در عین حال، امکان کاهش تنش و جلوگیری از گسترش درگیری همچنان وجود دارد، اما رسیدن به توافق نیازمند تأمین حداقلی از خواستههای دو طرف است؛ ایران نمیخواهد اهرم خود در تنگه هرمز را بهسادگی کنار بگذارد و آمریکا نیز به دنبال توافقی است که بتوان آن را یک دستاورد سیاسی معرفی کرد.
بازگشت ترامپ به سیاست «محاصره شدید»، تشدید تحریمها و افزایش فشار اقتصادی نیز میتواند محاسبات تهران را پیچیدهتر کند و در کنار فشارهای دریایی، بخشی از راهبرد فرسایشی واشنگتن باشد. در این میان، تهدید عمان همزمان با مذاکرات این کشور با ایران درباره مسیرهای تازه تردد در تنگه هرمز، میتواند تلاشی برای افزایش فشار بر مسقط و جلوگیری از دستیابی آسان تهران و عمان به یک تفاهم مستقل تلقی شود.
در همین راستا، خبرگزاری خبرآنلاین در گفتگویی با سیدجلال ساداتیان، کاردار پیشین ایران در انگلستان، به بررسی ابعاد و جزئیات این موارد پرداخته است.
در ادامه مشروح گفتگوی سیدجلال ساداتیان با خبرآنلاین را میخوانید؛ بعد از انتخابات آمریکا، ممکن است وارد درگیری شویم/ اگر ایران را به خاموشی فرو ببرید، کل منطقه را به خاموشی فرو میبریم
*** با توجه به شرایط کنونی، تا چه اندازه میتوان احتمال بازگشت ایران و آمریکا به یک جنگ گسترده و تمامعیار را جدی دانست؟
گزارشاتی است که پنتاگون ارائه کرده مبنی بر اینکه مسئله ایران خطرات و مسائل جدی دارد. ضمن اینکه ایران نیز در برابر این اقدامات تقابل کرد؛ یعنی هم پایگاه آنها را در اردن هدف قرار داد و هم به نیروهایی که در اقلیم کردستان تجمیع شده بودند، تا حد زیادی لطمه وارد کرد.در کوتاهمدت، حداقل تا انتخابات میاندورهای آمریکا، ترامپ به شکلهای مختلف تلاش میکند این مسئله را مدیریت کند تا در شرایط فعلی درگیری گسترده ایجاد نشود؛ اما در بلندمدتتر، باید دید تدارکاتی که او میخواهد انجام دهد، تا کجای داستان شکل میگیرد و کدامیک از این تدارکات فراهم میشود.
مساله اول این است که کنگره آمریکا پیش از این به قطعنامههایی برای سلب اختیار ادامه جنگ از رئیس جمهور رای دادهاست.
نکته دوم، گزارشهایی است که پنتاگون ارائه کرده مبنی بر اینکه تسلیحات آمریکا وضعیت مناسبی ندارد؛ یعنی موشکهایی که استفاده کردهاند، ساختشان زمانبر است و جابهجایی آنها از کره جنوبی، ژاپن و هر جای دیگر نیز هر کدام مسائل خاص خود را برای آنها خواهد داشت و بهخصوص در ارتباط با مسئله چین، با مشکلات جدی مواجه هستند.
نکته دیگر، گزارشهایی است که نهادهای نظامی و امنیتی آمریکا ارائه کردهاند مبنی بر اینکه استمرار جنگ با ایران خطرات و مسائل جدی دارد. ضمن اینکه ایران نیز در برابر این اقدامات تقابل کرد؛ یعنی هم پایگاه آنها را در اردن هدف قرار داد و هم به نیروهایی که در اقلیم کردستان تجمیع شده بودند، تا حد زیادی لطمه وارد کرد.
اینها قضایایی است که ترامپ را به تردید جدی انداخته است. حتی شاهد بحثها و تعارضهای آنها با یکدیگر نیز بودهایم. به زبان عامیانه، در واشنگتن دو دسته متفاوت با یکدیگر سرسنگین شدهاند و علیه یکدیگر، به قول معروف، بار میکنند؛ بیشتر ترامپ و دیگران علیه یکدیگر.
