قیمت طلا امروز




 قانون مداری

 سایت عصرایران / ۴ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۸

میان قانون‌مداری و دموکراسی: گفت‌وگویی انتقادی دربارۀ مشروطه، دوران پهلوی و کودتای ۲۸ امرداد 1332

از کودتای 28 مرداد 1332 به عنوان زنده ترین رخداد تاریخ معاصر یاد می شود چون همچنان بر سر آن بحث می شود و در گذشته متوقف نیست و به امروز هم پیوند خورده. استاد...
 میان قانون‌مداری و دموکراسی: گفت‌وگویی انتقادی دربارۀ مشروطه، دوران پهلوی و کودتای ۲۸ امرداد 1332
عصر ایران- متن حاضر گفت‌وگوی تلگرامی یکی از صاحبان نظر در‌باره‌ی تحولات سیاسی معاصر ایران با دکتر موسی اکرمی است در واکنش به نوشته استاد فلسفه با فرنام:«میان سنت، مدرنیته و اقتدار: بررسی انتقادی روایت پهلوی‌گرایانه از ثبات ملی».

آقای دکتر اکرمی یادآور شده‌اند: من جز انتخاب فرنام برای این گفت‌وگو و بخش‌های پنج گانۀ آن هیچ تغییری در متن گفت‌وگوها  و ترتیب آن‌ها انجام نداده‌ام.   یکم. مشروطه: آغاز گذار به دموکراسی یا نظمی همچنان غیر‌دموکراتیک؟

اظهار نظر آقای دکتر در آغاز: «شاید برابر دانستن مشروطه با دموکراسی موجب سوء تفاهم باشد؟ قانون اساسی به امضای مطفرالدین شاه و خصوصا متمم قانون اساسی به امضای محمدعلی شاه و اصلاحات بعدی را بررسی فرمایید.  

سلطنت قاجار استبدادی با اختیارات مطلقه نسبت به جان و مال مردم بود. ۹۵ درصد مردم بیسواد و ۹۰ درصد در پیله‌های بسته روستایی و عشایری از عالم بی‌خبر و‌بنده ملایان و مناسک دینی بودند. 

روشنفکران خواهان عدالتخانه در قالب «یک کلمه» یعنی «قانون» و رهایی از احکام استبدادی شاه و حاکمانش نسبت به دعاوی خود بودند. این خواسته با دخالت روحانیت باسواد درک و حمایت و منجر به صدور فرمان مشروطیت شد. 

مگر شاه دیوانه بود که ناگهان از کل آن اختیارات مطلقه بگذرد و تبدیل به دمکراسی در آن زمان بی بدیل در جهان و تبدیل به عکس روی پول و تمبر شود؟ 

شاه اختیارات زیر را برای خودش در قانون اساسی تصریح و حفظ کرد: 

اصل ۴۸ تا ۵۰ متمم قانون اساسی فرماندهی کل قوای مسلح و ترفیع و انتصابات آن. مسؤولیت اجرای قوانین با وزرا. عزل و نصب وزرا اصل ۴۶ متمم قانون اساسی. مجلس دوم کنگره از میان جنابان و تیمساران. تازه نیمی با انتصاب توسط شاه. ایجاد عدالتخانه که مستلزم قوانین شکلی و قوانین ماهوی برای صدور احکام باشد. همین!

دموکراسی نیاز به فرایندی صد ساله داشت که قدم نخست آن باقانونمداری و تصویب مجموعه قوانین در  زمان رضاشاه برداشته و توسعه آموزشی و فرهنگی برای رسیدن به بلوغ سیاسی و اجتماعی و کسب لیاقت دموکراسی آغاز شد. 

در جهان رضا شاه، استالین بر روسیه، هیتلر بر آلمان، موسولینی بر ایتالیا، هیرهیتو بر ژاپن، تبعیض نژادی در آمریکا، فرانکو بر اسپانیا، سالازار بر پرتغال و آتاتورک بر ترکیه حکومت میکردند و بقیه جهان عرب و آفریقا و آمریکا و آسیا مستعمرات انگلیس و فرانسه و اسپانیا و پرتغال و بلژیک و هلند بودند. 

کجا دموکراسی بود که بر سر امری محال و بر خلاف نص قانون اساسی ایران بحث شود،  که در آن اختیارات شاه و وزرا تصریح شده و اصلا نامی از نخست وزیر در کل قانون اساسی و متمم آن نیامده است! 

اختیارات نخست و بر یا رئیس‌ الوزرا در قانون اساسی چیست؟ قانون دموکراتیک نبود؟ بله. دموکراتیک نبود!  نیاز به اصلاح و دموکراتیک شدن داشت؟ بله. اما زمانش با انقلاب اسلامی و بیداری و سهم طلبی توده بزرگ مسلمان و سنتی در شهر و روستا منقطع شد. ولی توسعه فرهنگی زیر پوست جامعه به رشد به سوی بلوغ ادامه داد.»

 *

پاسخ یکم موسی اکرمی: «سلام آقای دکتر عزیز. سپاس از دقت شما. نکاتی که آورده‌اید درست‌اند: مشروطه در چهره‌ی تاریخی آن را نمی‌توان به‌سادگی مساوی با دموکراسی دانست، و قانون اساسی مشروطه نیز سلطنت را محدود نکرد، بلکه همچنان اختیارات فراوانی برای شاه باقی گذاشت. ولی نکته‌ی اصلی این است که مشروطه آغاز گذار به دموکراسی بود، نه تحقق کامل آن. البته جناب عالی به عقب‌نشینی‌های صورت گرفته در متمم قانون اساسی توجه دارید.

درست است که بیشتر مردم ایران بی‌سواد بودند و نهادهای مدرن تازه شکل می‌گرفتند، اولی تجربه‌ی مجلس، مطبوعات آزاد، احزاب و انجمن‌ها در همان سال‌های آغازین نشان داد که جامعه توانایی حرکت در مسیر قانون‌گرایی و مشارکت را دارد. مشکل اصلی این بود که به‌جای تقویت تدریجی نهادهای مشروطه، سلطنت مطلقه با کودتا و انسداد سیاسی دوباره بازتولید شد که متمم قانون اساسی‌ای که شما به آن استناد کرده‌اید خود یکی از تجلیات این بازتولید بود.

این که جهان آن روز سرشار از جلوه‌های اقتدارگرایی بود، نمی‌تواند توجیه کافی برای سرکوب نهادهای مشروطه در ایران باشد. بسیاری از کشورها همان زمان (مانند هند، برخی کشورهای اروپای شرقی و اسکاندیناوی) مسیر دشوار ولی تدریجی دموکراتیک‌سازی را طی کردند.

بنابراین بحث بر سر این نیست که چرا مشروطه یک‌باره دموکراسی نیاورد، بلکه بر سر این است که چرا روند تدریجی دموکراتیک‌سازی - که می‌توانست در چارچوب مشروطه ادامه یابد - به دست سلطنت و اقتدارگرایی متوقف شد.»

* دوم. آیا اقتدارگرایی را می‌توان مرحله‌ای از گذار به دموکراسی دانست؟

اظهارات آقای دکتر: «مجلس اول که ریش سفیدانه بود. مجالس بعدی هم الزاما متعلق به خوانین و متنفذین و فرمایشی از میان اشخاص قادر به درک و مباحث قانونگذاری بودند و از آنها استفاده می‌شد. سه مجلس دوران بی‌شاهی که در کل سه سال فقر و هرج و مرج کاری نمی توانستند بکنند و از مجلس چهارم که بعد از کودتا گشوده شد در دوران پهلوی هرگز تعطیل نشد و وظیفه خود را خصوصا در باب بودجه به خوبی انجام می داد و راه را برای طی دوره انتقالی ۱۰۰ ساله هموار می‌کرد. توقع دموکراسی در ایران بیمار فقر زده و جهل زده اصلا منطقی نیست. خصوصا اگر ایران را بخواهیم تنها دموکراسی در جهان آن روزگار بپنداریم. 

از زمان نفوذ چپ طرفدار شوروی معنای دموکراسی نزد آنان به معنی دیکتاتوری پرولتاریا و خلقی بوده است. مصدق هم خودش ملی بود ولی حکومتش همان عادت قاجاری و در خانه اگر کس است یک حرف بس است بود و آن یک حرف هم که البته مرغ یکپا بود خودشان بودند. تنها مأموریت او به سامان رساندن سریع قانون ملی کردن نفت بود که قانونش را پیش از دولت به تصویب رساند ولی در بهره‌مند کردن ملت درماند! خویشاوندش امینی ثابت کرد که چه خوب قابل حل و فصل بود. ایشان هم نه دموکرات بود و دنبال امر محال دموکراسی. آزادی احزاب و خوانین دوران ۱۵ ساله پس از نهضت مشروطه اولی سلیقه‌های فردی دایره‌ای کوچک بود و ثانیا هرج و مرج کامل و فروپاشی بود. در سال ۵۷ هنوز ۵۳ درصد جامعه بیسواد و ۹۰ درصد دارای ریشه در دین‌خواهی روستایی بودند. از جمله رهبران نسل روحانیون روستایی.»

