قیمت طلا امروز




 بیدار شدن

 روزنامه شرق / ۱۹ ساعت قبل

وجدان بیدار و تبعیدی خاورمیانه

‌زخم نفت، مدرنیزاسیون تحمیلی، رانده‌شدن مردم از جغرافیای زیست‌شان‌ و تبدیل حافظه جمعی به میدان مقاومت. جلد اول «شهرهای نمک»، یعنی «سرگردانی»، در نسخه فارسی با ترجمه امل نبهانی منتشر شده و آن را می‌توان رمانی درباره پیدایش نفت در شبه‌جزیره عربستان و دگرگونی روستاها و بادیه‌ها معرفی کرد.
 وجدان بیدار و تبعیدی خاورمیانه
به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

‌زخم نفت، مدرنیزاسیون تحمیلی، رانده‌شدن مردم از جغرافیای زیست‌شان‌ و تبدیل حافظه جمعی به میدان مقاومت. جلد اول «شهرهای نمک»، یعنی «سرگردانی»، در نسخه فارسی با ترجمه امل نبهانی منتشر شده و آن را می‌توان رمانی درباره پیدایش نفت در شبه‌جزیره عربستان و دگرگونی روستاها و بادیه‌ها معرفی کرد. متن عربی کتاب نخستین‌ بار در ۱۹۸۴ در بیروت منتشر شد و ترجمه انگلیسی پیتر تروکس در ۱۹۸۷-۱۹۸۹ در دسترس خوانندگان انگلیسی‌زبان قرار گرفت. نبهانی از حیث هویت حرفه‌ای، فقط مترجم این رمان نیست؛ او مترجمی است که پیش‌تر برای ترجمه «فرانکشتاین در بغداد» احمد سعداوی به فارسی در جایزه شیخ حمد، در بخش ترجمه از عربی به فارسی، رتبه سوم گرفته است. نبهانی متولد ۱۳۵۳ در اهواز است و زبان فرانسه را در دانشگاه شهید چمران اهواز و علامه طباطبایی تهران خوانده است. منیف اقتصاددان نفت بود، در صنعت نفت کار کرده بود، با حکومت‌های استبدادی و سلطنتی درگیر بود، تابعیت سعودی‌اش را از دست داد‌ و به‌خصوص از این رنج می‌برد که نفت به‌جای ساخت آینده، به ابزار تداوم سلطه، استبداد و وابستگی بدل شد. «شهرهای نمک» مرثیه ساده‌ای برای گذشته نیست؛ منیف دشمن مدرنیته نیست، بلکه با صورت منحرف، خشونت‌بار و رانتی مدرن‌سازی در شبه‌جزیره عربستان درگیر است. «شهرهای نمک» رمانی است درباره لحظه‌ای که جهان قدیم، بی‌آنکه مجال فهمیدن داشته باشد، زیر چرخ‌های جهان جدید له می‌شود. عبدالرحمن منیف در این اثر، نفت را نه صرفا ماده‌ای سیاه در اعماق زمین، بلکه نیرویی تاریخی می‌بیند که می‌تواند زبان، مکان، خانواده، قدرت، بدن، خاطره و حتی خیال مردم را دگرگون کند. در «سرگردانی»، نخستین جلد این پنج‌گانه، وادی العیون فقط یک مکان نیست؛ حافظه جمعی است، آب است، درخت است، راه کاروان است و در نهایت میدان نخستین مقاومت در برابر نظمی است که با وعده رفاه می‌آید اما با کوچ، ترس، تملک و فراموشی پیش می‌رود. با امل نبهانی، مترجم ایرانی این اثر، درباره دشواری ترجمه منیف، نسبت ادبیات با استبداد، معنای نفت در جهان عرب‌ و این پرسش گفت‌وگو می‌کنیم که آیا رمان می‌تواند در برابر فراموشی تاریخی بایستد؛ و اگر می‌تواند، مترجم چه نقشی در انتقال این مقاومت از زبانی به زبان دیگر دارد؟ و البته موضوع مهم‌تر محتوای کتاب و مسئله‌ای است که بر آن دست گذاشته است؛ مسئله‌ای که محمدعلی موحد نیز در شب اخیر بخارا به آن اشاره کرد و گفت: «خواب آشفته نفت همچنان ادامه دارد و تا زمانی که برای نفت آلترناتیوی پیدا نشود، این گرفتاری با ما خواهد بود». این ما فقط ایران نیست و شامل کل خاورمیانه می‌شود.

 

 شما متولد اهواز‌ هستید؛ شهری که خود در مرز زبان‌ها، قومیت‌ها، خاطره نفت، جنگ، رود و جنوب ایستاده است. وقتی سراغ «شهرهای نمک» رفتید، چه چیزی از تجربه زیسته اهواز به فهم شما از جهان منیف کمک کرد؟

