‌های خانه شکست و ساکنان تصور کردند انفجار در داخل منزل رخ داده است. چند ساعت بعد، حوالی ظهر، حمله دیگری در منطقه باهنر رخ داد. مریم می‌گوید در همان روز، بسیاری از مراکز نظامی، پاسگاه‌ها و مراکز وابسته در نقاط مختلف اصفهان به‌صورت پیاپی هدف قرار گرفتند و فضای شهر را سرشار از اضطراب و ناامنی کردند.

به گفته او، دامنه حملات تنها به اصفهان محدود نبود. نجف‌آباد نیز بارها هدف قرار گرفت و شدت انفجارها خانه‌ها و باغ‌های اطراف را لرزاند. شاهین‌شهر نیز دست‌کم یک بار در ساعات میانی روز هدف قرار گرفت.

«مریم» می‌گوید آنچه بیش از همه برای مردم غیرقابل‌باور بود، این بود که حملات این‌بار فقط در حاشیه شهر رخ نمی‌داد؛ بسیاری از اهداف در داخل شهر قرار داشتند و همین موضوع احساس ناامنی را چند برابر کرده بود. بیشتر حملات نیز در نیمه‌شب، بامداد یا ساعات اولیه صبح، حوالی چهار، پنج، هفت و هشت انجام می‌شد؛ ساعت‌هایی که خواب و آرامش را از بسیاری از خانواده‌های اصفهانی گرفته بود.

همسایه‌ها نوبتی نگهبانی می‌دادند

حملات فقط صدای انفجار نبودند؛ پس از هر حمله، زندگی مردم با ترس، نگرانی و بلاتکلیفی ادامه پیدا می‌کرد. بسیاری نمی‌دانستند شب بعد چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا خانه‌شان همچنان امن خواهد بود یا نه.

«زهرا فریدزادگان»، فعال رسانه‌ای و شهروند اصفهانی، از شب‌هایی می‌گوید که خواب برای بسیاری به تجربه‌ای همراه با اضطراب تبدیل شده بود: «خودم بارها با صدای انفجار از خواب می‌پریدم. از شدت ترس بدنم می‌لرزید و تا مدتی نمی‌توانستم آرام شوم. چند شب واقعا وحشتناک بود.» به گفته او، بیشتر حملات در ساعات پایانی شب یا نزدیک صبح رخ می‌داد. یکی از شدیدترین شب‌هایی که زهرا به یاد دارد، شبی بود که یک زاغه مهمات در اصفهان هدف قرار گرفت. پس از اصابت، آتش‌سوزی گسترده‌ای رخ داد و شعله‌های آتش آسمان شب را روشن کرد.

او می‌گوید: «صحنه خیلی عجیب بود؛ از یک طرف منظره آتش و روشن شدن آسمان چشمگیر بود، اما از طرف دیگر همه می‌دانستیم که پشت این تصویر زیبا، یک اتفاق ترسناک در حال رخ دادن است.» همزمان، حملات به برخی مراکز نظامی دیگر شهر نیز ادامه داشت. «زهرا» از حملات مکرر به یکی از فرودگاه‌های نظامی اصفهان یاد می‌کند و می‌گوید شدت انفجارها به اندازه‌ای بود که لرزش آن در خانه‌ها احساس می‌شد و شیشه‌ها به صدا درمی‌آمدند. اما برای مردم، جنگ به لحظه انفجار محدود نمی‌شد؛ پس از هر حمله، نگرانی از خسارت، امنیت خانه‌ها و احتمال حمله دوباره آغاز می‌شد. در برخی مناطق که خسارت بیشتری دیده بودند، مردم ناچار شدند مدتی خانه‌های خود را ترک کنند. «مریم» اما از مجموعه «زرباف» یاد می‌کند؛ جایی که بسیاری از ساکنان به دلیل شدت آسیب‌ها مدتی از خانه‌هایشان دور ماندند. او می‌گوید: حدود یک ماه، برخی خانواده‌ها به دلیل ترس از حملات مجدد و نگرانی درباره سرقت، در خانه‌های خود حضور نداشتند.

در شرایطی که بسیاری احساس می‌کردند حمایت کافی وجود ندارد، خود اهالی محله دست به کار شدند. همسایه‌ها نوبتی نگهبانی می‌دادند، از ساختمان‌ها مراقبت می‌کردند و تلاش داشتند امنیت محله را حفظ کنند. در میان ترس و نگرانی، همین همکاری‌های کوچک به یکی از معدود نقاط امیدبخش آن روزها تبدیل شد؛ مردمی که خودشان آسیب دیده بودند، اما برای مراقبت از یکدیگر کنار هم ایستادند.

خانه‌هایی که دیگر مثل قبل نبودند

جنگ برای بسیاری از مردم اصفهان با پایان صدای انفجارها تمام نشد. در بخش‌هایی از شهر، نشانه‌های آن روزها همچنان باقی مانده بود؛ ساختمان‌هایی که آسیب دیده بودند، خانه‌هایی که دیگر قابل سکونت نبودند و خانواده‌هایی که مجبور بودند برای مدتی زندگی خود را در جایی دیگر ادامه دهند.

لیلی از مناطقی مانند «زرباف، باهنر، اپتیک و کمال اسماعیل» یاد می‌کند؛ مناطقی که به گفته او آثار حملات هنوز در آن‌ها دیده می‌شود. برخی ساختمان‌ها کاملا غیرقابل سکونت شده بودند و تعدادی از ساکنان هنوز نتوانسته بودند به خانه‌هایشان بازگردند. در برخی موارد، مردم خودشان دست به کار شده بودند؛ شیشه‌های شکسته را تعویض و بخش‌های آسیب‌دیده خانه را با هزینه شخصی تعمیر کرده بودند، چراکه روند جبران خسارت‌ها برای بسیاری از خانواده‌ها کند بود.