پاسخ دوم موسی اکرمی: «سپاس برای توضیحات بیشتر شما. لازم است چند نکته‌ی اساسی در این باره عرض کنم:

۱. مسأله بر سر «توقع دموکراسی فوری» نیست

هیچ‌کس نمی‌گوید ایران در سال ۱۲۸۵ یا حتی ۱۳۳۰ می‌توانست به یک دموکراسی کامل بدل شود. بحث بر سر این است که آیا روند تدریجی تقویت نهادهای مشروطه ادامه یافت یا سرکوب و کودتا این روند را متوقف کرد. آنچه تجربه‌ی کشورهای دیگر نشان می‌دهد این است که حتی در جوامع بی‌سواد و سنتی، تقویت تدریجی نهادهای نمایندگی و آزادی‌ها، پایه‌ی گذار پایدار به دموکراسی می‌شود.

۲. ضعف مجلس یا احزاب دلیل یا علت کافی برای کودتا و انسداد نیست

این‌که مجالس اولیه ضعیف یا پر از متنفذان بودند، حقیقت دارد. ولی راه حل ضعف نهادها، اصلاح و تقویت تدریجی آنهاست، نه بازگرداندن قدرت مطلقه به سلطنت. کودتای ۱۲۹۹ و سپس ۱۳۳۲ در واقع همین مسیر تدریجی را سد کردند.

3. نمی‌توان استبداد را به نام «انتقال ۱۰۰ ساله» توجیه کرد

ادعای «انتقال ۱۰۰ ساله» بیشتر یک توجیه پسینی است. اگر واقعاً هدف، گذار آرام به دموکراسی بود، باید نهادهایی چون احزاب مستقل، مطبوعات آزاد و انتخابات غیر فرمایشی تقویت می‌شدند، نه این‌که همگی سرکوب شوند.

۴. مصدق و مسأله‌ی نفت

حتی اگر بپذیریم دکتر مصدق در مدیریت بحران سیاسی خطاهائی داشت، کودتا علیه او نه تنها بحران را حل نکرد، بلکه نهادهای مشروطه را عملاً بی‌خاصیت کرد و سلطنت مطلقه را تثبیت نمود. نقد مصدق، نباید توجیه‌گر کودتا یا بازگشت به انسداد سیاسی ‌شود.

   ۵. بی‌سوادی یا دین‌خواهی مردم دلیل محروم کردن آنان از حقوق سیاسی نیست

این استدلال در تاریخ بارها تکرار شده: «مردم هنوز آماده نیستند.» ولی پرسش این است: چه کسی و چه نهادی باید آماده‌سازی را انجام دهد؟ سلطنت اقتدارگرا عملاً آموزش سیاسی مردم و نهادسازی مدنی را سرکوب کرد. در نتیجه جامعه نه «آماده‌تر» بلکه شکننده‌تر شد، و همین به انفجار ۱۳۵۷ انجامید.»

* سوم. کودتا، توسعه و آزادی: ۲۸ مرداد؛ گشایش تاریخی یا انسداد سیاسی؟

اظهارات آقای دکتر: «کودتای سوم اسفند با نهادینه کردن قانونمداری مسیر طولانی دموکراسی را گشود. 

درباره ۲۸ مرداد که زمانی در جوانی منتقد و مخالف آن بودم، اکنون آن برکناری قانونی را فرصتی برای توسعه اقتصادی و آموزشی می‌دانم که هنوز هم فرایند آن یعنی رسیدن به بلوغ اجتماعی و آزادی‌خواهی ادامه دارد. دموکراسی و جامعه مدنی پس از نیل به آزادی میسر است. 

تلاش مصدق در به تصویب رساندن ملی کردن نفت سزاوار تقدیر است. ولی این‌که نتوانست یا نخواست، و تبدیل جنبش به مبارزه قدرت کینخواهانه را باید محکوم کرد. امینی با چهار ماه مذاکره آگاهانه به نتیجه مطلوب رسید و به ۴ سال تعطیل صنعت نفت ایران پایان داد. زاهدی که زمانی منجی وحدت ملی ایران و مانع گسست [وحدت ملی با] امارت کردی سیمیتقو و عربستان خزعل و جمهوری شوروی سوسیالیستی میرزا کوچک خان بود، دولت جبهه ملی را روی کار آورد و در نهایت ایران را از کودتای حزب توده نجات داد.»

پاسخ سوم موسی اکرمی: «ناگزیرم ادعاهای جناب عالی را تفکیک کنم و به هر یک پاسخی کوتاه بدهم امیدوارم برای علاقمندان سودمند باشند.

۱. کودتای سوم اسفند با نهادینه کردن قانونمداری مسیر طولانی دموکراسی را گشود.

پاسخ. واقعیت این است که کودتای ۱۲۹۹ آغاز بازگشت به تمرکز قدرت و اقتدار فردی بود. رضاشاه - به یاری خردمندانی چون فروغی و داور و بسا کسان دیگر ـ  برخی اصلاحات مدرن (دادگستری نوین، ثبت اسناد، ارتش مدرن) را پیش برد، ولی خود او هم‌زمان آزادی مطبوعات، احزاب و انجمن‌ها را نابود کرد و مجلس را به نهادی فرمایشی بدل ساخت.

قانونمداری بدون آزادی و تفکیک قوا معنای واقعی ندارد. آنچه پس از کودتا شکل گرفت بیشتر نظم بوروکراتیک اقتدارگرایانه بود، نه قانون‌مداری به معنای مشروطه.

۲. برکناری در ۲۸ مرداد برکناری قانونی فرصتی برای توسعه اقتصادی و آموزشی بود

پاسخ. باید بگویم که آن برکناری قانونی نبود: مطابق قانون اساسی، شاه حق انحلال مجلس را نداشت و فرمان عزل نخست‌وزیر بدون تأیید مجلس فاقد وجاهت بود. همه‌ی سردمداران کودتا اقرار کرده‌اند که سقوط دولت دکتر مصدق با توسل به زور و از طریقی غیرقانونی صورت گرفته است. شما مسلما مطالب لازم را در نوشته‌ها و اسناد و خاطرات برجای مانده - از کرومیت روزولت و اردشیر زاهدی تا شعبان جعفری و اسناد سیا - خوانده‌اید.

همچنین باید گفت که توسعه‌ی اقتصادی و آموزشی پس از ۱۳۳۲ واقع شد، ولی به بهای نابودی آزادی‌ها و وابستگی شدید به آمریکا. «فرصت توسعه» در واقع بر پایه‌ی انسداد سیاسی و سرکوب هر صدای مخالف به دست آمد. این توسعه‌ی نامتوازن زمینه‌ی بحران‌های اجتماعی دهه‌ی ۱۳۵۰ و انقلاب ۱۳۵۷ را فراهم کرد.

۳. دموکراسی و جامعه مدنی پس از نیل به آزادی میسر است.

پاسخ. با پوزش بسیار باید بگویم در فلسفه‌ی سیاسی این گزاره دقیقا وارونه است. آزادی و جامعه‌ی مدنی پیش‌شرط دموکراسی‌اند، نه نتیجه‌ی پس از آن.  بدون نهادهای مستقل، آزادی بیان و مشارکت سیاسی، هرگز بلوغ اجتماعی به دست نمی‌آید. برعکس، سرکوب آزادی‌ها جامعه را ناپخته و منفعل نگه می‌دارد.

۴. مصدق ملی کردن نفت را تصویب کرد، ولی جنبش را به مبارزه قدرت کین‌خواهانه بدل کرد.

پاسخ: دکتر مصدق قانون ملی شدن نفت را اجرا کرد، ولی بحران اصلی ناشی از فشار خارجی و کارشکنی داخلی بود. او کوشید با رفراندوم و اختیارات ویژه از انسداد ساختاری عبور کند. تعبیر «مبارزه‌ی قدرت کین‌خواهانه» تحریف است: دکتر مصدق نه به‌دنبال انتقام شخصی، بلکه به‌دنبال حفظ استقلال سیاسی و اقتصادی کشور در برابر دخالت خارجی و سلطنت مطلقه بود.

۵. امینی با چهار ماه مذاکره به نتیجه مطلوب رسید و به تعطیل صنعت نفت پایان داد.

پاسخ: بزرگوار! این چه روایتی است؟! 

دکتر امینی چونان وزیر دارایی، در سال ۱۳۳۳ قرارداد کنسرسیوم را امضا کرد که عملاً نفت ایران را دوباره به شرکت‌های خارجی سپرد! این توافق در کوتاه‌مدت تولید نفت را بازگرداند، ولی استقلال اقتصادی ایران را تضعیف کرد. 

اجازه دهید بگویم از این نگاه شما در شگفتم. مقایسه‌ی این قرارداد با ملی شدن نفت، مقایسه‌ی «بازگشت به وابستگی» با «کوشش برای استقلال» است.

 ۶. زاهدی منجی وحدت ملی بود و ایران را از کودتای حزب توده نجات داد.

پاسخ: زاهدی - با هر گذشته‌ای که داشت - با حمایت مستقیم سیا و ام‌آی۶ به قدرت رسید. نقش او در «نجات از توده» اغراق‌آمیز است؛ حزب توده در ۱۳۳۲ ضعیف و پراکنده بود و از توانایی کودتا برخوردار نبود. شما را به همان خاطرات فرزند آقای فضل‌الله زاهدی – یعنی آقای اردشیر زاهدی، داماد شاه، که از شاهدان رویدادهای «کودتا»ی 28 امرداد 1332 بوده و آن رویداد را در کتاب خاطرات خود (۲۵ سال در کنار پادشاه) گزارش کرده است - ارجاع می‌دهم، که به عنوان یک ضد کمونیست و توده‌ای‌ستیز تمام عیار در برابر تاریخ شهادت می‌دهد که تبلیغات انگلستان بود که از حزب توده‌ی ایران برای آمریکا لولو ساخت و همچنین جریانی به نام «توده نفتی» پدید آورد.

