به گزارش عصر ایران ، استاد ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران در نشست ترویج گفتمان فردای ایران در مؤسسه اطلاعات با بیان مثال هایی برای "ناجنبش" افزود:
-ناجنبشها گروههایی از مردم هستند که دلخور و ناراضیاند، جای خودشان را در جامعه پیدا نمیکنند و به هر دلیلی طرد شدهاند؛ مثل جوانها ، زنان و گروههای تهیدست جامعه. اینها به سمت یک جنبش علنی نمیروند، ولی در زندگی روزمره یک عمل جنبشی انجام میدهند و نارضایتی خود را بیان میکنند.
- مثلاً فرض کنید اقتصاد خراب است و در نتیجه دستفروش در جامعه زیاد میشود از آن طرف شهرداری با آنها برخورد میکند،جمعشان میکند و بساط آنها را بههم میریزد، این چه چیز را به وجود میآورد؟
- اینها یک نوع خشم شهری بهوجود میآورد که ممکن است به یک جنبش علنی منجر نشود، ولی به صورت یک ناجنبش زیر پوست جامعه وجود دارد. الان تعداد موتوریهای تهران را کسی نمیتواند تعیین کند و برآورد کند که چه اتفاقی در تهران در حال وقوع است که الان این تعداد موتوری در سطح شهر تهران هستند و معلوم نیست این افراد چه کاری انجام میدهند.
-البته یک تعدادی از آنها در اسنپ کار میکنند، ولی این حجم زیادی که قانون و قاعده ندارد و یک مدتی هم نیروی انتظامی میآید تعدادی را جمع میکند، ولی بعد این افراد یا موتورشان را از توقیف در میآورند و یا موتور تازهای میخرند.
-این افراد معلوم نیست که چه شغلی دارند و به نظر من آنها لایههایی از جامعه هستند که در اقتصاد رسمی جایی ندارند ولی همیشه میتوانند به نارضایتی و یا ناجنبشی که در کشور وجود دارد، دامن بزنند.
متن کامل سخنرانی دکتر مسعود کوثری در باره "توسعه، اقتصاد، جمعیت، جوانان، زنان، نسل جدید و ناجنبش" را به نقل از روزنامه اطلاعات در ادامه بخوانید.
دکتر مسعود کوثری در نشست ترویج گفتمان فردای ایران: «ناجنبش ها»و بیکاران مثل بمب در جامعه ما عمل می کنند
من عنوان سخنانم را «توسعه مشروط»* گذاشتهام و دلیل دارد که درباره توسعه مشروط صحبت میکنم. به نظر من، ما در مورد توسعه نمیتوانیم صحبت کنیم الا اینکه بفهمیم در چه بستری توسعه پیدا میکنیم.
حالا اینکه ما از لفظ توسعه یا از لفظ پیشرفت یا از هر لفظ دیگری استفاده کنیم، من فعلا توسعه و پیشرفت را معادل هم میگیرم.
ولی فرض من این است که ما نمیتوانیم با طرحهای بلندپروازانهای که الآن تدوین میکنیم و اسمش را «الگوی ایرانی - اسلامی پیشرفت» یا «مهندسی فرهنگی کشور» گذاشتهایم به جایی برسیم چون اغلب این طرحها بلندپروازانه است و اغلب مشروط نیست، پس سوال این میشود که مشروط به چه معناست؟ معنای توسعه مشروط
به نظرمن، لفظ مشروط خیلی مهم است. ما از مشروطیت باید درس بگیریم. مفهوم «مشروطیت» خیلی مفهوم دقیقی است به دلیل اینکه تلاش میکرد چیزهایی را مشروط کند. حالا در آن زمان مشروطه در حیطه قدرت سیاسی بوده که به جای خودش راجع به آن بحث میکنم. ولی در مورد توسعه هم ما یک توسعه مشروط داریم. این توسعه، مشروط به چیست؟
متأسفانه، توسعه ما مشروط به یک اقتصاد نفتی است. راجع به ایران که مثلاً نفت طلای سیاه و یا بلای ایران و از این عبارات که خیلی از نویسندگان بهکار بردهاند شما خیلی بیشتر از من شنیدهاید، خواندهاید و نوشتهاید.
ما هم در ابتدای انقلاب تصور میکردیم که این دولت پهلوی است که نفهمیده گرفتار یک اقتصاد نفتی شده و ما دیگر کار را درست میکنیم.