او از حمله به منطقه «صفه» نیز یاد می‌کند؛ حمله‌ای که با وجود فاصله بیشتر، از پشت‌بام خانه‌شان به‌خوبی دیده می‌شد. لیلی می‌گوید شدت نور انفجار به حدی بود که ابتدا تصور کردند حادثه در کوچه‌های نزدیک خانه رخ داده است. پس از انفجار نیز آتش‌سوزی و انفجارهای پی‌درپی ادامه داشت. او احتمال می‌دهد محل اصابت مربوط به یک مرکز یا انبار نظامی بوده باشد؛ تصویری که برای او و بسیاری از مردم، یکی از هولناک‌ترین صحنه‌های آن روزها بود. اما دشواری اصلی برای بسیاری، بازگشت به زندگی عادی بود. خانواده‌هایی که در روزهای جنگ برای حفظ جان خود شهر را ترک کرده بودند، هنوز با نگرانی و ترس زندگی می‌کردند. لیلی می‌گوید در آن دوره بسیاری از مردم اصفهان به شهرهای اطراف رفته بودند و شهر بسیار خلوت‌تر از گذشته شده بود.

از آوار جنگ تا روزهای بعد از آن

برای بسیاری، پایان حملات به معنای بازگشت فوری آرامش نبود. لیلی می‌گوید قطعی‌های مکرر برق، به‌ویژه در ساعات عصر و شب، همچنان بخشی از زندگی روزمره مردم است. فشار اقتصادی نیز محسوس بود؛ کاهش قدرت خرید، کم شدن مشتریان و دشوارتر شدن شرایط کسب‌وکار، خانواده‌ها و صاحبان مشاغل را تحت فشار قرار داده بود. او می‌گوید در خیابان محل زندگی‌شان، دو فروشگاه بزرگ به دلیل کاهش شدید مشتری و ناتوانی در پرداخت هزینه‌های جاری، از جمله اجاره، تعطیل شدند؛ به گفته او، این اتفاق تنها مربوط به یک یا دو واحد تجاری نبود؛ بلکه نشانه‌ای از شرایطی بود که بسیاری از کسب‌وکارهای محلی با آن روبرو بودند؛ شرایطی که در آن ادامه فعالیت برای برخی صاحبان مشاغل دیگر صرفه اقتصادی نداشت.

«لیلی» همچنین از تغییرات اجتماعی محله می‌گوید. خانه آن‌ها در کنار یک پارک قرار دارد و او در ماه‌های پس از جنگ، تعداد بیشتری از افراد بی‌خانمان و معتاد را در پارک و اطراف آن مشاهده می‌کرد؛ موضوعی که به گفته او احساس ناامنی ساکنان را افزایش داده بود. مجموع این تجربه‌ها باعث شده بود بسیاری از خانواده‌ها احساس کنند زندگی دیگر مانند گذشته نیست؛ تغییری که نه فقط در ساختمان‌های تخریب شده، بلکه در اقتصاد، روابط اجتماعی و احساس امنیت مردم نیز دیده می‌شد.

چهار کودکی که به خانه برنگشتند

در میان تمام روایت‌هایی که از روزهای جنگ در اصفهان نقل می‌شود، برخی اتفاق‌ها به دلیل تلخی و غیرمنتظره بودن، در ذهن مردم ماندگار شده‌اند. یکی از این اتفاق‌ها، روایت خانواده‌ای است که تصمیمی ساده در یک شب معمولی، سرنوشت تلخی برایشان رقم زد.

«زهرا» همچنین از خانواده‌ای می‌گوید که آن شب، مانند بسیاری از شب‌های دیگر، میزبان فرزندان و نوه‌های خود بودند. دخترخاله و همسرش به همراه دو فرزندشان به خانه پدربزرگ و مادربزرگ آمده بودند. در پایان شب، وقتی زمان رفتن فرا رسید، بچه‌ها اصرار کردند که همان‌جا بمانند. پدر و مادر ابتدا موافق نبودند و می‌خواستند بچه‌ها را با خود به خانه ببرند، اما اصرار کودکان ادامه پیدا کرد. درنهایت، با رضایت پدربزرگ و مادربزرگ، تصمیم گرفته شد که آن شب را همان‌جا بمانند. شبی که قرار بود مثل بسیاری از شب‌های دیگر برای آن چهار کودک با آرامش به صبح برسد. اما همان شب، خانه هدف اصابت قرار گرفت. سقف پذیرایی فرو ریخت و چهار کودک که در همان محل خوابیده بودند، جان خود را از دست دادند. این فعال رسانه‌ای می‌گوید این حادثه تاثیر روحی عمیقی بر مردم اصفهان گذاشت. این حادثه برای مردم شهر تنها یک خبر نبود؛ یادآور این واقعیت بود که در شرایط جنگ، حتی لحظه‌های معمولی زندگی نیز می‌توانند ناگهان تغییر کنند.

جنگ در قفسه‌های داروخانه

جنگ تنها در صدای انفجارها و تخریب ساختمان‌ها خلاصه نمی‌شد. در کنار آسیب‌های مستقیم، زندگی روزمره مردم نیز با مشکلاتی مواجه بود؛ مشکلاتی که گاهی دور از نگاه‌ها اتفاق می‌افتاد.

«حمید» که در یک داروخانه فعالیت دارد، از یکی از دشوارترین بخش‌های آن روزها می‌گوید: کمبود داروهای ضروری، به ویژه انسولین برای بیماران دیابتی.

