این اقدام، در بحبوحه جنگ اقتصادی اعلام شده از سوی واشنگتن علیه تهران، تهدیدی برای فشار بیشتر بر اقتصاد ایران محسوب میشود. این در حالی است که امارات متحده عربی مدتهاست به عنوان یکی از مهمترین شرکای تجاری ایران و یکی از دروازههای تجاری و مالی حیاتی برای کشوری که به شدت تحت تحریمهای ایالات متحده قرار دارد، عمل کرده است. خبر مرتبط معمایِ بزرگ جنگ ایران | کمک به کاهش «شوک نفتی» تنگه هرمز چه منافع اقتصادی برای چین داشت؟ | چین ذخایر مخفی دارد؟
اقتصادنیوز: بزرگترین رقیب آمریکا به تنهایی از بحران جهانی انرژی جلوگیری میکند. هیچ کس نمیداند این کشور چگونه یا چرا این کار را انجام میدهد.
تصمیم اخیر ابوظبی در حالی صورت گرفت که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، گفته که واشنگتن نه درگیر مذاکره با ایران است و نه انتظار مذاکره با تهران را دارد. در شرایطی که تنگه هرمز همچنان از سوی ایران عملا مسدود مانده، ایران تأکید کرده که بازگشایی این آبراه استراتژیک به برآورده شدن خواستههایش بستگی دارد. حجم تجارت
به نوشته العربی الجدید، این تصمیم بر یکی از مهمترین روابط اقتصادی ایران در خلیج فارس تأثیرگذار است. با وجود تنشهای سیاسی مکرر بین ابوظبی و تهران، تجارت بین این دو کشور همچنان گسترده بوده و امارات متحده عربی نقش بسیار مهمی در تسهیل واردات ایران و دسترسی به بازارهای بینالمللی ایفا میکند. این تعلیق در صورت طولانی شدن میتواند به طور ویژه برای تهران مخرب باشد و به طور بالقوه تلاشهای واشنگتن برای فشار اقتصادی علیه ایران و محدود کردن کانالهایی که برای کاهش اثرات تحریمهای ایالات متحده استفاده کرده را تقویت کند.
تخمینهای موجود در مورد حجم دقیق تجارت بین دو کشور متفاوت است، اما آن را نزدیک به 30 میلیارد دلار در سال تخمین میزنند. خبرگزاری ایرنا در ماه می ۲۰۲۴ گزارش داد که تجارت بین امارات متحده عربی و ایران در طول سال گذشته به حدود ۲۷ میلیارد دلار رسیده و وزیر راه و شهرسازی ایران پیشبینی کرد که تجارت دوجانبه به ۳۰ میلیارد دلار خواهد رسید.
بر اساس دادههای منتشر شده توسط وبسایت عرب دیفنس، متخصص در امور دفاعی و اقتصادی منطقهای، در آوریل ۲۰۲۶، تجارت غیرنفتی بین دو کشور در طول سالهای ۲۰۲۳-۲۰۲۴ از ۲۷ میلیارد دلار فراتر رفته و هدف افزایش آن به ۳۰ میلیارد دلار است که امارات متحده عربی را به دومین شریک تجاری بزرگ ایران در سراسر جهان تبدیل میکند.
بر اساس همین گزارش، تجزیه و تحلیل تجارت دوجانبه در طول ۱۱ ماه دوره ۲۰۲۴-۲۰۲۵ بدین صورت است: صادرات غیرنفتی از امارات متحده عربی به ایران حدود ۱۹.۱ میلیارد دلار ارزش داشته است. صادرات ایران به امارات متحده عربی به ۶.۶ میلیارد دلار رسیده است. طبق گزارش تجارت ایران در سازمان تجارت جهانی، امارات متحده عربی حدود ۱۲.۸ درصد از کل صادرات ایران را تشکیل میدهد که معادل حدود ۷.۱۶ میلیارد دلار طبق آخرین دادههای سالانه موجود در این سازمان است. در حالی که به دلیل دورههای زمانی مختلف و روشهای متفاوت تخمینها متفاوت است، اما رشد قابل توجه تجارت بین دو کشور در سالهای اخیر کاملا آشکار است. دروازه اصلی تجارت ایران
اهمیت این رابطه فراتر از ارزش تجارت دوجانبه است. امارات متحده عربی به عنوان دروازه اصلی اتصال ایران به اقتصاد جهانی عمل کرده است، نقشی که به ویژه تحت دورهای متوالی تحریمهای ایالات متحده قابل توجه شده است. طبق گزارشهای عرب دیفنس، امارات متحده عربی حدود ۹۰ درصد از تجارت ایران با کشورهای خلیج فارس را تشکیل میدهد. تجارت در حوزههایی از جمله مواد غذایی، مصالح ساختمانی و فرآوردههای نفتی متمرکز است، در حالی که ابوظبی و دبی میزبان هزاران کسب و کار ایرانی هستند.
