این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
رکنا: قرار نیست اینجا فقط درباره اختلال ها حرف بزنیم. قرار نیست هر اضطراب را بیماری بنامیم، هر اختلافی را نشانه پایان رابطه بدانیم و برای هر رفتار انسانی یک برچسب روانشناسی پیدا کنیم. از امروز، در رکنا، بخشی را آغاز می کنیم که قرار است روانشناسی را از کتاب ها و اصطلاحات تخصصی، به زندگی واقعی آدم ها نزدیک تر کند؛ به همان جایی که آدم ها صبح با نگرانی از خواب بیدار می شوند، شب با فکرهای شان به خواب نمی روند، عاشق می شوند، دل می شکنند، خیانت می کنند، می بخشند، عصبانی می شوند، فرزندشان را بزرگ می کنند و گاهی در سکوت از خودشان می پرسند: چرا من اینطوری شدم؟ بخش روانشناسی و زندگی برای همین سؤال هاست. برای لحظه هایی که شاید کسی کنارمان باشد، اما احساس تنهایی کنیم. برای وقتی که می گوییم دوستش دارم، اما دیگر مثل قبل نمی خوامش. برای وقتی که می دانیم یک فکر منطقی نیست، اما ذهن مان دست از تکرارش بر نمی دارد. برای وقتی که از بیرون همه چیز خوب به نظر می رسد، اما درون ما دیگر شوقی برای زندگی ندارد و برای هزاران تجربه انسانی دیگری که لزوماً بیماری نیستند، اما اگر آنها را نشناسیم، کیفیت زندگی ما را تغییر می دهند. روانشناسی زرد، سهم ما نیست
در روزگاری زندگی می کنیم که چند جمله ساده می تواند به سرعت در شبکه های اجتماعی منتشر شوند:
-اگر این کار را می کند، پس خودشیفته است!
-اگر جواب پیام ات را دیر می دهد، یعنی دوست ات ندارد!
-۵ نشانه که ثابت می کند شریک زندگی ات به شما خیانت می کند.
این جملات شاید کلیک بخورند و پر طرفدار باشند، اما روانشناسی نیستند.
روان انسان پیچیده تر از چند نشانه، چند تست اینترنتی و چند جمله انگیزشی است.
ما در این بخش نمی خواهیم از درد آدم ها برای جذب مخاطب استفاده کنیم. نمی خواهیم اضطراب، افسردگی، وسواس، خیانت، رابطه جنسی، تروما یا مشکلات خانوادگی را تبدیل به سرگرمی کنیم.
می خواهیم روانشناسی را علمی ببینیم، اما پیچیده و دست نیافتنی تعریفش نکنیم یعنی پژوهش معتبر را جدی بگیریم، اما آن را با زبان آدم های واقعی توضیح بدهیم. روانشناسی باید به درد زندگی بخورد
دانستن اینکه اضطراب چگونه کار می کند، وقتی ارزشمند است که بتوانیم اضطراب خودمان را بهتر بشناسیم. …