دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا

صدای آمریکا رسانه نحس


صدای آمریکا رسانه نحس

مصاحبه غیرمنتظره نورالدین پیرموذن نماینده اصلاح طلب مجلس شورای اسلامی ایران با تلویزیون دولتی صدای آمریکا یکی از بهترین و به موقع ترین پاس های یک چهره بی تدبیر اصلاح طلب به جناح اصولگرای ایران بود تا به این وسیله ایشان بتوانند به محکم ترین شکل ممکن حقانیت و مشروعیتی مضاعف برای شورای نگهبان در حذف گسترده نامزدهای انتخابات مجلس هشتم فراهم کنند

در موقعیتی که اصولگرایان با دستآویز قرار دادن اظهارات شیطنت آمیز جورج بوش مبنی بر حمایت وی از اصلاح طلبان ایران، زمین و زمان را به هم ریخته اند که نماینده های مورد وثوق رئیس جمهور آمریکا صلاحیت ذاتی جهت حضور در پارلمان ایران را ندارند. اکنون با اقدام بی معنی و بلاهت آمیز «پیرموذن» محافظه کاران ایران می توانند از موضعی حق به جانب به استقبال دوراندیشی و درست عمل کردن سنسورهای صلاحیت شناس اعضای شورای نگهبان بروند که:

دیدید آن چند عضو کهنسال شورای نگهبان چگونه و با چه فراستی تشخیص درست داده بودند که پیرموذن و امثال پیرموذن صلاحیت ذاتی جهت حضور در پارلمان ایران را ندارند و تحقیقاً و در تحلیل نهائی در آغوش آمریکا و آمریکائیان غش خواهند کرد؟

هر اندازه اقدام پیرموذن در دادن مصاحبه به رسانه ای مغرض و بی صلاحیت مانند صدای آمریکا فاقد تدبیر و دفاع بود و هست متاسفانه مشاهده شد سرکار خانم فاطمه حقیقت جو نماینده سابق مجلس ششم از موضعی اصلاح طلبانه با دفاع نسنجیده تر از اقدام پیرموذن و در راستای توجیه عمل پیرموذن این طشت تعفن را بیشتر بر هم زد و نه تنها نتوانست مساعدتی به آن نماینده خطاکار کند بلکه با استفاده از ادله ای بشدت ضعیف و قابل مناقشه در توجیه آن مصاحبه رسوا، پرونده فعالیت سیاسی خود را بی دلیل آلوده به این رسوائی کرد.

سرکار خانم حقیقت جو در حالی در مقام دفاع از پیرموذن و با استناد به اصول ۸۴ و ۸۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اظهار داشته اند:«نمایندگان آزاد هستند در تمام امور کشور بدون نگرانی از پیگیری قضایی آزادانه صحبت کنند و قانون اساسی هیچ ظرفی را تعیین نکرده که مثلا صحبت آنها باید از طریق صدا و سیما باشد. طبیعی است که از تمام ابزار رسانه ای می توان استفاده کرد» که توجه به این نکته نکرده اند با دستمال نجس نمی توان اقدام به پاکیزه کردن آلودگی ها کرد.

گوهر کلام سرکار خانم حقیقت جو ناظر بر این اصل است که «هدف وسیله را توجیه می کند» اما ظاهراً ایشان در جریان نیستند که خیلی پیشتر از آقای پیرموذن و خانم حقیقت جو،این سازمان تروریستی مسعود رجوی بود که با ادعای این که چنانچه هدف مقدس باشد از هر ابزاری برای رسیدن به آن هدف می توان استفاده کرد، کارزار مبارزه سیاسی و نظامی خود با جمهوری اسلامی را آرایش داده تا آنکه نهایتاً خود را در آغوش صدام و کنگره آمریکا دید در حالی که دستانشان به خون هم وطنان خود آلوده شده بود.

نمونه محسن سازگارا شاهدی نزدیک تر و ملموس تر برای نکته سنجان است که بقول خود بیش از ۴ سال در آمریکا منتظر جراحی چشم و بازگشت به ایران است!!! اما هیچوقت معلوم نشد چرا بجای بیمارستان پای ثابت صدای آمریکا شد و روزی خوار موسسه صهیونیستی اینترپرایز و مقاله نویس سایت معاند گذار؟ که با کمال تاسف همین سایت اخیراً برخوردار از خامه سرکار خانم حقیقت جو و همسر محترم شان نیز شده است.

سرکار خانم حقیقت جو و جناب آقای پیرموذن ظاهراً متوجه نیستند قواعد مبارزه سیاسی نیز باید برخوردار از الفبای پاک آئینی باشد.

تن زدن به لجن چه یک بند انگشت چه تمام قد برخوردار از قبح ذاتی یکسانی است و استعداد فراگیر شدن دارد.