اقدامات «سپهبد» زاهدی بیش از آنکه منجی وحدت ملی باشد، تثبیت سلطنت و وابستگی ایران به آمریکا بود.

دکتر عزیز، کودتای ۱۲۹۹ و سپس کودتای ۲۸ امرداد 1332 مسیر دموکراسی را نگشودند، بلکه آن را بستند. اصلاحات مدرن و توسعه‌ی اقتصادی در چارچوب اقتدارگرایی ممکن شد، ولی بدون آزادی و عدالت ماندگار نبود.  روایت‌هایی که کودتاها را «قانونی» یا «منجیانه» می‌نامند، در واقع توجیه‌گر انسداد سیاسی هستند، نه بازخوانی بی‌طرفانه‌ی تاریخ.»

* چهارم. نظم بوروکراتیک یا حاکمیت قانون؟ بازخوانی رضا شاه، مشروطه و بحران ۱۳۳۲

اظهارات آقای دکتر: «رضا شاه نه معماری می‌دانست و نه قانون. معلوم است که توسط به کارگیری کارشناسان کرد. آنها قبلا هم بودند!اما ایران را جمع کرد و قانون‌مدار کرد! کدام کشور کل آسیا غیر از ترکیه قانون‌مدار بود؟ 

آزادی حاصل و فرایند قانون‌مداری است نه برعکس. کشور آسیایی و آفریقایی دیگر بهره مند از آزادی کدام است. صد سال بعد هنوز به آزادی نرسیده است. 

تفکیک قوا ربطی به آزادی مطبوعات ندارد. تفکیک قوا در ایران و ترکیه بیش از همه کشورهای آسیا و آفریقا وجود داشت. 

بله پس از کودتای سوم اسفند که پس از سه ماه قوام و مصدق و مشیرالدوله و مستوفی هم به آن پیوستند و کنار سردار سپه نشستند و کارایی نشان دادند نظم بوروکراتیک اقتدارگرایانه بود که ایران نداشت. ایرانی وجود نداشت!

معنی مشروطه هم تنها عدالتخانه و حکومت قانون است. عدل مطفر! 

در مورد برکناری مصدق که خواهان قبضه حکومت فردی بود اولا شاه طبق فانون اساسی ۱۳۲۸ که مصدق به آن دوبار سوگند خورده بود مانند کشورهای مشروطه دموکراتیک حق انحلال مجلس را نداشت. تازه شاه مجلس را منحل نکرد. مصدق به بهانه رفراندوم در ۲۲ مرداد انحلال آن را اعلام کرد که تعطیل تلقی میشود. 

مجلس اول و دوم و سوم هم تعطیل شدند و نخست و زیرا توسط شاه عزل و نصب شدند.  عزل وزیر طبق اصل ۴۶ متمم قانون اساسی با شاه است! اختیارات نخست وزیر کجاست! ضمنا مصدق معتقد است که شاه اصولا حق عزل و نصب نخست وزیر را دارد!!!  این‌که دیگر ‌دفاع ندارد!»

پاسخ چهارم موسی اکرمی: «متأسفانه بدون دریافت پاسخ بسیاری از نقدهای خود، از جمله نقد به ادعاهای شش‌گانه‌ی استخراج شده از نوشته‌ی شما،  باز هم ناگزیرم همچنان پاسخ‌های موجز دقیقی عرض کنم. ازاین‌رو باز هم اجازه‌می‌خواهم که ادعاهای مهم این فرسته‌ی شما را نیز استخراج کنم و به هر یک از آن‌ها پاسخ دهم.

۱) رضا شاه ایران را «جمع کرد» و «قانون‌مدار» کرد؛ او معمار نبود، از کارشناسان استفاده کرد  - و جز ترکیه، کدام کشور آسیا قانون‌مدار بود؟

پاسخ: این راست است که رضاخان / رضا شاه بر زمینه‌ی نیازهای کشور و یاری افرادی بسیار داناتر از خود او ظرفیت سازمان‌دهی حکومت مرکزی، ارتش و پروژه‌های عمرانی را فعال کرد و نهادهای بوروکراتیک مدرن ساخت، ولی میان «نوسازی اداری» و «حاکمیت قانونِ واقعی» فرقی بنیادین وجود دارد. آنچه حکومت او پدید آورد «نظم بوروکراتیک اقتدارگرایانه» بود: استقلالِ مؤسسات قضائی، آزادی مطبوعات، احزاب و فضای سیاسی آزاد عملاً تضعیف یا تعطیل شد  - یعنی «قانون‌مداری»ی دموکراتیک (تفکیک قوا، مسئولیت دولت در برابر پارلمان، حقوق شهروندی و آزادی بیان) محقق نشد. 

یادآوری: ادعای «فقط ترکیه قانونمدار بود» یک ادعای راست نیست  - تاریخ آسیا نشان می‌دهد کشورهائی دیگر (مانند ژاپن از دوره‌ی میجی به بعد، و در سده‌ی بیستم هند پس از استقلال، و سپس کره‌ی جنوبی، تایوان و برخی دیگر) مؤلفه‌های قانونی و پارلمانیِ نسبتاً مستقل داشته‌اند. ازاین‌رو ایرانِ دوران پهلوی را نباید صرفاً با «استثنا بودن ترکیه» توجیه کرد.

 ۲) آزادی نتیجه‌ی قانون‌مندسازی است، نه بالعکس - آسیا و آفریقا هنوز آزاد نشده‌اند.

پاسخ: رابطه میان قانون‌مندی و آزادی دوسویه و پیش‌رونده است. قانون‌مندی برخوردار از صورت ولی تهی از حقوق و نهادهای نظارتی (دادگاه‌های مستقل، مطبوعات آزاد، جامعه‌ی مدنی) می‌تواند تبدیل به ابزار اقتدارگرایی شود. مطالعات و شاخص‌های بین‌المللی نشان می‌دهند رسانه‌ی آزاد و نهادهای مستقل دقیقاً نقشِ «پیش‌شرط» یا همزادِ دموکراسی را دارند؛ نبودشان هر قدر هم «قوانین» مصوب وجود داشته باشند، به سرکوب سیاسی منتهی می‌شود. ازاین‌رو حکمِ «ابتدا قانون، بعد آزادی» اگر به معنای «تحمیل قانونی از بالا بدون حقوق مدنی» باشد، عملاً تجربه‌ی تاریخی ایران و نمونه‌های دیگر را توضیح نمی‌دهد. 

۳) تفکیک قوا ربطی به آزادی مطبوعات ندارد؛ در ایران و ترکیه تفکیک قوا بیشتر از بقیه‌ی آسیا و آفریقا بود.

پاسخ: «نصِ قانونیِ تفکیک قوا» و «اجرای واقعیِ آن» دو چیزند. ممکن است در قوانین نقش‌های جداگانه تعریف شده باشند ولی اگر قوه‌ی قضائیه مستقل نباشد، مجلس تحت فشار قرار گیرد یا فرمایشی شود، و مطبوعات ممنوع یا سانسور گردند، آن «تفکیک» کارکرد نظارتی و مهارکنندگی قدرت را از دست می‌دهد. تجربه نشان می‌دهد که در ایرانِ دوران پهلوی بسیاری از اصول دست‌کم در عمل زیر پا گذاشته شدند یا تضعیف گردیدند؛ ازاین‌رو ادعای وجودِ مؤثرِ «تفکیک قوا» تنها با استناد به متن قانون قابل دفاع نیست - باید به واقعیاتِ کارکردی توجه شود. (متن‌ قانون اساسی و متمم آن وجود داشتند، ولی تفسیر و اجرای آن‌ها مهم‌اند).

۴) کودتای ۳ اسفند (۱۹۲۱) نظم آورد؛ رجال و کابینه‌ها کنار سردارِ سپه نشستند و کارآمدی نشان دادند  - ایران نظم نداشت.

پاسخ: به‌راستی کودتا توانست دولتِ مرکزی را مقتدر کند و برخی شورش‌ها و قدرت‌های  ملوک‌الطوایفی محلی را سرکوب نماید؛ ولی «نظم» به‌ بهای تعطیلی عرصه‌ی سیاسی و حذفِ نهادهای آزاد و عرصه‌ی انتقاد عمومی به‌دست آمد. در واقع سال سلطنت‌یابی رضاشاه، در 1304، نقطه‌ی آغازِ تمرکز قدرت و سپس تولد رژیمی شد که اصلاحات از بالا را با حذف آزادی‌های سیاسی همراه کرد. نتیجه‌گیری تاریخی باید هم ملاحظه‌ی ظرفیتِ دولت مرکزی را داشته باشد و هم ملاحظه‌ی هزینه‌ی نبود نهادهای دموکراتیک را. 

5. مشروطه به معنی «عدل/عدالتخانه» و حکومت قانون است؛ همین قاعده کافی بود.

