شش ماه پس از آغاز جنگ، هفت کارشناس شورای روابط خارجی آمریکا پیامدهای آن را برای موازنه قدرت منطقهای، اعتبار واشنگتن، روابط آمریکا و اسرائیل، افراطگرایی، نیروهای نیابتی ایران و آینده لبنان و سوریه بررسی کردهاند.
محاسبه اشتباه ترامپ و خطر شکست راهبردی آمریکا
استیون اِی. کوک، پژوهشگر ارشد در مطالعات خاورمیانه و آفریقا مینویسد ترامپ انتظار داشت «عملیات خشم حماسی» ظرف چهار تا شش هفته به پیروزی منجر شود؛ اما آمادگی ایران برای مقاومت در برابر قدرت نظامی آمریکا را دستکم گرفت.
پس از شش ماه جنگ، مذاکرات مقطعی و تشدیدهای پراکنده، آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز بهشدت محدود شده، متحدان آمریکا در غرب خلیج فارس در برابر حملات ایران آسیبپذیرتر شدهاند و انگیزه تهران برای تسلیحاتیکردن آنچه از برنامه هستهایاش باقی مانده افزایش یافته است. اگر این وضعیت تغییر نکند، از دید کوک، نتیجه جنگ یک شکست راهبردی برای واشنگتن خواهد بود.
ترامپ اکنون با «عملیات طرد اقتصادی» میکوشد فشار مالی را تا زمان تغییر رفتار تهران یا بازگشت ایران به مذاکرات افزایش دهد. با این حال، اقتصاد ایران سالها تحت فشار بوده و شرایط آن پس از جنگ نیز دشوارتر شده است. اعتراضات دسامبر ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶ نیز نشانهای از نارضایتیهای داخلی بود؛ در مقابل، حکومت با اتخاذ تدابیر امنیتی تلاش کرده کنترل اوضاع را حفظ کند.
کوک نتیجه میگیرد جنگ اقتصادی نیز بهاندازه جنگ نظامی نامطمئن است. تصور پیروزی سریع، اکنون ترامپ را با احتمال شکست و تردید متحدان منطقهای درباره توانایی و اراده آمریکا برای تأمین امنیتشان روبهرو کرده است.
آغاز فصل تازهای از افراطگرایی
فرح پاندیت، پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی آمریکا، مدعی است جنگ فرصت تازهای برای ایران و نیروهای همسو با آن فراهم کرده تا بهویژه جوانان را در نقاط مختلف جهان جذب و رادیکال کنند. به گفته او، این روند در بستر جنگهای غزه و لبنان، سقوط حکومت بشار اسد، عادیسازی روابط اسرائیل با برخی کشورهای مسلمان و گسترش ادبیات ضدعرب و ضدمسلمان در آمریکا و اسرائیل شکل گرفته است.
ایران طی شش ماه گذشته از ویدئوها، میمها و شبکههای اجتماعی برای تقویت روایتهای قدیمی علیه آمریکا و اسرائیل استفاده کرده و مخاطبان را به حمله به اهداف نرم، زیرساختها، کنیسهها و کسبوکارهای مرتبط با این دو کشور تشویق کرده است.
این تبلیغات میتواند حتی افرادی را که ارتباط رسمی با ایران یا گروههای همسو با او ندارند، به خشونت سوق دهد. ترور شخصیتهای عمومی، حمله به اهداف یهودی و جذب جوانان یا مجرمان با مشوقهای مالی از خطرات احتمالی این روند است.
حتی اگر جنگ فوراً پایان یابد، حجم محتوای تولیدشده و امکان ارتباط شبانهروزی با جوانان باعث میشود پیامدهای آن سالها ادامه یابد. از دید پاندیت، آمریکا برای مقابله با این موج جدید افراطگرایی آمادگی کافی ندارد.
ترکیه در هر صورت برنده است
هنری جی. بارکی، پژوهشگر ارشد وابسته در حوزه مطالعات خاورمیانه مینویسد جنگ ایران برای رجب طیب اردوغان فرصتی فراهم کرده تا جایگاه ترکیه را بهعنوان قدرتی منطقهای و جهانی ارتقا دهد. آنکارا صرفنظر از نتیجه نهایی جنگ سود خواهد برد.