ولی چهل و هفت سال گذشته است و نه تنها ما کارمان را درست نکردهایم، بلکه اقتصاد نفتی کار ما را درست کرده است؛ یعنی به عبارتی ما را در درون یک وضعیت مشروط نگاه داشته است.
چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید، متأسفانه، وضع توسعه و پیشرفتمان مشروط به یک اقتصاد نفتی است. حالا برای این اقتصاد نفتی عباراتی مانند دولت رانتی هم بهکار میبرند. دولت رانتی
دولتهای رانتی به مفهوم اجاره بگیر است. ولی تعریف آن در اقتصادی و اقتصاد سیاسی این است که دولتهایی که بیش از ۳۰ درصد از درآمد GNP آنها از طریق نفت یا یک منبعی است که حاصل تولید نیست. آن درآمد حاصل یک معدن یا یک ثروت نهفته است. به اینها دولت رانتیر میگویند.
بنابراین از مفهوم اجاره بگیری خارج شده و مفهومی است که یک منشأ غیرتولیدی برای یک اقتصاد وجود داشته باشد. هرچه این درآمد بیش از ۳۰ درصد باشد و هرچه این منبع نهفته بیشتر باشد آن وضعیت رانتی و دولت رانتیر قویتر است.
از دهه ۵۰ بیشتر توسعه ما ناشی از همین اقتصاد نفتی بوده است و به تدریج کم شده و طبق آخرین آمار الآن بین ۱۳ تا ۱۵ درصد GNP اقتصاد ما ناشی از نفت است.
این را باید در گیومهای گذاشت که با توجه به تحریم در فروش نفت این را میتوانیم بپذیریم که نفت ۱۵ درصد از GNPاقتصاد ایران است. اما حقیقت این است که اقتصاد ما بیشتر از این درگیر اقتصاد نفتی است و توسعه ما مشروط به این اقتصاد نفتی شده است. میتوان این امر را از طریق آثارش مورد بررسی قرار دهیم.
به هر حال، واقعیت این است که اگر ما به جلوههای این موضوع نگاه کنیم، میفهمیم که توسعه ما همچنان گرفتار اقتصاد نفتی است و ما اگرچه تلاشهایی در این چهار دهه کردهایم که صنعتی شدن و رشد در ایران پا بگیرد و نظام مالیات گسترده شود، اما همچنان گرفتار هستیم.
گرفتار بودن؛ یعنی اینکه شما در عرصههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و بینالمللی هرکاری که بخواهید انجام دهید، مشروط به این پایه نفتی و گرفتاریهای نفتی است.
الان هم که ما در وضعیت تحریم قرار داریم. واقعاً گرفتار هستیم؛ یعنی قضیه عدم فروش نفت و محاصره خلیجفارس یک گرفتاری جدی برای ما به وجود آورده است.
آثار این وضعیت اقتصاد نفتی و توزیع درآمد ناعادلانهاش چیست؟ یکی از آن آثار مربوط به ضریب جینی است. متأسفانه ضریب جینی ایران در تمام دوران بعد از انقلاب بالای ۰.۳ بوده است.
اگر ضریب جینی یک باشد، میگویند توزیع عادلانه است. ولی هرچه زیر یک باشد این نشاندهنده این توزیع ناعادلانه GNP یعنی تولید ناخالص ملی بین مردم است. در این اواخر، ضریب جینی ما حدود ۰.۴ از یک است. بنابراین وضعیت نامتعادل و ناعادلانهای در توزیع ثروت ملی داریم و مسأله GNP را نتوانستهایم حل کنیم.
اگر نمودارها را بررسی کنیم، در دورهای که ما فروش نفت داشتیم و فروش نفتمان خوب بود و درآمد خوبی داشتیم؛ مثل دوره ریاست جمهوری آقای احمدینژاد، یک مقدار این GNP کاهش پیدا کرده است، ولی در عین حال تمام مسیر GNP در اقتصاد ما نشان میدهد که ما یک توزیع ناعادلانهای در این زمینه داشتهایم.
مسألهای دیگر که در این اقتصادی رانتی میتوانیم به آن توجه کنیم، این است که ما در جریان توسعه اقتصادی هم متأسفانه جریان خصوصی سازی را یا درست اجرا نکردهایم یا تبصرههایی را که به این جریان دادهایم یا آن نسخه ایرانی که ما از تعدیل اقتصادی در آن اجرا کردهایم، متأسفانه، به شکاف اقتصادی بیشتر و به فساد گسترده اداری در تمام کشور منجر شده است.