به گفته او، در دوران جنگ تهیه برخی داروهای حیاتی دشوار شده بود و در مقاطعی داروخانه‌ها با کمبود جدی انسولین مواجه بودند. برای بیمارانی که به طور روزانه به این دارو نیاز داشتند، این وضعیت اضطراب زیادی ایجاد می‌کرد. گاهی بیماران درحالی برای تهیه انسولین مراجعه می‌کردند که دارو در دسترس نبود و داروسازان نیز، با وجود تلاش برای کمک، امکان تامین داروی موجود نبودن را نداشتند.

در کنار کمبود دارو، نگرانی درباره احتمال حمله به تاسیسات هسته‌ای و پیامدهای احتمالی آن نیز میان مردم گسترش یافته بود. به گفته حمید، در روزهای ابتدایی جنگ شایعه‌ای شکل گرفته بود که در صورت آسیب دیدن تاسیسات هسته‌ای، مواد رادیواکتیو در محیط منتشر می‌شود و مصرف قرص ید می‌تواند از مردم در برابر این خطر محافظت کند.

به همین دلیل، تعدادی از شهروندان با نگرانی روزانه به داروخانه‌ها مراجعه می‌کردند تا قرص ید تهیه کنند. «حمید» می‌گوید بخش زیادی از زمان او صرف توضیح به مراجعه‌کنندگان می‌شد؛ اینکه مصرف خودسرانه قرص ید راه‌حل عمومی برای مقابله با خطرات احتمالی نیست و استفاده از آن باید تنها در شرایط مشخص و با توصیه مراجع بهداشتی انجام شود.

به گفته او، این ماجرا نشان می‌داد که جنگ فقط با انفجار و تخریب همراه نیست؛ ترس، شایعات و نبود اطلاعات کافی نیز می‌تواند فشار روانی مردم را بیشتر کند.

برای بسیاری از مردم اصفهان، آن روزها ترکیبی از صدای انفجار، نگرانی برای عزیزان، دشواری تامین نیازهای روزمره و تلاش برای حفظ زندگی عادی بود؛ تجربه‌ای که هر کدام آن را به شکلی متفاوت، اما با احساسی مشترک، به یاد دارند.

از آوار تا گرانی

«آقای شمس»، دیگر شهروند اصفهانی، روایتش از ۱۲ اسفند ماه را از صبحی آغاز می‌کند که قرار بود حدود ساعت ۸ تا ۲۰:۸ از خانه بیرون بزند؛ صبحی که از یک هفته پیش، هشدارها درباره احتمال هدف قرار گرفتن پادگان‌ها و مراکز نظامی اصفهان بر آن سایه انداخته بود. خانه او تنها حدود ۱۰۰ متر با ستاد فرماندهی نیروی انتظامی استان اصفهان فاصله داشت.

هنوز زمان زیادی از آغاز روز نگذشته بود که دو انفجار، همه‌چیز را تغییر داد. شدت انفجارها در و پنجره‌های خانه را شکست؛ بخشی از پنجره به داخل خانه پرتاب شد و شیشه‌های اتاق خواب تقریبا به‌طور کامل فرو ریخت.

«شمس» فرزندانش را به طبقات پایین ساختمان برد و همراه دیگر ساکنان به پارکینگ پناه برد. پس از فروکش کردن موج اولیه، راهی محل انفجار شد؛ جایی که حدود ۳۰ متر با پاسگاه نیروی انتظامی فاصله داشت.

ساختمان دو طبقه پاسگاه به شدت آسیب دیده و بخش‌هایی از آن فرو ریخته بود. به گفته شمس، دو انفجار نخست تلفات جانی نداشت؛ زیرا از چند روز قبل درباره احتمال هدف قرار گرفتن این محل هشدار داده شده بود و تعدادی از سربازان هنگام حمله در پاسگاه حضور نداشتند. اما حدود ۴۵ دقیقه بعد، شمس که به محل بازگشته بود، با آثار سه اصابت دیگر روبه‌رو شد؛ این‌بار حمله پنج کشته، شامل چهار سرباز و یک درجه‌دار، برجا گذاشته بود. در اطراف پاسگاه نیز تخریب گسترده بود. ساختمان سه طبقه مجاور تقریبا به طور کامل تخریب شده، ساختمان کناری به شدت آسیب‌دیده و دیوار سمت پادگان یک ساختمان شش‌طبقه نیز کاملا فرو ریخته بود. از یک ساختمان مسکونی سه طبقه و شش واحدی نیز پس از خاک‌برداری تقریبا چیزی باقی نمانده بود. برخی ساکنان ساختمان‌های اطراف نیز مدتی بعد هنوز امکان بازگشت به خانه‌های‌شان را نداشتند.

اما روایت شمس در آوار متوقف نمی‌شود. از نگاه او، مشکلات امروز اصفهان حاصل یک عامل واحد نیست؛ «تحریم‌ها، جنگ و ناترازی‌های مدیریتی» در کنار یکدیگر فشار بر زندگی مردم را بیشتر کرده‌اند.

او از تاخیر در پرداخت حقوق حقوق‌بگیران و بازنشستگان می‌گوید که گاهی به چند روز و حتی ۱۰ روز می‌رسد. همزمان، افزایش قیمت کالاها و هزینه‌های روزمره، فشار بیشتری بر خانوارها وارد کرده است. به گفته شمس، افزایش هزینه تمام‌شده کالاها، مالیات و سایر هزینه‌های فروشندگان درنهایت به مصرف‌کننده منتقل می‌شود.

حتی معاملات نیز تغییر کرده‌اند. به گفته او، در گذشته خرید با چک‌های کوتاه‌مدت امکان‌پذیر بود، اما حالا بسیاری از فروشندگان تنها در صورت دریافت نقدی یا واریز فوری وجه حاضر به تحویل کالا هستند؛ تغییری که نشان‌دهنده بی‌ثباتی اقتصادی است.

