متن کامل مصاحبه به این شرح است:
ریشه های تورم از منظر دیدگاههای نظری اقتصاد چگونه تعریف می شود؟
- اقتصاددانان مکاتب مختلف در مورد علل تورم اتفاق نظر ندارند و هر گروه بر جنبه متفاوتی تأکید میکنند.
دراین راستا، کلاسیکها و پولگرایان تورم را یک پدیده صرفاً پولی میدانند. از نظر آنها، افزایش مستمر و بیرویه حجم پول در اقتصاد، منجر به تورم بالا میشود. در این دیدگاه، پول در بلندمدت خنثی است و فقط سطح قیمتها را تغییر میدهد، نه تولید واقعی. میلتون فریدمن، اقتصاددان برجسته پولگرا، علت اصلی تورم را هزینههای دولت و افزایش نقدینگی ناشی از آن میدانست.
کینزیهاهم علت تورم را فزونی تقاضای کل نسبت به عرضه کل (شکاف تورمی) میدانند. از نظر آنها، عواملی مانند افزایش مخارج مصرفی، سرمایهگذاری یا مخارج دولت میتواند باعث اضافه تقاضا و در نتیجه تورم شود.
اما ساختارگرایان ریشه تورم را نه صرفاً در سیاستهای پولی و مالی، بلکه در عدم تعادلهای اساسی و ساختاری نظام اقتصادی، مانند ضعف بخش کشاورزی، مشکلات تجارت خارجی یا سیستم مالیاتی ناکارآمد جستجو میکنند. از منظرنظریه فشار هزینه، تورم ناشی از افزایش هزینههای تولید است. عواملی مانند افزایش دستمزدها (بهویژه در شرایط وجود اتحادیههای کارگری قدرتمند)، افزایش قیمت مواد اولیه یا شوکهای عرضه میتوانند هزینه تولید را بالا برده و به افزایش قیمتها منجر شوند. …



































































































































