شکست آمریکا، موقعیت ترکیه را بهعنوان قدرت متوازنکننده منطقه تقویت میکند. توافق دفاعی مشترک مکه که عربستان، پاکستان و ترکیه در ۷ اوت امضا کردند، نشانه افزایش نیاز کشورهای منطقه به آنکاراست. این نخستین سازوکار امنیتی از این نوع از زمان پیمان بغداد در سال ۱۹۵۵ است و بیاعتمادی سنتی کشورهای خلیج فارس به ترکیه را کاهش میدهد.
ترامپ برخلاف دولتهای پیشین، از نقش مستقلتر ترکیه استقبال کرده و انتظار دارد اردوغان در مهار نفوذ ایران کمک کند. افزایش قدرت آنکارا همچنین میتواند کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه را تسهیل کند.
پیروزی آمریکا نیز برای ترکیه بیفایده نخواهد بود. تضعیف یا سقوط جمهوری اسلامی، مهمترین رقیب منطقهای آنکارا را کنار میزند و فرصتهای سیاسی و اقتصادی تازهای در ایران ایجاد میکند.
همکاری نظامی آمریکا و اسرائیل؛ اختلاف سیاسی بر سر هدف نهایی
الیوت آبرامز، پژوهشگر ارشد مطالعات خاورمیانه معتقد است جنگ روابط نظامی آمریکا و اسرائیل را بیش از گذشته تقویت کرده، اما همزمان اختلافات دیپلماتیک دو طرف را افزایش داده است.
دهها هواپیمای نیروی هوایی آمریکا اکنون در اسرائیل مستقرند، دو ارتش اطلاعات مربوط به اهداف ایران را به اشتراک میگذارند و هواپیماهای سوخترسان آمریکایی جنگندههای اسرائیلی را پشتیبانی میکنند. آبرامز این همکاری را یکی از گستردهترین نمونههای هماهنگی نظامی دوجانبه از زمان اتحاد آمریکا و بریتانیا در جنگ جهانی دوم میداند.
بااینحال، اختلاف بر سر غزه، لبنان، سوریه و آینده ایران ادامه دارد. هدف کنونی آمریکا تغییر رفتار جمهوری اسلامی، بهویژه در زمینه برنامه هستهای و تنگه هرمز است؛ اما اسرائیل تغییر حکومت را تنها راهحل واقعی میداند. هرگونه مصالحه میان تهران و واشنگتن، مانند تفاهمنامه ژوئن، میتواند این اختلاف را تشدید کند.
همزمان، حمایت از اسرائیل در میان دموکراتها و جمهوریخواهان آمریکا کاهش یافته است. منتقدان اسرائیل در هر دو جناح نیز میگویند این کشور آمریکا را به جنگ کشانده و ممکن است دوباره چنین کند.
تغییر شیوه جنگ غیرمستقیم ایران
بروس هافمن، پژوهشگر ارشد در حوزه مقابله با تروریسم و امنیت داخلی، مدعی است برخلاف برخی ارزیابیهای اولیه، ایران نیروهای حرفهای حزبالله یا سپاه قدس را مستقیماً برای انجام حملات در آمریکا و اروپا به کار نگرفته و در عوض، بیشتر از افرادی با پیشینه مجرمانه، اشخاص دارای ارتباط با ایران و لبنان و افرادی که بهصورت آنلاین جذب شدهاند، استفاده کرده است.
به ادعای هافمن، هدف از این شیوه، کاهش امکان انتساب مستقیم عملیاتها به ایران بوده است. او میگوید بخشی از این اقدامات شامل آتشافروزی، حمله با خودرو، چاقوکشی و استفاده از مواد آتشزا بوده و در برخی موارد نیز از بمب و نارنجک استفاده شده است.
گروهی ناشناخته با نام «حرکت اصحاب یمین اسلامیه» مسئولیت ۱۸ حمله در اروپا و لندن طی ماههای مارس و آوریل را برعهده گرفته است. بیشتر این حملات خسارت مالی بر جای گذاشتند، اما در یک مورد، دو مرد یهودی در حملهای با چاقو در لندن بهشدت مجروح شدند. مقامهای بریتانیایی مدعیاند سپاه و نیروی قدس در پشت این عملیاتها قرار داشتهاند.
در ماه مارس نیز یک شهروند آمریکایی لبنانیتبار با خودرو و سلاح به کنیسهای در میشیگان حمله کرد. دو برادر او، از جمله فردی که بهعنوان فرمانده حزبالله معرفی شده، پیشتر در حملات ارتش اسرائیل کشته شده بودند. افبیآی این حادثه را اقدامی تروریستی با الهام از حزبالله توصیف کرده است.
