سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور از آماده شدن طرحهای جنگلداری نوین در ۲۸ حوزه آبخیز و حدود ۷۱۸ هزار هکتار خبر میدهد؛ طرحهایی که قرار است حفاظت، احیا، توسعه، مقابله با آفات و حریق و مشارکت جوامع محلی را در کنار یکدیگر قرار دهند.
در این میان، یک پرسش اساسی همچنان پابرجاست: آیا توقف بهرهبرداری چوبی توانسته به حفاظت پایدار جنگل منجر شود یا جنگل پس از یک دوره تنفس، اکنون بیش از هر زمان دیگری به مدیریت فعال نیاز دارد؟
جنگل پس از یک دهه تنفس
جنگلهای شمال ایران دیگر با یک مسئله ساده روبهرو نیستند. روزگاری محور اصلی مناقشه، بهرهبرداری چوبی بود؛ امروز اما تغییرات اقلیمی، خشکسالی، آتشسوزی، آفات و بیماریها، تغییر کاربری و فشارهای انسانی، مجموعهای از تهدیدهای بههمپیوسته را ایجاد کردهاند.
در یک قرن گذشته نیز جنگلهای ایران از مداخلات مختلف در امان نبودهاند. طرحهای زغالگیری، بهرهبرداری چوبی، احداث جاده و سد، خطوط انرژی و دیگر طرحهای عمرانی بخشی از تاریخ مدیریت و مداخله در جنگلهای کشور را تشکیل میدهند.
بر اساس آخرین آماری که سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور اعلام کرده، مجموع جنگلها و بیشهزارهای طبیعی ایران حدود ۱۷ میلیون و ۹۰۰ هزار هکتار است. با این حال، مسئله امروز تنها میزان سطح جنگلی نیست؛ سلامت اکوسیستم و توان آن برای مقابله با فشارهای اقلیمی و انسانی نیز اهمیت دارد.
در چنین شرایطی، سیاست تنفس جنگل که با هدف توقف بهرهبرداری چوبی از جنگلهای شمال اجرا شد، وارد مرحلهای تازه شده است.
موافقان این سیاست معتقد بودند جنگل باید از فشار بهرهبرداری رها شود تا فرصت تجدید حیات پیدا کند. منتقدان اما میگویند توقف بهرهبرداری نباید به معنای توقف جنگلداری و مدیریت فعال باشد.
حالا پس از سالها، سازمان منابع طبیعی تلاش میکند پاسخ این اختلاف را در قالب جنگلداری نوین ارائه کند.
جنگلداری نوین؛ عبور از مدیریت تکبعدی جنگل
جنگلداری ایران در سالهای اخیر شاهد یکی از مهمترین تغییرات سیاستی خود بوده است. توقف بهرهبرداری چوبی از جنگلهای شمال، نقطه پایانی بر الگوی کلاسیک جنگلداری بود؛ الگویی که بخش مهمی از برنامههای آن بر تولید و بهرهبرداری چوب استوار بود.
با اجرای سیاست تنفس جنگل، رویکرد مدیریت عرصههای جنگلی دستخوش تغییر شد. اکنون اما در برنامه هفتم پیشرفت، مفهوم دیگری با عنوان مدیریت پایدار جنگل و جنگلداری نوین مورد توجه قرار گرفته است.
کامران پورمقدم، معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، درباره مبنای قانونی این رویکرد اظهار کرد: عنوان جنگلداری نوین برگرفته از ماده ۳۶ برنامه هفتم پیشرفت است. بر اساس این ماده، سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور مکلف شده است حفاظت، احیا و توسعه جنگلهای کشور را در قالب طرحهای مدیریت پایدار جنگل و جنگلداری نوین دنبال کند.
وی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به تفاوت این رویکرد با طرحهای گذشته افزود: تا پیش از اجرای سیاست تنفس جنگل، طرحهای جنگلداری کلاسیک در جنگلهای کشور، بهویژه جنگلهای شمال، اجرا میشد که بخش عمده فعالیت آنها بر بهرهبرداری چوبی استوار بود. با اعمال ممنوعیت بهرهبرداری چوبی، فرصت جدیدی برای تجدید حیات جنگل و مدیریت عوامل تهدیدکننده آن از جمله تغییرات اقلیمی، آفات و بیماریها فراهم شد.
وی گفت: جنگلداری نوین بر همین اساس قرار نیست بازگشت به بهرهبرداری چوبی گذشته باشد. در این الگو، حفاظت و احیای جنگل، توسعه پوشش گیاهی، مدیریت حوزههای آبخیز، مقابله با حریق و آفات و توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی جوامع محلی در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
پورمقدم تأکید کرد: در طرحهای جنگلداری نوین، بهرهبرداری از درختان سرپا و زنده جنگل جایی ندارد و قطع این درختان غیرقانونی محسوب میشود. هدف اصلی، مدیریت پایدار جنگل بدون بازگشت به الگوی گذشته است.
وی ادامه داد: این تغییر رویکرد در شرایطی صورت میگیرد که جنگلهای کشور تنها با مسئله بهرهبرداری چوبی مواجه نیستند و مجموعهای از تهدیدهای طبیعی و انسانی، آینده آنها را تحت تأثیر قرار داده است.