اهواز یک موقعیت جغرافیایی صرف نیست؛ یک خاستگاه معرفتی است برای هر‌کسی که می‌خواهد پدیده نفت و پیامدهای زیستی آن را درک کند. وقتی شما در اهواز بزرگ می‌شوید، با یک دوگانگی ساختاری ملموس زندگی می‌کنید؛ از یک سو رودخانه، نخلستان‌ها، زیست سنتی و پیوند تاریخی مردم با آب و خاک را دارید و از سوی دیگر، هجوم ناگهانی صنعت، لوله‌های عظیم نفت، فنس‌ها و کمپ‌های شرکتی که فضا را به دوپاره خودی و بیگانه تقسیم کرده‌اند. وقتی خواندن «شهرهای نمک» را شروع کردم، اتمسفر «حرّان» یا فرایند تصرف و دگرگونی «وادی العیون» برای من یک کشف داستانی صرف نبود، بلکه بازخوانی خلاقانه همان تصاویری بود که در خوزستان دیده بودم. منیف در رمان خود از گسستی حرف می‌زند که با ورود مته‌ها و بولدوزرها به بادیه رخ می‌دهد؛ یعنی لحظه‌ای که جغرافیا هویت بومی‌اش را از دست می‌دهد و به منطقه صنعتی تحت کنترل کمپانی تبدیل می‌شود. تجربه زیسته‌ام در اهواز‌ به من این امکان را داد که «زبان فضا» را در کار منیف بفهمم. متوجه بودم که دردهای کارگر بومی رانده‌شده به حاشیه کمپ چه ماهیتی دارد؛ چراکه ما هم در جنوب با همین پدیده «توسعه تحمیلی و نامتوازن» و حاشیه‌نشینی ناشی از آن روبه‌رو بوده‌ایم. در واقع، زیستن در اهواز به من چشم‌اندازی داد تا ترجمه‌ام از منیف، یک برگردان واژگانی خشک نباشد، بلکه انتقال وفادارانه تجربه‌ زیستن در سایه غول نفت باشد.

 تحصیلات دانشگاهی شما در زبان فرانسه بوده، اما نام شما برای مخاطب فارسی با ترجمه ادبیات عرب گره خورده است. این مسیر از فرانسه به عربی، از دانشگاه به ترجمه و از ترجمه‌های معاصر عربی به منیف چگونه شکل گرفت؟

شاید در نگاه اول این یک چرخش ناگهانی به نظر برسد، اما در واقع نوعی هم‌افزایی فرهنگی بود. زبان فرانسه به من آموخت که چطور به ساختار زبان، فرم رمان و نظریه‌های ادبی مدرن نگاه کنم. فرانسه ذهن من را در تحلیل متن صیقل داد. اما زبان عربی، زبان مادری، زبان عاطفه و زیست بومی من بود. جذابیت ادبیات معاصر عرب برای من در این است که این ادبیات، نبض تپنده خاورمیانه است؛ منطقه‌ای سرشار از قصه‌های ناگفته، درام‌های خونین و در عین حال انسانی‌ترین پیوندها. وقتی دیدم این هیبت بزرگ ادبی چقدر در ایران ناشناخته مانده یا گاه با عینک‌های تقلیل‌گرایانه به آن نگاه می‌شود، احساس کردم می‌توانم پل رابط شوم. حرکت از کارهای مدرنی مثل سعداوی به سمت کلاسیک سنگینی همچون منیف، روندی طبیعی برای عمیق‌تر‌شدن در این مسیر بود.

 پیش‌تر با ترجمه «فرانکشتاین در بغداد» شناخته شدید و همان ترجمه برای شما جایگاه بین‌المللی هم آورد. وقتی بعد از احمد سعداوی سراغ عبدالرحمن منیف رفتید، احساس کردید از ادبیات پساجنگ و هیولای شهری بغداد وارد ​کدام قلمرو تازه شده‌اید؟

در «فرانکشتاین در بغداد»، ما با یک فروپاشی ثانویه و شهری روبه‌رو هستیم؛ هیولایی ساخته‌شده از اعضای بدن قربانیان جنگ که در کوچه‌پس‌کوچه‌های بغداد اشغال‌شده پرسه می‌زند. آنجا فضا، فضای جنون، وحشت شهری و ازهم‌گسیختگی پس از آوار است. اما با ورود به جهان عبدالرحمن منیف، گویی به سرچشمه رفتم. از هیولای پساجنگ بغداد، به نقطه‌ای برگشتم که اولین خشت‌های این هیولا گذاشته شد: لحظه ورود مته و بولدوزر به بادیه، لحظه گسست اولیه. جهان منیف، قلمرو حماسه‌ بادیه است که در آستانه بلعیده‌شدن توسط مدرنیته تحمیلی قرار دارد. اگر در کار سعداوی با «انفجار و ترکش» روبه‌رو هستیم، در کار منیف با «فرسایش تدریجی و ریشه‌کن‌شدن درختان» طرفیم. از آشوب یک کلان‌شهر زخمی به سکوت سنگین بادیه‌ای رفتم که قرار بود زیر چکمه‌های نفت به سنگ و سیمان تبدیل شود. این حرکت، حرکت از معلول به علت بود.

 ترجمه «شهرهای نمک» از آن پروژه‌هایی است که مترجم را سال‌ها با خود درگیر می‌کند. اولین مواجهه شما با منیف چه زمانی بود؟ خواندن او برایتان دشوار نبود، به‌خصوص این اثر؟

اولین مواجهه من با منیف به سال‌ها پیش برمی‌گردد، این رمان را سال‌ها پیش خوانده بودم، اما ترجمه‌اش پیشنهاد یکی از دوستان بود؛ یعنی دقیقا زمانی که در جست‌وجوی ریشه‌های رمان‌نویسی نوین عربی بودم. همیشه نام «مدن الملح» به‌عنوان یک سد نفوذناپذیر مطرح بود. خواندن منیف به زبان اصلی، ساده نیست؛ نه به‌خاطر پیچیدگی‌های فلسفی خودخواسته، بلکه به خاطر «چگالی بالای کلمات». زبان او مثل خاک بادیه، پربار، زبر، چسبنده و عمیق است. وقتی برای اولین بار «التّیه» (سرگردانی) را خواندم، احساس غرق‌شدگی در یک بیابان بی‌پایان به من دست داد. نثر او تعجیلی برای رسیدن به گره‌گشایی ندارد؛ او با صبوری یک مرد بادیه‌نشین توصیف می‌کند. دشواری کار با منیف در این است که شما باید ریتم کند، صبور و در عین حال پرصلابت او را در فارسی بازآفرینی کنید. واقعا هم خواندنش یک چالش بزرگ بود و ترجمه‌اش یک ریاضت ادبی، اما همین چالش بود که مرا شیفته این اثر کرد.