بنابراین بازبینی و ارزیابی فرآیند این تعدیل اقتصادی که شروع کردهایم و جریان خصوصیسازی، یکی از آن عواملی است که توسعهمان را گرفتار شرایط این اقتصاد رانتی کرده است.
نکته سوم اینکه کتابی به نام «معمای فراوانی» منتشر شده است. این کتاب راجع به این است که جز برخی از کشورها مثلا مانند فنلاند و دانمارک که موفق بودهاند، چرا کشورهایی که اقتصاد نفتی داشتند اکثراً موفق نبودهاند و همه از این طلای سیاه آسیب دیدهاند.
توضیح نویسنده این است: آن کشورهایی موفق بودهاند که توانستند ذخیره ارزی این اقتصاد نفتی درست کنند و آن را صرف تولید صنعتی بکنند.
یعنی صنعتی شدن را تسریع بکنند. تنها کشورهایی مثل دانمارک و فنلاند موفق بودند و بقیه کشورها مانند الجزایر، ایران و کشورهای دیگر، عموماً این پول را صرف امور جاری و پروژههای بزرگی چون پلهای بزرگ، جادههای بزرگ، ساختمانهای بزرگ و جذب کارمندان بیشتر دولت کردند.
شما هر دورهای که اقتصاد نفتی ما خوب است را بررسی کنید، میبینید که یک تعداد زیادی به بدنه دولت تزریق میشوند.
اینها یک نشانه از وضعیت اسفبار در اقتصاد است که نشان میدهد ما پول نفت را در جاهایی خرج بریز و بپاش ، پروژههای بلندپروازانه و جذب نیروها و کارمندان زیاد در دولت کردهایم. وقتی هم که پولمان تمام شده است، دچار گرفتاری شدهایم؛ مسکن مهر یکی از نمونههای خوب این قضیه است.
واقعاً مسکن مهر بلاتکلیفیاش برای این نیست که دولت قبلی رفت و دولت بعدی آمد و دوست نداشت ادامه پروژه را انجام دهد، بلکه دولت بعدی که آمد ، گفت تکمیل این پروژه به معنای صرف پول خیلی زیاد است؛ یعنی ما یک زمانی پول زیادی از نفت در جیبمان آمده یک پروژه بزرگ را دامن زدهایم. وقتی هم که دولت بعدی آمد و دید پول نفت نیست این پروژه متوقف شد. به نظرم این امر خیلی وابسته به دیدگاههای سیاسیمان نیست.
معمولاً دولتهای چپ و راست در ایران، ناخواسته و نه از روی قصد و عمد، برای دولتهای بعدی تله درست میکنند. آنها پروژههایی را شروع میکنند که این پروژهها آثاری دارند که ما را در دورههای بعدی گرفتار میکنند.
بنابراین ،اگر نتوانیم فکری برای این اقتصاد نفتی کنیم، توسعه ما همواره مشروط میباشد و همواره ما را گرفتار میکند.
از سال ۷۶ به بعد ما متأسفانه نتوانستیم آنقدری که در قانون تعهد کرده بودیم به ذخیره ارزی اضافه کنیم؛ یعنی نتوانستیم پول نفت را به صندوق ذخیره ارزی بدهیم؛ ضمن اینکه در موقعیتهایی هم از این ذخایر ارزی برداشت کردهایم.
شما در دوره آقای روحانی و آقای پزشکیان شنیدهاید که با موافقت رهبری ما از صندوق ذخیره برداشت کردهایم؛ یعنی باز هم از آن جیبی که قرار بوده صرف صنعت بشود باز پول برداشتهایم و خرج کردهایم.
این وضعیتی است که توسعه ما را مشروط میکند، ما اگر نتوانیم جامعه و اقتصادمان را سامان دهیم متأسفانه گرفتار این اقتصاد نفتی و اقتصاد رانتیر خواهیم بود. لزوم توازن بین ایده و واقعیت
بنابراین اگر بخواهم ایدهای بدهم این است که ما بین مفهوم امت و مفهوم جامعه باید یک بالانس و توازن برقرار کنیم. ما در داخل یک دولت - ملت زندگی میکنیم و اگر پروژههایی داریم و ایدههایی برای مفهوم امت اسلامی در هر وسعتاش داریم، حتماً باید با جایی که در آن زندگی میکنیم و اقتصادی که داریم سازگار باشد و این اقتصاد محدودیتهایی راجع به اقتصاد نفتی دارد.