۷۱۸ هزار هکتار در انتظار اجرای یک مدل تازه
سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور اعلام کرده است که طرحهای جنگلداری نوین در ۲۸ حوزه آبخیز و در سطحی حدود ۷۱۸ هزار هکتار تهیه شده و در مرحله تعیین مجری قرار دارند.
این رقم، گستره قابل توجهی از عرصههای جنگلی را شامل میشود و میتواند نخستین آزمون جدی برای سنجش کارآمدی الگوی جدید مدیریت جنگل باشد.
پورمقدم با تشریح ابعاد این طرحها گفت: حفاظت مؤثر از جنگل تنها با گشت، مراقبت و حضور نیروهای حفاظتی محقق نمیشود. مجموعهای از اقدامات در حوزههای آبخیز جنگلی باید در قالب طرحهای جنگلداری نوین انجام شود و در این فرآیند، مسائل اجتماعی و اقتصادی جوامع محلی نیز مورد توجه قرار گیرد.
وی ادامه داد: احیا و توسعه جنگل در مناطقی که بر اثر آتشسوزی یا تخریب آسیب دیدهاند، از دیگر محورهای این طرحهاست تا بتوان کیفیت و کمیت جنگلهای کشور را حفظ و تقویت کرد.
در این میان، مشارکت اجتماعی یکی از عناصر اصلی جنگلداری نوین به شمار میرود. مدیریت عرصههای طبیعی بدون همراهی ساکنان محلی، طبیعتگردان و فعالان حوزه محیطزیست، با محدودیتهای جدی مواجه خواهد بود.
پورمقدم در این زمینه اظهار کرد: مهمترین شاخص در مدیریت پایدار جنگل، مشارکت مردم است. حتی اگر طرحها از نظر فنی و علمی دقیق باشند، بدون همکاری جوامع محلی، طبیعتگردان و کنشگران، دستیابی کامل به اهداف مدیریت جنگل امکانپذیر نخواهد بود.
رفتارهای انسانی نیز در شرایط کنونی به یکی از عوامل مهم تهدیدکننده جنگل تبدیل شده است. افزایش احتمال حریق در دورههای خشکسالی، رهاسازی پسماند، قطع سرشاخهها، بوتهکنی، برداشتهای غیرمجاز و تلاش برای تغییر کاربری از جمله مواردی است که سازمان منابع طبیعی نسبت به آنها هشدار داده است.
پورمقدم با اشاره به این تهدیدها گفت: خشکسالی، افزایش دما و خشکی پوشش جنگلی احتمال وقوع حریق را افزایش داده است. در برخی مناطق نیز روشن کردن آتش توسط گردشگران و خاموش نشدن آن، رهاسازی زباله، قطع سرشاخه و بوتهکنی، قطع غیرمجاز و تلاش برخی افراد سودجو برای تغییر کاربری، از عوامل مؤثر بر کاهش کیفیت و کمیت جنگلها محسوب میشود.
از این منظر، جنگلداری نوین بیش از آنکه صرفاً یک برنامه فنی باشد، نوعی تغییر در فلسفه مدیریت جنگل است؛ تغییر از مدیریت یک محصول به مدیریت یک اکوسیستم.
توقف بهرهبرداری نباید به توقف جنگلداری منجر شود
در کنار دیدگاه رسمی سازمان منابع طبیعی، برخی کارشناسان با تأکید بر ضرورت مدیریت فعال جنگل، نسبت به پیامدهای دوره تنفس انتقاد دارند.
بهزاد انگورج، کارشناس ارشد جنگل و منابع طبیعی، معتقد است توقف بهرهبرداری چوبی نباید به توقف تمام اقدامات مدیریتی در جنگل منجر شود.
وی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: برای توسعه مدیریت جنگل و جنگلداری نباید متوقف شد. سیاست تنفس جنگل، با هدف توقف بهرهبرداری تجاری و صنعتی اجرا شد، اما در عمل برخی فعالیتهای غیرتجاری و ضروری از جمله عملیات پرورشی جنگلهای طبیعی و مدیریت درختان شکسته، افتاده و آفتزده نیز با اختلال مواجه شد.
انگورج تأکید کرد: یک متخصص جنگل نباید در برابر شرایطی که ممکن است به رهاشدگی جنگل و واگذاری آن به عوامل طبیعی و انسانی منجر شود، بیتفاوت باشد.
وی با اشاره به تجربه مدیریتی خود افزود: وظیفه خود میدانم شرایطی را که در دوران اشتغال با آن مواجه بودهام روایت کنم. از دیدگاه من، سیاست تنفس، در عمل جنگلداری را آسیبپذیر کرد و موجب شد میان حفاظت و مدیریت فعال جنگل فاصله ایجاد شود.
