با این همه، پژوهشگر فارسیزبان، بهرغم بهرهمندی از سنّتی غنی در حوزه سیرهنگاری فارسی، از دسترسی به این حجم گسترده از تولیدات عربی، عمدتاً به سبب فاصله زبانی، محروم مانده است؛ محرومیتی که ریشه در غفلت از منابع در دسترَس دارد و بیش از هر چیز از فقدان پیوندی میان دو سنّت زبانی علمی حکایت میکند. آشنایی با این تراث، ضرورتی چند لایه دارد: (۱) آگاهی از منهجهای متنوعی که معاصران عرب برای بازخوانی سیره بهکار بردهاند و میان تاریخنگاری کلاسیک، تأمل معنوی، تحلیل تربیتی و استنباط فقهی در نوساناند؛ (۲) فراهمآوردن بستری برای تعامل علمی میان سنّت سیرهپژوهی ایرانی-شیعی و سنّت عربی-اهلسنّتی؛ این تعامل در بسیاری از موارد -چنانکه در اثر سیداحمد احمدعلی درباره احادیث مشترک شمائل میان سنّت و امامیه میبینیم-هماکنون در پژوهشهای عربی آغاز شده است؛ (۳) بازشناسی ژانرهای متمایزی همچون دلائلالنبوة، شمائلنگاری و فقهالمغازی که در سنّت تألیفی فارسی کمتر بهطور مستقل بازنمایی شدهاند و شناخت آنها میتواند ایدههای جدیدی برای پژوهش در باب سیره و سنّت پیامبر اکرم(ص) بسازد.
تکنگاریهای موضوعی و تحلیلی درباره سیره نبوی …



































































































































