پاسخ: جنبش انقلابی مشروطه‌خواهی و دستاوردش قطعاً به «حکومت قانون» و ایجاد عدالتخانه‌ها / دادگاه‌های منصفانه اهمیت بخشیدند، ولی مفهومِ مشروطه در زبانِ سیاسیِ مدرن وسیع‌تر است: پارلمانِ نمایندگی، مسئولیتِ دولت در برابر مجلس، آزادی‌های عمومی (مطبوعات، اجتماعات، احزاب) و نظارت قانونی بر اعمال حاکمیت. اگر تنها «وجود نهاد قضایی» را ملاک بگیریم، از سویه‌ی بیرونی شکلِ قانونمندی را می‌پذیریم، ولی از مشروطه سویه‌ی عملکردی و مشارکتی ناقص می‌ماند. به‌دیگر سخن، «عدل» (که نوع مظفری‌اش حداقلی بود و جانشین مظفرالدین شاه همان را نیز نپذیرفت) لازم است ولی به‌تنهایی کافی نیست - بدون نهادهای سیاسی و اجتماعی مستقل، عدالت و قانون به ابزارهائی زیر نظر قدرت تبدیل می‌شوند.

۶) درباره‌ی برکناری دکتر مصدق و رفراندوم: شاه طبق قانون‌اساسی در ۱۳۲۸ حق انحلال مجلس را نداشت؛ شاه مجلس را منحل نکرد؛ مصدق با رفراندوم (۲۲ مرداد) آن را منحل اعلام کرد؛ ازاین‌رو دفاعی برای مصدق نیست.

پاسخ: واقعیت سیاسی - حقوقیِ رویداد امرداد ماه ۱۳۳۲ پیچیده است و در تحلیل آن هم «نصِ قانون» و هم «عمل سیاسی» اهمیت دارند. متمم و اصول قانون اساسی (متون مشروطه با الحاقات بعدی) برخی اختیارات صوریِ پادشاه را می‌پذیرفتند (مانند نقش او در انتصاب / فرمان‌ها) ولی روح مشروطیت و تفسیرِ بسیاری از حقوق مطرح در قانون اساسی بر آن دلالت داشتند که کارکرد اجراییِ عزل و نصب نباید در غیاب نمایندگی پارلمانی صورت گیرد؛ بازاین‌رو متن و تفسیرِ حقوقیِ عزل نخست‌وزیر و انحلال مجلس محل منازعه‌ی حقوقی و سیاسی بود.

 یادآوری یکم. درباره‌ی رفراندوم و انحلال مجلس

دکتر مصدق در تابستان ۱۳۳۲ از رفراندوم چونان ابزاری برای کسب مشروعیت مردمی و عبور از بحران پارلمانی استفاده کرد؛ نتیجه‌ی رسمی رفراندوم به‌نفع او اعلام شد، و او پس از آن اعلام کرد که مجلس عملاً منحل شده است  - این اقدام از دید مخالفان «فراقانونی و خودمحور» تلقی شد و از دید طرفداران او پاسخ به بن‌بست نهادی بود. ولی همین بحران زمینه‌ی مداخله‌ی خارجی و کودتا را فراهم ساخت؛ کودتای ۲۸ امرداد از سوی عوامل خارجی و داخلی، چنان کرد که حتی اگر کسی بتواند با استناد به متن قانون اساسی (برای نمونه، اصل ۴۶ متمم قانون اساسی یا تفسیری از آن) برای عزل نخست‌وزیر یا انحلال مجلس توجیه حقوقیِ صوری پیدا کند، اتفاقی که عملاً رخ داد ـ یعنی کودتای ۲۸ امرداد و سرکوب خونین نیروهای سیاسی ـ همه‌ی آن بحث‌های صرفاً استوار بر نص را بی‌اعتبار می‌سازد. به دیگر سخن هنگامی که روند واقعی با زور نظامی، دخالت خارجی و نقض آشکار اصول مشروطه رقم خورد، دیگر بحث این‌که «در فلان اصل شاه چنین اختیاری داشت یا نه» جنبه‌ی فرعی می‌یابد زیر نتیجه‌ی نهایی نه اجرای قانون، بلکه لغو عملی قانون و انسداد سیاسی بود.

بدین‌سان، حتی اگر دکتر مصدق خطاهای حقوقی یا سیاسی‌ای انجام داد، نتیجه‌ی اصلی کودتا و سرکوب دموکراتیک و مرگِ فرصت نهادسازی بود. 

یادآوری دوم. یک نکته‌ی حقوقی

بسیاری از حقوق‌دانان و مورخان معتقدند که «صدور فرمانِ عزل» در شرایطی که مجلس وجود دارد و نخست‌وزیر مورد اعتماد اکثریت است، با روح مشروطه ناسازگار است؛ ازاین‌رو استدلالِ صرفِ «نصِ صوریِ یک اصل» برای توجیه کودتا یا برکناری قهری کافی نیست. (تفسیر و اجرای قانون تعیین‌کننده‌اند).»

* پنجم. قانون اساسی و برکناری مصدق: نص قانون، روح مشروطه و واقعیت کودتا

اظهارات آقای دکتر: «در ادامه متن اصول ۴۶ تا ۵۰ متمم قانون اساسی مشروطهٔ ایران را در باب بخشی از اختیارات شاه در زیر آوردم:

لطفا شما هم متن اختیارات نخست وزیر یا ماده ای که نامی از نخست وزیر برده باشد ذکر فرمایید. 

اصل چهل‌وششم: عزل و نصب وزرا، به موجب فرمان همایون پادشاه است.  

اصل چهل‌وهفتم: اعطای درجات نظامی و نشان و امتیازات افتخاری با مراعات قانون مختص شخص پادشاه است.  

اصل چهل‌وهشتم: انتخاب مأمورین رئیسه دوایر دولتی، از داخله و خارجه، با تصویب وزیر مسئول، از حقوق پادشاه است، مگر در مواقعی که قانون استثناء نموده باشد. ولی تعیین سایر مأمورین راجع به پادشاه نیست مگر در مواردی که قانون تصریح می‌کند.  

اصل چهل‌ونهم: صدور فرامین و احکام برای اجرای قوانین از حقوق پادشاه است، بدون این که هرگز اجرای آن قوانین را تعویق یا توقیف نمایند.  

اصل پنجاهم: فرمانفرمائی کل قشون بری و بحری با شخص پادشاه است. 

اصل پنجاه و یکم: اعطای درجات و ترفیعات نظامی با امضای شخص پادشاه است. 

اختیار مهم دیگر انتصاب نیمی از سناتورهاست.

کودتایی رخ نداد. برکنار شد. . مصدق پس از شکست در تنها مأموریت خود یعنی نفت به جای اتخاذ سیاست اقتصاد بدون نفت و تعطیل درآمد ملی باید خودش استعفا می‌کرد. 

تعطیل سنا!!! تحصیل اختیارات قانونگذاری! و قبضه کردن فرماندهی نیروهای مسلح ربطی به نخست وزیر نداشته و حتی در کشورهای دموکراتیک غیر قانونی است. 

در دوران دو سال و نیم ایشان هیچ کار مثبتی انجام نشد! برنامه اول تعطیل و چاپ اسکناس صرف پرداخت حقوق کارمندان شد. البته که دموکراتیک نبود! جامعه عقب مانده ایران هم دموکراتیک نبود. جبهه ملی در ۱۳۵۷ دولت را در اختیار گرفت و از نظامی و غیر نظامی به اعدام سپرده و بی حساب شدند.»

پاسخ پنجم موسی اکرمی: «باز هم بدون پاسخ دادن به برخی نقدهای من به زمینه‌ی کمابیش متفاوتی پرداخته‌اید. اجازه دهید همچنان به گونه‌ای جدا جدا تک تک نکات شما را طرح و نقد کنم. ۱. قانون اساسی و جایگاه نخست‌وزیر

درست است که در متمم قانون اساسی مشروطه از «شاه» و «وزرا» سخن گفته شده و نامی از «نخست‌وزیر» به صراحت نیامده است. ولی در عمل و در عرف مشروطیت، مقام «رئیس‌الوزرا» (و بعدها نخست‌وزیر) وجود داشت و وزرا مسئول امور مملکتی بودند

ازاین‌رو هر وزیری که به ریاست کابینه می‌رسید، در برابر مجلس و ملت مسئولیت داشت، نه شخص شاه. این اصل، مبنای محدودسازی  قدرت مطلقه‌ی شاه و اصل «مسئولیت سیاسی دولت» بوده است. مطابق اصول ۲۷، ۲۸ و ۲۹ قانون اساسی، مجلس اختیار «سؤال و استیضاح» وزرا را دارد. این به معنای آن است که نخست‌وزیر و کابینه وابسته به اعتماد مجلس بودند، نه به اراده‌ی شخص شاه.  ۲. مسئله‌ی عزل مصدق

استناد به اصل ۴۶ متمم قانون اساسی (عزل و نصب وزرا به موجب فرمان پادشاه است) باید با توجه به سایر اصول روی دهد. این اصل در زمان مشروطه به معنای «تشریفات» حقوقی بوده، نه اختیار مطلق. یعنی شاه بدون تصویب یا اعتماد مجلس، نمی‌توانست آزادانه وزیران را تغییر دهد. اگر شاه می‌توانست در هر زمان که خواست نخست‌وزیر را عزل کند، اصول مربوط به «مسئولیت وزرا در برابر مجلس» بی‌معنا می‌شد.