ما نمیتوانیم با یک عدم توازن و با یک تعهدات خیلی وسیع نسبت به اقتصادی که خودش دائم در معرض تهدید است به پروژهها و ایدههایمان جامه عمل بپوشانیم. راه رسیدن به ایدههایمان توسعه اقتصادی مبتنی بر نظام مالیاتی صحیح است که متأسفانه این را هم ما نتوانستیم درست اجرا کنیم.
ما بیشترین و ناجوانمردانهترین مالیاتی را که میگیریم از حقوق بگیران است. حقوقبگیران را دو سه جا سرکیسه میکنیم. یک بار مالیات بر حقوق میگیریم و یک بار مالیات بر ارزش افزوده میگیریم.
دولت که مالیاتاش را گرفته است؛ یعنی کارمندی که دولت به او حقوق میدهد مالیاتاش را گرفته است و بعد میگوید حالا حقوقبگیر وقتی حقوقش را خرج میکند، باز باید ۹ تا ۱۱ درصد مالیات بر ارزش افزوده بدهد.
این یعنی چه؟ این یعنی دست کردن در جیب مردم. چرا دولت این کار را انجام میدهد؟ برای اینکه دولت ناتوان است که از بخشهای دیگر اقتصاد مالیات بگیرد و از بازار نمیتواند مالیات بگیرد به دلیل اینکه خیلی از مغازهها را ما علی الرأس میکنیم. معنای علی الرأس چیست؟
معنایش این است که حساب و کتاب قانونی وجود ندارد. مؤدی مالیات میرود و مثلا میگوید مالیاتش سی میلیون تومان است. ولی مالیات اصلی او بالای صد میلیون تومان است. بخش مهمی از مالیاتها الان علی الرأس و بسته به تشخیص مأمور مالیاتی است.
با این همه سیستم الکترونیکی که ما داریم علیالرأس بودن نشان میدهد که سیستم مالیاتی خیلی سوراخ است و نمیتواند جایگزین آن اقتصاد نفتی بشود و تعادل به وجود بیاورد.
این نظام مالیاتی صحیح که میتوانست یک جایگزینی باشد و اقتصاد ما را در کنار صنعتی شدن آرام آرام جلو بیندازد، متأسفانه محقق نشده است.
در عرصه صنعتی شدن، تعطیل شدن و ورشکسته شدن بسیاری از صنایع نشان میدهد که ما در صنعتی شدن با وجود تحریمها موفق نبودهایم و نتوانستهایم این تعهد را اجرا کنیم.
پس توسعه ما توسعه مشروط است و ما باید در این ظرف حرف بزنیم و به اندازهای این ظرفی که داریم و میتوانیم با آن کار کنیم حرف از توسعه بزنیم.
دکتر مسعود کوثری استاد ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران
شرطهای دیگر توسعه
اما در وجوه دیگر، این توسعه ما به چه چیزی مشروط است؟
اولاً: توسعه ما با تناقضهایی هم مواجه است. تناقض یعنی کارهایی که ما میکنیم و پیامدهای ناخواسته دارد و این پیامدهای ناخواسته ما را گرفتار میکند.
یکی از آن پیامدهای ناخواسته، مسأله جمعیت است. ما الان حدود ۹۰ میلیون جمعیت داریم. سیستمهای استراتژیک، امنیتی و جمعیت شناختی کشور معتقد هستند که ما باید ۱۲۰ میلیون جمعیت داشته باشیم؛ چون جمعیت به سمت پیری میرود.
معنی پیری هم این است که ما نمیتوانیم شغل برای جمعیت جوان تولید کنیم چون آنها هنوز هستند همچنین سربار بیمهای ما خیلی افزایش پیدا میکند، یعنی چون همه زندهاند. افراد یا باید دکتر بروند یا باید آزمایش بروند و بیمهها باید پولش را بدهند و اینها هم معمولاً سربارهای مالی دارد. اشتغال و منزلت مناسب شرط افزایش موالید
رفتن به سمت ۱۲۰ میلیون جمعیت یک مسألهاش زایش موالید است و مسأله دیگر آن است که آیا شما امکان شغل برای این ۱۲۰ میلیون جمعیت دارید.