طبق دادههای رسمی ایران، امارات متحده عربی به تنهایی حدود ۴۰ درصد از تجارت ایران با کشورهای همسایه را در سال ۲۰۲۴ به خود اختصاص داده و این در حالی است که کل تجارت غیرنفتی ایران با همسایگانش ۲۳ درصد رشد داشته است. این گزارش، قدرت این رابطه را به عوامل متعددی نسبت میدهد، از جمله نقش امارات به عنوان دروازهای که ایران از طریق آن تلاش کرده تحریمهای غرب را دور زده و به بازارهای بینالمللی دسترسی پیدا کند.
مجاورت جغرافیایی همچنین ارتباطات دریایی و هوایی بین دو کشور را با بیش از ۲۰۰ پرواز در هفته تسهیل کرده، در حالی که فضای تجاری امارات سرمایهگذاری قابل توجهی از ایران را جذب خود کرده است. برآوردهای ذکر شده در این گزارش، ارزش سرمایهگذاریهای ایران در امارات را بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار تخمین زده است.
این پیوندهای اقتصادی، در حالی که واشنگتن به دنبال محدود کردن درآمدهای نفتی، معاملات بانکی و دسترسی ایران به ارز خارجی بوده، برای تهران یک مفر مهم فراهم کرده است. بنابراین، تعلیق طولانی مدت روابط از سوی امارات میتواند یکی از کانالهایی را که ایران برای کاهش تأثیر فشار اقتصادی ایالات متحده به آن متکی بوده، آن هم در زمانی که واشنگتن در طول جنگ به دنبال اهرم فشار بیشتری بر تهران است، از بین ببرد. عقبگرد از رابطهای که بازسازی شد
این رابطه اقتصادی گسترده پس از سالها آشتی تدریجی بین دو کشور ایجاد شد. امارات متحده عربی در سال ۲۰۱۶ پس از حمله معترضان به سفارت عربستان سعودی در تهران، روابط دیپلماتیک خود با ایران را کاهش داد. با این همه، ابوظبی از سال ۲۰۱۹ شروع به احیای روابط با تهران کرد و ایران در سال ۲۰۲۳، هفت سال پس از کاهش سطح روابط، سفیری در امارات متحده عربی منصوب کرد.
گامهایی برای تقویت روابط اقتصادی برداشته شد که به توافقهایی برای گسترش همکاری در جلسه کمیته مشترک اقتصادی که در ماه مه ۲۰۲۴ در ابوظبی برگزار شد، منجر شد. این توافقات شامل اقداماتی برای تسهیل روابط بانکی و مالی بود. بنابراین، تصمیم اخیر ابوظبی نشاندهنده یک عقبگرد شدید در سالها تلاش برای بازسازی روابط اقتصادی است.
فشار اقتصادی بر یک شریان حیاتی تجاری
تصمیم امارات متحده عربی برای تعلیق مبادلات تجاری و مالی با ایران، بر یک رابطه اقتصادی حاشیهای تأثیر نمیگذارد. این تصمیم، یک شریان حیاتی تجاری به ارزش دهها میلیارد دلار در سال و یکی از مهمترین کانالهای تهران برای حفظ دسترسی به تجارت بینالمللی با وجود تحریمهای ایالات متحده را تهدید میکند.