پس معلوم میشود که آمریکا اکنون تحت فشارهای افکار عمومی داخل آمریکا، فشارهای افکار عمومی سایر کشورها و همچنین فشار کشورهای عربی منطقه قرار دارد. یعنی ترامپ تهدید کرده بود که حمله میکند، ایران را هدف قرار میدهد و زیرساختهای ایران را از بین میبرد. ایران نیز متقابلاً گفت: بسیار خوب، تو حمله کن، من هم حمله میکنم. اگر قرار باشد ایران را به خاموشی فرو ببرید، من کل منطقه را به خاموشی فرو میبرم.
کشورهای عربی نیز، به تعبیر بنده، گفتند که ما در یک هاله شیشهای قرار داریم و اگر مورد حمله قرار بگیریم، مشکلات جدی برای ما ایجاد خواهد شد؛ بنابراین، از انجام چنین اقدامی جلوگیری کنید.
پس میبینید که ترامپ از جهات مختلف تحت فشار است. نه اینکه اکنون نتواند حمله هوایی انجام دهد و نه اینکه نتواند از کشتیها و ناوگان دریایی خود موشک شلیک کند، اما اکنون میبینیم که هر یک از این اقدامات با واکنشهایی از سوی ایران روبهرو میشود. توان ایران نیز، بر اساس آن چیزی که او ادعا میکند، از بین نرفته است؛ ایران همچنان قدرت نظامی دارد و به همین دلیل، او تا حدودی در حال تحمل این وضعیت است.
این نکته اول ماجراست. نکته دیگر این است که گزارشاتی که از داخل ایران به او میدهند، حاکی از آن است که وضعیت اقتصادی ایران به هم ریخته است و تسلیم خواهد شد و از پا میافتد. او حالا به جای وزیر خارجه و وزیر جنگ، سکان کار را به وزیر خزانهداری خود دادهاست؛ یعنی کسی که میخواست از طریق آنها مسئله را به پیش ببرد، اکنون سکان کار را به کسانی داده است که فشارهای اقتصادی را افزایش دهند. شاید مردم کلافه شوند، به خیابان بریزند، اوضاع را به هم بزنند و شرایط را کاملاً برای آنها آماده کنند. سپس اگر در قدمهای آخر، یک حمله نظامی نیز مورد نیاز باشد، اقدام نظامی را انجام دهند.
اما بیشتر این بنیان را از طریق محاصره دریایی، تشدید تحریمها و فشارهای زمانی دنبال میکنند. ضمن اینکه از یک طرف، خودشان نیز برای تدارکات خاص خود به این زمان نیاز دارند و از طرف دیگر، این زمان میتواند به زیان ایران عمل کند.
این سناریویی است که به نظر میرسد در این چارچوب و در این مسیر حرکت میکنند. در نتیجه، به همان جمله اولی که عرض کردم میرسم؛ اینکه در کوتاهمدت، جنگ را محتمل نمیدانم، ولو اینکه این تهدیدها وجود دارد. اما بعد از انتخابات و تا آن مقطع، بسته به شرایطی که ترامپ و ایالات متحده آمریکا داشته باشند، ممکن است وارد درگیری شویم.
ترامپ به لحاظ کیش شخصیتی که دارد، نمیخواهد بپذیرد که به پیروزی نرسیده و بلکه شکست خورده است. اولاً ما میگوییم که به پیروزی نرسیده و ثانیاً شکست خورده است، اما او نمیخواهد این مسئله را بپذیرد و در نتیجه، به دنبال چیزی است که بتواند آن را به عنوان پیروزی ارائه کند.
یک نکته دیگر نیز در این قضیه وجود دارد که عدهای آن را تحلیل میکنند و آن، مسئله ژئوپلیتیک است. برخی معتقدند تمام این حرفهایی که مطرح میشود، به این دلیل است که ایالات متحده آمریکا از نظر ژئوپلیتیکی نیاز دارد در این منطقه مسلط باشد؛ وگرنه همه چیز را به چین میبازد، دنیا را میبازد و اروپاییها نیز قد علم میکنند؛ کمااینکه در ماجرای جنگ ۴۰ روزه و پس از آن، اروپاییها همراهی نکردند و بلکه ندای استقلال سر دادند.