در وضعیت کنونی ما نزدیک به ۱۵ درصد عدم اشتغال داریم. نکته دیگر اینکه حدود بالای ۴۰ درصد تحصیلکردههای ما بیشغلهستند. یعنی ما یک نظام آموزش عالی بزرگ درست کردهایم که عده قابل توجهی دارای تحصیلات عالی هستند اما شغلی ندارند.
ما اینها را در دوره آموزش عالی فقط سر میدوانیم، خوب حالا لیسانس گرفتهای چه خوب! میتوانی فوقلیسانس هم بگیری! حالا یا آزاد یا دولتی یا پیام نور یا علمیکاربردی ، دانشگاه فرهنگ و خیلی از این چیزها ؛ این یعنی به تعویق انداختن. اما این به تعویق انداختن شغل جویی بالاخره یک جایی یقه ما را میگیرد.
یقه ما را کجا میگیرد؟ یقه ما را در ۱۴۰۱ میگیرد؛ یعنی شما با یک موج عظیمی از جوانهایی که دنبال شغل و بهبود وضعیت زندگی هستند و شما نمیتوانید به آنها جواب بدهید.
یک بخشی زیادی از دختران تحصیلکرده و زنان تحصیلکرده هستند که شما نمیتوانید به آنها بگویید که شما بروید ازدواج کنید، بچه بیاورید و گوشه خانه بشینید بچهداری کنید! اینها شغل میخواهند، منزلت اجتماعی میخواهند.
ببینید فقط شغل این نیست که من بیایم و بگویم ۳۰ میلیون میگرفتم حالا ۵۰ میلیون بگیرم رضایت دارم! من منزلت اجتماعی متناسب با آن درجه علمی هم میخواهم؛ یعنی میخواهم در جامعه منزلت بیشتری به دست بیاورم. آمارها نشان میدهد که متأسفانه تعداد زیادی از نیروهای فعال ما که باید وارد بازار کار بشوند وارد بازار کار نمیشوند؛ یعنی ناامید میشوند و کار در زمینه تخصصی را رها میکنند، با اینکه تحصیلات در حال افزایش است و این قطعاً برای ما تناقض ایجاد خواهد کرد.
حتی اگر ما موفق شویم جمعیت را از ۹۰ میلیون به ۱۲۰ میلیون افزایش دهیم، اگر برای این مسائل فکری نکنیم، این مسائل قطعاً ما را در مشکلات زیادی میاندازد. این نیروی جوان الان مانند بمب ساعتی است که زیر جامعه و حکومت ما گذاشته شده است. لزوم وجود بستر مناسب برای توسعه سیاسی
کتاب ساموئل هانتینگتون سالها قبل در ایران ترجمه شده و اتفاقاً زمان اصلیاش یکی دو سال قبل از انقلاب ایران است که منتشر شده است.
ادعای اصلی هانتینگتون آن است که جوامع جهان سوم یا خاورمیانه که با یک سیاستهایی؛ مشارکت سیاسی را افزایش میدهند؛ یعنی میآید و میگویند ان. جی. اُ ، جمعیت و حزب تشکیل بدهید که مشارکت سیاسی را گسترش دهند، ولی ساختارهایشان قدرت جذب این مشارکت سیاسی را ندارد، اینها دچار شکاف میشوند و عمدتاً این افزایش مشارکت سیاسی یا به انقلاب یا به سرکوب منجر میشوند و این اتفاقاً زمان شاه رخ داد؛ به دلیل اینکه شاه در دوره خودش آموزش عالی را خیلی گسترش داد، مثلاً احزابی درست کرد که مردم مشارکت کنند.
انجمنهای علمی و ادبی خیلی گسترش پیدا کرد. اما ساختارهای سیاسی اجازه جذب این مشارکت را نمیداد. بنابراین، این شکاف یکی از دلایل اصلی انقلاب شد.
ما دقیقاً داریم همان کار را تکرار میکنیم. ما هم با این ساختار سیاسی که واقعاً در حال پیر شدن است و نمیتواند جذب کننده مشارکت سیاسی باشد به یک مشکلاتی برخواهیم خورد که مشکلاتش را در این جنبشها یا شبه جنبشها هم ما میبینیم. ناجنبش
علاوه بر این، یک مفهوم جدیدی هم به نام «ناجنبش» مطرح شده است. جنبشها که تکلیفشان مشخص است و مثالهایش را دیدهاید، اما ناجنبشها چه هستند؟
ناجنبشها گروههایی از مردم هستند که دلخور و ناراضیاند، جای خودشان را در جامعه پیدا نمیکنند و به هر دلیلی طرد شدهاند؛ مثل جوانها ، زنان و گروههای تهیدست جامعه.
