این در حالی است که ایران هم پیش از تفاهم و هم پس از آن، بارها به دلیل تداوم جنایات اسرائیل در لبنان، از پای میز مذاکره بلند شده و تاکید کرده بود تا زمان توقف حملات در لبنان، انجام مذاکره را نمیپذیرد؛ از جمله اینکه در آخرین لحظات نزدیک به حصول تفاهم، ایران در واکنش به حملات موشکی اسرائیل به ضاحیه، اعلام کرد قصد پاسخ موشکی به اسرائیل را دارد و همین باعث توقف حملات در ضاحیه شد.
چند روز پس از امضای تفاهم اسلامآباد نیز قالیباف در سخنرانی خود در بیستمین اجلاس کنفرانس اتحادیه مجالس کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی، اعلام کرد پایان جنگ در لبنان به اندازه توقف جنگ علیه ایران برای ما اهمیت دارد. نهایتا پس از تاکیدات فراوان ایران بر لزوم خاتمه جنگ در لبنان، ترامپ از نتانیاهو خواست برای کمک به تضمین موفقیت مذاکرات با ایران، حملات به لبنان را کاهش دهد و پس از آن نیز شاهد برقراری یک آرامش نسبی در لبنان و بازگشت آوارگان جنوب این کشور به منازلشان بودیم.
برای بررسی اینکه ایران واقعا ذیل تقاهم اسلامآباد، چه چیزی را در مورد لبنان به دست آورد، باید این تفاهم را با متنی که آمریکا در ابتدا پیشنهاد داده بود و میخواست به ایران تحمیل کند، مقایسه کنیم. در حالیکه آمریکا در پیشنهاد 15 مادهای خود تاکید کرده بود «ایران از گروههای نیابتی فاصله گرفته و از تسلیح و تأمین مالی آنها خودداری کند»، ایران در تفاهم اسلامآباد با وادارسازی آمریکا به پذیرش آتشبس در لبنان و تضمین تمامیت ارضی و حاکمیت این کشور، عملا ایالات متحده را مجبور کرد حزبالله را در لبنان به رسمیت بشناسد. …

























































































