 در ترجمه این رمان، شما فقط با عربی معیار روبه‌رو نیستید؛ با لهجه، فرهنگ بادیه، ضرب‌المثل، لحن قبیله‌ای، اصطلاحات دینی، مناسبات کاروانی و جهان شفاهی سروکار دارید. برای فارسی‌کردن این لایه‌ها چه راهبردی داشتید؟

این بزرگ‌ترین چالش من بود. اگر زبان منیف را به یک فارسی رسمی و منجمد دانشگاهی ترجمه می‌کردم، روح بادیه در آن می‌مرد. اگر هم بیش از حد به سمت عامیانه‌نویسی یا استفاده از لهجه‌های محلی ایرانی می‌رفتم، هویت عربی کار آسیب می‌دید. راهبرد من ایجاد یک «فارسی اقلیمی و تنومند» بود؛ نثری که واژه‌هایش عطر خاک، باد و چوب بدهند. تلاش کردم برای اصطلاحات بادیه‌نشینان، معادل‌هایی در فارسی پیدا کنم که در عین روان‌بودن، غریب‌زدایی نکنند؛ یعنی مخاطب فارسی‌زبان حس کند که با آدم‌هایی از جنس کویر و آفتاب طرف است، اما زبان آنها برایش بیگانه نباشد.

 پیتر تروکس، مترجم انگلیسی، در یادداشت خود تأکید کرده که برای دقت ترجمه، مشورت درباره لهجه‌های عربی برایش حیاتی بوده است. شما در ترجمه فارسی با مسئله لهجه‌ها، اسم‌ها، دعاها، دشنام‌ها و اصطلاحات بومی چگونه برخورد کردید؟

تروکس از بیرون به این جغرافیا نگاه می‌کرد و طبیعتا نیاز به راهنما داشت. برای من، به‌عنوان کسی که با این زبان به دنیا آمده، رشد کرده و با این بافت زبانی و فرهنگی زیسته، بسیاری از این دعاها، دشنام‌ها و اصطلاحات‌ غریبه نبودند. لحن نفرین‌ها، تعارفات بادیه‌نشینان و سوگندهایشان در فرهنگ شفاهی جنوب نیز طنین مشابهی دارد. با این حال، کار علمی و دقیق نیازمند تطبیق مستمر بود. در مواردی که اصطلاحات بسیار خاص نجد یا بادیه‌های شبه‌جزیره به کار رفته بود، به واژه‌نامه‌های تخصصی رجوع می‌کردم. درباره دشنام‌ها و دعاها، تلاش کردم آنها را به صورت تحت‌اللفظی مرده ترجمه نکنم، بلکه کارکرد عاطفی‌شان را منتقل کنم؛ یعنی اگر دعایی قرار است حس صمیمیت ایجاد کند یا دشنامی قرار است عمق کینه را نشان دهد، معادل فارسی‌اش هم همان حس را برانگیزد.

 بسیاری از مترجمان وقتی با یک کلاسیک بزرگ روبه‌رو می‌شوند، میان «وفاداری به متن» و «خواندنی‌کردن متن» گرفتار می‌شوند. برای شما چگونه بود؟

این دوقطبی همیشه وجود دارد، اما من فکر می‌کنم وفاداری واقعی به یک شاهکار ادبی، در ترجمه واژه به واژه نیست، بلکه در «وفاداری به لحن، اتمسفر و وفاداری به تجربه حسی نویسنده» است. اگر به تک‌تک واژه‌های منیف وفادار می‌ماندم اما خروجی کار نثری الکن و خسته‌کننده می‌شد که خواننده فارسی پس از 10 صفحه آن را رها کند، در واقع به منیف خیانت کرده بودم. تلاش من این بود که متنی خواندنی و روان ارائه دهم، اما این روان‌بودن به قیمت اهلی‌کردن یا ساده‌سازی نثر سرکش منیف تمام نشود. سعی کردم سختی‌ها و ناهمواری‌های نثر او را حفظ کنم تا مخاطب فارسی‌زبان همان سنگینی و ابهتی را حس کند که یک خواننده عرب‌زبان در مواجهه با متن اصلی تجربه می‌کند.

 در معرفی‌های فارسی، گاهی از واقع‌گرایی جادویی و اسطوره در کار منیف سخن رفته، در حالی‌ که برخی منابع انگلیسی اثر را به طبیعت‌گرایی و رئالیسم اجتماعی نزدیک می‌دانند. شما به‌عنوان مترجم، نثر منیف را بیشتر در کدام سنت ادبی می‌گذارید؟

به نظرم تقلیل‌دادن کار منیف به یکی از این مکاتب، نادیده‌گرفتن کلیت آن است. کار منیف یک «رئالیسم زمخت و تنومند» است که به‌ناچار در اتمسفر بادیه با اسطوره و باورهای جمعی گره می‌خورد. وقتی شما در بیابانی زندگی می‌کنید که مرز میان وهم و واقعیت در گرمای سوزان ظهر آن اقلیم گم می‌شود، «جادو» بخشی از واقعیت روزمره شماست، نه یک صنعت ادبی خودخواسته برای تزیین داستان. بنابراین، جنبه‌های ماوراءطبیعی داستان برخاسته از ذهنیت بادیه‌نشینان است، نه تقلیدی از رئالیسم جادویی آمریکای لاتین. من کار او را یک «رئالیسم بومی و اقلیمی» می‌دانم که به‌شدت به خاک، طبیعت و روابط مادی تولید (نفت و کار) وفادار است، اما هم‌زمان روان جمعی آدم‌های بادیه را که با اسطوره‌ها عجین است، بازتاب می‌دهد.

