اکنون راهبرد سوم در حال اجراست. وارد کردن فشار اقتصادی تا جایی که حکومت ایران ناچار به عقبنشینی شود. ترامپ این مرحله را «روز موعود اقتصادی» توصیف کرده و اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، روز دوشنبه جزئیات «عملیات طرد اقتصادی» را اعلام کرده است. هدف این عملیات، افزایش فشار بر ارتباطات مالی ایران در سراسر جهان است. آمریکا علاوه بر ادامه محاصره صادرات نفت ایران، میخواهد فشار بیشتری بر شرکای تجاری تهران و مؤسسات مالیای وارد کند که به حکومت در انتقال پول کمک میکنند.
با این حال، حتی خود بسنت نیز نشان داده است که واشنگتن نمیخواهد این سیاست بهصورت فوری و بدون ملاحظه اجرا شود. او در پاسخ به نگرانی درباره تأثیر تحریمهای ثانویه بر نظام مالی جهانی پرسیده است چرا باید اقدامی انجام دهد که «نظام مالی جهانی را منفجر کند». بنابراین اجرای بخشی از فشارها احتمالاً تدریجی خواهد بود؛ مسئلهای که میتواند از شدت اثر فوری برنامه بکاهد. اقتصادی در وضعیت بحرانی
اقتصاد ایران پیش از اعلام برنامه جدید آمریکا نیز با مشکلات بسیار جدی روبهرو بوده است. ارزش ریال از ابتدای سال تقریباً نصف شده و درست پیش از اعلام برنامه بسنت، به پایینترین سطح تاریخی خود رسیده است.
جنگ نیز بخشهایی بزرگ از صنایع ایران را تخریب کرده است. آسیب به پالایشگاهها باعث کمبود سوخت شده و صفهای طولانی در جایگاههای بنزین ایجاد کرده است. بر اساس آمار رسمی، نرخ بیکاری به ۹.۱ درصد رسیده که بالاترین سطح از سال ۲۰۲۳ است؛ هرچند برآوردهای غیررسمی آن را بسیار بیشتر میدانند. تورم سالانه نیز به ۸۸ درصد رسیده است.
در کنار این مشکلات، محاصره تنگه هرمز از سوی آمریکا ضربهای جدی به مهمترین منبع درآمد ایران وارد کرده است. رئیس بانک مرکزی ایران در اعلام کرد صادرات نفت کشور به صفر رسیده است. شرکت کپلر برآورد کرده است ایران هنوز حدود ۸۰ میلیون بشکه نفت روی کشتیهای خارج از تنگه هرمز در اختیار دارد، اما حتی فروش این ذخایر نیز تنها بخشی از درآمد معمول صادرات نفت را تأمین خواهد کرد. چین و امارات؛ دو حلقه اصلی فشار
بسنت در سخنان خود کشورهایی را که باید روابطشان با ایران کاهش یابد، مشخص نکرد، اما دو کشور بیش از همه برجستهاند: چین و امارات متحده عربی.
چین در طول جنگ نفت ایران را با تخفیفی بین ۷ تا ۱۲ دلار در هر بشکه نسبت به قیمت بازار خریداری کرده و تحریم موجود آمریکا را نادیده گرفته است. پکن حدود ۹۰ درصد صادرات نفت خام ایران را جذب میکند؛ درآمدی که برآورد آمریکا نشان میدهد سال گذشته نزدیک به نیمی از بودجه حکومت ایران را تأمین کرده است.
با این حال، بسنت از پاسخ مستقیم درباره احتمال اعمال تحریمهای ثانویه علیه چین خودداری کرده است. دلیل آن روشن است. فشار مستقیم بر شرکتهای چینی میتواند پرونده ایران را به مسئلهای در روابط آمریکا و چین تبدیل کند.
اسفندیار باتمانقلیچ اقتصاددان ایران تبار معتقد است زمانی که واشنگتن شرکتهای چینی را هدف قرار دهد، مسئله دیگر صرفاً ایران نیست و به بخشی از سیاست آمریکا در قبال چین تبدیل میشود. در شرایطی که ترامپ خواهان بهبود روابط با پکن است، احتمالاً تمایلی ندارد این روند را به خطر بیندازد.