زندگی در سایه بحران‌های انباشته

«شمس» در ادامه به بحرانی اشاره می‌کند که سال‌هاست اصفهان با آن دست و پنجه نرم می‌کند: «آب».

او وضعیت ساخت‌وساز را تقریبا راکد می‌داند و می‌گوید فعالان این حوزه منتظرند ببینند شرایط کشور به کدام سمت می‌رود. در همین حال، قیمت مسکن و هزینه رهن افزایش یافته است. بحران آب به کشاورزی نیز رسیده است. شمس می‌گوید امسال آب حدود سه ماه برای کشاورزان جریان داشته، اما زمان آن با فصل مناسب کشت هماهنگ نبوده و کشاورزان نتوانسته‌اند استفاده مطلوبی از آن داشته باشند.

برای «شمس»، «جنگ، تحریم، بحران آب و فشار اقتصادی» قطعات یک پازل‌اند که همزمانی آن‌ها شرایط مردم اصفهان را پیچیده‌تر کرده است. اما اقتصاد اصفهان را نمی‌توان بدون صنعت تصور کرد. بخش مهمی از اقتصاد شهر به کارخانه‌ها و صنایع بزرگ وابسته است. شمس صنایع فولادی را از مهم‌ترین بخش‌های این اقتصاد می‌داند؛ صنعتی که علاوه بر کارخانه‌ها، شبکه گسترده‌ای از مشاغل مانند تراشکاری، قطعه‌سازی و نیروهای فنی و متخصص را دربر می‌گیرد.

در جریان جنگ، فولاد مبارکه نیز آسیب دید. به گفته شمس، بخشی از تاسیسات، ازجمله قسمت مربوط به برق و تولید برق کارخانه، هدف قرار گرفت. او از دوستی می‌گوید که خودروی او همچنان زیر آوار کارخانه مانده و خودش نیز شغلش را از دست داده است.

پالایشگاه اصفهان همچنان فعال است، اما بسیاری از واحدهای صنعتی دیگر با مشکلات جدی روبه‌رو هستند. «شمس» معتقد است اقتصادی که در دهه‌های گذشته با ظرفیت بالایی فعالیت می‌کرد، اکنون به کمتر از ۲۰درصد ظرفیت بالقوه خود رسیده است. دریافت تسهیلات بانکی دشوارتر شده و برخی کارخانه‌های خصوصی برای ادامه فعالیت ناچار به تعدیل نیرو شده‌اند. قطعی برق نیز فشار دیگری بر صنایع وارد کرده است؛ گاهی از ساعت ۹ شب تا ۶ صبح و در برخی موارد چندین نوبت در هفته.

درنهایت، تصویری که این شهروند از اصفهان ترسیم می‌کند، تنها تصویر شهری آسیب دیده از جنگ نیست؛ بلکه روایت شهری است که جنگ به بحران‌های قدیمی‌ترش اضافه شده است: تحریم، بحران آب، قطعی برق، افزایش قیمت‌ها، رکود ساخت‌وساز، آسیب صنایع و ناترازی‌های مدیریتی.

از نگاه او، مساله فقط خسارت یک ساختمان یا توقف یک کارخانه نیست؛ مساله اقتصادی است که زمانی با بخش قابل‌توجهی از ظرفیت خود کار می‌کرد و حالا فاصله زیادی با توان واقعی‌اش پیدا کرده است. اصفهان، در روایت شمس، شهری است که جنگ به آن ضربه زده، اما پیش از آن نیز زیر بار مجموعه‌ای از بحران‌ها خم شده بود.







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026
سایت ایران آنلاین

از چنگیز وثوقی چه خبر؟

سایت رکنا

عکس / سفر در زمان «لیلا فروهر» در 10 سالگی و در نمایی از فیلم سلطان قلب ها؛ سال 47

آناتومی خشم و رسانه
سایت هم میهن

آناتومی خشم و رسانه

سیم ضامن اثری هوشمندانه، گزنده و از نظر فرمی منسجم است که نشان از تسلط مداوم گاس ون سنت بر سینمای شخصیت‌محور و اجتماعی دارد.
چرا نقش قهرمان دختر در ادبیات نوجوان کمرنگ است؟
خبرگزاری مهر

چرا نقش قهرمان دختر در ادبیات نوجوان کمرنگ است؟

نویسنده کتاب «گلادیمر» گفت: با انتخاب یک دختر نوجوان به‌عنوان شخصیت اصلی داستان، تلاش کردم خلأ حضور قهرمانان دختر در ادبیات نوجوان را جبران کنم و نقش و اثرگذاری آن‌ها را در جامعه نشان دهم.
یک قرن زیستن در محضر خنده؛ محمد خرمشاهی راویِ روزگارِ تلخ و شیرین
خبرگزاری مهر

یک قرن زیستن در محضر خنده؛ محمد خرمشاهی راویِ روزگارِ تلخ و شیرین

محمد خرمشاهی، طنزپرداز و روزنامه‌نگاری است که با نزدیک به یک قرن حضور در مطبوعات و برنامه‌های رادیویی، آینه‌ای از دردها و شادی‌های مردم بود و با زبانی طناز، کام جامعه را شیرین می‌کرد.
«اعتراف می‌کنم» از کلیشه‌های پلیسی فاصله دارد؛ نقش پررنگ زنان در سریال
خبرگزاری مهر

«اعتراف می‌کنم» از کلیشه‌های پلیسی فاصله دارد؛ نقش پررنگ زنان در سریال

یک منتقد سینما با اشاره به کلیشه های سریال های پلیسی در سال های اخیر بیان کرد که سریال «اعتراف می‌کنم» از این آثار متفاوت است.
سایت فرارو