انگورج همچنین بر وجود شکاف مدیریتی میان عرصههای مختلف جنگلی تأکید کرد و گفت: نمیتوان وجود تفاوت در سطح مدیریت میان جنگلهای مناطق چهارگانه و جنگلهای واقع در محدوده طرحهای جنگلداری را نادیده گرفت. این شکاف مدیریتی میتواند در شرایط افزایش خشکسالی و تهدیدهای اقلیمی، آسیبپذیری جنگل را افزایش دهد.
او درباره تجربه قراردادهای حفاظتی نیز دیدگاهی انتقادی دارد و معتقد است تجربه سالهای گذشته نشان داده است که نیروها و مجریان دارای سابقه حضور در عرصه، در صورت نظارت صحیح، میتوانند ظرفیت قابل استفادهای برای حفاظت از جنگل باشند.
انگورج درباره طرحهای جدید پیشنهاد میکند: طرحهای جنگلداری نوین پس از تصویب نباید صرفاً با قراردادهای بلندمدت به مجریان واگذار شوند. سازمان منابع طبیعی باید نقش مستقیم و مؤثر خود را در اجرای این طرحها حفظ کند و حتی میتوان از ظرفیت آنها برای ساماندهی بخشی از نیروهای شرکتی سازمان استفاده کرد.
وی در عین حال بر نقش دانشگاهها و مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع در تدوین طرحهای جدید تأکید کرد و گفت: همکاری سازمان منابع طبیعی، دانشگاهها و مؤسسه تحقیقات در تدوین دستورالعملها و طرحهای جنگلداری نوین نشان میدهد ظرفیت علمی و اجرایی کشور در تهیه این برنامهها به کار گرفته شده است.
انگورج محدودیت اقتصادی دولت را نیز یکی از عوامل مهم در مدیریت جنگل میداند و اظهار کرد: دوره بازگشت سرمایه در جنگلداری طولانی است و توان اقتصادی دولت نیز محدود است. در چنین شرایطی، اگر منابع کافی برای مدیریت فراهم نشود، خطر رهاشدگی جنگل افزایش مییابد.
جنگلداری نوین بدون مردم کامل نمیشود
اصغر فلاح، استاد دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، نیز بر ضرورت مشارکت جوامع محلی در اجرای طرحهای مدیریت پایدار جنگل تأکید دارد.
وی اظهار کرد: در اجرای طرح مدیریت پایدار جنگلها، سازمان منابع طبیعی باید مشارکت جوامع محلی را جلب کند. جنگلداری نوین را میتوان نوعی جنگلداری مشارکتی و چندمنظوره دانست که در آن همه ابعاد یک اکوسیستم پویا و زنده مورد توجه قرار میگیرد.
فلاح معتقد است: توجه به کارکردهای مختلف جنگل، یکی از الزامات مدیریت آینده است. از نگاه او، جنگل تنها مجموعهای از درختان نیست، بلکه مجموعهای از خدمات اکولوژیک، اقتصادی و اجتماعی را در اختیار جامعه قرار میدهد.
وی همچنین با اشاره به ماده ۳۶ قانون برنامه هفتم پیشرفت گفت: موضوع برداشت درختان شکسته و افتاده در جنگل در این قانون مورد توجه قرار گرفته است و باید در چارچوب ضوابط قانونی اجرایی شود.
جنگل پس از یک دوره تنفس، بیش از گذشته به مدیریت علمی، مستمر و مسئولانه نیاز دارد.
اکنون ۲۸ حوزه آبخیز و ۷۱۸ هزار هکتار عرصه جنگلی در برابر یک آزمون مهم قرار گرفتهاند. موفقیت جنگلداری نوین تنها به تدوین طرح وابسته نیست؛ کیفیت اجرا، تأمین اعتبار، نظارت، انتخاب مجری، استفاده از دانش دانشگاهی، تجربه نیروهای میدانی و مشارکت جوامع محلی، تعیینکننده سرنوشت این طرحها خواهد بود.
جنگل نه میتواند به میدان بهرهبرداری بیضابطه تبدیل شود و نه میتواند به بهانه حفاظت، از مدیریت فعال محروم بماند.
آخرین ایستگاه تنفس شاید همین نقطه باشد؛ از اینجا به بعد، جنگلهای ایران به مدیریتی نیاز دارند که هم از قطع درختان زنده جلوگیری کند و هم اجازه ندهد حفاظت با رهاشدگی اشتباه گرفته شود.
آینده جنگلهای شمال اکنون در گرو عبور از همین دوگانه است: نه بازگشت به بهرهبرداری گذشته و نه ادامه رهاشدگی؛ بلکه حرکت به سوی جنگلداری نوین، علمی، مشارکتی و پاسخگو. کد مطلب 6925417


















































































































































![[لیلا اردبیلی] میراث فرهنگی؛ فراتر از دیوار و سنگ](/news/u/2026-08-23/ettelaat-j0awm.jpg)
