ازاین‌رو، عزل نخست‌وزیر تنها در صورتی مشروع بود که مجلس هم از او سلب اعتماد می‌کرد. در قضیه‌ی دکتر مصدق، مجلس در تیرماه ۱۳۳۲ منحل نشده بود، بلکه او درخواست همه‌پرسی برای انحلال مجلس هفدهم کرد. این امر قابل بحث است، اما تا پیش از اجرای همه‌پرسی، شاه عملاً نمی‌توانست با اتکا به فرمان فردی، نخست‌وزیر را برکنار کند. ۳. اختیارات ویژه (اختیارات شش‌ماهه‌ی دکتر مصدق)

اعطای اختیارات قانونگذاری به دولت دکتر مصدق با تصویب مجلس انجام شد (اصول ۲۷ و ۲۸). در بسیاری از کشورها در شرایط اضطراری، پارلمان اختیارات ویژه به دولت می‌دهد. این کار خلاف قانون اساسی نبود.

در مورد فرماندهی کل قوا نیز باید گفت درست است که مطابق قانون، شاه فرمانده بود، ولی در عمل، اختیارات اجرایی و عملیاتی ارتش با دولت بود. دکتر مصدق هنگامی که خواست کنترل وزارت جنگ را در دست گیرد، بر مبنای اصل «مسئولیت دولت» در برابر مجلس عمل ‌کرد، زیرا نمی‌توانست در برابر ارتشی که در اختیار شاه بود ولی به نام دولت هزینه می‌گرفت، مسئول باشد بدون آنکه اختیار داشته باشد. ۴. عملکرد دکتر مصدق

برخلاف این ادعا که «هیچ کار مثبتی انجام نشد»، دکتر مصدق دستاوردهای مهمی داشت که به شماری از آن‌ها اشاره می‌کنم:

الف) ملی‌کردن صنعت نفت و پایان دادن به سلطه‌ی استعمار اقتصادی انگلستان (برپایه‌ی مقاومت ضد استعماری دیرین او بر متن خواست گفته و ناگفته‌ی ملی). 

ب) تقویت نهادهای دموکراتیک (برگزاری همه‌پرسی، مبارزه با فساد دربار و دربارسالاری).

پ) کوشش برای اصلاحات مالی و کاهش هزینه‌های دربار و ارتش.

ت) تکیه به نیروی مردم در اداره‌ی کشور.

این راست است که اقتصاد دچار بحران شد، ولی این نتیجه‌ی فشار خارجی (تحریم نفتی انگلستان، محاصره‌ی اقتصادی، بستن حساب‌ها در خارج و نهایتاً کودتای سیا و MI6) بود، نه صرفاً ناکارآمدی داخلی. ۵. عزل قانونی یا کودتا؟

اسناد منتشرشده از سوی آمریکا و انگلیس (عملیات آژاکس) نشان می‌دهند که سقوط دکتر مصدق یک «عزل قانونی» نبود؛ بلکه کودتایی سازمان‌یافته با پول، تبلیغات و دخالت مستقیم سازمان‌های جاسوسی بود. اگر صرف فرمان شاه کافی بود، چرا لازم شد کودتای ۲۸ امرداد با تانک و پول و اوباش اجرا شود؟ ۶. پرسش‌های اساسی

برای گفت‌وگوئی منطقی پرسش‌های زیر را با شما در میان می‌گذارم که امیدوارم به گونه‌ای دقیق و یک به یک پاسخ دهید وگرنه به نظر می‌رسد سود بیشتری در ادامه‌ی این بحث دو نفره نیست:

الف) اگر شاه می‌توانست آزادانه نخست‌وزیر را عزل کند، پس چرا اصول مسئولیت وزرا در برابر مجلس تصویب شد؟

ب) اگر کودتایی رخ نداد، اسناد سازمان سیا (۲۰۱۳) و کتاب‌های رسمی آمریکا و انگلیس درباره‌ی عملیات آژاکس را چگونه توضیح می‌دهید؟

پ) آیا مشروع است که شاه بدون رأی مجلس، نخست‌وزیری را که دو بار اکثریت مجلس به او رأی اعتماد داده بود، صرفاً با یک فرمان کنار بزند؟

ت) اگر عملکرد دکتر مصدق «هیچ کار مثبتی» نبود، چرا حتی شماری از مخالفانش به دستاورد ملی‌شدن صنعت نفت اذعان می‌کنند؟»

آقای دکتر پاسخی به درخواست من ندادند و گفت‌وگو پایان یافت.

 یادآوری مهم در باره‌ی این گفت‌وگو: اختلاف بر سر تاریخ یا اختلاف بر سر معنای قانون‌مداری؟

این گفت‌وگوی در ظاهر درباره‌ی مجموعه‌ای از رویدادها و شخصیت‌های تاریخ معاصر ایران است: مشروطه، مجالس نخستین، کودتای سوم اسفند، رضاشاه، دکتر مصدق، ۲۸ امرداد 1332، دکتر امینی و سپهبد زاهدی. اما با اندکی دقت روشن می‌شود که اختلاف طرفین تنها بر سر تفسیر چند واقعه‌ی تاریخی نیست؛ در ژرفای این گفت‌وگو، دو برداشت متفاوت از قانون‌مداری، آزادی، نظم سیاسی و مسیر گذار به دموکراسی در برابر یکدیگر قرار گرفته‌اند.

در یک سوی بحث، بر شرایط تاریخی و اجتماعی ایران، ضعف نهادهای نوپا، بی‌سوادی گسترده، سنتی‌بودن جامعه، ضرورت ایجاد دولت مرکزی مقتدر و نقش قانون‌گذاری و نوسازی اداری در فراهم‌کردن مقدمات توسعه تأکید می‌شود. بر پایه‌ی این نگرش، نمی‌توان از جامعه‌ای که هنوز از نظر آموزشی، اجتماعی و نهادی آمادگی لازم را ندارد، انتظار دموکراسی کامل داشت؛ ازاین‌رو ایجاد نظم، قانون، دولت کارآمد و توسعه‌ی آموزشی و اقتصادی می‌تواند مرحله‌ای مقدماتی برای رسیدن به آزادی و دموکراسی در آینده تلقی شود. از این دیدگاه، حتی اقدامات اقتدارگرایانه نیز ممکن است در چارچوب یک «فرایند انتقالی» و با توجه به شرایط زمانه ارزیابی شوند.

در سوی دیگر، استدلال بر این تمایز بنیادین استوار است که نوسازی دولت با حاکمیت قانون، و نظم سیاسی با آزادی سیاسی، یکی نیستند. ایجاد ارتش منظم، دستگاه اداری، دادگستری نوین، توسعه‌ی اقتصادی یا گسترش آموزش، هر اندازه مهم باشند، به‌خودی‌خود به معنای تحقق قانون‌مداری نیستند. قانون‌مداری، در معنای سیاسی و مشروطه‌خواهانه‌ی آن، هنگامی تحقق می‌یابد که قدرت نیز خود در برابر قانون محدود باشد، نهادهای نمایندگی استقلال داشته باشند، دولت در برابر مجلس پاسخ‌گو باشد، قوه‌ی قضائیه از مداخله‌ی قدرت سیاسی مصون بماند و آزادی مطبوعات، اجتماعات و مشارکت سیاسی امکان نقد و مهار قدرت را فراهم کنند.

از همین‌جا یکی از اختلاف‌های اساسی گفت‌وگو آشکار می‌شود: آیا آزادی محصول قانون‌مداری است یا یکی از شرایط تحقق قانون‌مداری؟ اگر قانون را صرفاً مجموعه‌ای از مقرراتی بدانیم که از سوی حکومت وضع و اجرا می‌شوند، ممکن است دولتی اقتدارگرا نیز در معنایی محدود «قانون‌مدار» نامیده شود. اما اگر قانون‌مداری را به معنای حاکمیت قانون بر خودِ قدرت سیاسی، استقلال نهادها و تضمین حقوق شهروندان بفهمیم، صرف وجود قوانین و دستگاه‌های اداری برای تحقق آن کافی نیستند. در این معنا، آزادی و قانون‌مداری نه دو مرحله‌ی کاملاً جدا از یکدیگر، بلکه عناصر به‌هم‌پیوسته‌ی یک نظم سیاسی مشروطه‌اند.

همین اختلاف در ارزیابی مشروطه نیز خود را نشان می‌دهد. این‌که مشروطه‌ی ایران در سال‌های نخست خود دموکراسی کامل نبود، محل مناقشه‌ی جدی نیست. مسئله‌ی مهم‌تر این است که آیا باید آن را صرفاً نظمی ناقص و نابالغ دانست که جامعه برای آن آمادگی نداشت، یا آن را آغاز نهادیِ فرایندی تاریخی برای محدودکردن قدرت و گسترش مشارکت سیاسی تلقی کرد. در برداشت دوم، ضعف مجلس، احزاب و نهادهای مدنی دلیل کافی برای تعطیل یا تضعیف آنها نیست؛ بلکه دقیقاً نشان‌دهنده‌ی ضرورت تقویت تدریجی آنها است.

اختلاف درباره‌ی کودتای ۲۸ امرداد 1332 نیز در همین چارچوب قابل فهم‌تر می‌شود. اگر مسئله را صرفاً از دیدگاه کارآمدی دولت، توسعه‌ی اقتصادی یا امکان بازگرداندن نظم سیاسی بنگریم، ممکن است کودتا چونان نقطه‌ی آغاز دوره‌ای از ثبات و توسعه تفسیر شود. اما اگر معیار اصلی، استمرار نهادهای مشروطه، استقلال سیاسی و امکان رشد تدریجی جامعه‌ی مدنی باشد، پرسش دیگری پیش می‌آید: آیا توسعه‌ای که با حذف یا تضعیف نهادهای مستقل سیاسی همراه شود، می‌تواند جایگزین توسعه‌ی سیاسی و نهادی شود؟ این همان نقطه‌ای است که ارزیابی تاریخیِ «پیامدهای توسعه» از داوری درباره‌ی «شیوه‌ی دستیابی به آن» جدا می‌شود.