همچنین شبکه «فاکستروت» از سال ۲۰۲۲ از سوی برخی مقامهای امنیتی با ایران مرتبط دانسته شده و به نقش داشتن در قتلها و حملات علیه اهداف اسرائیلی در اروپا متهم است. بنا بر این ارزیابیها، این شبکه از نوجوانان و افراد جوان در ازای پرداخت پول استفاده میکند؛ الگویی که برخی نهادهای امنیتی از آن با عنوان «خشونت بهعنوان خدمت» یاد میکنند و احتمال گسترش آن در صورت تداوم تنشها مطرح شده است.
کشورهای خلیج فارس به آمریکا نزدیکتر شدهاند
اد حسین، الیوت آبرامز، پژوهشگر ارشد مدعی است حملات ایران به کشورهای عربی، همدلی احتمالی موجود با تهران را در شبهجزیره عربستان از میان برده است. روایت جمهوری اسلامی درباره قربانیبودن، پس از حمله به کشورهای خلیج فارس دیگر برای بسیاری از اعراب سنی اعتبار ندارد. امارات نیز از آغاز جنگ حتی بیش از اسرائیل هدف حملات قرار گرفته است.
حملات به زیرساختهای غیرنظامی، منافع آمریکا و پایگاههای نظامی باعث شده بحرین، کویت، قطر و امارات به واشنگتن نزدیکتر شوند. ایران نتوانسته پیمانهای ابراهیم میان اسرائیل و کشورهای عربی را از بین ببرد؛ در مقابل، سازوکارهای ایجادشده ذیل این پیمانها به دفاع از آسمان امارات با نرخ موفقیت بالاتر از ۹۰ درصد کمک کردهاند.
بااینحال، حوثیهای مورد حمایت ایران و کنترل تنگه هرمز همچنان دو نگرانی اصلی منطقهاند. حسین استدلال میکند یک ایران هستهای که بر تنگه مسلط باشد و از حوثیها حمایت کند، بسیار خطرناکتر بود. از دید او، شبهجزیره عربستان اکنون در برابر ایرانی که موقتاً تضعیف و غیرهستهای شده، امنتر است؛ هرچند درگیری تا زمان سقوط حکومت تهران کاملاً پایان نخواهد یافت.
لبنان و سوریه؛ فرصتهایی شکننده
الیزا ایورز، پژوهشگر ارشد مطالعات خاورمیانه تحولات لبنان و سوریه را امیدوارکنندهترین پیامد منطقهای جنگ میداند. هر دو کشور پس از دههها درگیری و نفوذ ایران در مرحلهای حساس از بازسازی قرار دارند و دولت ترامپ برخلاف رویکرد معمول خود، در آنها نقش دیپلماتیک و میانجیگرانهای ایفا کرده است.
دولت لبنان برای بازگرداندن حاکمیت بر قلمرو و تصمیمگیریهای کشور تلاش میکند؛ اما حضور اسرائیل در جنوب و حملاتی که هزاران نفر را کشته و بیش از یک میلیون نفر را آواره کرده، این روند را دشوار ساخته است. حزبالله تضعیف شده، ولی از میان نرفته و همچنان امکان حضور محدود سپاه در لبنان را فراهم میکند. خلع سلاح این گروه و بازسازی اقتصاد لبنان اهدافی دور اما همچنان ممکناند.
سقوط بشار اسد در سال ۲۰۲۴ نیز ضربه بزرگی به ایران وارد کرد. دولت احمد الشرع طی ۱۸ ماه گذشته کوشیده نهادهای حکومتی را بازسازی و سوریه را از مدار تهران خارج کند. بااینحال، درگیری نیروهای امنیتی با اقلیتها، حضور بقایای داعش و شبکههای وابسته به ایران و عملیات اسرائیل در جنوب غربی، ثبات کشور را تهدید میکنند.



































































































































