همخوانی تصنیف «امشب شب مهتابه» توسط هنرمندان پیشکسوت

نگاهی به‌ «ادیسه» تازه‌ترین تجربه عظیم کریستوفر نولان‌
روزنامه هفت صبح

نگاهی به‌ «ادیسه» تازه‌ترین تجربه عظیم کریستوفر نولان‌

«ادیسه» در بهترین لحظاتش یک نمایش سینمایی خیره‌کننده و در ضعیف‌ترین بخش‌هایش حماسه‌ای گرفتار عظمت خودش است
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

بازیگر مطرح پس از باران: من پول غذا ندارم، هفته ای چهار وعده غذا می خورم! | ببینید

زنگ خطر برای روزنامه‌نگاری حرفه‌ای
سایت ایران آنلاین

زنگ خطر برای روزنامه‌نگاری حرفه‌ای

رسانه قرار است آینه باشد، نه آینه‌ای که فقط زشتی‌ها را بزرگ‌نمایی کند، بلکه آینه‌ای که واقعیت را همان‌گونه که هست پیش روی جامعه بگذارد. مسأله اما از جایی آغاز می‌شود که رسانه، به جای آنکه ابزار کشف حقیقت و مطالبه‌گری عمومی باشد، به ابزار معامله تبدیل شود، جایی که خبر نه برای آگاهی‌بخشی، بلکه برای فشار …
ماده ۲۷؛ تیغی بر گلوی سینمای ایران؟/ از «سیاه‌نمایی» تا جریمه ۴ برابری هزینه تولید
سایت خبرآنلاین

ماده ۲۷؛ تیغی بر گلوی سینمای ایران؟/ از «سیاه‌نمایی» تا جریمه ۴ برابری هزینه تولید

با تصویب کلیات «طرح مقابله با نفوذ»، ماده ۲۷ به یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های این مصوبه تبدیل شده؛ ماده‌ای که با پیش‌بینی محرومیت‌های سنگین و جریمه‌های چندبرابری برای برخی فعالیت‌های هنری، نگرانی و اعتراض گسترده سینماگران و حقوق‌دانان را به دنبال داشته است.
قتل‌عام پرسش‌گری در پشت نیمکت‌های مدرسه/ نظام آموزشی از کودکان «مقلد» می‌سازد/فلسفه و تقویت کودک در برابر پذیرش کورکورانه هوش مصنوعی
سایت خبرآنلاین

قتل‌عام پرسش‌گری در پشت نیمکت‌های مدرسه/ نظام آموزشی از کودکان «مقلد» می‌سازد/فلسفه و تقویت کودک در برابر پذیرش کورکورانه …

کتاب «کودکان می‌توانند بیندیشند» نوشته ران گیلمور، با ترجمه روح‌الله کریمی و زهرا حیدری، فلسفه را به جایی می‌برد که شاید بیش از هر جای دیگری به آن نیاز داریم: کلاس درس؛ جایی که کودک می‌تواند به‌جای حفظ کردن پاسخ‌ها، درباره پرسش‌هایی فکر کند که خیلی وقت‌ها بزرگسالان نیز از کنارشان عبور می‌کنند. فلسفه …
خبرگزاری ایرنا

واکنش آتش تقی‌پور به حواشی بزرگداشت زنده‌یاد علی حاتمی/ کاش حاجی واشنگتن اکران شود +فیلم

«پرویز ناتل‌خانلری» در روزهای گرفتاری در ایران ماند و به ایران خدمت کرد
خبرگزاری ایرنا

«پرویز ناتل‌خانلری» در روزهای گرفتاری در ایران ماند و به ایران خدمت کرد

تهران- ایرنا- «پرویز ناتل‌خانلری» با رفتار و کردارشان ثابت کردند که به ایران وفادار بودند. حتی در روزهای گرفتاری در ایران ماندند و به ایران خدمت کردند. ‌
پشت پرده جنجال کنسرت‌نمایش سیاوش | پای اوج در میان است
سایت رویداد‌ ۲۴

پشت پرده جنجال کنسرت‌نمایش سیاوش | پای اوج در میان است

نمایش «سیاوش» با حضور چهره‌هایی چون بهرام رادان، آزاده صمدی و مهدی سلطانی هنوز روی صحنه نرفته، اما یک ادعا درباره ارتباط آن با سازمان اوج کافی بود تا این پروژه پرهزینه وارد فضای سیاسی شود؛ ادعایی که عوامل نمایش رد کرده‌اند، اما سابقه پروژه‌های مشابه همچنان محل پرسش است.
سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| جهانگیر الماسی: من پول غذا ندارم و هفته‌ای ۴ بار غذا می‌خورم

رژه‌ ماشین‌های لوکس روی صحنه تئاتر |  انصاف نیوز
سایت انصاف نیوز

رژه‌ ماشین‌های لوکس روی صحنه تئاتر | انصاف نیوز

محمد طباطبائی در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز نوشت:
گزارش روزنامه اعتماد از عملکرد دولت چهاردهم در حوزه تئاتر / دولت برنامه‌ریزی بلندمدت برای تئاتر ندارد
سایت اعتماد آنلاین

گزارش روزنامه اعتماد از عملکرد دولت چهاردهم در حوزه تئاتر / دولت برنامه‌ریزی بلندمدت برای تئاتر ندارد

بررسی عملکرد دولت چهاردهم در حوزه تئاتر امری متناقض‌نما است و این به دو پارامتر اصلی برمی‌گردد. موضوع اول دو جنگ نابرابر تحمیلی و دیگری مقایسه عملکرد دولت چهاردهم با دولت‌های قبلی است. در مقایسه دولت چهاردهم با دولت‌های قلبی نتیجه روشن است. دولت چهاردهم هم -به هر دلیلی- مانند همه دولت‌ها در سالیان گذشته، …
         
