به نظر شما چرا زنان کارمند برای ایجاد تعادل میان کار و زندگی فشار بیشتری را تحمل میکنند؟
حفظ این تعادل، نکته بسیار مهمی است که باید مورد توجه قرار بگیرد. از یک سو، ساختار اشتغال باید حمایت لازم را از زن داشته باشد و از سوی دیگر، بستر تاریخی و فرهنگی جامعه نیز باید از زن شاغل حمایت کند. ما از تبلیغ اشتغال زنان صحبت نمیکنیم، اما اگر حضور زن در جامعه، نه از روی اضطرار بلکه از روی ضرورت باشد، بنابر بیانات و منویات امامین انقلاب، باید ساختار و فرهنگی وجود داشته باشد که این موضوع را بپذیرد و از آن حمایت کند. امام خمینی (ره) نیز با نگاه خانهنشین کردن زنان مخالف بودند و بر حضور اجتماعی آنان تأکید داشتند. بنابراین، مسئله این نیست که زن را از حضور اجتماعی و شغلی دور کنیم؛ مسئله این است که اگر زن در جامعه و محیط کار حضور دارد، شرایطی فراهم شود که بتواند در کنار این حضور، نقش خود را در خانواده نیز بهدرستی ایفا کند. زن نیازهای چهارگانهای در حوزه جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی دارد که باید حتی در نظام اشتغال مورد توجه قرار بگیرد و به آنها پاسخ داده شود. زن بهطور همزمان نقش فردی، اجتماعی و خانوادگی دارد و این نقشها اقتضائات متفاوتی دارند. وقتی این تفاوتها در نظام اشتغال دیده نشود، تعارضها و عدم تعادلهایی میان شغل و زندگی خانوادگی زن ایجاد میشود و در نهایت، هم به خود زن و هم به خانواده آسیب میزند. زن یا ناچار است در یکی از حوزههای زندگی کم بگذارد یا برای حفظ تعادل میان آنها، فشار بسیار بیشتری را تحمل کند.
آیا در ساختار فعلی اشتغال، زن با همه نقشهایش دیده میشود؟
اتفاقاً یکی از مشکلات اصلی همین است. ساختار اشتغال در حال حاضر یک ساختار خنثی است و توجه کافی به نیازهای شاغلان، بهویژه زنان، ندارد. همانطور که اشاره شد، باید نیازهای چهارگانه یک زن در نظام اشتغال دیده شود، اما متأسفانه در ساختار فعلی، نیازهای زن بهصورت جامع مورد توجه قرار نگرفته است. همین مسئله باعث میشود زن شاغل تا حد زیادی مشابه یک مرد شاغل دیده شود. در حالی که هم نیازها و هم کارکرد و نقش او متفاوت است. زن بهطور همزمان نقش فردی، اجتماعی و خانوادگی دارد و این نقشها اقتضائات متفاوتی دارند. به همین دلیل، یکسان بودن شرایط زن و مرد همیشه به معنای عدالت نیست. وقتی زن ازدواج میکند و بهویژه زمانی که مادر میشود، مسئولیتها و نیازهای جدیدی پیدا میکند و نظام اشتغال باید بتواند این تفاوتها را ببیند.
یک محیط کار خانوادهدوست چگونه میتواند به زن کارمند کمک کند؟
اصل مسئله به ساختار برمیگردد، ساختاری که باید دوستدار خانواده باشد و بهطور ویژه از مادران شاغل، متأهل و دارای فرزند حمایت کند. اگر محیط کار به سمت خانوادهمحوری حرکت کند، تفاوتها و نیازهای زنان در چارچوب مشخصی دیده میشود و حمایت از آنها نیز به شکل ساختاری انجام خواهد شد. حتی اگر قوانین عمومی و خاصی برای حمایت از زنان وجود نداشته باشد، انعطاف در قوانین و سیاستهای داخلی سازمان میتواند تا حد زیادی به زنان کمک کند. سازمانی که خانوادهدوست باشد و شرایط زنان، بهویژه مادران شاغل را درک کند، میتواند فشارهایی را که آنها تحمل میکنند کاهش دهد. در سیاستهای کلی خانواده نیز بر محور قرار گرفتن خانواده در قوانین، مقررات، برنامهها، سیاستهای اجرایی و نظامات مختلف تأکید شده و حمایت از نقش مادری و تربیتی زنان نیز مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، خانوادهمحوری نباید فقط یک شعار باشد؛ باید خودش را در محیط کار و سیاستهای سازمانی نیز نشان دهد.