عواقب این امر میتواند در سراسر زنجیرههای تأمین ایران، بهویژه در بخشهای وابسته به کالاهایی که از طریق امارات متحده عربی هدایت میشوند، و همچنین در میان هزاران شرکت ایرانی فعال در آنجا، احساس شود. سرمایهگذاریهای ایران در امارات متحده عربی نیز میتواند با اختلال مواجه شود، در حالی که محدودیتهای فعالیت تجاری میتواند بر پیوندهای گسترده حمل و نقل و لجستیکی که دو کشور را به هم متصل میکند، تأثیر بگذارد. خبر مرتبط آبهای گلآلود خلیج فارس و سردرگمی بازار | نفت از تنگه هرمز نشت میکند؟ | بازار نفت با ترامپ همسو میشود؟
اقتصادنیوز: برای اولین بار از زمان آغاز جنگ، برخی از تحلیلگران وال استریت احتمالا مایلند حقیقت ترویج شده از سوی دولت ترامپ مورد وضعیت بازار نفت را در نظر بگیرند.
این تعلیق در حالی صورت میگیرد که واشنگتن در کنار تهدیدهای نظامی، به دنبال افزایش فشار اقتصادی بر تهران است و ترامپ بارها از ایران امتیاز خواسته و تهدید به حملات بیشتر به زیرساختهای انرژی این کشور کرده است. ترکیب فشار ایالات متحده و از دست دادن -حتی موقتی- یکی از مهمترین دروازههای اقتصادی منطقهای ایران میتواند فشار بر اقتصادی را که پیش از این به دلیل سالها تحریم، تورم و کاهش ارزش پول ضعیف شده بود، تشدید کند. این تصمیم همچنین در بحبوحه تشدید تنشهای نظامی بین تهران از یک سو و واشنگتن و متحدان منطقهای آن از سوی دیگر گرفته شده و پیشبینی مدت زمان تعلیق یا میزان تأثیر نهایی آن بر رابطه اقتصادی که سالها به تدریج برای ایجاد آن زمان صرف شده بود، دشوار میکند. آزمونی کلیدی برای استراتژی جنگی ترامپ برای روز دی
در این شرایط، المانیتور در گزارشی نوشت، رابطه تجاری امارات و ایران به آزمونی کلیدی برای استراتژی جنگی ترامپ تبدیل میشود. بر اساس این گزارش، پس از ماهها آرامش نسبی، تنشها دوباره بین امارات متحده عربی و ایران در حال شعلهور شدن است و پیامدهای آن میتواند مسیر جنگ ایالات متحده، اسرائیل و ایران را شکل دهد.
اقدام اخیر امارات نشان داد که ابوظبی از آشتی محتاطانه با تهران که پس از توافق آتشبس ایالات متحده و ایران در ماه آوریل پدیدار شد، دست بکشد، زیرا ابوظبی روی احیای روابط دیپلماتیک و اقتصادی شرطبندی کرده است. در ابتدا، این استراتژی جواب داد و حملات به امارات متحده عربی کاهش یافت - حتی با وجود اینکه آتشبس در ماه ژوئیه شکسته شد و حمله به اهداف منطقهای از سر گرفته شد. با این حال، این کشور خلیج فارس ظاهرا دوباره در تیررس قرار گرفته است.
با این همه، زمانبندی اقدام تجاری ابوظبی نیز قابل توجه است، چرا که درست قبل از اعلام آنچه دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، آن را «روز دی اقتصادی» نامید، آغاز شد؛ طرحی برای تحت فشار قرار دادن ایران برای پذیرش خواستههایش و تهدید به عواقب گسترده برای کشورها و مشاغلی که به ایران شریانهای اقتصادی میدهند. امارات متحده عربی در کنار چین، یکی از حیاتیترین شرکای تجاری ایران است. در خط مقدم کمپین ضدایرانی؟
این کمپین فشار اقتصادی ایالات متحده از ماه اوت شکل گرفته بود، زیرا تلاشها برای بازگشایی تنگه هرمز متوقف شده و ظاهرا واشنگتن از اقدام نظامی عقبنشینی کرد و محاصره دریایی ایران را افزایش دهد. پیام «روز دی» ترامپ این تغییر را رسمیت بخشید و امارات متحده عربی را در موقعیتی حساس - و بسیار استراتژیک - قرار داد.
