اسکات بسنت به سیانبیسی گفت که رویکرد جدید، اعمال «سختترین تحریمهای تاریخ» علیه ایران است، رویکردی که در واقع بازگشت به راهبردی بود که در سالهای گذشته بی نتیجه بوده و هیچ حاصلی نداشته است.
همزمان با اعمال تحریمهای آمریکا علیه صادرات نفت ایران ، بسنت از چین خواست که «با این برنامه همراه شود.» چین حدود ۸۰ درصد از نفت صادراتی ایران را خریداری میکند و بسنت تأکید کرد که نیمی از انرژی چین از خلیج فارس تأمین میشود.
اما لین جیان، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، روز جمعه در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت که چین با تلاشها برای منزوی کردن ایران همکاری نخواهد کرد.
لین به یک شبکه تلویزیونی دولتی ایران گفت: «چین معتقد است که ابزارهای نظامی، تحریمها و تاکتیکهای فشار راهحل نیستند. برعکس، آنها فقط به تشدید تنش منجر میشوند که به نفع هیچکس نیست. ما خواستار تلاش برای حل اختلافات از طریق گفتگو و مذاکره هستیم.»
وی در پاسخ به سوالی درباره تأثیرات احتمالی این تحریمها بر واردات انرژی چین از ایران، تأکید کرد: «چین با تحریمهای یکجانبه غیرقانونی که فاقد پایه و اساس در قوانین بینالمللی و قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل هستند، مخالف است.»
اکنون سوال این است که آیا ترامپ به تهدیدات دولت خود عمل و علیه چین تلافی خواهد کرد یا خیر. احتمالاً گفتن این حرف آسانتر از انجام دادن آن است، زیرا جنگ اقتصادی با سومین شریک تجاری بزرگ ایالات متحده میتواند آشفتگی اقتصادی را که ترامپ به دنبال بهبود آن قبل از انتخابات میاندورهای در ماه نوامبر است، تشدید کند.
دنی سیترینوویچ، محقق ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی رژیم اسرائیل در این باره اظهار کرد که بعید است چین به راحتی در این نبرد تسلیم شود.
وی در شبکههای اجتماعی نوشت: «چین علاقه زیادی به حفظ ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی و حفظ روابط راهبردی تهران و وابستگی روزافزون آن به پکن دارد. وی ادامه داد: هر راهبرد اقتصادی که فرض کند چین در نهایت با واشنگتن همسو خواهد شد، خطر بنا شدن بر پایه یک فرضیه اساساً ناقص را به همراه دارد.
به گزارش رویترز، ترافیک کشتیرانی از طریق تنگه هرمز هنوز بسیار پایینتر از سطح پیش از جنگ است و تعداد روزانه کشتیهایی که از آن عبور میکنند تک رقمی است.
قیمت نفت خام هنوز ۳۰ درصد بالاتر از آغاز جنگ است، در حالی که قیمت بنزین در ایالات متحده هنوز بیش از یک دلار در هر گالن افزایش یافته است.
همانطور که گرگوری برو، تحلیلگر ارشد سیاست ایران و نفت در گروه اوراسیا، توضیح داد ، این امر باعث شده است که پیام دولت در مورد اینکه چرا اکنون به طور دقیق به سمت جنگ اقتصادی بیرحمانه روی آورده است، مانند دوپهلوگویی نامنسجم به نظر برسد.
برو گفت: بسنت و دیگران نمیتوانند بگویند که این سیاست - بازگشایی تنگه - قرار است به چه چیزی دست یابد، زیرا به گفته دولت ایران، تنگه از قبل باز بوده است.» وی افزود: در نتیجه، این بازگشت به فشار حداکثری به طرز عجیبی بیهدف به نظر میرسد و ایالات متحده بدون هیچ دلیل روشنی، درد اقتصادی را تحمیل میکند که بیشتر مردم ایران را تحت تاثیر قرار می دهد.



































































































































































