اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، شامگاه دوشنبه این طرح را «انزوای اقتصادی» خواند. وی مدعی شد که هدف این طرح قطع شریان اقتصادی ایران است.
پشت این ادبیات جنگی، چه اهداف پیدا و پنهانی نهفته است و آیا این تحریمها میتوانند اقتصاد ایران را به فروپاشی سوق دهند یا خیر؟
* هدف طرح این است که هر کشور و شرکتی که با تهران تجارت کند مجازات میشود. حوزه جدید تحریمها شامل داراییهای دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی است. علاوه بر آن نزدیک به ۶۰ نهاد، شخص و کشتی تحریم شدهاند.
*هدف پنهان تحریم های جدید یکی پوشش شکست نظامی وسیاست فشار حداکثری اقتصادی است که جایگزین جنگ نظامی شده است.
دیگری وادار کردن شرکای تجاری ایران به ویژه چین به انتخاب میان واشنگتن و تهران است. موضوع چین برای سرنوشت ایران حیاتی است زیرا چین ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران را میخرد. اگر آمریکا بتواند این شریان را قطع کند، فشار اقتصادی بیسابقه خواهد بود. چین سالانه حدود 600 میلیارد دلار مبادلات تجاری و اقتصادی با امریکا دارد. بعید نیست که بر سر ایران با آمریکا معامله کند.
پرسش این است آیا این فشار اقتصادی به فروپاشی بکشاند؟ نرخ دلار به بیش از 200 هزار تومان رسیده است.
*مشکل مهمی که در کشور وجود دارد ناکارآمدی مجلس، دولت، شهرداریها و دیگر نهادها است. ناکارآمدی باعث شده تا تحریم به افزایش تورم سالانه و نقطه به نقطه کمک کند. تورم به گفته اقتصاددانان و برندگان نوبل پدیدهای ویرانگر است. اکنون این پدیده در جامعه جریان دارد.
آمارهایی که امسال بانک مرکزی و مرکز آمار منتشر کردهاند نشان از سه رقمی شدن تورم در آینده دارد. تورم سالانه سه رقمی زندگی و تولید را تحت تأثیر قرار میدهد.
*تجربه تاریخی نشان میدهد که تحریم کشورها به ندرت باعث تغییر رژیمها شده است. هر چند هدف تحریم حاکمان کشورها است اما در عمل تحریم تودههای مردم به ویژه فرودستان را هدف قرار میدهد وسفره آنها را کوچک میکند.
مشاهدات در کوبا؛ کره شمالی، ونزوئلا، سوریه، عراق و ... نشان میدهد که چگونه تحریم مردم را نحیف و لاغر کرده است.
البته ایران چند دهه زیر فشار تحریم زیسته و ممکن است در آینده هم بتواند تاب آوری کند.
پرسش این است که تاب آوری به چه قیمتی. هر چند چین تاکنون در برابر فشارهای آمریکا مقاومت کرده و تحریمهای واشنگتن نتوانسته جریان کلی نفت ایران به چین را به طور جدی قطع کند اما بعید نیست در آینده چین تحت فشار امریکا از خرید نفت ایران خودداری کند.
تابآوری نباید به قیمت کوچک شدن سفره مردم تمام شود. تجربه تاریخی نشان میدهد هزینه تحریمها را مردم پرداختهاند نه دولتها. این تناقض راهبرد سیاست «فشار حداکثری» است. پرسش این است. چرا باید اقتصاد و زندگی میلیونها انسان عادی قربانی تحریم شود؟انتظار این است که پزشکیان و قالیباف به میدان بیایند و جلو تأثیر تحریمهای جدید را بگیرند.
جنگ امریکا با ایران قیمت نفت را افزایش داد و بنزین در آمریکا ۲۹ درصد نسبت به سال قبل گران کرد. تحلیلگران هشدار میدهند که تشدید تحریمها، بحران انرژی را عمیقتر و به تورم در اقتصاد جهانی دامن میزند. پرسش این است که آمریکا با ادامه جنگ با ایران و وضع تحریم، قرار است تا کجا هزینه را بر دوش مصرفکننده خود و مردم جهان به ویژه ایران بگذارد؟
تحریم پدیده دردناکی است.




































































































































![[مهرداد احمدی شیخانی] روح کلوزیوم](/news/u/2026-08-25/ettelaat-xof3f.jpg)






























