ابوالفضل صالحآبادی، مشاور کمیسیون معدن اتاق بازرگانی ایران، در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» با اشاره به پیشبینی آژانس بینالمللی انرژی درباره کاهش عرضه جهانی مس در سالهای آینده گفت: بررسی روندهای بخش معدن نشان میدهد کاهش عرضه مس تنها به یک عامل محدود نیست و مجموعهای از تحولات در ساختار معادن، شرایط سرمایهگذاری و ریسکهای جغرافیایی و سیاسی، مسیر تولید این فلز را تحتتاثیر قرار داده است. یکی از مهمترین عوامل، کاهش تدریجی عیار ذخایری است که در حال حاضر مورد بهرهبرداری قرار دارند. در واقع، حتی اگر حجم عملیات معدنی و میزان استخراج در سطح ثابتی باقی بماند، افت عیار میتواند میزان مس تولیدی را کاهش دهد.
در شرایطی که متوسط عیار بسیاری از ذخایر مس جهان در محدوده ۰.۵درصد قرار دارد، کاهش ۰.۱درصدی عیار، بهتنهایی میتواند اثر قابلتوجهی بر حجم مس قابل استحصال داشته باشد. وی افزود: ذخایر با دسترسی آسانتر و عیار بالاتر عمدتا در سالهای گذشته مورد بهرهبرداری قرار گرفتهاند و توسعه معادن جدید به سمت ذخایری حرکت کرده است که دسترسی به آنها دشوارتر و هزینه استخراج از آنها بیشتر است. افزایش عمق معادن نیز یکی دیگر از عواملی است که هزینه و پیچیدگی توسعه را بالا میبرد. هرچه عملیات استخراج به عمق بیشتری منتقل شود، نیاز به سرمایهگذاری، تجهیزات، انرژی و زیرساخت افزایش پیدا میکند و توسعه ظرفیتهای جدید نیز زمانبرتر میشود. به همین دلیل، فاصله زمانی میان آغاز سرمایهگذاری و رسیدن یک پروژه معدنی به مرحله تولید در مقایسه با گذشته افزایش یافته است.
صالحآبادی با بیان اینکه زمان توسعه پروژههای معدنی یکی از عوامل مهم محدودکننده عرضه به شمار میرود، ادامه داد: توسعه یک معدن جدید فرآیندی کوتاهمدت نیست و در بسیاری از پروژهها ممکن است سالها و حتی بیش از یک دهه زمان نیاز باشد تا یک ذخیره از مرحله اکتشاف به تولید برسد. بنابراین، افزایش قیمت مس نیز لزوما به این معنا نیست که عرضه با سرعت افزایش خواهد یافت. سرمایهگذاری در معدن، بهویژه در پروژههای بزرگ، زمانبر و سرمایهبر است و در بسیاری از مناطق دارای ذخایر مهم، ریسکهای سیاسی، اجتماعی و جغرافیایی نیز بر تصمیم سرمایهگذاران اثر میگذارد. وی افزود: بخش قابلتوجهی از ذخایر و تولید جهانی مس در کشورهایی قرار دارد که با چالشهایی مانند بحران آب، محدودیت انرژی، دشواریهای دریافت مجوزهای زیستمحیطی، اعتراضات اجتماعی و تنشهای سیاسی و ژئوپلیتیک مواجه هستند. نمونههایی از این ریسکها را میتوان در کشورهای آمریکای لاتین و همچنین برخی کشورهای دارای ذخایر بزرگ مس مشاهده کرد.
این عوامل در کنار یکدیگر، توسعه پروژههای جدید را پیچیدهتر میکنند و میتوانند بر میزان تولید و عرضه در سالهای آینده اثر بگذارند. مشاور کمیسیون معدن اتاق بازرگانی ایران گفت: در کنار این عوامل، رشد تقاضای جهانی مس نیز اهمیت زیادی دارد. زمانی که عرضه بهدلیل کاهش عیار، دشوارتر شدن دسترسی به ذخایر، طولانی شدن زمان توسعه و کاهش سرمایهگذاری با محدودیت روبهرو میشود، افزایش تقاضا شکاف میان عرضه و نیاز بازار را بیشتر نمایان میکند. به همین دلیل، فشار بر بازار مس در سالهای آینده تنها ناشی از کاهش مطلق تولید نیست، بلکه از سرعت پایینتر رشد عرضه نسبت به روند افزایش تقاضا نیز ناشی میشود. ترند جهانی در معادن ایران
صالحآبادی با اشاره به وضعیت ایران گفت: بخش مهمی از عواملی که در سطح جهانی بر عرضه مس اثر میگذارند، در ایران نیز وجود دارد. معادن مس کشور نیز بهتدریج با کاهش عیار ذخایر و دشوارتر شدن دسترسی به منابع مواجه میشوند و توسعه ذخایر جدید نیازمند حرکت به سمت عمق بیشتر و سرمایهگذاریهای گستردهتر است. این شرایط بهطور طبیعی زمان توسعه پروژهها را افزایش میدهد و هزینههای بهرهبرداری را نیز تحتتاثیر قرار میدهد. وی افزود: ایران از نظر حجم ذخایر مس با کمبود منابع مواجه نیست و در میان کشورهای دارای ذخایر قابلتوجه این فلز قرار دارد، بنابراین گلوگاه اصلی کشور نبود ذخیره معدنی نیست. مساله اصلی، سرعت پایین اکتشافات مستمر و سیستماتیک و همچنین روند کند تبدیل منابع معدنی به پروژههای اقتصادی است. اکتشاف در کشور باید بهصورت یکپارچه، مستمر و با سرعت بیشتری دنبال شود تا بتوان ذخایر موجود را به ظرفیتهای واقعی تولید تبدیل کرد.
او ادامه داد: یکی دیگر از چالشهای مهم، تامین سرمایه برای اجرای پروژههای بزرگ است. سرمایهگذاری خارجی تنها به معنای ورود منابع مالی نیست، بلکه میتواند فناوری، تجهیزات مدرن، دانش فنی و دسترسی به بازار را نیز به همراه داشته باشد. با توجه به اینکه تولید مس ایران در مسیر توسعه میتواند از نیاز داخلی فراتر رود، وجود بازارهای پایدار نیز یکی از الزامات تعریف و اجرای پروژههای بزرگ به شمار میرود. در این میان، محدودیتهای بینالمللی و تحریمها دسترسی به فناوریهای نوین، تجهیزات پیشرفته و بازارهای جهانی را دشوارتر کرده است.
صالحآبادی در پایان گفت: علاوه بر این، بسیاری از معادن بزرگ کشور در مناطق خشک قرار دارند و بحران آب یکی از گلوگاههای جدی توسعه آنها محسوب میشود. تامین پایدار انرژی نیز به یکی دیگر از مسائل مهم تبدیل شده است؛ چراکه تولید و فرآوری مس فرآیندی آببر و انرژیبر است. مجموعه این عوامل نشان میدهد که ایران نیز در کلیت روند عرضه، با شرایطی مشابه تحولات جهانی روبهروست، اما تفاوت اصلی در این است که کشور از نظر منابع مس با محدودیت جدی مواجه نیست و اگر گلوگاههای اکتشاف، سرمایهگذاری، فناوری، تامین آب و انرژی و دسترسی به بازار برطرف شوند، امکان توسعه ظرفیت تولید وجود خواهد داشت. عرضه مس در مسیر دشوار
یکی از مهمترین چالشهای پیشروی تولید جهانی مس، کاهش تدریجی عیار معادن است. بخش قابلتوجهی از ذخایر پرعیار و دسترسپذیر طی دهههای گذشته استخراج شده و اکنون شرکتهای معدنی برای حفظ سطح تولید باید به سمت ذخایری با عیار پایینتر یا ذخایری که استخراج آنها به عملیات پیچیدهتری نیاز دارد، حرکت کنند. کاهش عیار به این معناست که برای تولید مقدار مشخصی مس، باید حجم بیشتری از سنگ معدن استخراج و فرآوری شود؛ موضوعی که به افزایش هزینههای تولید، مصرف انرژی و آب و در نهایت نیاز بیشتر به سرمایهگذاری منجر میشود.
افزایش عمق معادن نیز همین مسیر را تقویت میکند. ذخایر نزدیک به سطح زمین در بسیاری از مناطق جهان زودتر و با هزینه پایینتر قابل بهرهبرداری بودهاند؛ اما توسعه ذخایر عمیقتر به زیرساخت، تجهیزات و فناوری بیشتری نیاز دارد. در نتیجه، فاصله زمانی میان شناسایی یک ذخیره و رسیدن آن به مرحله تولید افزایش یافته است. در صنعت مس، که پروژههای بزرگ معدنی بهطور معمول به سرمایهگذاری سنگین و دوره توسعه طولانی نیاز دارند، این مساله باعث میشود واکنش عرضه به افزایش قیمت، سریع نباشد. افزایش قیمت مس بهتنهایی نمیتواند تضمینکننده رشد سریع تولید باشد. پروژههای جدید معدنی در مقایسه با گذشته با ریسکهای بیشتری روبهرو هستند و علاوه بر سرمایه اولیه بالا، به ثبات سیاسی، زیرساخت مناسب، دسترسی به آب و انرژی و دریافت مجوزهای زیستمحیطی نیاز دارند. در برخی کشورهای دارای ذخایر بزرگ مس نیز ریسکهای سیاسی و اجتماعی، اعتراضات محلی و تنشهای ژئوپلیتیک روند اجرای پروژهها را دشوار کرده است. چشمانداز صنعت مس ایران
ایران از نظر برخورداری از ذخایر مس در موقعیتی قرار دارد که میتواند از محدودیت عرضه جهانی بهعنوان یک فرصت استفاده کند؛ اما تبدیل این مزیت زیرزمینی به ظرفیت تولید با موانع متعددی مواجه است. مساله اصلی کشور صرفا کمبود منابع نیست، بلکه سرعت پایین اکتشافات و فاصله میان شناسایی منابع و تبدیل آنها به پروژههای اقتصادی، یکی از مهمترین محدودیتهاست. اکتشاف زمانی میتواند به مزیت اقتصادی تبدیل شود که به شکل مستمر، سیستماتیک و در مقیاس گسترده انجام شود. در غیر این صورت، حتی وجود ذخایر قابلتوجه نیز به افزایش ظرفیت تولید منجر نخواهد شد. از سوی دیگر، توسعه معادن موجود نیز با چالش کاهش عیار و افزایش عمق استخراج روبهرو است؛ بنابراین حفظ سطح تولید فعلی نیز در بلندمدت به سرمایهگذاری و فناوری جدید نیاز خواهد داشت. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد


































































































































