سایت شهرآرانیوز

توضیح سازندگان تئاتر «آرش» درباره بلیت ۵ میلیون تومانی + عکس

روزنامه هفت صبح

روایتی خواندنی درباره سریال ‌قصه‌های جزیره و سرگذشت بازیگرانش

ابراهیم گلستان؛ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد
روزنامه آرمان امروز

ابراهیم گلستان؛ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد

آرمان امروز : سید ابراهیم گلستان (تقوی شیرازی)، از ماندگارترین و در عین حال صریح‌ترین چهره‌های جریان‌ساز ادبیات و سینمای معاصر ایران است. مردی که در ۳۱ مرداد ۱۴۰۲ در غربت چشم از جهان فرو بست. او با نثری آهنگین و ساختاریافته در داستان‌نویسی و نگاهی پیشگام در سینمای مستند و داستانی، الگویی نوین از [ ]
سایت اطلاعات آنلاین

وفور «کاهو» در مزرعه ترجمه؛ برگردان‌های موازی چه بر سر صنعت نشر می‌آورد؟

دیدن اسطوره‌های شاهنامه، جیب‌ پر می‌خواهد
روزنامه هفت صبح

دیدن اسطوره‌های شاهنامه، جیب‌ پر می‌خواهد

سه پروژه بزرگ شاهنامه‌ای، شهریور روی صحنه می‌روند، اما قیمت بلیت‌ها دسترسی بسیاری از مخاطبان را دشوار می‌کند
سایت فرارو

مرگ تدریجی میراث مرند؛ چرا «پیر خاموش» در چشم مسئولان نابود می‌شود؟

وزارت ارشاد مرجع صدور مجوز تلویزیون‌ اینترنتی است؟
سایت فرارو

وزارت ارشاد مرجع صدور مجوز تلویزیون‌ اینترنتی است؟

«انتشار ویدئو» با «صوت و تصویر فراگیر» یکی است؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند مشخص کند رسانه‌هایی مانند «آزاد» باید از وزارت ارشاد مجوز بگیرند یا ساترا.
چرا درجام توقیف شد؟ | نون بیار کباب ببر با نامحرم یا بهانه برای حذف برنامه‌های پرمخاطب؟
سایت رویداد‌ ۲۴

چرا درجام توقیف شد؟ | نون بیار کباب ببر با نامحرم یا بهانه برای حذف برنامه‌های پرمخاطب؟

خبر ساده، کوتاه و البته تکراری بود؛ برنامه درجام به خاطر بازی نون بیار کباب ببر السا فیروز آذر با مهیار حسن مجری توقیف شد. اما این برنامه تنها یک جنجال نداشت.
سایت رویداد‌ ۲۴

تغییر ویترین اکران با رضا عطاران، امیر جدیدی و لیلا حاتمی

پلتفرم‌های تصویری؛ مرز صلاحیت ارشاد و ساترا کجاست؟
سایت عصرایران

پلتفرم‌های تصویری؛ مرز صلاحیت ارشاد و ساترا کجاست؟

اختلاف میان ارشاد و ساترا در واقع اختلاف بر سر طبقه‌بندی حقوقی فعالیت رسانه‌ای است. معیار تعیین مرجع صالح، نام تجاری پلتفرم یا ابزار تولید محتوا نیست؛ باید د...
وام ۸۰۰ میلیاردی! آیا مسئله نشر واقعاً کمبود نقدینگی است؟
خبرگزاری مهر

وام ۸۰۰ میلیاردی! آیا مسئله نشر واقعاً کمبود نقدینگی است؟

مدیر انتشارات نشان معتقد است تزریق ۸۰۰ میلیارد تومان تسهیلات به ناشران و کتابفروشان، بدون تحریک تقاضا و افزایش قدرت خرید مخاطب، نمی‌تواند مشکل اصلی بازار نشر را حل کند.
کتاب‌های پیشنهادی فیتزجرالد برای مطالعه
خبرگزاری ایسنا

کتاب‌های پیشنهادی فیتزجرالد برای مطالعه

اف. اسکات فیتزجرالد، خالق رمان «گتسبی بزرگ» که حتی در متون درسی دبیرستان‌های غرب تدریس می‌شود، در قفسه کتاب‌های خود کتاب‌هایی داشت که نوشته او نبودند. این نویسنده در یکی از دشوارترین تابستان‌های زندگی‌اش، فهرستی از کتاب‌های پیشنهادی که به عقیده او «مطالعه‌شان ضروری» را برای پرستار خود نوشت.
وقتی علی حاتمی، شجریان و علیزاده شاهکار ساختند + صدا
خبرگزاری ایسنا

وقتی علی حاتمی، شجریان و علیزاده شاهکار ساختند + صدا

حسین علیزاده همان هنرمندی است که بسیاری نه صرفا به واسطه نبوغش در موسیقی، بلکه برای شخصیتش او را می‌ستایند. علیزاده همان هنرمند جسوری است که وقتی کلامی نیاز به بیان داشته باشد و کمتر کسی حاضر به عنوان آن است، حتما آن را بیان می‌کند و بارها شده که درد دل هنرمندان موسیقی را با صدایی رسا و جسورانه به گوش …
ابوعلی سینا؛ پزشکی که از مرز درمان گذشت و به «نظام‌سازی در علم» رسید
خبرگزاری ایسنا

ابوعلی سینا؛ پزشکی که از مرز درمان گذشت و به «نظام‌سازی در علم» رسید

ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا، مشهور به شیخ‌الرئیس، تنها یکی از مشهورترین پزشکان تاریخ نیست؛ او از چهره‌هایی است که دانش پزشکی، فلسفه، منطق و علوم طبیعی را در یک دستگاه فکری منسجم به هم پیوند داد و اثری بر جای گذاشت که نفوذ آن از جهان اسلام فراتر رفت و قرن‌ها در دانشگاه‌های اروپا نیز حضور داشت.
حسین علیزاده؛ هنرمندی که هیچ نشانی جز ایران لایق او نیست
خبرگزاری ایرنا

