پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مبارزه انسان با خودش

زبانِ بدن، یکی از مهمترین ابزارهای بیانگری تئاتر است و گرچه نمیتوان در محدوده تئاتر امروز حوزه و عنصر خاصی از تئاتر را ارجح بر سایر حوزهها دانست، اما میتوان ادعا کرد که یکی از مهمترین عناصر نمایش بازیگر و بدن اوست. تئاتر مدرن امروز در جریان پیشرفت و تغییر در کیفیت عناصر مختلف تا آن جا که توانسته تاثیر دیگر عناصر را در اجرا کاهش داده و سعی دارد تا آن را در بدن و بازی بازیگرش خلاصه کند.
نمایش یاسر خاسب نیز تئاتری است که همه چیزش را در موسیقی و حرکت خلاصه کرد و داستان، صحنه و دکور، زبان و... را در بیانگری و قدرت حرکت خلاصه کرده است.
یاسر خاسب که طراح، نویسنده و کارگردان"هدیه مرموز" است، در مقام بازیگر این نمایش سعی دارد تا تمامی عناصر را در جهت القای مفهوم و موضوع مورد نظرش با بیان و زبان بدن خلاصه کند. خاسب بازی را با حرکاتی کاملاً گویا و معلوم آغاز میکند و از حجمی فشرده و نامشخص که با بدن خود ساخته است، زیر نور موضعی قرمز رنگ، متولد میشود، بنابراین ما در ابتدای نمایش شاهد تولد یک انسان هستیم و جهانی که با نور موضعی از دنیای دیگر جدا شده است. اما پس از تولد نور تخت و یکدست زمینه صحنه را برای حضور ـ یا زندگی ـ این شخصیت در مقابل تماشاگر فراهم میکند.
اکت و عمل نمایشی به عنوان مهمترین دلیل وقوع تئاتر، حاصل حضور بازیگر ـ انسان نمایش در این بخش است؛ انسان زندگیاش را آغاز میکند تا آن جا که بستهای ـ هدیه ـ از بالا توسط طناب برایش فرستاده میشود و حضور این هدیه که آدمک مرموز و ناشناختهای است، تعلیق، عمل و داستان نمایش را امکانپذیر میکند.
یاسر خاسب، تا به این جای کار با تسلط و قدرت خوبی که بر بدنش دارد، به گونهای مطلوب توانسته وقایع ساده مورد نظرش را به تماشاگرش منتقل کند.
بدن آماده بازیگر به راحتی رشد و حرکت در صحنه زندگی را به ما نشان میدهد تا آن جا که به شکل یک آدم مرموز و عجیب که شبیه به عروسکی زنده است را پیدا میکند. او به خوبی و با تسلط کامل به این عروسک جان میدهد. خاسب تنها با یک دست که در آستین عروسک قرار میدهد تمام بدن عروسک را به خود میچسباند و به راحتی آن را به حرکت درمیآورد. حرکتهای بازیگر"هدیه مرموز" از آن جهت زیبا، نمایشی و کاربردی است که تماشاگر به راحتی حضور دو شخصیت را روی صحنه در حال حرکت باور میکند و میپذیرد.
در واقع هنر یاسر خاسب به عنوان بازیگر نمایش را از چند منظر میتوان مورد بررسی قرار داد، اما نخستین وجه بارز بازی او تبدیل کردن بدن به دو شخصیت متفاوت است. آدمک مرموز یا کودک درون شخصیت نمایش نه تنها کاملاً با خود شخصیت متفاوت و متعارض است، بلکه حتی به شخصیت برابر ستیز هم تبدیل میشود و کنش و اکت نمایشی را به واسطه مبارزه مستقیم فیزیکیاش در نمایش و روی صحنه به وجود میآورد. نشان دادن چنین کارکرد و اتفاقاتی با یک دست، کار نسبتاً دشواری است که خاسب در نمایشاش به خوبی از عهده آن برآمده است. تسلط او بر حرکت و بدن به اندازهای است که نه تنها در خلق دو شخصیت متفاوت موفق نشان میدهد، بلکه حتی با پیشرفت درگیری و تعلیق بیرونی نمایش، شخصیت دوم را که تنها توسط یک دست او حرکت میکند، مسلط بر شخصیت اول(خودش) به نمایش میگذارد. خاسب حتی در پایان نمایش خود به دست عروسک کشته میشود و عروسک را مسلط و پیروز بر جنازهاش بازی میکند.
آدمک مرموزی که در یک بسته به شخصیت ـ انسان"هدیه مرموز" هدیه میشود، شاید کودک درون یا شخصیت دوم این انسان است که همزمان با رشد او مبارزهاش را آغاز میکند و در کشمکشی مداوم و مستمر در زندگی او را به هلاکت میرساند.
"هدیه مرموز" در فاصله میان تولد و مرگ شخصیتاش، مبارزه او با خود را به گونهای تمام ناپذیر به نمایش میگذارد و شاید قصد دارد ناگزیر بودن شخصیت را پس از کشف این هدیه در حوزه محتوای نمایشیاش مورد تاکید قرار دهد. هر چند در این مسیر، پرداخت یا راهکار و شیوه دیگری وجود ندارد و موضوع ـ و نه داستان ـ دچار پیچش و چالشهای دیگر در ابعاد مختلف نمیشود، اما خود موضوع مبارزه انسان با کودک درون میتواند محوریت موضوعی خوبی را شامل شود که در این نمایش هم بدین شکل بوده است.
"هدیه مرموز" در مدت کوتاه اجرایش، با حرکات بازیگر و نشان دادن یک مبارزه صرفاً فیزیکی، تماشاگر را به حدی مجذوب خودش میکند که رسیدن به چنین نتیجه سادهای در مورد آن، در زمان اجرای نمایش، امکانپذیر نیست و همین مسئله شاید تنها کاستی آن باشد. ما در صحنه نمایش چیزی جز یک درگیری فیزیکی را شاهد نیستم و منطق این درگیری خیلی کمتر از خود آن مورد توجه کارگردان نمایش بوده است.
شاید بهتر بود که حتی پرداخت بیشتری بر حضور و دلیل درگیری عروسک یا آدمک با انسان نمایش صورت میگرفت.
صحنه نمایش بدون هیچ دکور و آرایشی، تنها با یک نور تخت یا موضعی، بیانگر خلاء درونی شخصیت است. این انتخاب صحنه هر چند به تناسب موضوع به خوبی صورت پذیرفته، اما بهتر بود که لااقل در حوزه نورپردازی، فضاسازی کاربردیتری را ترتیب میداد. مثلاً کارگردان میتوانست با محدودتر کردن نور در مرکز صحنه، خلاءها و فضاهای ناشناخته و مرموز اطراف را در تاریکی و سکوت اطراف شخصیتاش بیشتر مورد تاکید قرار دهد. در این صورت مسلماً تنهایی، کشمکش درونی و اهمیت حضور شخصیت در مقابل ناشناختگی و خلاء تاریکی اطراف و جهان، بیشتر تاثیرگذار نشان میداد.
اما در مجموع و با در نظر گرفتن همه عناصر و شیوههای به کار گرفته شده و همچنین تاثیراتی که نمایش بر مخاطب میگذارد و هدفی که دنبال میکند، باید گفت که"هدیه مرموز" یک اثر هدفمند نمایشی است و در انتقال مفهوم و برقراری ارتباط با مخاطب موفق نشان میدهد.
ترکیب نور و موسیقی و محوریت و تمرکز موضوعی بر حضور قاطعه زبان بدن،"هدیه مرموز" را به عنوان یک نمایش مسلط و موفق مطرح میکند.
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست