پریسا برای مشاور زندان تعریف کرد که در ۱۵ سالگی، به دلیل مشکلات مالی خانواده، به ازدواج مردی درآمد که حدود ۳۰ سال از او بزرگتر بود. او میگفت زندگی مشترکی که بدون رضایتش آغاز شده بود، هر روز برایش سختتر میشد و پس از سه سال، دیگر توان ماندن نداشت.
به گفته او، یک روز خانه را ترک کرد؛ بیآنکه بداند قرار است از یک بنبست، وارد بنبستی بزرگتر شود. فرار، هویتی تازه و بازداشت
پریسا پس از ترک خانه، جذب گروههایی شد که او را به سمت رفتارهای مجرمانه کشاندند. مدتی بعد بازداشت شد، اما هنگام معرفی خود، نام «فریبا» را به مأموران گفت تا کسی از گذشتهاش باخبر نشود.
پرونده او با همان هویت جعلی وارد مراحل قضایی شد و خودش هم تصور میکرد دیگر هیچ راهی برای بازگشت به زندگی قبلی وجود ندارد. پدری که سالها دخترش را میگشت
در سوی دیگر این ماجرا، پدری زندگی میکرد که هر روز با حسرت از دخترش سراغ میگرفت. او بعدها گفت فشار بدهیهای سنگین باعث شده بود تصمیمی بگیرد که تا پایان عمر از آن پشیمان بوده است.
در این مدت، همسر پریسا نیز بدون حضور او، طلاق غیابی گرفته بود و همه تصور میکردند این پرونده برای همیشه بسته شده است. اعترافی که همه چیز را تغییر داد
نقطه عطف زندگی پریسا، گفتوگویی با مشاور زندان بود. او برای نخستین بار نام واقعی، مشخصات و داستان زندگیاش را بازگو کرد.
همین اعتراف، جستوجو برای خانوادهاش را آغاز کرد و پس از پیگیریها، پدر و دختر دوباره روبهروی هم قرار گرفتند؛ دیداری که به گفته مسئولان پرونده، با اشک و پشیمانی هر دو همراه بود. قولی که مسیر آینده را عوض کرد
پدرش در همان دیدار به او قول داد تا زمانی که خودش نخواهد، دیگر او را مجبور به ازدواج نکند. این وعده، آغاز فصل تازهای از زندگی پریسا شد.
او در زندان خیاطی یاد گرفت؛ مهارتی که بعد از آزادی، به کمک پدرش به شغلش تبدیل شد. پدر برایش یک مغازه کوچک و چرخ خیاطی تهیه کرد تا بتواند مستقل کار کند. از گذشته تلخ تا زندگی روی پای خودش
امروز، پریسا درآمدش را از دوخت لباس به دست میآورد و به گفته اطرافیانش، توانسته زندگی مستقلی برای خودش بسازد.
روایت او یادآور این واقعیت است که گاهی یک تصمیم اجباری میتواند سالها زندگی یک انسان را تحت تأثیر قرار دهد، اما فرصت دوباره، حمایت خانواده و یاد گرفتن یک مهارت نیز میتواند مسیر آینده را تغییر دهد.
پایان خبر / رکنا / کدخبر 1241102
اخبار وبگردی را در اینجا بخوانید: فیلم/ خانه ستاره سادات قطبی و شهرام شکیبا شبیه قصرهای قدیمی شد! از پیانو و کتابخانه تا فرش لاجوردی و گل های غول پیکر مشاهده خبر خبر ویژه بدگمانی تا مرز مرگ / وقتی یک رویا قربانی یک ازدواج اجباری شد از عقد اجباری تا باتلاق مواد و سرقت / ناگفته ها زن 35 ساله در کلانتری مشهد























































































































![[سیدعلی دوستی موسوی] چرا متهم اصلی ساکت است؟](/news/u/2026-08-22/ettelaat-q2xek.jpg)



