چینیها نیز از این ماجرا بسیار خوشحال هستند و روسها هم به دلیل درگیریهایی که با اوکراین دارند، از این وضعیت استقبال میکنند. این موارد را نیز به شرایط قبلی که خدمت شما عرض کردم اضافه کنید؛ اینکه ترامپ وضعیت خوبی ندارد و ایالات متحده آمریکا نیز بر مبنای شرایط فعلی، وضعیت مطلوبی ندارد.
ولو اینکه خواستههای آنها همان چیزی باشد که بسیاری از تحلیلگران نیز بهدرستی مطرح میکنند؛ یعنی میخواهند بر ژئوپلیتیک این منطقه مسلط باشند، میخواهند پیروزیهایی به دست آورند و میخواهند آن کیش شخصیتی خود را تقویت کنند. همه اینها میتواند درست باشد، اما مسئله این است که آیا امکان واقعی تحقق آن را در اختیار دارند یا خیر؛ اینجا محل بحث است.
در آمریکا معتقدند تفاهمنامه ای که ترامپ امضا کرد ۹۰ درصد به نفع ایران بوده
*** تفاهمنامه اسلامآباد اکنون در چه موقعیتی قرار دارد؟ آیا میتوان گفت این توافق عملاً کارکرد خود را از دست داده و طرفین برای رسیدن به یک چارچوب تازه باید دوباره وارد مذاکره شوند؟
ایران معتقد است به دلیل فشارهایی که دیگران وارد میکنند، از جمله آمریکا و انگلستان که نفوذ قابل توجهی در عمان دارند، به این کشور فشار وارد میشود تا بهراحتی با ایران به توافق نرسداگر بخواهیم آن را احیا کنیم، کمااینکه آقای عاصم منیر دیروز با هیئتی به تهران آمد، برای چه آمد؟ امیدوار بود بتواند آن تفاهمنامه را احیا کند و ظاهراً هم مشکل نیز از همینجا آغاز شد که همه تحلیلگران دنیا و حتی تعدادی از شخصیتهای سیاسی داخل آمریکا، به تعبیر عامیانه ما، ترامپ را سرزنش کردند که این چه تفاهمنامهای بوده که امضا کردهای؛ تفاهمنامهای که مثلاً ۹۰ درصد به نفع ایران بوده و حتی ۱۰ درصد هم به نفع آمریکا نبوده است. یعنی این امتیازات را به ایران دادهاید.
حالا واقعیت این است که نباید صرفاً از دید منتقدان داخلی ایران به موضوع نگاه کرد؛ واقعاً باید تحلیلگران و سیاسیون دنیا را نیز در نظر گرفت. به نظر میرسد چنین وضعیتی وجود داشته است.
ترامپ برای جبران این مسئله، تعبیر و تفسیری از این تفاهمنامه مطرح کرده است مبنی بر اینکه در این ۶۰ روزی که قرار بوده طرفین با یکدیگر مذاکره کنند، آمریکا نیز میتواند از این آبراه استفاده کند و کشتیهایی را که مورد نظرش است، عبور دهد.
جمهوری اسلامی میگوید: خیر، این تفسیر شما غلط است و شما با این کار در حال دور زدن تفاهمنامه هستید. قرار بر این بود که خود جمهوری اسلامی تا حدی شرایط را تسهیل کند و اجازه عبور تعداد بیشتری از کشتیها را بدهد، اما این عبور از مسیر ایران و تحت کنترل ایران انجام شود.
