ریشهیابی باجنیوزها/از فضای «ما خوبیم» تا سوءاستفاده از نقاط کور
محمد خدادی که سابقه بیش از ۴۰ سال زیست رسانهای در داخل و خارج از کشور دارد، در گفتوگویی با ایسنا به واکاوی عمیق پدیدهٔ باجخواهی رسانهای پرداخت و در کمال صراحت اعلام کرد که این جریان هرگز خودبهخود به وجود نیامده، بلکه محصول مستقیمِ کارکرد غیرحرفهای روابطعمومیها و ساختارهای ارتباطی در کشور است.
او با اشاره به اینکه در بسیاری از دستگاهها، وظیفهٔ اصلی روابطعمومی به دفاع و تبلیغ محض تقلیل یافته و هدف نخست، جلوگیری از درز هرگونه نقطهٔ ضعف، ایراد یا اشکال به بیرون است، تأکید کرد که «وقتی این نگاه به عنوان نقطهٔ ضعف تلقی شود، افراد سودجو بهطور طبیعی از آن سوءاستفاده میکنند؛ آنها میآیند و با تهدید به انتشار یک جمله یا حاشیه، بر شما فشار میآورند و این دقیقاً زاییدهٔ همان فضایی است که در آن پذیرفته نشده که سازمان ممکن است در بخشهایی نقص یا ناکارآمدی داشته باشد.»
خدادی در ادامه با نگاهی آسیبشناسانه به ساختار مدیریتی کشور افزود که در چنین سیستمی، آنچه پررنگ میشود شخص مدیر است نه خود سازمان، و ترجیح مدیر بر سازمان، بهطور طبیعی با شخص محور شدن، زمینهٔ شکلگیری باجنیوزها را فراهم میکند.
او تصریح کرد که «تا زمانی که جایگاه روابطعمومی از حالت صرفاً تبلیغی خارج نشود و فرهنگ سازمانی بر این باور نرسد که نقد، بخشی از رشد و تعالی است، عملاً نقطهٔ ضعفی برای سوءاستفاده خلق میشود که هیچگاه بسته نخواهد شد.»
به باور این فعال رسانهای، اگر روابطعمومی حرفهای باشد، اساساً باید بپذیرد که در دستگاهها گلبیعیب وجود ندارد و کمبود برق، گرانی، ناکارآمدی در برخی زیرساختها یا حتی اشتباهات مدیریتی، بخشی از واقعیت قابلطرح نزد افکارعمومی است؛ در غیر این صورت، هر نقدی تبدیل به یک زخم کشنده برای مدیران میشود که سودجویان از آن تغذیه میکنند.
ناآشنایی با اصول مواجهه با اخبار تخریبی
این استاد دانشگاه و دانشآموختهٔ دکتری مدیریت رسانه دانشگاه تهران، دومین مشکل اساسی را ناآشنایی با اصول مواجهه با اخبار تخریبی دانست و با تشریح یک آسیب رایج، گفت که «وقتی کسی به شما ایراد میگیرد، شما فکر میکنید همه دارند میبینند، درحالیکه یک روابطعمومی حرفهای باید اول ضریب نفوذ ـ نشر مطلب آن رسانه و میزان مشروعیتش را در افکار عمومی بسنجد.»
او هشدار داد: «اگر رسانهای با ویوی بسیار پایین، مطلبی تخریبی منتشر کند، نباید با رفتن به یک رسانهٔ پرمخاطب، آن را تکذیب کرد؛ چون تکذیب خبر، خودش بیشتر عامل نشر گسترده تخریب میشود تا خنثی کردن آن و این کار دقیقاً به دلیل نداشتن مهارت تولید و نشر اطلاعات رخ میدهد.»
خدادی تأکید کرد، «متأسفانه ما مهارت تحلیل ضریب تأثیر محتوای تولیدشده چه مثبت یا منفی را نداریم و از همه مهمتر، نحوهٔ کنش و واکنش نسبت به آن اطلاعات را بلد نیستیم؛ در حالی که اگر نقدی وارد است، واقعا اگر نقد بهجاست باید رفت و آن را اصلاح و اعلام هم کرد اما اگر هدفش تخریب و ... است، نباید با واکنش احساسی، به آن ارزش مضاعف داد بلکه با مهارت ابتدا تحلیل محتوی شود؛ یعنی اینکه بررسی شود شاید اصولا این مطلب تخریبی ارزش واکنش ندارد اما اگر لازم بود در واکنش نوع محتوا، زمان، مکان، بستر نشر و نوع ادبیات مقابله با تخریب را باید طراحی و اجرا کرد؛ یعنی مهندسی مقابله با تخریب در بستر رسانه.»
تجربهٔ کرونا الگویی برای خنثیسازی بهجای واکنش احساسی
خدادی در بخش دیگری از این گفتوگو، با اشاره به تجربهٔ عینیِ خود در دوران کرونا که مسئولیت دبیر کمیته اطلاعرسانی و مدیریت جو روانی کرونا را برعهده داشت، روش عملیاتی خود برای خنثیسازی اخبارِ فیک را تبیین کرد.
او گفت که در آن روزها، رسانههای معاند و مخالف نظام، انواع و اقسام خبرهای جعلی را با هدف تضعیف مردم و ایجاد آشوب در جامعه تولید میکردند و روش او این بود که بهجای حاشیهرفتن، روزانه آن شایعات را تبدیل به خبر میکرد و با ارائهٔ توضیحات مستدل، آنها را بیارزش میساخت.
او به یک مثال عینی اشاره کرد و یادآور شد که وقتی اینترنشنال ادعا کرد آقای روحانی بهعنوان رئیسجمهور هفته گذشته در شورای امنیت گفته «اگر دو میلیون نفر هم برای کرونا بمیرند اشکال ندارد»، او در واکنش اعلام کرد که شورای امنیت دو هفته است جلسه نداشته که چنین چیزی مطرح شود و با این کار، آن خبر تخریبی را در چشمافکار عمومی بیارزش و خنثی شد.
به گفتهٔ او، این روشِ «بیاثرسازی»، کاملاً با تکذیب صرف تفاوت دارد؛ زیرا تکذیب، خبر را دوباره روی مدار توجه قرار میدهد، در حالی که خنثیسازی، آن را به حاشیهای بیاهمیت بدل میکند.
برخورد قضایی آخرین لایه، نه نخستین راهکار
خدادی در پاسخ به پرسشی دربارهٔ نقش انجمن صنفی روزنامهنگاران و نیز کارآمدی برخوردهای انتظامی و قضایی، اعلام کرد که این برخوردها آخرین لایه هستند و نه اولین راهکار. او برای روشنتر شدن بحث، قیاسی با مسئلهٔ حجاب زد و گفت که در آن حوزه نیز هرگز با برخورد سلبی و انتظامی مشکل حل نشد و حلّ مسئله در گرو اصلاح زیرساختها و ایجاد فهم عمومی نسبت به موضوع است.
باجنیوزها زاییدهٔ خود دستگاهها هستند
به اعتقاد او، در موضوع باجنیوزها نیز برخورد قضایی بهتنهایی بازدارندگی ایجاد نمیکند و اصل ماجرا این است که ساختار، مهارتها، سیاستها و نوع نگاه ما اصلاح شود تا باجنیوز ذاتاً بیاثر شود؛ یعنی اگر ۱۰۰ خبر هم علیه یک دستگاه بنویسند، آن دستگاه دچار درد و دستپاچگی نشود و پولی به باجخواهان پرداخت نکند. باجنیوزها هم بدانند که این راه کسب درآمد نیست.
او با اشارهٔ صریح به اینکه «باجنیوزها زاییدهٔ خود دستگاهها هستند» و حتی «بخشی از آن میتواند ناشی از فساد درونساختاری خودمان باشد»، تأکید کرد که وقتی شما از یک خبر کوچک کلافه میشوید و تلاش میکنید که خبرحذف شود، به سودجویان نشان دادهاید که تهدید رسانهای کارایی دارد.
او همچنین تأکید کرد که برخورد انتظامی و قضایی در همه موضوعات از جمله این پدیده، کار آخر است و اگر قرار باشد هر روز بگیر و ببند راه انداخت، هیچ مشکلی در کشور حل نمیشود؛ بلکه باید رفت به سمتی که باجنیوز بیاثر شود تا هیچ سودجویی انگیزهای برای این کار نداشته باشد.
راهبرد اساسی برای بیاثر کردن باجخواهی
خدادی در ادامه، با نگاهی راهبردی به ضرورت افزایش تحمل نقد در سیستم، یادآور شد که اگر ساختار ارتباطی کشور فهم موضوع را داشته باشد، اتفاقاً نقد را بهعنوان یک فرصت تلقی میکند و میآموزد که حجم بالای اطلاعات مثبت و دستاوردها، همزمان آسیبشناسی عملکرد و پذیرفتن برخی نقایص که میتواند علل مختلف داشته باشد، بهخودیخودمانع از فعال شدن باجنیوزها میشد.
او خطاب به مدیران گفت که نباید نگران تصویر خود باشند و باید اجازه دهند که تصویر دستگاه، همراه با نقد باشد؛ چراکه نقدپذیری، نه تنها به ضرر دستگاه نیست، بلکه دقیقاً نشانهٔ بلوغ و اعتمادبهنفس یک سازمان است علاوه بران در کدام کشور دستگاهی وجود دارد که اصولانقص وعیب و اشکال نداشته باشد.
معاون مطبوعاتی دولت دوازدهم با صراحت اعلام کرد که نقد یک دستگاه به معنای بد بودن آن نیست؛ اتفاقاً به معنای خوب بودنِ دستگاه است و این رویکرد تحلیلی، در نهایت منجر به حذف تدریجیِ انگیزههای باجخواهی خواهد شد.
از فضای خودشیفتهٔ «ما خوبیم» خارج شویم
او در نهایت، بر سه محور اساسی تأکید کرد که بهنظر میرسد تنها راه برونرفت از این چالش مزمن است و گفت: نخست، واکاوی اساسی و اصولی ساختار روابطعمومی در دولت و شرکتها، بهگونهای که از کارکرد صرفاً تبلیغی به ویژه برای رئیس دستگاه خارج شوند و خودشان جایِ رسانه ننشینند و در عوض، به رسانههای حرفهای دسترسی واقعی به اطلاعات بدهند؛ دوم، خروج قطعی از فضای خودشیفتهٔ «ما خوبیم» و افزایش ضریب تحملِ مدیران در برابر نقد، بهگونهای که نگذارند فهمشان از رسانه، سطحی بماند و همیشه نگران ابروی بالای چشم خود باشند؛ و سوم، ارتقای مهارتهای تولید و تحلیل محتوا و آموزش نحوهٔ کنش و واکنش حسابشده در برابر اخبارِ تخریبی، تا هر خبری بهصرف انتشار، دستگاه را از پا درنیاورد و مدیران بیاموزند که چگونه با تکیه بر اطلاعات شفاف و مستند، موجهای رسانهای مخرب را بدون داد و بیداد، خنثی کنند.
انتهای پیام































![[رامتین مرتضوی] نیمه گمشده اما مجازی!](/news/u/2026-08-18/ettelaat-rq5hs.jpg)

















