ازاین‌رو، حتی اگر درباره‌ی برخی تصمیم‌های دکتر مصدق، نحوه‌ی برخورد او با مجلس، رفراندوم، اختیارات ویژه یا سیاست اقتصادی او نقدهای جدی داشته باشیم، این نقدها به‌خودی‌خود پاسخ به پرسش دیگری، یعنی ماهیت و پیامدهای مداخله‌ی ۲۸ امرداد، نیستند. : به همین سان، پذیرش برخی دستاوردهای نوسازی در دوره‌ی رضاشاه یا توسعه‌ی اقتصادی و آموزشی پس از ۱۳۳۲ نیز الزاماً به معنای پذیرش همه‌ی شیوه‌های اعمال قدرت در آن دوره‌ها نیست.

 بنابراین شاید مهم‌ترین نتیجه‌ی این گفت‌وگو این باشد که برای داوری درباره‌ی تاریخ سیاسی ایران، باید میان چند مفهوم که غالباً در هم آمیخته می‌شوند تمایز بگذاریم: دولت مقتدر، دولت کارآمد، دولت قانون‌مدار، دولت مشروطه و دولت دموکراتیک. ممکن است دولتی مقتدر باشد اما قانون‌مدار نباشد؛ ممکن است دولتی قانون‌مدار باشد اما هنوز کاملاً دموکراتیک نشده باشد؛ و ممکن است دولتی از نظر اداری و اقتصادی کارآمد باشد، اما از نظر حقوق سیاسی و آزادی‌های مدنی محدودکننده باشد. نادیده‌گرفتن این تمایزها، ارزیابی تاریخی را به آسانی به توجیه‌گری سیاسی تبدیل می‌کند.

در نهایت، اهمیت این گفت‌وگو شاید نه در آن باشد که کدام‌یک از دو طرف در همه‌ی جزئیات تاریخی حق دارد، بلکه در این است که نشان می‌دهد معنای قانون‌مداری و نسبت آن با آزادی و دموکراسی همچنان یکی از مسائل بنیادی در فهم تاریخ معاصر ایران است. اگر قرار باشد از تاریخ برای فهم آینده بهره گیریم، شاید لازم باشد نه میان «نظم» و «آزادی» یکی را انتخاب کنیم و نه توسعه‌ی اقتصادی را در برابر توسعه‌ی سیاسی قرار دهیم؛ بلکه باید بپرسیم چگونه می‌توان نظمی ساخت که هم توانایی ایجاد دولت و اجرای قانون را داشته باشد و هم خودِ قدرت را در برابر قانون، نهادهای مستقل و حقوق شهروندان پاسخ‌گو کند.

این پرسش، گفت‌وگوی حاضر را از یک مجادله‌ی تاریخی درباره‌ی گذشته فراتر می‌برد و آن را به مسئله‌ای همچنان زنده درباره‌ی معماری یک نظم سیاسی پایدار، قانون‌مدار و آزادی‌محور تبدیل می‌کند. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر سفر به تاریخ؛ مظفرالدین شاه: عکس ما است وقتی که آب مى خوریم (عکس) نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : 3 جایزه روزنامه نگاران عصرایران در جشنواره «چراغ حقیقت» بیشتر بخوانید: واکاوی رویکرد یار مصدق که کنار زاهدی ایستاد مشروطۀ ایرانی 120 ساله شد/ فراز و نشیب آری، شکست اما نه! نامه 27 مرداد منسوب به کاشانی به مصدق؛ جعلی یا واقعی؟ تماشاخانه حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیم‌کشی فرسوده تا شایعات داغ / گرگان چه چیزی را از دست داد؟ موتورسیکلت هست، زن موتورسوار هست؛ پس چه چیزی کم است؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026
ابراهیم گلستان؛ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد
روزنامه آرمان امروز

ابراهیم گلستان؛ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد

آرمان امروز : سید ابراهیم گلستان (تقوی شیرازی)، از ماندگارترین و در عین حال صریح‌ترین چهره‌های جریان‌ساز ادبیات و سینمای معاصر ایران است. مردی که در ۳۱ مرداد ۱۴۰۲ در غربت چشم از جهان فرو بست. او با نثری آهنگین و ساختاریافته در داستان‌نویسی و نگاهی پیشگام در سینمای مستند و داستانی، الگویی نوین از [ ]
سایت اطلاعات آنلاین

وفور «کاهو» در مزرعه ترجمه؛ برگردان‌های موازی چه بر سر صنعت نشر می‌آورد؟

دیدن اسطوره‌های شاهنامه، جیب‌ پر می‌خواهد
روزنامه هفت صبح

دیدن اسطوره‌های شاهنامه، جیب‌ پر می‌خواهد

سه پروژه بزرگ شاهنامه‌ای، شهریور روی صحنه می‌روند، اما قیمت بلیت‌ها دسترسی بسیاری از مخاطبان را دشوار می‌کند
سایت فرارو

مرگ تدریجی میراث مرند؛ چرا «پیر خاموش» در چشم مسئولان نابود می‌شود؟

وزارت ارشاد مرجع صدور مجوز تلویزیون‌ اینترنتی است؟
سایت فرارو

وزارت ارشاد مرجع صدور مجوز تلویزیون‌ اینترنتی است؟

«انتشار ویدئو» با «صوت و تصویر فراگیر» یکی است؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند مشخص کند رسانه‌هایی مانند «آزاد» باید از وزارت ارشاد مجوز بگیرند یا ساترا.
چرا درجام توقیف شد؟ | نون بیار کباب ببر با نامحرم یا بهانه برای حذف برنامه‌های پرمخاطب؟
سایت رویداد‌ ۲۴

چرا درجام توقیف شد؟ | نون بیار کباب ببر با نامحرم یا بهانه برای حذف برنامه‌های پرمخاطب؟

خبر ساده، کوتاه و البته تکراری بود؛ برنامه درجام به خاطر بازی نون بیار کباب ببر السا فیروز آذر با مهیار حسن مجری توقیف شد. اما این برنامه تنها یک جنجال نداشت.
سایت رویداد‌ ۲۴

تغییر ویترین اکران با رضا عطاران، امیر جدیدی و لیلا حاتمی

پلتفرم‌های تصویری؛ مرز صلاحیت ارشاد و ساترا کجاست؟
سایت عصرایران

پلتفرم‌های تصویری؛ مرز صلاحیت ارشاد و ساترا کجاست؟

اختلاف میان ارشاد و ساترا در واقع اختلاف بر سر طبقه‌بندی حقوقی فعالیت رسانه‌ای است. معیار تعیین مرجع صالح، نام تجاری پلتفرم یا ابزار تولید محتوا نیست؛ باید د...
وام ۸۰۰ میلیاردی! آیا مسئله نشر واقعاً کمبود نقدینگی است؟
خبرگزاری مهر

وام ۸۰۰ میلیاردی! آیا مسئله نشر واقعاً کمبود نقدینگی است؟

مدیر انتشارات نشان معتقد است تزریق ۸۰۰ میلیارد تومان تسهیلات به ناشران و کتابفروشان، بدون تحریک تقاضا و افزایش قدرت خرید مخاطب، نمی‌تواند مشکل اصلی بازار نشر را حل کند.
کتاب‌های پیشنهادی فیتزجرالد برای مطالعه
خبرگزاری ایسنا

کتاب‌های پیشنهادی فیتزجرالد برای مطالعه

اف. اسکات فیتزجرالد، خالق رمان «گتسبی بزرگ» که حتی در متون درسی دبیرستان‌های غرب تدریس می‌شود، در قفسه کتاب‌های خود کتاب‌هایی داشت که نوشته او نبودند. این نویسنده در یکی از دشوارترین تابستان‌های زندگی‌اش، فهرستی از کتاب‌های پیشنهادی که به عقیده او «مطالعه‌شان ضروری» را برای پرستار خود نوشت.
وقتی علی حاتمی، شجریان و علیزاده شاهکار ساختند + صدا
خبرگزاری ایسنا

وقتی علی حاتمی، شجریان و علیزاده شاهکار ساختند + صدا

حسین علیزاده همان هنرمندی است که بسیاری نه صرفا به واسطه نبوغش در موسیقی، بلکه برای شخصیتش او را می‌ستایند. علیزاده همان هنرمند جسوری است که وقتی کلامی نیاز به بیان داشته باشد و کمتر کسی حاضر به عنوان آن است، حتما آن را بیان می‌کند و بارها شده که درد دل هنرمندان موسیقی را با صدایی رسا و جسورانه به گوش …
ابوعلی سینا؛ پزشکی که از مرز درمان گذشت و به «نظام‌سازی در علم» رسید
خبرگزاری ایسنا

ابوعلی سینا؛ پزشکی که از مرز درمان گذشت و به «نظام‌سازی در علم» رسید

ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا، مشهور به شیخ‌الرئیس، تنها یکی از مشهورترین پزشکان تاریخ نیست؛ او از چهره‌هایی است که دانش پزشکی، فلسفه، منطق و علوم طبیعی را در یک دستگاه فکری منسجم به هم پیوند داد و اثری بر جای گذاشت که نفوذ آن از جهان اسلام فراتر رفت و قرن‌ها در دانشگاه‌های اروپا نیز حضور داشت.
حسین علیزاده؛ هنرمندی که هیچ نشانی جز ایران لایق او نیست
خبرگزاری ایرنا