اینجا این اختلافات به وجود آمد و حالا ترامپ با تلاش بسیار سعی دارد این وضعیت را تغییر دهد. کمااینکه امروز نیز عنوان شده که تعدادی از کشتیها ردیاب خود را خاموش کردهاند و با کمک ناوگان آمریکا، از کانال و مسیر جنوبی توانستهاند تعدادی از کشتیها را عبور دهند و وارد دریای عمان و سپس اقیانوس شوند و در آنجا بهاصطلاح کشتیبهکشتی شوند. اگر ما نتوانیم نفت صادر کنیم، اجازه نمیدهیم دیگران هم این کار را انجام دهند
او اکنون مطرح میکند که بله، من این اقدامات را انجام دادهام. ایران نیز اعلام کرده است که اگر این وضعیت بخواهد ادامه پیدا کند و ما در اثر محاصره دریایی نتوانیم نفت صادر کنیم، در آن صورت اجازه نخواهیم داد هیچکس دیگری نیز این کار را انجام دهد؛ یعنی مناطق و مسیرهای دیگری نیز میتوانند مورد تعرض واقع شوند.
در حقیقت، شرایط موجود باعث شکلگیری این تنش فعلی شده است. در این میان، کشورهایی که منافع خود را در کاهش تنش میبینند، از جمله عربستان، حتی ترکیه و خود پاکستان، همچنان تلاشهای خود را ادامه میدهند تا بتوانند مشکل را برطرف کنند و طرفین به یک تفاهم برسند.
آنها منتظر این هستند که ایران، همانگونه که اعلام کرده است، درباره این آبراه و آبهای سرزمینی مشترک با عمان، به ترتیباتی برسد که مشخص شود این منطقه به چه شکلی و چگونه اداره خواهد شد.
در ابتدا این موضوع مطرح شد که مثلاً پیشنهادی وجود داشته باشد مبنی بر اینکه کشتیها از کانال شمالی وارد شوند تا ایران بتواند آنها را کنترل کند؛ برای مثال، کشتیهای جنگی آمریکا از این مسیر عبور نکنند و وارد نشوند تا بخواهند پایگاههای تخریبشده خود را احیا کنند، اما مسیر خروج از طریق کانال جنوبی و به سمت عمان باشد.
بعد گفته شد که این طرح شدنی و امکانپذیر نیست. سپس به این سمت حرکت کردند که یک راه مشترک و میانه انتخاب شود؛ بهگونهای که در آن مینگذاری وجود نداشته باشد و کشتیها بتوانند از آن مسیر عبور کنند. این موضوع نیز مطرح و مورد بحث قرار گرفته است.
ایران معتقد است به دلیل فشارهایی که دیگران وارد میکنند، از جمله آمریکا و انگلستان که نفوذ قابل توجهی در عمان دارند، به این کشور فشار وارد میشود تا بهراحتی با ایران به توافق نرسد. برخی کشورهای عربی منطقه نیز در این زمینه بیتأثیر نیستند و در نتیجه، عمان بهسادگی حاضر نمیشود به ایران امتیاز بدهد.
به همین دلیل، وزیر امور خارجه ما نیز اعلام کرد که فشارهای حاشیهای و اطراف، باعث طولانی شدن مذاکرات شده و هنوز این مذاکرات به نتیجه نرسیده است. آمریکاییها نیز چشم دوختهاند که در اینجا توافقی صورت بگیرد تا بتوانند با آزادی عمل بیشتری کشتیهای خود را عبور دهند.
ایران میداند که اینجا یک گلوگاه است و کنترل آن را در اختیار دارد؛ بنابراین، حاضر نیست بهراحتی از این ابزار صرفنظر کند. نکته اختلافی نیز دقیقاً همین است و باید دید طرفهای میانجی با چه ترفند و راهحلی میتوانند این مسئله را حلوفصل کنند تا طرفین دوباره به متن همان تفاهمنامه بازگردند. گفتوگوی مستقیمی وجود ندارد، اما تبادل پیام ادامه دارد/ ایران میخواهد در برابر محاصره و تحریم، دست خالی نباشد
*** آیا هنوز امکان کاهش تنش میان تهران و واشنگتن و فراهم شدن شرایط برای بازگشایی تنگه هرمز وجود دارد؟
کاهش تنش مورد توجه ایران است و ایران به دنبال این نیست که بخواهد دوباره به جنگ بازگردد. توضیح دادم که آمریکا نیز، حداقل در این مقطع زمانی، نمیخواهد دوباره وارد جنگ شود.