اینها به سمت یک جنبش علنی نمیروند، ولی در زندگی روزمره یک عمل جنبشی انجام میدهند و نارضایتی خود را بیان میکنند که بهار عربی (جنبشهای کشورهای عربی) نمونهای از این ناجنبشها بود که اکثرشان موفق نبودند ولی آن نارضایتی وجود داشت.
مثلاً فرض کنید اقتصاد خراب است و در نتیجه دستفروش در جامعه زیاد میشود از آن طرف شهرداری با آنها برخورد میکند،جمعشان میکند و بساط آنها را بههم میریزد، این چه چیز را به وجود میآورد؟
اینها یک نوع خشم شهری بهوجود میآورد که ممکن است به یک جنبش علنی منجر نشود، ولی به صورت یک ناجنبش زیر پوست جامعه وجود دارد. الان تعداد موتوریهای تهران را کسی نمیتواند تعیین کند و برآورد کند که چه اتفاقی در تهران در حال وقوع است که الان این تعداد موتوری در سطح شهر تهران هستند و معلوم نیست این افراد چه کاری انجام میدهند.
البته یک تعدادی از آنها در اسنپ کار میکنند، ولی این حجم زیادی که قانون و قاعده ندارد و یک مدتی هم نیروی انتظامی میآید تعدادی را جمع میکند، ولی بعد این افراد یا موتورشان را از توقیف در میآورند و یا موتور تازهای میخرند.
این افراد معلوم نیست که چه شغلی دارند و به نظر من آنها لایههایی از جامعه هستند که در اقتصاد رسمی جایی ندارند ولی همیشه میتوانند به نارضایتی و یا ناجنبشی که در کشور وجود دارد، دامن بزنند.
بنابراین، باید برای این ساختارهای مدیریتی و سیاسی یک فکری کنیم ؛ هم از لحاظ باز شدن و هم از لحاظ جوان شدنشان. این ساختارهای مدیریتی و سیاسی پیر باید جایشان را به ساختارهای جوانتر بدهند. مطالبات زنان
نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم بحث «حقوق و مطالبات زنان» است. واقعیت این است که ما با این مسأله دیر یا زود مواجه خواهیم شد. کل جهان هم مواجه شده است و مسأله الان یک فمینیسم نیست که حالا بگوییم که یک جریان فمینیسم در جهان به راه افتاده و ما هم با فمینیسم آبمان در یک جوی نمیرود.
مسأله در جهان فمینیسم نیست. مسأله حقوق زنان است که حتماً باید جامعه ما برای آن راهحلهایی داشته باشد، حالا با ترکیبی از فقه اسلامی و مسائل دیگر یا حقوق بشر و فقه اسلامی. آن وقت است که ما میتوانیم به مطالبات زنان جواب بدهیم.
به نظر من، در سال ۱۴۰۱ زیر رادار امنیتی گروهی بودند که اصلاً دیده نمیشدند و حدس زده نمیشد که از طرف موجی از دختران جوان چه اتفاقی میتواند بیافتد.
ما باید برای مطالبات زنان و حقوق زنان یک فکری کنیم و این را در راستای یک نوع فمینیسم نبریم و با عنوان «حقوق زنان» بتوانیم برای مطالبات زنان راهحل پیدا کنیم. طبیعتاً این یک مسألهای است که ما را با یک چالشهای حقوقی هم مواجه میکند و باید برایش فکر کرد.
نکته دیگر که باید به آن توجه کرد این است که بیشتر ادیان در جهان معاصردر تعامل با حقوق بشر لطمه میبینند. یعنی در بسیاری از موارد نمیتوانند پاسخهای قانعکنندهتر و بهتری بدهند.
شما اگر نتوانید یک تعادلی بین انسان در فقه اسلامی و این حقوق بشر در جهان ایجاد کنید حتماً لطمه خواهید خورد؛ یعنی ادیان باید برای این پاسخ داشته باشند.
تعاملها و چیزهایی که میتواند فضاسازی کند و آسیب برساند به آن تصوری که ما از حقوق انسان داریم، یک مسألهای است که باید به آن جدی توجه کرد. حقوق جامعه
مسأله دیگر مسأله حقوق جامعه است. ما باید احترام به جامعه را در دستور کار قرار دهیم.