حسین علیزاده؛ هنرمندی که هیچ نشانی جز ایران لایق او نیست

تهران- ایرنا- حسین علیزاده از برجسته‌ترین آهنگسازان و نوازندگان تار است که نقشی اساسی در شکل‌گیری جریان‌های نوگرای موسیقی دستگاهی داشته است و با وفاداری به ردیف و سنت‌های موسیقی، زبان آهنگسازی شخصی و خلاقی پدید آورد که هیچ نشانی جز ایران لایق او نیست.
بی‌قراری برای ایران
سایت روزنامه سازندگی

بی‌قراری برای ایران

آهنگ سرگذشت کتابی در پاس‌داشت فهیمه اکبر است
شاهنامه رایگان
سایت روزنامه سازندگی

شاهنامه رایگان

مصطفی جیحونی تصحیح‌اش از شاهنامه را در فضای مجازی به اشتراک گذاشت
۷۵ سالگی استاد
سایت روزنامه سازندگی

۷۵ سالگی استاد

تولد حسین علیزاده؛ مردی که سکوتش هم موسیقی است
درباره تئاتر پنج‌میلیونی/ وقتی فرهنگ به کالای لوکس تبدیل می‌شود
سایت عصرایران

درباره تئاتر پنج‌میلیونی/ وقتی فرهنگ به کالای لوکس تبدیل می‌شود

از منظر جامعه‌شناسی، این اتفاق را باید در امتداد روندی بزرگ‌تر دید. کالایی‌شدن روزافزون سبک زندگی. وقتی سفر، آموزش، ورزش، سلامت، سرگرمی و حتی اوقات فراغت بیش...
         
وقتی مرزها آرام‌آرام جابه‌جا می‌شوند؛ نمایش خانگی چقدر به تعهداتش پایبند است؟
سایت تابناک

وقتی مرزها آرام‌آرام جابه‌جا می‌شوند؛ نمایش خانگی چقدر به تعهداتش پایبند است؟

توقیف برنامه «درجام» را نمی‌توان صرفاً در حد توقف یک برنامه یا حذف قسمت پایانی یک محصول نمایش خانگی دید. فارغ از اینکه مبنای دقیق قضایی این تصمیم چه بوده و ک...
بومی‌سازی به سبک نتفلیکس
سایت فرارو

بومی‌سازی به سبک نتفلیکس

نتفلیکس نیز هرچند بعدها به سمت تولید انبوه حرکت کرد، اما موفقیت خود را مدیون تغییر یک پارادایم بود؛ اینکه پلتفرم، دیگر صرفا واسطه توزیع نیست، بلکه خود به استودیوی بزرگ تولید محتوا تبدیل می‌شود.
[لیلا اردبیلی] میراث فرهنگی؛ فراتر از دیوار و سنگ
سایت اطلاعات آنلاین

[لیلا اردبیلی] میراث فرهنگی؛ فراتر از دیوار و سنگ

وقتی از میراث فرهنگی سخن می‌گوییم، نخستین چیزهایی که معمولاً به ذهن می‌آید بناهای تاریخی، محوطه‌های باستانی، اشیای موزه‌ای و آثار هنری است؛ چیزهایی ملموس که می‌توان آن‌ها را دید و برای حفاظت‌شان قوانین و نهادهایی در نظر گرفت...
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

ماجرای زنی که ازدواج می کند اما در برقراری رابطه... | داستان فیلم ایرانی

روز پزشک؛ میراث ماندگار ابن‌سینا و نقش جاودانه امین تارخ در سریال «بوعلی سینا»
سایت عصرایران

روز پزشک؛ میراث ماندگار ابن‌سینا و نقش جاودانه امین تارخ در سریال «بوعلی سینا»

امین تارخ با ایفای نقش ابوعلی سینا، یکی از ماندگارترین بازی‌های تاریخ تلویزیون ایران را خلق کرد. «بوعلی سینا» یکی از تجربه‌های مهم و اولیه تارخ بود و او در ا...
چرا سریال ضعیف «بدنام» این همه بیننده دارد؟
روزنامه شرق

چرا سریال ضعیف «بدنام» این همه بیننده دارد؟

سریال «بدنام» را می‌توان یکی از ضعیف‌ترین تولیدات اخیر نمایش خانگی به شمار آورد؛ اثری که با وجود برخورداری از نام‌های شناخته‌شده و فرمولی امتحان ‌پس‌داده برای جذب مخاطب، در فیلم‌نامه، شخصیت‌پردازی و اجرا با ضعف‌های آشکاری روبه‌رو است. به گزارش خبرآنلاین روزنامه قدس نوشت: ابزار کامل برای اصلاح …
۱۳ واقعیت دربارۀ «فرانتس کافکا»؛ مردی که رمان «مسخ» را نوشت
سایت عصرایران

۱۳ واقعیت دربارۀ «فرانتس کافکا»؛ مردی که رمان «مسخ» را نوشت

این واقعیت‌های کمتر شنیده‌شده، تصویری کامل‌تر از مردی ارائه می‌دهند که نام خانوادگی‌اش به یک صفت جهانی تبدیل شد: «کافکایی»؛ یعنی عجیب، کابوس‌وار، پیچیده و گر...
نقش‌های چادر کمری گیلانی‌ها، روایتگر باور و فرهنگ مردم
خبرگزاری مهر

نقش‌های چادر کمری گیلانی‌ها، روایتگر باور و فرهنگ مردم

تعداد نوارهای دامن زنان گیلانی فقط جنبه زیبایی نداشته؛ این جزئیات می‌توانست سن، وضعیت تأهل و جایگاه اجتماعی زنان را نشان دهد و پوششی رنگارنگ را به زبانی برای بیان هویت تبدیل کند.
سفرهای خاورمیانه‌ای الهام‌بخش بزرگترین داستان‌های آگاتا کریستی بودند
خبرگزاری مهر

