واقعیت این است که هر جنگی واقعاً هزینه دارد و همه اعضای جامعه در معرض جنگ، کمابیش در معرض پرداخت این هزینهها خواهند بود. مردم ما هم در این پنج دهه سه جنگ بزرگ را از سر گذراندهاند و نشان دادهاند که با سختیهای جنگ بیگانه نیستند. مردم میدانند که گرانی، کمبود، محدودیت، صف، خاموشی یا کاهش مقطعی رفاه بخشی از هزینههای جنگ و سرمایهگذاری برای آینده ایران است و این هزینه در برابر هزینه تسلیم و نابودی، رقمی نیست.
اما آنچه موجب ناامیدی میشود و سرمایه اجتماعی را متزلزل میکند، تحمل مضاعف سختیهایی است که با تدبیر و تلاش جهادی قابل مدیریت و رفع و رجوع بوده و ممکن است با سوءمدیریت یا کمکاری شماری از مسئولان ناکارآمد بر جامعه تحمیل شده باشد.
یعنی وقتی مردم مجبور باشند در کنار سختیهای جنگ و عداوت دشمنان کشور، ضعف توزیع کالا و گرانیهای ناشی از آن، سهلانگاری در برابر قاچاق، هدررفت منابع و فاسد شدن کالاهای اساسی در انبارها، تصمیمهای متناقض، جاری بودن بروکراسی معمول، پرداختن به امور دستچندم و... را هم تحمل کنند.
در واقع هزینهای که دشمن بر کشور تحمیل میکند، قابل تحمل است؛ ولی هزینهای که از داخل کشور … …



































































































































