آمریکا پیشتر نیز برخی شرکتهای چینی را به دلیل تجارت نفت با ایران هدف قرار داده است. در ماه آوریل، پالایشگاه Hengli به اتهام خرید میلیاردها دلار نفت خام ایران تحریم شد. با این حال، تشدید اقدامات میتواند واکنش متقابل چین را در پی داشته باشد.
امارات نیز جایگاه مهمی در اقتصاد ایران دارد. این کشور بیش از هر کشور دیگری به ایران کالا میفروشد و در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۰ درصد کل واردات ایران را تأمین کرده است. امارات همچنین میزبان شبکهای از صرافیها و بانکهای سایه است که ایران از آنها برای دور زدن تحریمها استفاده میکند. وزارت خزانهداری آمریکا در ماه آوریل از رهبران امارات خواسته بود فعالیت این شبکهها را محدود کنند. چرخش دوباره امارات علیه تهران
امارات در ماههای ابتدایی جنگ بیشترین آسیب را از حملات ایران متحمل شده بود، اما در ماههای بعد موضع خود را تا حدی نرم کرد، تجارت را از سر گرفت و اجازه بازگشت ساکنان ایرانی را صادر کرد. این روند دوباره از اواخر مرداد ماه تغییر کرد. امارات پس از حملات ایران به کشتیهایش اعلام کرد تمام تجارت و تراکنشهای مالی با ایران را متوقف خواهد کرد. بسنت نیز از امارات بهعنوان شریک بسیار خوب آمریکا یاد کرد.
همراهی امارات میتواند بخشی از مسیرهای مالی و تجاری ایران را محدود کند، اما همه کشورها چنین آمادگیای ندارند. چین صراحتاً از آمریکا خواسته است از تحریمهای بیشتر علیه ایران خودداری کند و مشخص نیست واشنگتن تا چه اندازه حاضر باشد برای تشدید فشار بر تهران، روابط اقتصادی خود با پکن را در معرض خطر قرار دهد.
همین محدودیت یکی از نقاط ضعف اصلی طرح جدید آمریکاست. اگر واشنگتن نتواند چین را به کاهش خرید نفت ایران وادار کند، مهمترین کانال خارجی درآمد تهران همچنان تا حدی فعال خواهد ماند. آیا فشار اقتصادی میتواند رفتار تهران را تغییر دهد؟
حتی اگر آمریکا فشار اقتصادی را تا بیشترین حد ممکن افزایش دهد، مشخص نیست نتیجه همان چیزی باشد که واشنگتن انتظار دارد.
مقامهای ایرانی از وخامت وضعیت اقتصادی آگاهاند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، پذیرفت که ایران بدون رشد اقتصادی دوام نخواهد آورد. مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، نیز از آمریکا خواسته است به تفاهمنامه پیشنهادی ماه ژوئن بازگردد؛ توافقی که علاوه بر چارچوب پایان جنگ، وعده بازگشت تدریجی ایران به اقتصاد جهانی را مطرح کرده بود.
باتمانقلیچ معتقد است ایرانیها نمیخواهند به وضعیتی مشابه کرهشمالی برسند؛ کشوری که حتی پس از تحمل هزینههای سنگین همچنان تحت تحریم باقی مانده است.
با این همه، نشانهای از تسلیم حکومت دیده نمیشود. قالیباف با وجود هشدار درباره وضعیت اقتصاد، برنامه آمریکا را در شبکههای اجتماعی به تمسخر گرفته و محسن رضایی، دبیر امنیت ملی، تهدید ترامپ به جنگ اقتصادی را تبلیغات توصیف کرده است. رضایی این پرسش را مطرح کرده که آمریکا چه کاری میتواند انجام دهد که تاکنون انجام نداده باشد. این پرسش به یکی از چالشهای واقعی واشنگتن اشاره دارد. ایران طی دههها شبکههای پیچیدهای از تجارت و انتقال پول ساخته که نظارت کامل بر آنها برای آمریکا دشوار است. خطر واکنش نظامی به فشار اقتصادی
حتی خطرناکتر برای آمریکا آن است که رهبران ایران تغییر راهبرد واشنگتن از عملیات نظامی به فشار اقتصادی را نشانه شکست حملات نظامی تلقی کنند. در چنین برداشتی، تهران ممکن است به جای عقبنشینی، جسورتر شود و حملات تازهای علیه پایگاههای نظامی و زیرساختهای انرژی در سراسر خلیج فارس آغاز کند.
محسن رضایی هشدار داده است هر کشوری که با آمریکا همکاری کند، از سوی ایران دشمن تلقی خواهد شد و میتواند هدف قرار گیرد. ایران همچنین بر همسایگان خود ابزارهای فشار قابلتوجهی دارد. عراق از ایران گاز وارد میکند و چندین گروه مسلح وابسته به تهران نیز در این کشور حضور دارند. تنگه هرمز نیز همچنان یکی از مهمترین اهرمهای ایران است. تنها چند ساعت پیش از اعلام برنامه اقتصادی بسنت، ایران نزدیک به ۵۰ کشتی در تنگه را به پرداخت جریمه یا توقیف تهدید کرد و آنها را به نقض مقررات عبور متهم کرد.
بنابراین، اعمال فشار اقتصادی بر ایران لزوماً در حوزه اقتصاد باقی نمیماند. تهران میتواند از ابزارهای امنیتی و نظامی برای انتقال هزینه به کشورهایی استفاده کند که در اجرای سیاست آمریکا مشارکت میکنند. واشنگتن بار دیگر روی تحمل کمتر ایران حساب کرده است
دولت ترامپ ممکن است تصور کند زمان در نهایت به سود آمریکا عمل خواهد کرد و فشار اقتصادی فرسایشی تهران را به نقطه تسلیم خواهد رساند. اما این محاسبه قبلاً نیز با خطا همراه بوده است. بسنت در ماه آوریل پیشبینی کرده بود که محاصره هرمز بهسرعت صنعت نفت ایران را نابود خواهد کرد. این پیشبینی تحقق پیدا نکرد.
ایران تاکنون نشان داده است که قادر است سطح بالایی از فشار اقتصادی را تحمل کند. در عین حال، تا زمانی که تهران همچنان ابزارهایی برای تحمیل هزینه به دشمنان خود داشته باشد، انگیزه اندکی برای خودداری از استفاده از آنها خواهد داشت.
به همین دلیل، برنامه آمریکا برای خفه کردن اقتصاد ایران با یک تناقض بنیادین روبهروست. واشنگتن امیدوار است با انتقال جنگ از میدان نظامی به حوزه اقتصادی از دور تازهای از درگیری گسترده جلوگیری کند، اما همین فشار میتواند تهران را به استفاده بیشتر از ابزارهای نظامی سوق دهد.
در نتیجه، «عملیات طرد اقتصادی» اگرچه فشار بر اقتصاد ایران را تشدید خواهد کرد، تضمینی برای تغییر رفتار سیاسی یا نظامی تهران ایجاد نمیکند. ایران در وضعیت اقتصادی بسیار دشواری قرار دارد، اما شبکههای دور زدن تحریم، درآمدهای باقیمانده، ابزارهای منطقهای و توانایی تحمیل هزینه به مخالفان همچنان در اختیار دولت قرار دارند. همین عوامل باعث میشود مسیر مورد نظر واشنگتن از فشار اقتصادی تا تسلیم سیاسی، بسیار پیچیدهتر از آن چیزی باشد که عنوان «روز موعود اقتصادی» القا میکند. اقتصاد کلانپیشنهاد ویژه برچسب هاتحریم ترامپ جنگ ایران آمریکا ویژه-اقتصاد
شناسه : 607702
لینک کوتاه : لینک کپی شد



































































































































![[ابوذر ابراهیمی ترکمان] یک فضیلت؛ دو معیار](/news/u/2026-08-25/ettelaat-93jxg.jpg)
![[مجید رعنایی] «مدیریت امکان» در آموزش و پرورش](/news/u/2026-08-25/ettelaat-2bepo.jpg)





