 کدام بخش رمان در ترجمه بیش از همه شما را فرسوده کرد؛ نه از نظر حجم، بلکه از نظر عاطفی، هم‌سرنوشتی؟

بخش مربوط به ریشه‌کن‌کردن درختان وادی العیون و ویرانی خانه‌ها عمیقا مرا از پا انداخت. توصیف منیف از بولدوزرهایی که مثل دیوهای آهنی به نخلستان‌ها هجوم می‌برند و صدای ناله درختانی که زیر چرخ‌های آنها خرد می‌شوند، فراتر از یک توصیف ساده بود. من موقع ترجمه این بخش‌ها، نه‌فقط به‌عنوان مترجم، بلکه به‌عنوان کسی که شاهد تغییرات ناگهانی و تخریب‌های اقلیمی در جنوب بوده، گریه کردم. آن حس ناتوانی بومیان در برابر قدرتی که هیچ فهمی از قداست خاک و درخت ندارد، یک فرسایش عاطفی واقعی برایم بود. تنهایی متعب الهذال، رنج کارگرها و مرگ دو سه شخصیت اصلی رمان واقعا برایم دردناک بود.

 اگر بخواهید یک فراز از کتاب را برایمان انتخاب کنید کدام بخش است و چرا؟

فرازی که در آن «متعب الهذال» روی تپه‌ای ایستاده و به وادیِ ویران‌شده نگاه می‌کند و متوجه می‌شود جهانش برای همیشه از دست رفته است. او نه شیون می‌کند و نه شعار می‌دهد؛ فقط در سکوت ناپدید می‌شود. این ناپدیدشدن، قوی‌ترین شکل اعتراض است. این صحنه برای من نمادِ حقیقتِ خاورمیانه است؛ مردمی که زیر چرخ‌دنده‌های توسعه دستوری له می‌شوند و تماشاچیِ غارتِ خاطرات خود هستند.

 شما در ترجمه ادبیات عربی معاصر، از محفوظ و سعداوی تا منیف، با جهان‌هایی روبه‌رو شده‌اید که به فارسی‌زبانان نزدیک‌اند اما اغلب ناشناخته مانده‌اند. فکر می‌کنید ترجمه عربی به فارسی امروز چه خلأیی را در ذهن فرهنگی ما پر می‌کند؟

ما سال‌هاست که خاورمیانه را از عینک رسانه‌های غربی یا تحلیل‌های سیاسیِ خشک دیده‌ایم. همسایگانمان را از طریق خبرِ انفجارها، قیمت نفت و جنگ‌ها می‌شناسیم، نه از طریق روح، تخیل و ادبیاتشان. این یک نابینایی فرهنگی بزرگ است. ترجمه ادبیات عرب به فارسی، این خلأ بزرگ یعنی «فقدان شناخت همدلانه» را پر می‌کند. ما متوجه می‌شویم که دردهایمان چقدر مشترک است؛ تروماهای تاریخی‌مان چقدر به هم شبیه‌اند و استبداد، نفت و تجدد تحمیلی چگونه زندگی‌هامان را به یک شکل شخم زده است. این ترجمه‌ها به ما کمک می‌کنند تا بفهمیم در این جغرافیا تنها نیستیم و هم‌سرنوشتیم. رمان، روح یک ملت است و تا رمان‌های همسایگانمان را نخوانیم، آنها را نخواهیم شناخت.

 اگر قرار باشد مخاطب ایرانی شما را نه‌فقط به‌عنوان «مترجم یک کتاب»، بلکه به‌عنوان مترجمی با پروژه فکری بشناسد، آن پروژه چیست؟

پروژه فکری من «روایت رنج‌ها، مقاومت‌ها و مسخ‌شدگی خاورمیانه از طریق کلمات» است. من به دنبال آثاری هستم که دست روی نقاط حساس تاریخی ما می‌گذارند؛ آثاری که از هویت غارت‌شده، از هیولاهای پساجنگ و از شهرهای سستی که روی نفت بنا شده‌اند می‌گویند. امید دارم بتوانم با ترجمه، این صدا را به گوش مخاطب برسانم که خاورمیانه فقط یک منطقه جغرافیایی یا یک منبع انرژی نیست بلکه بستر یکی از عمیق‌ترین تجربیات حیات انسانی در مواجهه با مدرنیته، استعمار و استبداد است.

 برای خواننده فارسی، عبدالرحمن منیف هنوز آن‌قدر که باید شناخته‌شده نیست. شما اگر بخواهید در چند جمله او را معرفی کنید، منیف را بیشتر چه می‌دانید: رمان‌نویس، اقتصاددان نفت، تبعیدی سیاسی، منتقد استبداد، یا تاریخ‌نگار ادبی شبه‌جزیره؟

منیف همه این‌هاست، اما اگر بخواهم او را در یک عبارت خلاصه کنم، او «وجدانِ بیدار و تبعیدیِ خاورمیانه» بود؛ کسی بود که با ابزار رمان، جراحی بزرگی روی پیکره بیمار شبه‌جزیره انجام داد. اقتصاد به او تحلیل علمیِ نفت را داد، تبعید به او فاصله عاطفی لازم برای دیدن کل ماجرا را بخشید و رمان‌نویسی به او جادوی کلمات را داد تا این دانش‌ها را به یک حماسه انسانی تبدیل کند. منیف تاریخ‌نگاری بود که به‌جای ثبت وقایع رسمی سلاطین، تاریخِ تن و جانِ مردم عادی را نوشت.

