فقر ممکن است از یک سو باعث افزایش فعالیت فعالان اجتماعی شود و از سوی دیگر، ممکن است ظرفیت سازماندهی یک تشکل را کاهش دهد. اکنون در مناطق کشور محروم تعداد سازمانهای مردمنهاد بیشتر از بقیه کشور است یا کمتر؟
تعداد سمنها ارتباط مستقیمی با محرومیت ندارد، بلکه وابسته به جمعیت است. آمارهای ما نشان میدهد که هرجا جمعیت بیشتر باشد، تعداد سمنهای ثبتشده هم بیشتر خواهد بود. به همین دلیل است که تهران بیشترین سمنها را دارد. در استانها هم نقش جمعیت را میبینیم. از طرف دیگر، مجوزها در ۱۲ رسته مختلف دستهبندی میشود، مانند میراث فرهنگی، محیطزیست، مسئل اجتماعی و آسیبها، فرهنگ، خیریه و جهادی. ما رشد تشکلها را در همه حوزهها داشتهایم، اما مشخصا در حوزه فقر نبوده است. خیریهها هم متناسب با میراث فرهنگی و محیطزیست رشد کردهاند، نه بیشتر.
آیا تشکلهایی که در حوزه فقر فعالیت میکنند بیشتر شدهاند؟
بخش آسیبهای اجتماعی بسامد زیادی دارد و سمنهایی در حوزه موادمخدر، بزهکاری، فقر، سلامت روان، خودکشی، آسیبهای حوزه خانواده و زنان فعالیت میکنند. در گذشته سمنهایی داشتیم که زمینه فعالیت آنها موضوعاتی مانند ایدز بود، اما در سالهای اخیر افزایش تعداد خیریهها را میبینیم که در زمینه محرومیتزدایی فعالیت میکنند. رستههایی که اخیرا بیشتر مورد توجه قرار گرفته «مسئولیت اجتماعی» است. مثلا یک کارخانه صنعتی در منطقهای مشغول کار است که بنا به مسئولیت اجتماعی خود باید به سلامت و تحصیل کودکان روستایی و حاشیهنشین در مناطق اطراف کارخانه توجه کند. فعالان اجتماعی یک سمن تأسیس میکنند و از کارخانه کمک میخواهند و آن را برای آموزش به کودکان صرف میکنند. مدیران کارخانه این تخصص را ندارند، اما این کار از تشکلهای اجتماعی، محیطزیستی و بهداشتی بر میآید.
در یک سال گذشته سازمان مردمنهادی بوده که منحل شده باشد؟
هیچ سازمانی. در دولت چهاردهم تقریبا انحلال سمنها را از سوی دولت نداشتیم. البته تعدادی غیرفعال شدهاند. برخی تشکلها انحرافاتی دارند، اما رویکرد دولت این است که با اشخاص متخلف مواجهه انجام گیرد، نه با شخصیت حقوقی انجمن. اگر سمن خارج از اساسنامه خود فعالیت کند، مؤاخذه میشود. اگر خیریهای وارد فعالیت اقتصادی غیرمجاز شود و به سمت انتفاعی شدن برود، انحراف از اساسنامه تلقی میشود، اما در این دوسه سال تعطیلی سمنها را نداشتیم. ساختار مدیریت سمنها شامل «شورای حمایت و توسعه تشکلها» در سطح ملی، استانی و شهرستانی است که در همین شورا خود تشکلها حضور دارند. در انتخاباتی که برای تعیین نمایندگان تشکلها برگزار شد هم هیچیک از نامزدهای تشکلها رد صلاحیت نشدند. در مقابل صدور مجوز سریع و در فرایندی ۲ ماهه انجام میگیرد.
برای فعالیت سمنها ۳ شرط غیردولتی بودن، غیرانتفاعی بودن و غیرسیاسی بودن وجود دارد. گاهی سمنها از این ۳ شرط خارج میشوند. من فکر میکنم این ۳ شرط را میتوان شرط بقا هم محسوب کرد. اگر وابسته به منابع دولتی شوند، اگر بهدنبال سود بروند و اگر از اساسنامه خود خارج شوند، قطعا دچار آسیب میشوند و به حاشیه میروند. سمنهای موفق ما آنهایی هستند که آگاهانه و با هدفهای بلند تشکیل میشوند و هیچوقت به هیچ دولتی وابسته نمیشوند. اقبال عمومی هم به آنها بیشتر است.
آیا سمنها میتوانند با خارج از کشور ارتباط داشته باشند؟
بله، تشکلهای فراملی و بینالمللی در همین زمینه کار میکنند. بعضی از آنها در سطح بینالمللی مقام مشورتی دارند. حتی کمک مالی هم میتوانند دریافت کنند، اما با رعایت ملاحظات و شفافیت لازم. شریک ما در این زمینه وزارت امور خارجه است.
چهار مرجع مختلف مجوز سازمانهای مردمنهاد ایران را صادر میکنند
الف - وزارت کشور که مرجع اصلی صدور مجوزهاست
ب - وزارت ورزش و جوانان که مجوز سمنهای این حوزه را صادر میکند
ج - سازمان بهزیستی که سمنهای مرتبط با فعالیتهای خود را زیر پوشش دارد
د - فراجا که مجوز برخی سمنهای عمدتا خیریه را برعهده دارد کد خبر 1062041


















































































































![[رامتین مرتضوی] نیمه گمشده اما مجازی!](/news/u/2026-08-18/ettelaat-rq5hs.jpg)
















