حسین علیزاده؛ هنرمندی که هیچ نشانی جز ایران لایق او نیست

تهران- ایرنا- حسین علیزاده از برجسته‌ترین آهنگسازان و نوازندگان تار است که نقشی اساسی در شکل‌گیری جریان‌های نوگرای موسیقی دستگاهی داشته است و با وفاداری به ردیف و سنت‌های موسیقی، زبان آهنگسازی شخصی و خلاقی پدید آورد که هیچ نشانی جز ایران لایق او نیست.
بی‌قراری برای ایران
سایت روزنامه سازندگی

بی‌قراری برای ایران

آهنگ سرگذشت کتابی در پاس‌داشت فهیمه اکبر است
شاهنامه رایگان
سایت روزنامه سازندگی

شاهنامه رایگان

مصطفی جیحونی تصحیح‌اش از شاهنامه را در فضای مجازی به اشتراک گذاشت
۷۵ سالگی استاد
سایت روزنامه سازندگی

۷۵ سالگی استاد

تولد حسین علیزاده؛ مردی که سکوتش هم موسیقی است
درباره تئاتر پنج‌میلیونی/ وقتی فرهنگ به کالای لوکس تبدیل می‌شود
سایت عصرایران

درباره تئاتر پنج‌میلیونی/ وقتی فرهنگ به کالای لوکس تبدیل می‌شود

از منظر جامعه‌شناسی، این اتفاق را باید در امتداد روندی بزرگ‌تر دید. کالایی‌شدن روزافزون سبک زندگی. وقتی سفر، آموزش، ورزش، سلامت، سرگرمی و حتی اوقات فراغت بیش...
         
وقتی مرزها آرام‌آرام جابه‌جا می‌شوند؛ نمایش خانگی چقدر به تعهداتش پایبند است؟
سایت تابناک

وقتی مرزها آرام‌آرام جابه‌جا می‌شوند؛ نمایش خانگی چقدر به تعهداتش پایبند است؟

توقیف برنامه «درجام» را نمی‌توان صرفاً در حد توقف یک برنامه یا حذف قسمت پایانی یک محصول نمایش خانگی دید. فارغ از اینکه مبنای دقیق قضایی این تصمیم چه بوده و ک...
بومی‌سازی به سبک نتفلیکس
سایت فرارو

بومی‌سازی به سبک نتفلیکس

نتفلیکس نیز هرچند بعدها به سمت تولید انبوه حرکت کرد، اما موفقیت خود را مدیون تغییر یک پارادایم بود؛ اینکه پلتفرم، دیگر صرفا واسطه توزیع نیست، بلکه خود به استودیوی بزرگ تولید محتوا تبدیل می‌شود.
[لیلا اردبیلی] میراث فرهنگی؛ فراتر از دیوار و سنگ
سایت اطلاعات آنلاین

[لیلا اردبیلی] میراث فرهنگی؛ فراتر از دیوار و سنگ

وقتی از میراث فرهنگی سخن می‌گوییم، نخستین چیزهایی که معمولاً به ذهن می‌آید بناهای تاریخی، محوطه‌های باستانی، اشیای موزه‌ای و آثار هنری است؛ چیزهایی ملموس که می‌توان آن‌ها را دید و برای حفاظت‌شان قوانین و نهادهایی در نظر گرفت...
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

ماجرای زنی که ازدواج می کند اما در برقراری رابطه... | داستان فیلم ایرانی

روز پزشک؛ میراث ماندگار ابن‌سینا و نقش جاودانه امین تارخ در سریال «بوعلی سینا»
سایت عصرایران

روز پزشک؛ میراث ماندگار ابن‌سینا و نقش جاودانه امین تارخ در سریال «بوعلی سینا»

امین تارخ با ایفای نقش ابوعلی سینا، یکی از ماندگارترین بازی‌های تاریخ تلویزیون ایران را خلق کرد. «بوعلی سینا» یکی از تجربه‌های مهم و اولیه تارخ بود و او در ا...
چرا سریال ضعیف «بدنام» این همه بیننده دارد؟
روزنامه شرق

چرا سریال ضعیف «بدنام» این همه بیننده دارد؟

سریال «بدنام» را می‌توان یکی از ضعیف‌ترین تولیدات اخیر نمایش خانگی به شمار آورد؛ اثری که با وجود برخورداری از نام‌های شناخته‌شده و فرمولی امتحان ‌پس‌داده برای جذب مخاطب، در فیلم‌نامه، شخصیت‌پردازی و اجرا با ضعف‌های آشکاری روبه‌رو است. به گزارش خبرآنلاین روزنامه قدس نوشت: ابزار کامل برای اصلاح …
۱۳ واقعیت دربارۀ «فرانتس کافکا»؛ مردی که رمان «مسخ» را نوشت
سایت عصرایران

۱۳ واقعیت دربارۀ «فرانتس کافکا»؛ مردی که رمان «مسخ» را نوشت

این واقعیت‌های کمتر شنیده‌شده، تصویری کامل‌تر از مردی ارائه می‌دهند که نام خانوادگی‌اش به یک صفت جهانی تبدیل شد: «کافکایی»؛ یعنی عجیب، کابوس‌وار، پیچیده و گر...
نقش‌های چادر کمری گیلانی‌ها، روایتگر باور و فرهنگ مردم
خبرگزاری مهر

نقش‌های چادر کمری گیلانی‌ها، روایتگر باور و فرهنگ مردم

تعداد نوارهای دامن زنان گیلانی فقط جنبه زیبایی نداشته؛ این جزئیات می‌توانست سن، وضعیت تأهل و جایگاه اجتماعی زنان را نشان دهد و پوششی رنگارنگ را به زبانی برای بیان هویت تبدیل کند.
سفرهای خاورمیانه‌ای الهام‌بخش بزرگترین داستان‌های آگاتا کریستی بودند
خبرگزاری مهر

سفرهای خاورمیانه‌ای الهام‌بخش بزرگترین داستان‌های آگاتا کریستی بودند

نیل، پترا، بغداد... منطقه خاورمیانه برخی از مهم‌ترین محیط‌ها را برای شکل‌گیری آثار ملکه جنایت فراهم کرد. قتل‌ها شاید تخیلی بودند، اما سفرهای او واقعی بودند.
آخرین رمان یوسا از چه می‌گوید؟
خبرگزاری ایسنا

آخرین رمان یوسا از چه می‌گوید؟

رمان «سکوت خود را به تو تقدیم می‌کنم» (I Give You My Silence) آخرین نوشته ماریو وارگاس یوسا - برنده جایزه نوبل ادبی - در سال ۲۰۲۳ به زبان اسپانیایی منتشر شد. نویسنده‌اش به‌درستی پیش‌بینی کرده بود که این آخرین رمان او خواهد بود، زیرا سال گذشته در ۸۹ سالگی درگذشت.
خبرگزاری ایرنا

فیلم| گذری بر کاروانسرای شاه عباسی یزد

آسیب‌شناسی یک چالش هنری؛ آیا تئاتر طبقاتی است؟
خبرگزاری ایرنا

آسیب‌شناسی یک چالش هنری؛ آیا تئاتر طبقاتی است؟

روایتِ رسانه‌ای از وضعیت قیمت بلیت تئاتر، این روزها اغلب با تمرکز بر بالاترین نرخ‌هایِ یک سالنِ خاص، تصویرِ یک فضایِ غیرقابلِ دسترسی را به جامعه مخابره می‌کند. اما با نگاه به تنوعِ بیش از ۹۰ اجرایِ هم‌زمان در پایتخت و تفاوتِ ساختاریِ سالن‌های دولتی و خصوصی، مشخص می‌شود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نه …
ابراهیم گلستان؛ روایتگرِ سرسخت یک قرن پرآشوب/ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد
سایت خبرآنلاین

ابراهیم گلستان؛ روایتگرِ سرسخت یک قرن پرآشوب/ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد

سید ابراهیم گلستان (تقوی شیرازی)، از ماندگارترین و در عین حال صریح‌ترین چهره‌های جریان‌ساز ادبیات و سینمای معاصر ایران است. مردی که با نثری آهنگین و ساختاریافته در داستان‌نویسی و نگاهی پیشگام در سینمای مستند و داستانی، الگویی نوین از هنرمندی مستقل، منضبط و بی‌محابا را رقم زد.
سایت عصرایران

«استخر» دومین فیلم ۱۰۰ میلیاردی سال 405 شد

فانتزی با لباس قرضی؛ نقد «ملکه آلیشون»‌
روزنامه هفت صبح

فانتزی با لباس قرضی؛ نقد «ملکه آلیشون»‌

طراحی شخصیت‌ها، لباس‌ها و فضاسازی فیلم بیش از حد به نمونه‌های خارجی نزدیک شده و جهان اثر را کم‌رنگ کرده است
سایت فرارو

علیرضا قربانی درباره ایرج چه گفت؟

سایت عصرایران

توقیف برنامه درجام در نماوا؛ واکنش سجاد شاه‌حاتمی به توقف پخش

سایت عصرایران

روزی که رشت برای مسیح گیلان گریست؛ آرسن میناسیان (+صدا)