 منیف دکترای اقتصاد نفت داشت و در ساختارهای نفتی هم کار کرده بود، اما بعدها یکی از مهم‌ترین رمان‌های ضد رانت، ضد استبداد و ضد غارت نفت را نوشت. این دوگانگی، یعنی شناخت درونی از نفت و نقد ادبی نفت، را چگونه می‌بینید؟ به‌خصوص که روشنفکران و ادیبان ایرانی بسیاری نیز این‌گونه بود خود در دل نفت زیستن و بودند و بعد به‌نوعی به ضد آن یا ضد مدل مواجهه و بهره‌برداری از آن بدل شدند؟

این دوگانگی نیست؛ این تکامل و آگاهی است. کسی که درون ماشین غول‌پیکر نفت کار کرده باشد، دندانه‌های چرخ‌دنده‌های آن را بهتر می‌شناسد. منیف وقتی از بالا و از منظر اقتصاد سیاسی به نفت نگاه کرد و هم‌زمان در میدان کار با کارگران دمخور شد، فهمید که نفت چگونه روابط انسانی را مسخ می‌کند. این تجربه شبیه به تجربه نویسندگان جنوب ماست؛ کسانی که خود کارمند شرکت نفت بودند اما بعدها به بزرگ‌ترین منتقدانِ فرهنگ شرکتی و غارتِ ملازم با آن تبدیل شدند. نفت ابتدا با وعده «آبادانی» می‌آید، اما وقتی وارد ساختار سیاسی می‌شود، به ابزار بقای استبداد بدل می‌گردد. منیف چون این فرایند را از نزدیک دیده بود، توانست بدون شعارزدگی، مکانیزمِ دقیقِ این ویرانی را به تصویر بکشد.

 پیتر تروکس نوشته که نفت و سیاست سراسر زندگی منیف را پر کرده بود و او با سلطنت‌ها و دیکتاتوری‌های نفتی سر سازگاری نداشت. به نظر شما دانستن این زندگی‌نامه، خواندن «شهرهای نمک» را عوض می‌کند یا رمان بدون دانستن زندگی منیف هم کار خودش را می‌کند؟

رمان به خودی خود یک کل منسجم و قدرتمند است و بدون دانستن بیوگرافی منیف هم اثر خودش را روی خواننده می‌گذارد. عظمت ادبی «شهرهای نمک» در این است که از یک بیوگرافی شخصی یا یک گزارش فراتر می‌رود. اما دانستن زندگی‌نامه منیف، یعنی لغو تابعیت او، آوارگی‌اش میان بغداد، بیروت، دمشق و پاریس، به خواننده کمک می‌کند بفهمد که پشت هر خط این کتاب، چه هزینه سنگین شخصی پرداخت شده است. این آگاهی، یک لایه احترام و درک عمیق‌تر تاریخی به خوانش رمان اضافه می‌کند.

 منابع عربی می‌گویند مدن الملح در کشورهای خلیج ممنوع شد و تابعیت سعودی منیف نیز از او گرفته شد؛ چون رمان را تحریک‌کننده علیه ساختار قدرت می‌دیدند. چرا یک رمان می‌تواند برای قدرت سیاسی این‌قدر خطرناک باشد؟

قدرت‌های استبدادی همیشه می‌خواهند تاریخ را خودشان روایت کنند؛ روایتی خطی، حماسی و دروغین از پیشرفت و عظمت حاکمان. رمانِ خوب، این انحصار روایت را می‌شکند. منیف در «شهرهای نمک» نشان می‌دهد که این پادشاهی‌ها و ثروت‌ها نه حاصل تدبیر شیوخ، بلکه حاصل یک معامله استعماری و لگدمال‌کردن حقوق مردم بومی است. وقتی رمان صدای کارگری را که زیر آفتاب می‌سوزد و تحقیر می‌شود ثبت می‌کند، در واقع سند محکومیت حاکمان را امضا می‌کند. رمان خطرناک است چون «حافظه» می‌سازد و استبداد برای بقا، نیاز به «فراموشی عمومی» دارد.

 خود منیف گفته بود باید درباره نفت و صحرا حرف زده می‌شد، چون این دو موضوع در دوره‌ای تاریخی سرنوشت منطقه را تغییر دادند. در نگاه شما، دغدغه اصلی او از نوشتن شهرهای نمک چه بود: افشای نفت، ثبت تاریخ، دفاع از مردم، یا ساختن حافظه‌ای در برابر فراموشی؟

همه اینها زنجیروار به هم متصل هستند، اما هدف نهایی او «ساختن حافظه‌ای در برابر فراموشی» بود. صحرا تا پیش از نفت، نظم، فرهنگ و شأن خود را داشت؛ نفت آمد و آن نظم را نابود کرد بی‌آنکه نظمی انسانی‌تر جایگزینش کند. منیف می‌دید که شهرهای سستِ نمکی دارند روی خون و خاطره بیابان ساخته می‌شوند و نسل‌های بعدی شاید هرگز به یاد نیاورند که زیر این بتن‌ها و برج‌ها، چه کسانی با چه شرافتی زندگی می‌کردند. او می‌خواست نگذارد سیمانِ مدرنیته نفت‌محور، چهره واقعی تاریخ را بپوشاند.

 در منابع عربی، منیف گاهی «ثائر روائی» یا نویسنده‌ای خوانده می‌شود که رمان را به ابزار مقاومت تبدیل کرد. اما رمان او شعار نمی‌دهد. این تفاوت را چطور توضیح می‌دهید؟ ادبیات چگونه با استبداد مقابله می‌کند بی‌آنکه به بیانیه حزبی تبدیل شود؟

تفاوت نویسنده بزرگ با نویسنده حزبی در همین‌جاست. بیانیه حزبی احکام صادر می‌کند، اما رمانِ منیف «تجربه زیسته» خلق می‌کند. منیف به جای اینکه بگوید «امپریالیسم بد است»، به ما نشان می‌دهد که وقتی یک آمریکایی با نقشه‌اش وارد وادی می‌شود، سگ‌های ده چطور پارس می‌کنند و زنان چطور نوزادانشان را در آغوش می‌کشند. او با تمرکز روی جزئیاتِ حسی، زندگی، بوها، طعم‌ها و روابط انسانی، مقاومت را به تصویر می‌کشد. ادبیات با «شخصیت‌پردازی عمیق و زنده نگه‌داشتن جزئیات» با استبداد مبارزه می‌کند، نه با شعارهای تاریخ‌مصرف‌دار.