ما باید یک بار دیگر به جامعه و محترم شمردن حرمت جامعه برگردیم. به نظرم ما برای مفهوم «جامعه» ارزشی قائل نمیشویم. در اینجا منظورم از مفهوم «جامعه» یعنی جامعه در کلیت خودش و قوانینی که بر آن حاکم است.
ما اگر اعتقاد داریم که سنن الهی وجود دارد خیلی از کارهای ما در توجه به جامعه مخالف این سنن الهی است. شما حتی در روحانیت هم میبینید؛ آن گروهی از روحانیت موفق هستند که با مردم راه میآیند و حرف میزنند و حرف مردم را گوش میدهند در و یک جاهایی هم چشم روی هم میگذارد و مثلاً فرد خطاکاری میآید و او را هم میپذیرد.
با همه اقشار مردم رابطه دارد و احترام به جامعه میگذارد که خیلی هم متنوع است و همه نوع آدمی در آن پیدا میشود؛ از مذهبی و غیرمذهبی، از بیحجاب و کمحجاب تا باحجاب.
احترام به جامعه در همه سطوح و بازگشت به جامعه یکی از چیزهایی است که ما باید آن را یاد بگیریم؛ چه در برخورد با جوانها و چه در برخورد با زنان و چه در برخورد با کلیت جامعه.
پس جامعه حرمت دارد. خیلی از علما معتقدند که باید حتماً جامعه در مسیر مستقیم باشد تا ما تحویلشان بگیریم! ولی در عین حال حتی وقتی میگوییم نماز به جماعت و یدالله معالجماعه معنایش چیست؟ یعنی جماعت خودش یک حرمتی در اسلام و تفکر دینی دارد و باید به آن توجه کرد. مسأله نسلها
مسأله دیگر مسأله نسلهاست. شما همه فرزندانی از نسل جدید در منزل دارید و با آنها سر و کار دارید و متوجه میشوید که این نسل به طرز دیگری فکر میکند و تلقی دیگری از جهان دارد. مهم ترین ثقل این تفکرات نسل جدید این است که آنها یک زندگی متعادل میخواهند. در حالی که مفهوم زندگی برای آنها باید یک نوعی با انقلابی بودن گره بخورد و تعادل و توازنش پیدا شود.
مسأله این است که این جوان یک زندگی متوسط و متعادل میخواهد. آیا حکومت با کارکردهایش میتواند آن را برای این جوان فراهم کند؟
اگر حکومت نتواند این نیاز را فراهم کند. این نسل راههای دیگری پیدا میکند. چه راههای زبانی، یا راه ارتباطی یا راه رؤیاسازی خودش.
برای نسل ما خیلی سخت است که این نوع نگاه را ببینیم ولی ما باید بررسی کنیم که دلیل اصلی این رفتارهای بخشی از نسل جوان چیست؟
دلیل این رفتار سیاسی نیست. اصلاً این نسل به آن مفهومی که نسل ما دنبال سیاست بود، سیاست را دنبال نمیکند. اصلاً تعهدی که ما احساس میکنیم آنها احساس نمیکنند.
نسل ما از صبح که از خانه بیرون میآید تا شب خود را متعهد میداند که یک سری چیزهایی را درست کند. اما این نسل تعهدی ندارد. یک زندگی متوسطی میخواهد. بنابراین کارکرد حکومت باید بتواند این نیاز نسل جوان را تأمین کند.
یک شغل،یک زندگی متوسط، یک منزلت و یک عدم تبعیض اجتماعی را برای نسل جدید فراهم کند. اگر حکومت نتواند این خواستهها را فراهم کند به این نسل باخته است و ما نسل قدیم پاسخی برای نسل جدید نداریم و نسل جدید به راه خودش میرود. پیوند شایسته سالاری و منزلت با امید
راه حل ها برای حل مسائل در بخشی از جامعه در سطوح مختلف وجود دارد و باید متناسب با هر سطح اصلاحاتی را انجام دهیم. ولی نکته اصلی درباره جامعه، شایسته سالاری و ایجاد فضا برای بخشهای مختلف جامعه به ویژه زنان است. چند مسأله که با هم گره خورده و مانع شایسته سالاری در ایران میشود باید حل شود، یکی مسأله تعهد و تخصص است و یکی مسأله خودی و غیرخودی.