نقد فیلم بی‌داد؛ وقتی شعار جایی برای هنر نمی‌گذارد
خبرگزاری جام جم

نقد فیلم بی‌داد؛ وقتی شعار جایی برای هنر نمی‌گذارد

در سال‌های اخیر زیست‌بوم سینمای ایران شاهد پدیده‌ای بوده که از آن با عنوان «سینمای زیرزمینی» یاد می‌شود؛ آثاری که به دلایل مختلف امکان نمایش رسمی پیدا نکرده‌...
سایت رویداد‌ ۲۴

تصادف شدید علیرضا افتخاری + عکس

تاریخ خونبار ملال! | هیولای خاموشی که جهان را به سمت جنگ و ویرانی می‌برد
سایت رویداد‌ ۲۴

تاریخ خونبار ملال! | هیولای خاموشی که جهان را به سمت جنگ و ویرانی می‌برد

تاریخ نشان داده است که انسان گاهی نه از سر نفرت، بلکه برای فرار از پوچی، به دنبال رخدادهایی می‌رود که زندگی را دوباره معنادار جلوه دهد.
وداع با کتاب‌فروشی‌های شهر
روزنامه هفت صبح

وداع با کتاب‌فروشی‌های شهر

تعطیلی کتاب‌فروشی‌های دنیای کتاب، شعبه جماران چشمه، پاپیروس و سیبوک، زنگ خطر جدی برای اقتصاد نشر و آینده فضاهای فرهنگی شهرهاست
وقتی بلیت یک کنسرت‌نمایش هم‌قیمت چند روز زندگی است/ «آرش»؛ روایتی از یک قهرمان مردمی با بلیت‌های غیرمردمی
خبرگزاری برنا

وقتی بلیت یک کنسرت‌نمایش هم‌قیمت چند روز زندگی است/ «آرش»؛ روایتی از یک قهرمان مردمی با بلیت‌های غیرمردمی

برنا- گروه فرهنگ و هنر: کنسرت‌نمایش «آرش» هنوز روی صحنه نرفته، اما قیمت بلیت‌هایش دوباره یک پرسش قدیمی را زنده کرده است؛ تئاتر امروز برای مردم اجرا می‌شود یا...
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ زوال یک یادگار؛ مسجد حاج رجبعلی در آستانه فروپاشی

سایت تابناک

تصاویر دیده‌نشده از حسن جوهرچی

موسیقی با صندلی یا بی ‌صندلی
سایت روزنامه سازندگی

موسیقی با صندلی یا بی ‌صندلی

کنسرت‌های ایستاده و تغییر ذائقه مخاطب
«وطن‌دوستی» با بلیت ۵ میلیونی/ سهم تماشاگر عادی از تئاتر لاکچری چیست؟
خبرگزاری مهر

«وطن‌دوستی» با بلیت ۵ میلیونی/ سهم تماشاگر عادی از تئاتر لاکچری چیست؟

در شرایط سخت اقتصادی این روزها قیمت بلیت نزدیک به ۵ میلیون تومانی یک اثر نمایشی، عملا تماشای تئاتر را برای بسیاری از مخاطبان بالقوه به یک انتخاب لوکس تبدیل کرده است.
خبرگزاری ایرنا

چهارمین جایزه خالقی افتتاح شد/ اهدای نشان به حسین علیزاده

خبرگزاری همشهری‌آنلاین

۵ میلیون تومان بلیت تئاتر نوید محمدزاده و طناز طباطبایی! | ببینید

روایتی از یک میراث معنویِ خراسان شمالی؛ به رنگِ مس
خبرگزاری ایسنا

روایتی از یک میراث معنویِ خراسان شمالی؛ به رنگِ مس

مس‌گری ازجمله صنایع‌دستی و هنرهای سنتی مردم خراسان شمالی از گذشته بوده که اکنون نیز افرادی در این حرفه مشغول به فعالیت هستند، فنون و مهارت‌های مس‌گری و سفیدکاری آن به شماره ۱۶۸۴ در فهرست میراث معنوی کشور به ثبت رسیده است.
خبرگزاری ایرنا

برای «فارس» حساسیم؛ برای «فارسی» چطور؟

سایت سلام سینما

لو رفتن عجیب فیلم تازه جیسون استاتهام؛ آمازون Mutiny را به اشتباه زودتر از موعد منتشر کرد

چرا ون‌ گوگ آثارش را فقط با نام «ونسان» امضا می‌کرد؟
سایت فرارو

چرا ون‌ گوگ آثارش را فقط با نام «ونسان» امضا می‌کرد؟

ونسان ون‌گوگ برخلاف بسیاری از نقاشان هم‌دوره‌، تنها نام کوچک خود، «ونسان»، را روی برخی از آثارش می‌نوشت و جالب‌تر اینکه تنها بخش کوچکی از نقاشی‌هایش را امضا کرده است!
         
وقتی ‌ننه نمکی‌ عامل حریق سینما رکس را لو داد
روزنامه هفت صبح

وقتی ‌ننه نمکی‌ عامل حریق سینما رکس را لو داد

‌حسین تکبعلی‌زاده؛ از مکانیکی تا دزدی و خرده‌فروشی مواد
هنرمند با بخشنامه تربیت نمی‌شود
روزنامه هفت صبح

هنرمند با بخشنامه تربیت نمی‌شود

‌براین اصل ایده قابل دفاع است. اما درعین حال جای نگرانی هم وجود دارد. چون ناگهان قرار است «نظام آموزش‌های فرهنگی و هنری» با انبوهی از استاندارد، گواهینامه، رتبه‌بندی، سامانه، چارت سازمانی و ارزیابی شکل بگیرد و بعد نام این مجموعه «تحول آموزش هنر» گذاشته شود
کاربافی اردکان میراثی در  تار و پودِ زندگی
روزنامه اعتماد

کاربافی اردکان میراثی در تار و پودِ زندگی

بیست ویکم مرداد ماه، روز حمایت از صنایع کوچک، می تواند فرصتی برای بازاندیشی در معنای کوچک در نظام تولید فرهنگی و اقتصادی ایران باشد. آنچه در مقیاس اقتصادی کوچک به نظر می رسد، لزوما در مقیاس فرهنگی و تاریخی کم اهمیت نیست. بسیاری از مهارت ها و فنون دستی که طی نسل ها در شهرها و روستاهای ایران شکل گرفته …
    
سالروز درگذشت یکی از یاغی‌ترین چهره‌های فرهنگ معاصر ایران
روزنامه هفت صبح

سالروز درگذشت یکی از یاغی‌ترین چهره‌های فرهنگ معاصر ایران

او اهل نوازش نام‌های بزرگ نبود. بسیاری از چهره‌های تثبیت‌شده فرهنگ ایران را با همان زبان تند خودش نقد می‌کرد‌
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

خبر جدید از جراحی مهران مدیری! | بازی با عطاران متوقف شد

مشت خاکی که تمام وطن بود
روزنامه اعتماد

مشت خاکی که تمام وطن بود

یک غریبه، دور از خانه، تنها یک خواسته دارد؛ چیزی کوچک به اندازه یک مشت خاک، اما به وسعت تمام خاطرات. همین تصویر کوتاه در یکی از شعرهای مهدی سهیلی، جهان شاعرانه او را آشکار می کند؛ جهانی که در آن وطن از دل دلتنگی انسان پدیدار می شود و یک ذره خاک، ارزش تمام یک سرزمین را پیدا می کند. برای شاعری چون سهیلی، …
    
جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی
سایت ایران آنلاین

جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی

آموزش به عنوان زیربنای مستحکم حوزه فرهنگ و هنر محسوب می شود و از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است، بنابراین آموزش هنر بایستی در سیاستگذاری و خط مشی گذاری فرهنگیِ کشور مورد توجه جدی متولیان و سیاستگذاران قرار گیرد.
نقدی بر یک جرم انگاری هنری
روزنامه آرمان امروز

نقدی بر یک جرم انگاری هنری

آرمان امروز سعید دلفانی : هنر مصون از قانون نیست و اگر نفوذ سازمان‌یافته و تمام عناصر جرم اثبات شود، برخورد کیفری ضروری است.امنیت را نباید با ابهام کیفری تأمین کرد. اگر هدف ماده ۱۴ مقابله با نفوذ است، باید عناصر مادی و روانی آن دقیق تعریف شود. ماده ۱۴ «طرح مقابله با [ ]
وقتی کوری به دیدن می‌رسد
روزنامه شرق

وقتی کوری به دیدن می‌رسد

سریال «کوری» به کارگردانی سجاد پهلوان‌زاده که هر جمعه از فیلم‌نت پخش می‌شود، از آن دست مجموعه‌هایی است که عنوانش را می‌توان فراتر از یک نام، به‌مثابه کلیدواژه‌ای برای خواندن جهان داستان در نظر گرفت. کوری در اینجا فقط به معنای ازدست‌دادن بینایی نیست؛ می‌تواند استعاره‌ای از ندیدن، نخواستن دیدن و حتی عادت‌کردن …
    
نمی‌دانم کجا ایستاده‌ام و چه باید بگویم
روزنامه شرق

نمی‌دانم کجا ایستاده‌ام و چه باید بگویم

«دایی وانیا» برای حسن معجونی فقط بازخوانی و اجرای یکی از شناخته‌شده‌ترین متن‌های چخوف نیست؛ مواجهه‌ای دوباره با آدم‌هایی است که در میانه ملال، ناکامی، عشق‌های نافرجام و رؤیاهای ازدست‌رفته، همچنان به زندگی چنگ می‌زنند. معجونی که سال‌هاست نامش با تئاتر و تجربه‌های متفاوت اجرائی گره خورده، این‌ بار به سراغ …