 در جهان منیف، استبداد فقط در قصر و اداره نیست؛ در قرارداد نفتی، پلیس، کمپانی، زبان تحقیر، خرید زمین، تقسیم فضا، و حتی در شکل جدید شهرسازی هم حضور دارد. آیا این همان چیزی است که امروز می‌توانیم آن را «استبداد زیرساختی» بنامیم؟

دقیقا همین‌طور است. منیف نابغه درک این نوع استبداد بود و به ما نشان می‌دهد که استبداد مدرن نیازی ندارد همیشه با شلاق بیاید؛ او با جاده‌کشی، با دیوارهای کمپانی، با سیم‌خاردارها، و با تغییر کاربری زمین‌های عمومی به املاک خصوصی می‌آید. این شکلی از اعمال قدرت است که جغرافیا و فضا را به‌گونه‌ای طراحی می‌کند که مردم عادی خودبه‌خود حاشیه‌نشین و مطیع شوند. این استبدادِ پنهان در بتن و نقشه، به‌مراتب ماندگارتر و خطرناک‌تر از استبداد فردی است.

 این‌طور که تصور می‌شود منیف ضد مدرنیته نبود؛ مسئله او مدرنیزاسیون تحمیلی، شرکت‌محور و بی‌عدالتی بود. شما این ظرافت را در کجای رمان می‌بینید؟

منیف اقتصاددانی مدرن بود و ارزش ابزار نوین را می‌دانست. مخالفت او با مدرنیته نبود، بلکه با «مسخ انسانیت» به اسم پیشرفت بود. این ظرافت را در صحنه‌هایی می‌بینیم که مردم از ابزارهای جدید شگفت‌زده می‌شوند؛ آنها در ابتدا با ابزار دشمنی ندارند، بلکه با رابطه‌ای که این ابزارها بین انسان‌ها ایجاد می‌کنند (رابطه ارباب و بنده، کمپانی و کارگر ارزان) مشکل دارند. منیف نشان می‌دهد که چگونه جاده‌ها نه برای وصل‌کردن انسان‌ها، بلکه برای سرعت‌بخشیدن به غارت منابع کشیده می‌شوند.

 عنوان «شهرهای نمک» خود به شکنندگی شهرهایی اشاره دارد که ناگهان با ثروت نفتی برپا می‌شوند اما پایدار نیستند. در یکی از گفتارهای منیف، شهرهای نمک شهرهایی‌اند که بر تراکم تاریخی و طبیعی بنا نشده‌اند، بلکه مثل بادکنک حاصل انفجار ثروت ناگهانی‌اند. آیا این عنوان امروز حتی روشن‌تر از زمان انتشار رمان نیست؟

امروز این عنوان بیشتر شبیه به یک پیشگوییِ تحقق‌یافته است. وقتی به شهرهای بزرگ خلیج‌ فارس نگاه می‌کنیم، برج‌های عظیمی را می‌بینیم که روی شنزارهای گرم ساخته شده‌اند؛ شهرهایی فوق مدرن اما عمیقا شکننده که حیاتشان به یک ماده بند است و اگر روزی آن ماده تمام شود یا بازارش سقوط کند، مثل نمک در باران حل خواهند شد. این شهرها فاقد ریشه تاریخی و پیوند طبیعی با محیط زیست خود هستند؛ آنها ویترین‌های شیکی هستند که بحران‌های زیست‌محیطی و انسانی بزرگی را در خود پنهان کرده‌اند.

 یکی از محورهای موردنظر ما «تأثیر منیف در انسجام سرمایه اجتماعی» است. به نظر شما منیف با بازسازی صدای مردم، کارگران، بادیه‌نشینان، زنان، پیران و حاشیه‌نشینان، چه نوع سرمایه اجتماعی می‌سازد؟ آیا رمان می‌تواند جامعه‌ای ازهم‌گسیخته را دست‌کم در سطح حافظه و محوریت یک مسئله دوباره کنار هم بنشاند؟

بله، رمان منیف دقیقا یک «چسب اجتماعی» در سطح حافظه جمعی است. در دنیایی که استبداد تلاش می‌کند آدم‌ها را به مصرف‌کنندگانِ تک‌افتاده تبدیل کند، منیف با نوشتن از رنج‌های مشترک کارگران و آوارگان، یک «ما»ی تاریخی می‌سازد. او با دادن تریبون به حاشیه‌نشینان، به آنها شأن و هویت می‌دهد. وقتی کارگر امروز رمان منیف را می‌خواند، متوجه می‌شود که رنجش ریشه‌ای تاریخی دارد و او بخشی از یک کل بزرگ‌تر است که در برابر این مسخ‌شدگی ایستادگی می‌کند.

 در «شهرهای نمک»، شخصیت متعب الهذال به‌نوعی وجدان زخمی وادی است. آیا او قهرمان است، شبح مقاومت است، پدر ازدست‌رفته است، یا نماد مردمی که می‌فهمند فاجعه در راه است اما زبان رسمی آنان را دیوانه و عقب‌مانده معرفی می‌کند؟

او همه این‌هاست، اما بیش از همه «وجدانِ زنده و تسلیم‌ناپذیر جغرافیا» است. متعب الهذال قهرمان کلاسیک نیست که با شمشیر بجنگد؛ متعب اولین کسی است که دروغِ شیرینِ توسعه را باور نمی‌کند. وقتی دیگران جذب پول و وعده‌های کمپانی می‌شوند، فاجعه را بو می‌کشد. ناپدیدشدنش در بیابان، او را از یک شخص به یک «شبح سرگردانِ مقاومت» تبدیل می‌کند؛ وجدانی که هرگز با وضع موجود آشتی نمی‌کند و مثل بادی سرد، همیشه در گوشِ خواب‌زدگانِ وادی زمزمه خواهد کرد.