رسانه صدای آمریکا به اعتبار مسئولین و عملکردش به آن اندازه فاقد صلاحیت است که سرشکستگی ناشی از آلوده شدن به نجاست آن را نتوان با هیچ آب زمزمی مطهر کرد.

خوب بود لااقل جناب پیرموذن و سرکار خانم حقیقت جو قبل از چنان اقدام و اظهاراتی در توجیه چرائی مصاحبه با صدای آمریکا نیم نگاهی به نامه اخیر دکتر ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی ایران خطاب به مسئولین این رسانه می انداختند تا با منظور نویسنده در رعایت قواعد مبارزه پاک سیاسی آشنا می شدند.

طبعاً سرکار خانم حقیقت جو و جناب آقای پیرموذن به اتفاق بر این نکته وقوف دارند که نهضت آزادی ایران سالها قبل از آنکه اساساً پدیده ای بنام اصلاحات در ایران شکل بگیرد، در بطن فعالیت های سیاسی ایران آن هم در مضیق ترین وضعیت ممکن قرار داشته اند تا جائی که سالهاست روزنامه میزان ایشان در توقیف به سر برده و دفتر نهضت نیز کماکان مسدود می باشد و بارها و بارها مسئولین این سازمان تحت بازجوئی و بازداشت و زندان قرار گرفته اند. اما علی رغم این می بینید مسئولین این گروه اپوزیسیونی نجیبانه در همان تنگنای سیاسی خود در ایران فعالیت کرده و تاکنون تن به ناپاکی از نوع «هدف وسیله را توجیه می کند» نداده اند.

گذشته از آنکه درددل با رسانه نامشروعی مانند صدای آمریکا قبل از آنکه به تعبیر وزیر اطلاعات ایران عملی خائنانه از جانب دولت جمهوری اسلامی تلقی شود، برخوردار از کراهت ذاتی نزد افکار عمومی ایرانیان وطن خواه و روشن اندیش است.

سرکار خانم حقیقت جو و جناب آقای پیرموذن ظاهراً توجه به این نکته ندارند که این رسانه با بودجه مستقیم دولت ایالات متحده و بمنظور دخالت مستقیم و مغرضانه در امور داخلی ایران راه اندازی شده. این در حالی است که دولت ایالات متحده در جریان حل و فصل بحران گروگانگیری دیپلمات های خود در تهران در قرار داد الجزایر رسماً متعهد به عدم مداخله در امور داخلی ایران شد.

گذشته از آن مسئولین ارشد این رسانه ذاتاً برخوردار از صلاحیت جهت همدلی و هم نوائی با ایرانیان با ادعای خیرخواهی یا حتی اطلاع رسانی منصفانه و بدون جانبداری نیستند.

سرکار خانم حقیقت جو و جناب آقای پیرموذن باید به این نکته عنایت بیشتری داشته باشند که اکثر مسئولین ایرانی تبار این رسانه اعم از آنها که مقابل دوربین این رسانه می نشینند و مسئولین ستادی آن بصورت رسمی شهروندی ایالات متحده آمریکا را پذیرفته اند.

این امر بدآن معناست که ایشان رسماً وعلناً در روند شهروند آمریکائی شدن خود در دادگاه رسمی ایالات متحده با بلند کردن دست راست شان در مقابل قاضی حاضر در دادگاه سوگند یاد کرده اند همه وفاداری خود به کشور و دولتمرد و دولت و حکومتی که پیش از این شهروند آن بوده را طرد کرده و در برابر کلیه دشمنان داخلی و خارجی آمریکا به دفاع و حمایت از قانون اساسی و قوانین ایالات متحده آمریکا پرداخته و به آن ایمان و وفاداری واقعی بورزند.

حال بر اساس کدام حزم و مصلحتی سرکار خانم حقیقت جو و جناب آقای پیرموذن می توانند توجیه گر چرائی و درستی درددل کردن با رسانه ای اجنبی باشند که خود را پیاده نظام دولت ایالات متحده در نبرد سلطه طلبانه برعلیه ایران تعریف کرده.

سرکار خانم حقیقت جو و جناب آقای پیرموذن بخوبی بر این واقعیت واقفند که دو کتاب قرآن و دیوان حافظ دو جزء ثابت منزل عموم ایرانیان است و طبعاً باید بپذیرند حضور این دو کتاب و نصایح و اندرزهای اخلاقی آن نزد ایرانیان برخوردار از ضمانت اجراست. لذا چقدر پسندیده بود تا ایشان لااقل تاسی به خواجه شیراز کرده و قبل از ابراز هر شکوائیه ای نزد نامحرم این غزل حافظ را زیر لب زمزمه می کردند:

آشنایان ره عشق، گــَرَم خون بخورند

ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم

داریوش سجادی