این مسألهای است که واقعاً در جامعه تبعیض به وجود میآورد و انسداد ایجاد میکند. بعد از ۴۷ سال شما هنوز مشاهده میکنید که در برخی اوقات کسانی استخدام میشوند که حقشان نیست. یک سری برایشان راه باز میشود که حقشان نیست. این مسألهای است که راه آینده ایران را میبندد. باید به این نکته توجه داشت که آینده ایران در دست جوانان شایسته و متخصص است.
مسأله زنان بسیار جدی است و از مسأله جوانها هم مهمتر است، چون اتفاقات آینده ما را رقم خواهد زد. شما حتی در روستاها میبینید با اینکه زمین پدری را پسر دو برابر به ارث میبرد، اما زحمت پدر و مادر را بیشتر چه کسی میکشد؟ چه کسی وقتی پدر و مادر بیمارند، آنها را به دکتر میبرد؟ این زحمات دختران آیا با این قاعده دو به یک جور در میآید؟
لقمه چرب به برادرها میرسد و باقیمانده را به دخترها میدهند. ولی واقعاً این نارضایتی را به وجود میآورد. الآن دخترها از تقسیم ارث در روستاها ناراضیاند. به دلیل اینکه الآن وضعیت خانواده این گونه نیست که برادر بزرگتر برود زحمت بکشد و درآمدش را بین خانواده توزیع کند. حالا هر کسی برای خودش زندگی میکند و زحمت میکشد.
هنوز در برخی جاها راه برای رشد زنان در جامعه ما بسته است و این یکی از مسائلی است که ما باید زودتر با آن مواجه شویم وگرنه اتفاقات آینده خیلی متأثر از زنان خواهد بود. این نیروی درونی زنان را به جلو میراند و باید یک پاسخ درستی به آن داده شود.
بنابراین باید این مسائل اجتماعی را با اصلاح مسیرهای رشد، ارتقاء و جذب و ایجاد منزلت در جامعه حل کنیم و راهش واقعاً همین است و هیچ راه دیگری وجود ندارد. قطعاً این راهها به اصلاحاتی در اقتصاد و سیاست هم وابسته است.
مسأله دیگر امید به آینده است. این امید تماماً هم اقتصادی نیست. اگر حرکت به سمت اصلاح باشد، امید به آینده هم به وجود میآید.
این امید به آینده مهمترین عنصر است و اینکه نسل جدید افق نویی در برابر خود ببیند. الآن گره خوردن به انسداد اجتماعی بسیار متأثر از این احساس ناامیدی است. باید توجه داشت که اصلاحاتی انجام شده و یک پیشرفتهایی انجام شده ولی این پیشرفتها زودتر و بهتر میتواند انجام شود.
*دکتر مسعود کوثری استاد ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران که سالها در عرصه علمی، فرهنگی و اجتماعی فعالیت داشته و کتابها و مقالات متعددی در زمینه علوم اجتماعی دارد به تازگی در نشست ترویج گفتمان فردای ایران در مؤسسه اطلاعات درباره « توسعه مشروط؛ تناقض های توسعه در ایران» سخنزانی کرد. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر هشدار سخنگوی سپاه به آمریکا و اسرائیل درباره آغاز مجدد جنگ خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : دیدنی های امروز؛ از بیلبوردهای ضدترامپ تا اعترضات نئونازی ها در آمریکا بیشتر بخوانید: حضور روزانه ۴۵۰ هزار جوان تهرانی در کافهها نیما تِکیدو، جنبشهای نوظهور و مرجعیتِ اجتماعی جوانان «تجرد قطعی»، انتخابی جدید برای سبک زندگی تا ۲.۵ میلیون شغل در یک سال از بین رفته است تماشاخانه چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیمکشی فرسوده تا شایعات داغ / ببینید گرگان چه چیزی را از دست داد؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
























































































































![[رامتین مرتضوی] نیمه گمشده اما مجازی!](/news/u/2026-08-18/ettelaat-rq5hs.jpg)










