 منیف در رمان، مکان را جدی می‌گیرد؛ وادی، حران، موران، راه، چاه، نخل، کاروان و کمپانی همه شخصیت‌ دارند. آیا می‌توان گفت او با زنده‌کردن مکان، علیه سیاستی می‌نویسد که می‌خواهد مکان را فقط به «منبع» و «ملک» و «قیمت» تبدیل کند؟

دقیقا. این یکی از درخشان‌ترین جنبه‌های رمان‌نویسی منیف است. در نگاه سرمایه‌داری نفتی، وادی العیون فقط یک جغرافیاست که زیر آن نفت وجود دارد و ارزشش با بشکه‌های استخراج‌شده سنجیده می‌شود. اما در نگاه منیف، این مکان دارای روح، حافظه و قداست است. نخل‌ها به‌جز آنکه درخت باشند شناسنامه و همدم انسان‌ها هستند. منیف با بخشیدن تشخص به مکان، تلاش می‌کند جلوه کالاانگاری جهان را بگیرد و به ما یادآوری کند که وقتی خاکی را می‌فروشیم، در واقع تکه‌ای از روحمان را واگذار کرده‌ایم.

 در آغاز رمان، وادی العیون با آب، نخل، راه کاروان و نوعی آرامش جمعی ساخته می‌شود. آیا می‌توان گفت منیف قبل از آنکه ویرانی را نشان دهد، اول به ما یاد می‌دهد چه چیزی قرار است ویران شود؟

نویسنده‌ هوشمند می‌داند که اگر مخاطب عاشق چیزی نشود، از ویرانی‌اش متأثر نخواهد شد. منیف در فصول ابتدایی با حوصله و ظرافت، بهشت کوچک وادی العیون را ترسیم می‌کند. او جزئیات زندگی روزمره، ریتم آرام حرکت کاروان‌ها و همزیستی مسالمت‌آمیز انسان و طبیعت را می‌سازد تا ما وزن سنگین تراژدی بعدی را حس کنیم. ما باید ابتدا طعم خنک آب وادی را زیر زبانمان حس کنیم تا بعدا داغی و تلخی نفت را با تمام وجود درک کنیم.

 در صحنه‌های نخست، آمدن بیگانگان با کنجکاوی، سوءظن، ترس و ناتوانی در فهم ابزارهای جدید همراه است. شما این صحنه‌ها را صرفا برخورد سنت و مدرنیته می‌دانید یا برخورد دو نظام دانش: دانش بومی آب و راه و خاک، در برابر دانش نقشه، معدن، قرارداد و استخراج؟

این قطعا برخورد دو نظام دانش و دو شیوه هستی‌شناسی است. دانش بومی، دانشی مبتنی بر مراقبت، همزیستی و بقای طولانی‌مدت است؛ بادیه‌نشین جای تک‌تک سنگ‌ها و نشانه‌های آب را می‌داند و با طبیعت گفت‌وگو می‌کند. در مقابل، دانش کمپانی، دانشی سلطه‌جو، کمّی و استخراجی است؛ دانشی که زمین را نه به‌عنوان خانه، بلکه به‌عنوان یک سوژه برای کالبدشکافی و غارت می‌بیند. تراژدی اینجاست که نظام دانش دوم به دلیل مجهز‌بودن به ابزار قدرت و اسلحه، دانش اول را تحقیر و نابود می‌کند.

 یکی از قوت‌های رمان این است که نفت تا مدت‌ها مثل یک شخصیت پنهان حضور دارد؛ همه چیز را حرکت می‌دهد اما مستقیم دیده نمی‌شود. آیا همین نامرئی‌بودن نفت، قدرت روایی آن را بیشتر می‌کند؟

بله، این شگرد روایی فوق‌العاده‌ای است. نفت در ابتدا مثل یک نیروی متافیزیکی و نامرئی عمل می‌کند؛ شبیه به یک نیروی تاریک که از اعماق زمین دستور می‌دهد و همه مهره‌ها روی زمین طبق اراده او جابه‌جا می‌شوند. این نامرئی‌بودن، تعلیق و هراس داستان را بیشتر می‌کند. خواننده و شخصیت‌ها اثرات نفت (آمدن غریبه‌ها، کشیدن سیم‌خاردارها، تغییر رفتار آدم‌ها) را می‌بینند، اما خود نفت هنوز مثل یک راز سر‌به‌مهر در اعماق باقی مانده است. این کار به نفت ابهتی اسطوره‌ای و در عین حال شوم می‌دهد.

 در توصیف‌های رمان، آمریکایی‌ها سنگ، شن، گیاه، مسیر، باد، قبیله، دین، لهجه و حتی ترانه‌ها را مطالعه می‌کنند. آیا منیف دارد نشان می‌دهد استعمار جدید فقط خاک را نمی‌کاود، بلکه فرهنگ را هم نقشه‌برداری می‌کند؟

دقیقا. استعمار جدید می‌داند که برای تسلط پایدار بر یک جغرافیا، نقشه‌برداری از خاک کافی نیست؛ باید روان مردم را هم نقشه‌برداری کرد. این همان پیوند دانش و قدرت است. آمریکایی‌ها با مطالعه فرهنگ و مذهب بومیان، نقاط ضعف و قوت آنها را می‌شناسند تا بتوانند با کمترین هزینه، مقاومت‌ها را در نطفه خفه کنند. منیف به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه انسان‌شناسی و شرق‌شناسی در خدمت کمپانی‌های نفتی قرار می‌گیرند.

