او همچنین گفته بود که میتوان تصور کرد سالنها، هزینههای جاری خود را متناسب با همان درصدی که وزارت کار برای افزایش دستمزد کارگران و کارمندان اعلام کرده است، یعنی ۴۵ درصد افزایش دهند، به این معنا که سالنی که پیشتر برای یک شب حدود یکمیلیارد تومان اجاره دریافت میکرد، حالا به حدود یکمیلیارد و ۴۵۰میلیون تومان برسد. از طرف دیگر، هزینه تبلیغات هم مساله مهمی است. ما برای برگزاری کنسرت، معمولا یک ماه بیلبورد اجاره نمیکنیم، چون از نظر اقتصادی اصلا بهصرفه نیست، بلکه معمولا یک بازه حدودا یکهفتهای را در نظر میگیریم. اگر هزینه یک ماه بیلبورد را به ۳۰ روز تقسیم کنیم و در ۷ روز ضرب کنیم، عدد قابلتوجهی به دست میآید. حالا در نظر بگیرید که ما یک بیلبورد هم نمیگیریم، بلکه حداقل پنج بیلبورد برای یک هفته رزرو میکنیم. با در نظر گرفتن همین اعداد و هزینههای امسال، پیشنهاد برگزاری کنسرت در چنین شرایطی خندهدار است.
با این حال و بر اساس اظهارات برخی برگزارکنندگان کنسرت، افزایش هزینه اجاره برخی سالنهای دولتی در شهرستانها صرفا ۴۵درصد نبوده و در مواردی بهمراتب بیشتر بوده است. حال زمانی که برگزاری کنسرت در شهرستانها با چنین افزایش قیمتی آن هم از طرف سالنهای دولتی مواجه بوده است، پرسش این است در تهران این ارقام چگونه خواهد بود؛ چراکه گفته شده است متولی برخی از این سالنها، برخلاف تصور رایج، ارگانهای دولتی نیستند و مدیریت برخی از آنها برونسپاری شده است.
البته که معضل کنونی برگزاری کنسرت در سالنهای بزرگ تهران، صرفا به بحث افزایش قیمتها و هزینهها برنمیگردد؛ چراکه از سال گذشته چند سالن مهم برگزاری کنسرت، از جمله وزارت کشور، مرکز همایشهای برج میلاد تهران و سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی با مسائل مختلفی روبهرو بودهاند. سالن وزارت کشور در سالهای اخیر میزبان تعداد محدودی اجرای موسیقی بوده است و برخی از اهالی موسیقی درباره نحوه واگذاری این سالن برای برگزاری کنسرت، انتقادها و ابهامهایی را مطرح کردهاند و گفته شده که در این سالن به تعداد محدودی از هنرمندان اجازه برگزاری کنسرت داده میشود.
سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی از سال گذشته با مساله مجوز ایمنی آتشنشانی دست و پنجه نرم میکند و برگزاری کنسرت مداومی در سال گذشته به همراه نداشته است. درباره سالن برج میلاد نیز سال گذشته اعلام شده بود که تا اطلاع ثانوی کنسرتی در این سالن برگزار نمیشود، هرچند این موضوع بعدا رد شد، اما در ادامه کنسرتی در این سالن برگزار نشد.
حال زمانی که سه سالن مهم برگزاری کنسرت وضعیت نامعلومی دارند و بنابر اطلاعات موجود سالن اسپیناس پالاس هم فعلا در اجاره یک گروه تئاتر است، چگونه میتوان انتظار داشت کنسرتهای پاپ همانند گذشته برگزار شوند؟
مدیرکل دفتر موسیقی چندی پیش درباره مشکلات سالنهای برگزاری کنسرت گفته بود: «مشکلات برج میلاد و تعدادی از سالنهای دیگر، به واسطه مدیریت هر مجموعه متفاوت است. دفتر موسیقی مدتی است این موضوعات را پیگیری میکند و امیدواریم هرچه سریعتر به تفاهم و توافقی برسیم تا این ظرفیتها مانند گذشته در اختیار مخاطبان برای اجرای برنامههای موسیقی قرار بگیرد.»
البته مشخص نیست در صورت فعال شدن آن سالنها، چه افزایش قیمتی در انتظار باشد و آیا کنسرتگذاران حاضر به پرداخت این هزینهها با وجود احتمال ضرر مالی هستند؟ ضرر مالی به این دلیل که اگر کلیه هزینههای برگزاری کنسرت بالا رود، تهیهکنندگان نیز مجبور به افزایش قیمت بلیت هستند. افزایش چندین برابری قیمت بلیت کنسرت میتواند به ریزش مخاطبانی منجر شود که با تورم اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند و شاید دیگر خرید بلیت چندمیلیونتومانی کنسرت در اولویت آنها نباشد.
رضایی، مدیرکل دفتر موسیقی، همچنین درباره افزایش قیمتها گفته است: «شرایط فعلی کشور، ویژه است. در شرایط جنگی و خاصی که در آن قرار داریم، همه تلاش و پیگیری ما این است که حداقل افزایش قیمت اتفاق بیفتد، اما به هر حال بخشی از این افزایشها ناگزیر است. میبینید که افزایش قیمت در همه حوزهها خودش را نشان میدهد. قاعدتا فعالیتهای هنری و اجاره سالنها نیز به واسطه هزینه پرسنل، امکانات و هزینههای جاری هر مجموعه، ناگزیر از افزایش است. امیدوارم بتوانیم با تفاهم، هماهنگی و همکاری همه دستاندرکاران شرایطی ایجاد کنیم که حداقل افزایش قیمت اتفاق بیفتد و مردم بتوانند بیشترین استفاده را از برنامههای موسیقی و هنری داشته باشند.»
حال باید دید اگر قرار بر بازگشت روند برگزاری کنسرتها به روال عادی و پیش از زمستان ۱۴۰۴ باشد، افزایش قیمتها چگونه خواهد بود و مردم حاضر به پرداخت این هزینه تنها برای یک بلیت کنسرت هستند؟ این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



































































































































