در این میان خانواده و همسر چه نقشی دارند؟
خانواده نقش بسیار مهمی دارد. اگر خانواده بهویژه همسر حمایت لازم را از زن شاغل نداشته باشند، زن همزمان از دو طرف تحت فشار قرار میگیرد. از یک طرف محیط کار و ساختاری که از او حمایت نمیکند و از طرف دیگر، خانوادهای که حمایت لازم را ندارد. وقتی این حمایتها در محیط کار، سازمان، جامعه و خانواده شکل بگیرد و زن احساس کند نیازهایش دیده و پاسخ داده میشود، میتواند هم به زندگی خانوادگی، هم زندگی اجتماعی و هم زندگی فردی خود رسیدگی کند و در عین حال از مسیر شغلی خود نیز فاصله نگیرد.
نظر شما درخصوص دورکاری و ساعت کاری شناور برای زنان شاغل چیست؟ میتواند بخشی از این مشکل را حل کند؟
بله. این فرصتها میتواند برای زنان، بهویژه مادران شاغل، فرصت بسیار خوبی برای ایجاد تعادل میان کار و خانواده باشد، اما به شرطی که بهدرستی اجرا شود. در حال حاضر، در دورکاری، سلیقه و نگاه مدیر تأثیر زیادی دارد و همه زنان شاغل لزوماً نتوانستهاند از این امکان استفاده کنند. البته باید به مدیر هم حق داد که نگران تبدیل شدن دورکاری به بیکاری باشد و انتظار داشته باشد کارمند وظایف خود را بهدرستی انجام دهد. بنابراین، دورکاری یک تعامل دوطرفه است. هم باید ساختار و بستر لازم برای دورکاری فراهم شود و هم کارمند باید بتواند از این فرصت بهدرستی استفاده کند و وظایف شغلی خود را انجام دهد. از طرف دیگر، دورکاری در خانه ممکن است با برخی چالشها همراه باشد، چون همزمانی کار اداری، امور منزل و فرزندداری میتواند باعث تداخل شود. اگر ساعتهای کاری در دورکاری شناور و منعطف باشد و ساختار بیش از حد خشک نباشد، مادر هم میتواند زمان خود را بهتر مدیریت کند و هم به امور منزل و فرزندان رسیدگی کند و هم وظایف شغلی خود را انجام دهد. بنابراین، دورکاری اگر با اعتماد، مسئولیتپذیری، انعطاف و چارچوب مشخص همراه باشد، میتواند یکی از ابزارهای مؤثر برای کمک به زنان، بهویژه مادران شاغل، در ایجاد تعادل میان کار و خانواده باشد.
گاهی توقع میرود حمایت واقعی از زن کارمند فقط با افزایش حقوق و مزایا اتفاق بیفتد. نظر شما در این باره چیست؟
حمایت از زن کارمند را نباید صرفاً در قالب مزایا و تسهیلات شغلی دید. کارکرد زن با کارکرد مرد متفاوت است و لزوماً حمایتهای مالی نمیتواند پاسخگوی همه نیازها و کارکردهای زن باشد. زن در خانواده، نقش مهمی در ایجاد فضای عاطفی و آرامش خانه و همچنین تربیت فرزندان دارد. برای ایفای این نقشها، لازم است زن بیش از این از فضای خانه و خانواده دور نباشد. بنابراین، حمایت واقعی از زن کارمند باید بهگونهای باشد که امکان حضور و ایفای نقش او در خانواده را نیز فراهم کند. این موضوع زمانی محقق میشود که ساختار اشتغال اصلاح شود و در کنار آن، فرهنگ سازمانی نیز تغییر کند و این تفاوت نقشها و نیازها را بپذیرد.