اما مسئله این است که بر سر چه چیزی میتوانند تفاهم کنند تا رضایت دو طرف حاصل شود؛ بهگونهای که از یک طرف، ترامپ بتواند آن را بهعنوان یک پیروزی عرضه کند و بگوید که پیروز شده است و از طرف دیگر، ایران نیز ابزاری را که در اختیار دارد، یعنی تنگه هرمز، از دست ندهد و بتواند همچنان از آن بهعنوان اهرمی در برابر فشارهای غرب و آمریکا استفاده کند.
ایران میخواهد این ابزار را حفظ کند تا در برابر فشارهایی که به آن وارد میشود، از جمله محاصره دریایی، تحریمها و ندادن منابع مالی، دست خالی نباشد. همانطور که توضیح دادم، طرف مقابل به دنبال افزایش فشار بر ایران تا حدی است که، به تصور خود، شیرازه داخلی کشور را از هم بپاشد.
بنابراین، اکنون نوعی طنابکشی میان طرفین جریان دارد. ایران میخواهد امتیازاتی به دست آورد و طرف مقابل نیز به دنبال کسب امتیازاتی است. در شرایط فعلی، اگرچه گفتوگوی مستقیمی انجام نمیشود، اما تبادل پیام وجود دارد و میتوان گفت که این وضعیت بهنوعی کشدار شده است.
به نظر میرسد ایران نیز عجلهای برای رسیدن به توافق نشان نمیدهد تا بتواند امتیازات بیشتری به دست آورد. اگر منظور شما از کاهش تنش، همین روند تدریجی و جلوگیری از گسترش درگیری باشد، بله، میتوان آن را نوعی کاهش تنش تلقی کرد.
اما اگر تصور شود که طرفین بهطور کامل دست از تقابل برمیدارند و برای همیشه از جنگ فاصله میگیرند، به اعتقاد من جای تردید وجود دارد. ایران نیز به هیچ وجه نباید دچار سادهانگاری شود؛ زیرا پیشتر نیز چنین سادهانگاریای صورت گرفت و در نهایت مورد حمله قرار گرفت. ترامپ به عمان میگوید مواظب باش منافع ما قربانی نشود/ تهدید عمان برای این است که دست ترامپ به هیچ جای دیگر بند نباشد
*** تغییر لحن ترامپ در قبال عمان و تهدید این کشور به بمباران، آن هم همزمان با مذاکرات ایران و عمان درباره تعیین مسیرهای تازه تردد در تنگه هرمز، از چه عواملی ناشی میشود؟
ببینید، ایران و عمان خوب روابط دیرینه و قدیمی دارند و هر آن ممکن است که به این تفاهمی برسند. ترامپ این را مطرح میکند که عمان، باز اشاره کردم که بیشتر تحت نفوذ بریتانیا است، و آنها دارند مصالح و منافع خودشان را دنبال میکنند و ترامپ فکر میکند که از این طریق هم که امیدوار است بتواند یک راهی را پیدا بکند، مثلاً این راه هم بسته بشود و او دستش به هیچ جای دیگر بند نباشد و او بیاید با ایران به یک تفاهم و توافق برسد.
از این جهت دارد تهدید میکند. عمان را هم دارد تهدید میکند که مواظب باش، مثلاً منافع ما قربانی نشود. به نظرم میآید که این تهدید در این چارچوب است که فشارش را برای عمان افزایش بدهد که او به راحتی با ایران به تفاهم نرسد.
/۴۲۲۱۹ کد مطلب 2264918



































































































































































![[رامتین مرتضوی] نیمه گمشده اما مجازی!](/news/u/2026-08-18/ettelaat-rq5hs.jpg)