اکنون این کشور خلیج فارس باید در خط مقدم هر استراتژی برای فشار بر شریانهای اقتصادی ایران باشد. و تحریم تجاری امارات میتواند سلاحی قدرتمند باشد، و برخی از ناظران معتقدند که میتواند از تحریمهای غربی مؤثرتر باشد. اما این امر ممکن است برای ابوظبی هزینه داشته باشد.
به گفته محمدرضا فرزانگان، استاد اقتصاد خاورمیانه در دانشگاه فیلیپس ماربورگ آلمان، اگر امارات متحده عربی این ممنوعیت تجاری را به طور کامل اجرا کند، میتواند عواقب قابل توجهی برای اقتصاد ایران داشته باشد. فرزانگان به المانیتور گفت: «امارات متحده عربی به وضوح ظرفیت فنی لازم برای تحمیل هزینههای قابل توجه به مشاغل مرتبط با ایران را دارد. با این حال، اجرای کامل چنین اقداماتی میتواند خطر واکنش ایران علیه منافع اقتصادی امارات را در دور بعدی تشدید نظامی افزایش دهد، که همچنان محتمل است». آشتی روی کاغذ
با متزلزل شدن آتشبس ایالات متحده و ایران در ماه ژوئیه، امارات متحده عربی پس از اتخاذ موضعی جنگطلبانه در اوایل جنگ، به نظر میرسید که از ماندن در حاشیه راضی است. در ۲۸ جولای، فایننشال تایمز مقالهای با عنوان «بازی جسورانه امارات در قبال ایران» منتشر کرد که به بررسی چرخش این کشور خلیج فارس به سمت کاهش تنشها با تهران و همزمان تقویت روابط امنیتی با اسرائیل و ایالات متحده میپرداخت. چند هفته قبل، رویترز گزارش داد که امارات موافقت کرده که در ازای توقف حملات، تا ۲۰ میلیارد دلار بودجه برای ایران اختصاص دهد، که ابوظبی آن را تکذیب کرد.
روی کاغذ، آشتی امارات متحده عربی راهی عملی برای تقویت اقتصاد و محافظت از خود در برابر حملات آینده بود. با این حال، تا ماه اوت، شرطبندی امارات متحده عربی برای کاهش تنش در حال فروپاشی بود. اینکه آیا این تصمیم ابوظبی نشان دهنده یک گسست کامل است یا خیر، هنوز مشخص نیست. به عنوان مثال، محمد بحار، مدیر کل مرکز تحقیقات سیاست عمومی دبی، توصیف تصمیم تجاری به عنوان یک تحریم کامل تجاری را، همانطور که برخی رسانهها آن را نامیدهاند، رد میکند. او معتقد است که عبارت «تا اطلاع ثانوی» قابل توجه است.
بحار به المانیتور گفت که این اقدام ابوظبی «مرزبندی روابط جدید با ایران است. امارات متحده عربی رابطهای را با ایران پذیرفته که مبتنی بر ارتباط باشد، نه روابط برادرانه یا همسایگی. این رابطهای است که منافع ملی جمعی را از اختلاف نظر سیاسی جدا میکند». او افزود، این موضوع توضیح میدهد که چرا امارات متحده عربی به هواپیماها و کشتیهای تجاری ایران اجازه از سرگیری فعالیتها را داد. اما این تفاهم نیز مشروط بود، زیرا حملات به کشتیهای مرتبط با امارات متحده عربی به طور فزایندهای مبنای این توافق را به چالش کشید. دشواری جایگزینی؛ معضلی برای مدل اقتصادی امارات متحده
پیامدهای اقتصادی توقف تجارت برای تهران جدی است. همانطور که فرزانگان اشاره کرد، قبل از جنگ تقریباً 30 درصد از واردات غیرنفتی ایران از امارات متحده عربی بود که بخش عمده آن از طریق صادرات مجدد انجام میشد. با توجه به اینکه تحریمها تجارت مستقیم را پیچیده کردهاند، دبی و بندر جبل علی دروازههای حیاتی به اقتصاد جهانی هستند. فرزانگان گفت: «جایگزینی امارات متحده عربی به عنوان یک قطب تجاری در کوتاه مدت برای ایران دشوار خواهد بود».