شما به «حق عائلهمندی تربیتی زنان» اشاره داشتید. این ایده چه معنایی دارد؟
اگر به کارکرد اقتصادی مرد در خانواده توجه میکنیم و متناسب با آن، حقوق و حمایتهایی برای او در نظر میگیریم، باید کارکرد زن در خانواده را نیز ببینیم و برای آن حقوق متناسب تعریف کنیم. مرد به ازای ازدواج و هر فرزندی که دارد، با افزایش تکالیف اقتصادی، از حمایت اقتصادی بیشتری برخوردار میشود. در مورد زن نیز میتوان گفت با ازدواج و به ازای هر فرزند، باید «حق تربیتی» برای او در نظر گرفته شود. منظور از حق تربیتی زنان کارمند، صرفاً یک حق اقتصادی نیست، بلکه حقی است که متناسب با نقش و مسئولیت تربیتی زن در خانواده تعریف میشود. زن باید بتواند حضور بیشتری در کنار فرزندش داشته باشد و برای آرامش و استحکام خانواده وقت بگذارد. همسرداری، خانهداری و فرزندداری، بخشی از مسئولیتهای او در خانواده است و انجام این وظایف، نیازمند زمان و حضور بیشتر در کنار خانواده است. بنابراین، یکی از نتایج این حق میتواند «کاهش ساعت کاری زن و فراهم شدن امکان حضور بیشتر او در کنار فرزندان» باشد. بحث ما حذف حمایت از مردان نیست، بلکه بحث بر سر این است که نقشها و مسئولیتهای زن و مرد در خانواده دیده شود و نظام اشتغال و حمایتهای آن متناسب با این نقشها، عادلانه بازتعریف شود.
حال بفرمایید آیا برای همه زنان شاغل باید یک نسخه واحد داشته باشیم؟
خیر. زنان در دورههای مختلف زندگی قرار میگیرند و نیازهای آنها در هر دوره با دوره دیگر متفاوت است. برای مثال، زن در دوران بارداری نیازهای خاصی دارد. پس از تولد فرزند نیز بهویژه در سالهای ابتدایی زندگی کودک که دوره مهم شکلگیری دلبستگی ایمن است، میتوان مدل و نظم متفاوتی از اشتغال را برای مادر در نظر گرفت. وقتی فرزند به سنین بالاتر، از جمله زیر هفت سال میرسد، شرایط و نیازهای خانواده دوباره تغییر میکند و میتوان شکل دیگری از اشتغال را در نظر گرفت. همین روند میتواند در دوره نوجوانی و جوانی فرزند و حتی در دورهای که خود زن پا به سن میگذارد و به بازنشستگی نزدیک میشود، ادامه داشته باشد. بنابراین، به جای اینکه یک الگوی ثابت و یکسان برای همه زنان داشته باشیم، باید «یک نظام اشتغال پویا و منعطف» طراحی کنیم که زن بتواند متناسب با دورههای مختلف زندگی خود، از ظرفیتهای متفاوت آن استفاده کند.
اگر بخواهیم در یک جمله بگوییم چه چیزی باید تغییر کند، اولویت چیست؟
به نظر من، باید نگاه ما به زن کارمند تغییر کند. زن فقط یک نیروی اقتصادی نیست که وقتی وارد محیط کار شد، همه ویژگیها و مسئولیتهای خانوادگی او نادیده گرفته شود. همانطور که اشاره کردم، امام خمینی (ره) بر حضور اجتماعی زنان و نقش مهم آنان در جامعه تأکید داشتند و در نگاه رهبر انقلاب نیز خانواده جایگاه محوری دارد. بنابراین، میان حضور اجتماعی زن و نقش خانوادگی او نباید تعارض ایجاد کنیم، بلکه باید شرایطی فراهم کنیم که این دو در کنار یکدیگر قرار بگیرند. در نهایت، اگر محیط کار، خانواده، همسر، سازمان و ساختارهای اجتماعی هرکدام سهم خود را در حمایت از زن ایفا کنند، زن مجبور نخواهد بود برای انتخاب میان کار و خانواده دائماً احساس کند یکی را باید فدای دیگری کند. هدف این است که ساختار و فرهنگ بهگونهای شکل بگیرد که زن بتواند در کنار حضور اجتماعی و شغلی، نقش خود را در خانواده نیز بهدرستی ایفا کند.



































































































































































