در جامعه امروز گروههایی وجود دارند که به تندروی شناخته میشوند و در تصمیمات مختلف معمولاً مواضع سفت و سخت و تندی اتخاذ میکنند. این گروهها خود به یک مسئله بزرگتر تبدیل شدهاند و گفتوگو و تعامل با آنها نیز بهراحتی امکانپذیر نیست. با این حال، حتی هنگام نقد تندروی و تندروها نیز باید مراقب بود که این نقدها به نفرتافکنی منجر نشود. کلماتی که درباره تندروها به کار گرفته میشود، تصاویری که از آنها منتشر میشود و نحوه بازگویی و نقد رفتارهای تندروانه، همگی میتوانند بر فرآیند تندروی اثر بگذارند. از این منظر، باید از هر اقدامی که به تشدید این روند منجر میشود، پرهیز کرد.
یکی از موضوعات مهم در این زمینه، پرهیز از دوقطبیسازی میان «تندرو و کندرو» است. هرگونه تندشدن فضای سیاسی میتواند مدارهای سیاسی یک جامعه را تغییر دهد و امکان مشارکت گروههای سیاسی با دیدگاههای متضاد و متعارض را از بین ببرد.
در مقابل، اگر نقدها و گلایهها همراه با احترام و حفظ حرمت طرف مقابل مطرح شوند، میتوانند مانع از شکلگیری نفرتافکنی شوند. بیتوجهی به این مسئله و ایجاد نفرت، سدی محکم در برابر حل مسائل ایجاد میکند و امکان مشارکت، تعامل و درک متقابل را کاهش میدهد. در نتیجه، شرایط پیچیدهتر شده و مانعی اساسی در برابر تصمیمگیری و اتخاذ راهحلهای مختلف ایجاد خواهد شد.
نفرتافکنی البته موضوعی نیست که تنها به یک گروه یا فرد خاص محدود شود و ممکن است از سوی مسئولان نیز رخ دهد. قضاوت درباره برخی گروههای جامعه، گروههای منتقد و حتی معترضان، اگر بدون ملاحظه صورت گیرد، میتواند به ایجاد نفرتافکنی منجر شود. بنابراین، هر فردی در هر جایگاهی که قرار دارد، هنگام موضعگیری درباره یک موضوع باید مراقب باشد که سخنان و رفتار او به نفرتافکنی منجر نشود. …



































































































































