دقیقاً به همین دلیل است که دبی اکنون در مرکز کمپین فشار واشنگتن قرار دارد. وال استریت ژورنال در 19 آگوست گزارش داد که دولت ترامپ امارات متحده عربی را برای مسدود ساختن شبکههای مالی ایران تحت فشار قرار داده است. این گزارش همچنین بر دشواری برچیدن سیستمی که حول شرکتهای صوری، صرافیها و جریانهای مالی غیرمستقیم ساخته شده است، تأکید کرد.
اما این معضل دو طرفه است. نقش دبی به عنوان یک قطب تجاری و مالی ایران، خود بخشی از مدل اقتصادی امارات متحده عربی است. فرزانگان خاطرنشان کرد: «اقتصاد امارات متحده عربی به ویژه به درک خطر امنیتی منطقهای حساس است. به عنوان مثال، یک تشدید جدی میتواند باعث خروج سرمایه و سرمایهگذاری شود و بر بخشهایی که به شدت به اعتماد و ثبات وابسته هستند، تأثیر منفی بگذارد». این اقتصاددان گفت، بنابراین، سوال اصلی این نیست که آیا امارات ظرفیت فنی برای اجرای چنین تحریمی را دارد یا خیر، بلکه این است که آیا ابوظبی ظرفیت سیاسی و اقتصادی برای جذب هزینههای احتمالی یک واکنش شدید ایران را دارد یا خیر. اقدام متعادلکننده
اقدامات بعدی ابوظبی و تهران بسیار مهم به نظر میرسد. به گفته اندرو لبر، متخصص خاورمیانه در بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی، انتظار میرود امارات متحده عربی به جای قطع فوری هر گونه ارتباط، با احتیاط حرکت کند. او گفت: «من انتظار دارم که امارات در اعلامیههای اولیه موضع شدید نشان بدهد و مدتی طول بکشد تا این نوع محدودیتها را واقعاً اجرا کند».
این تمایز میتواند بسیار مهم باشد. واکنش مرحلهای به ابوظبی اجازه میدهد تا همسویی خود را با واشنگتن نشان دهد و در عین حال فضایی برای مانور با تهران حفظ کند. این ماجرا همچنین نشان دهنده یک معضل منطقهای گستردهتر است. لبر با بیان اینکه کشورهای خلیج فارس نمیتوانند مطمئن باشند که ایران یک توافق پایدار را میپذیرد یا ترامپ از یک هفته تا هفته دیگر همان سیاست را حفظ خواهد کرد، گفت: «فکر نمیکنم هیچکدام از این کشورها در حال حاضر به هیچکدام از طرفین اعتماد داشته باشند. بنابراین، برای ابوظبی، استقلال استراتژیک به معنای بیطرفی نیست. بلکه به معنای حفظ گزینههاست».
در همین حال، استراتژی تهران برای دوام آوردن در برابر ترامپ ممکن است به اجتناب از قطع کامل روابط با امارات متحده عربی وابسته باشد. همچنین بخوانید معادله چند مجهولی تورم | پروندهای برای نگاه جامع به تورم مزمن اقتصاد ایران تجارت ایران در تلاطم خلیج فارس | نجفی: حملونقل دریایی قابل مقایسه با سایر مسیرها نیست | قطعاً تولید صدمه جدی میبیند! احتمال ابرتورم در ایران چقدر است؟ | حسین عبده تبریزی: ابرتورم بنیان اقتصاد، اعتبار پول ملی، نظام بانکی، بازار سرمایه و حتی نظم اجتماعی را از میان میبرد وارونهنمایی و اقتدارگرایی | اقتصاد آزاد چه جایگاهی در نظام حکمرانی ایران دارد؟ | برنامهریزی در اقتصاد ایران به اقتصادهای سوسیالیستی نزدیک است تا اقتصاد آزاد
































































































































































