حتی گزارش اکسیوس نیز تصریح میکند که جریان نفت همچنان پایینتر از سطح پیش از جنگ است و عملیات آمریکا با هدف کمک به حفظ بخشی از جریان انرژی از منطقه انجام میشود. بنابراین نمیتوان عبور تعدادی نفتکش را به معنای «باز بودن کامل» تنگه تعبیر کرد.
نکته مهمتر، تلاش برای تبدیل «عبور» به «بیاثر شدن کنترل ایران» است. این دو گزاره یکی نیستند. شاید در برخی موارد از این گذرگاه راهبردی تعداد محدودی کشتی با ترتیبات امنیتی ویژه عبور کنند؛ اما این وضعیت با تردد عادی، آزاد و کمریسک میلیونها بشکه نفت در روز تفاوت اساسی دارد. فایننشال تایمز نیز از افزایش شدید هزینه و ریسک حملونقل نفت در منطقه خبر داده و نشان داده است که شرکتهای کشتیرانی برای پذیرش ریسک عبور، نرخهای بسیار بالاتری مطالبه میکنند.
اما شاید بهترین پاسخ به این روایتها را نه در تیتر رسانهها، بلکه در رفتار بازار انرژی بتوان یافت. برنت امروز به ۹۴.۰۶ دلار در هر بشکه رسید و برای پنجمین روز متوالی افزایش یافت. رویترز علت این افزایش را نگرانی از تداوم اختلال در عرضههای خاورمیانه عنوان کرده و تأکید کرده است که جریان محمولهها از تنگه هرمز همچنان بهمراتب پایینتر از سطح پیش از جنگ است.
وضعیت فرآوردهها حتی گویاتر است. بر اساس گزارش تازه رویترز، قیمت گازوئیل اروپا از آغاز جنگ بیش از ۷۰ درصد افزایش یافته و قیمت بنزین آمریکا حدود ۶۰ درصد رشد کرده است. همزمان، کاهش ظرفیت پالایشی خاورمیانه و اختلال در صادرات نفت خام، فشار بر بازار فرآوردهها را تشدید کرده است.
در بازار آمریکا نیز قیمتها همچنان در سطوح بالایی قرار دارند و روند رشد قیمتها همچنان ادامه دارد. گزارشهای منتشرشده در روز جاری، با استناد به دادههای AAA، از ادامه فشار صعودی بر قیمت بنزین حکایت دارند؛ در حالی که گازوئیل نیز همچنان در محدوده بالای ۵ دلار به ازای هر گالن معامله میشود. گزارش رویترز از وضعیت بازار سوخت نیز نشان میدهد پالایشگران آمریکایی و هندی از اختلال عرضه ناشی از جنگها و محدودیت دسترسی به نفت و فرآورده سود میبرند؛ مسئلهای که خود نشانهای از تداوم عدم تعادل در بازار جهانی سوخت است.
حتی خود بازار گازوئیل، برخلاف روایت سادهسازیشده بازگشت جریان انرژی، تصویری از کمبود و نااطمینانی ارائه میدهد. اکسیوس نیز در گزارشی جداگانه درباره «بحران گازوئیل» هشدار داده و نوشته است که جنگ ایران و روسیه و اوکراین، عرضه جهانی این فرآورده را از چند مسیر تحت فشار قرار داده است.
بنابراین، مسئله اصلی این نیست که آیا چند نفتکش توانستهاند با شرایط خاص و پرهزینه از مسیر جنوبی عبور کنند یا خیر؛ مسئله این است که آیا این عبور محدود توانسته تنگه هرمز را به وضعیت عادی بازگرداند؟ پاسخ بازار همچنان منفی است.
اگر تنگه واقعاً به شرایط عادی بازگشته بود، باید آثار آن در کاهش ریسک کشتیرانی، افزایش پایدار جریان نفت، کاهش قیمت نفت خام و مهمتر از همه، فروکشکردن فشار بر بازار فرآوردهها دیده میشد. اما آنچه اکنون مشاهده میشود، برعکس، تداوم ریسک، افزایش هزینه حمل، محدودیت جریان و فشار بر ذخایر و ظرفیت پالایشی است.
از این منظر، عبور چند نفتکش را نباید به عنوان نشانه پایان اثرگذاری هرمز معرفی کرد. مسیر ویژه برای عبور محدود، با بازگشت امنیت و تردد عادی تفاوت دارد. آنچه رسانههای غربی برجسته میکنند ممکن است اثر تبلیغاتی موقت داشته باشد، اما تبدیل این بخش محدود به تصویر کلی، همان جایی است که «خبر» میتواند به «روایتسازی» تبدیل شود.
بهترین داور این مناقشه بازار است؛ بازاری که هنوز برنت را بالای ۹۴ دلار نشان میدهد، فرآوردهها را تحت فشار نگه داشته و برای عبور نفتکشها ریسک و هزینه بالاتری مطالبه میکند.

































































































































