سفرهای خاورمیانه‌ای الهام‌بخش بزرگترین داستان‌های آگاتا کریستی بودند

نیل، پترا، بغداد... منطقه خاورمیانه برخی از مهم‌ترین محیط‌ها را برای شکل‌گیری آثار ملکه جنایت فراهم کرد. قتل‌ها شاید تخیلی بودند، اما سفرهای او واقعی بودند.
آخرین رمان یوسا از چه می‌گوید؟
خبرگزاری ایسنا

آخرین رمان یوسا از چه می‌گوید؟

رمان «سکوت خود را به تو تقدیم می‌کنم» (I Give You My Silence) آخرین نوشته ماریو وارگاس یوسا - برنده جایزه نوبل ادبی - در سال ۲۰۲۳ به زبان اسپانیایی منتشر شد. نویسنده‌اش به‌درستی پیش‌بینی کرده بود که این آخرین رمان او خواهد بود، زیرا سال گذشته در ۸۹ سالگی درگذشت.
خبرگزاری ایرنا

فیلم| گذری بر کاروانسرای شاه عباسی یزد

آسیب‌شناسی یک چالش هنری؛ آیا تئاتر طبقاتی است؟
خبرگزاری ایرنا

آسیب‌شناسی یک چالش هنری؛ آیا تئاتر طبقاتی است؟

روایتِ رسانه‌ای از وضعیت قیمت بلیت تئاتر، این روزها اغلب با تمرکز بر بالاترین نرخ‌هایِ یک سالنِ خاص، تصویرِ یک فضایِ غیرقابلِ دسترسی را به جامعه مخابره می‌کند. اما با نگاه به تنوعِ بیش از ۹۰ اجرایِ هم‌زمان در پایتخت و تفاوتِ ساختاریِ سالن‌های دولتی و خصوصی، مشخص می‌شود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نه …
ابراهیم گلستان؛ روایتگرِ سرسخت یک قرن پرآشوب/ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد
سایت خبرآنلاین

ابراهیم گلستان؛ روایتگرِ سرسخت یک قرن پرآشوب/ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد

سید ابراهیم گلستان (تقوی شیرازی)، از ماندگارترین و در عین حال صریح‌ترین چهره‌های جریان‌ساز ادبیات و سینمای معاصر ایران است. مردی که با نثری آهنگین و ساختاریافته در داستان‌نویسی و نگاهی پیشگام در سینمای مستند و داستانی، الگویی نوین از هنرمندی مستقل، منضبط و بی‌محابا را رقم زد.
سایت عصرایران

«استخر» دومین فیلم ۱۰۰ میلیاردی سال 405 شد

فانتزی با لباس قرضی؛ نقد «ملکه آلیشون»‌
روزنامه هفت صبح

فانتزی با لباس قرضی؛ نقد «ملکه آلیشون»‌

طراحی شخصیت‌ها، لباس‌ها و فضاسازی فیلم بیش از حد به نمونه‌های خارجی نزدیک شده و جهان اثر را کم‌رنگ کرده است
سایت فرارو

علیرضا قربانی درباره ایرج چه گفت؟

سایت عصرایران

توقیف برنامه درجام در نماوا؛ واکنش سجاد شاه‌حاتمی به توقف پخش

سایت عصرایران

روزی که رشت برای مسیح گیلان گریست؛ آرسن میناسیان (+صدا)

نقد فیلم بی‌داد؛ وقتی شعار جایی برای هنر نمی‌گذارد
خبرگزاری جام جم

نقد فیلم بی‌داد؛ وقتی شعار جایی برای هنر نمی‌گذارد

در سال‌های اخیر زیست‌بوم سینمای ایران شاهد پدیده‌ای بوده که از آن با عنوان «سینمای زیرزمینی» یاد می‌شود؛ آثاری که به دلایل مختلف امکان نمایش رسمی پیدا نکرده‌...
سایت رویداد‌ ۲۴

تصادف شدید علیرضا افتخاری + عکس

تاریخ خونبار ملال! | هیولای خاموشی که جهان را به سمت جنگ و ویرانی می‌برد
سایت رویداد‌ ۲۴

تاریخ خونبار ملال! | هیولای خاموشی که جهان را به سمت جنگ و ویرانی می‌برد

تاریخ نشان داده است که انسان گاهی نه از سر نفرت، بلکه برای فرار از پوچی، به دنبال رخدادهایی می‌رود که زندگی را دوباره معنادار جلوه دهد.
وداع با کتاب‌فروشی‌های شهر
روزنامه هفت صبح

وداع با کتاب‌فروشی‌های شهر

تعطیلی کتاب‌فروشی‌های دنیای کتاب، شعبه جماران چشمه، پاپیروس و سیبوک، زنگ خطر جدی برای اقتصاد نشر و آینده فضاهای فرهنگی شهرهاست
وقتی بلیت یک کنسرت‌نمایش هم‌قیمت چند روز زندگی است/ «آرش»؛ روایتی از یک قهرمان مردمی با بلیت‌های غیرمردمی
خبرگزاری برنا

وقتی بلیت یک کنسرت‌نمایش هم‌قیمت چند روز زندگی است/ «آرش»؛ روایتی از یک قهرمان مردمی با بلیت‌های غیرمردمی

برنا- گروه فرهنگ و هنر: کنسرت‌نمایش «آرش» هنوز روی صحنه نرفته، اما قیمت بلیت‌هایش دوباره یک پرسش قدیمی را زنده کرده است؛ تئاتر امروز برای مردم اجرا می‌شود یا...