 وقتی زمین‌ها خریداری یا تصرف می‌شود و مردم ناچار به ترک وادی می‌شوند، تراژدی فقط اقتصادی نیست. در ترجمه شما، تلاشی داشتید که این تصویر را پر رنگ کنید؟

بله، تمرکز اصلی من در ترجمه این بخش‌ها، انتقال «اندوه گسستگی پیوند» بود. برای بادیه‌نشین، زمین یک دارایی تجاری نیست که با پول بتوان جایگزینش کرد؛ زمین، ریشه و پیوند او با اجدادش است. در ترجمه تلاش کردم واژه‌هایی را انتخاب کنم که این بار عاطفی و هویتی را منتقل کنند. وقتی آنها زمینشان را واگذار می‌کنند، گویی دارند پاره‌ای از تن خود را دفن می‌کنند. سعی کردم لحن مرثیه‌گونه اما باصلابت داستان را حفظ کنم تا خواننده بفهمد که این یک معامله اقتصادی ساده نیست، بلکه یک «کشتار فرهنگی» است.

 صحنه ماشین‌هایی که درختان را از ریشه درمی‌آورند، از نظر عاطفی یکی از نقاط اوج رمان است. این صحنه را باید صحنه زیست‌محیطی دانست، صحنه سیاسی‌ یا صحنه سوگواری بر جهان قدیم؟ در متن انگلیسی نیز همین لحظه با تصویر هجوم تراکتورها به باغ‌ها و فروپاشی کامل وادی آمده است.

این صحنه تلفیقی از هر سه لایه است؛ یک صحنه «زیست‌سیاسی» تمام‌عیار. قطع‌کردن نخل‌ها فقط تخریب طبیعت نیست؛ نابود‌کردن ستون‌های خیمه زندگی بومی است. نخل در فرهنگ عربی تقدس دارد و قطع‌کردن آن شبیه به یک جنایت جنگی است. این صحنه، سوگواری نهایی بر مرگ جهان قدیم است؛ لحظه‌ای که تکنولوژی خشن بیگانگان، قداست حیات بومی را هتک حرمت می‌کند. در ترجمه فارسی سعی کردم سوزناکی این تصویر هجوم تراکتورها را به‌گونه‌ای بازآفرینی کنم که خواننده همان حس خفگی و بی‌‌پناهی را تجربه کند.

 منیف در بسیاری از صحنه‌ها مردم را جمعی تصویر می‌کند؛ کاروان‌ها، مردان قهوه‌خانه، خانواده‌ها، کارگران، زنان سوگوار، پیران قصه‌گو. آیا همین چندصدایی‌بودن، شکل ادبی سرمایه اجتماعی است؟ او به نظرتان کسی ‌هست که این‌گونه جزئیات را با فکر چیده باشد.

کاملا با فکر و مهندسی‌شده چیده شده است. منیف عمدا قهرمان‌محوری مرسوم در رمان غربی را کنار می‌گذارد و چندصدایی را در این رمان جان می‌بخشد. قهرمان واقعی «شهرهای نمک»، «جمع» است. او با این چندصدایی، در واقع دارد شکل ادبی مقاومت جمعی را می‌سازد. وقتی مردم در قهوه‌خانه جمع می‌شوند یا کارگران با هم زمزمه می‌کنند، این گفت‌وگوها سنگ‌بنای یک همبستگی تازه علیه کمپانی است. منیف با چیدمان هنرمندانه این جزئیات، نشان می‌دهد که در برابر ساختار منسجم کمپانی، تنها راه بقای مردم، پناه‌بردن به همین پیوندهای افقی و جمعی است.

 نقش زنان در کتاب او چگونه است؟ آیا زنان فقط در حاشیه‌اند‌ یا عاملیت دارند؟

زنان در جامعه بادیه‌نشین منیف، پاسداران پنهان هویت و حافظه هستند. درست است که در ساختار مردسالار و سنتی بادیه، آنها در تصمیم‌گیری‌های سیاسی رسمی حضور ندارند، اما عاملیت آنها در لایه‌های عمیق‌تر جریان دارد. آنها هستند که لالایی‌ها، ترانه‌ها، داستان‌های باستانی و به‌ویژه شیون‌ها را حفظ می‌کنند. شیون زنان در هنگام تخریب وادی، یک عمل سیاسی و اعلام اعتراض است. آنها بستر عاطفی مقاومت را تغذیه می‌کنند و مانع از فراموشی می‌شوند. زن در کارهای منیف، پیونددهنده نسل‌ها به خاک است.

 در رمان، مردم گاهی بیگانگان را جن، شیطان، جادوگر یا موجوداتی نامعمول می‌پندارند. این را باید عقب‌ماندگی بدانیم یا زبان مردمی برای توضیح قدرتی که هنوز نامش را نمی‌دانند؟

این اصلا عقب‌ماندگی نیست؛ این یک «سیستم دفاع شناختی» و زبانی برای نامیدن امور بی‌نام است. وقتی شما با قدرتی روبه‌رو می‌شوید که فراتر از هرگونه تجربه زیسته شماست (ماشین‌هایی که زمین را می‌شکافند، آدم‌هایی با زبان و ظاهری کاملا متفاوت که همه‌ چیز را تصاحب می‌کنند)، زبان واقع‌گرای بادیه‌نشین واژه کم می‌آورد. آنها برای توصیف این هجوم غریب، به کهن‌الگوهای ذهنی خود مثل جن و جادو متوسل می‌شوند. این زبان به آنها اجازه می‌دهد که به این پدیده غریب، یک هویت اهریمنی بدهند تا بتوانند در برابرش موضع‌گیری عاطفی کنند.

 آیا «شهرهای نمک» برای مخاطب ایرانی امروز فقط رمانی درباره عربستان است؟ یا می‌تواند آینه‌ای برای فهم نفت، رانت، توسعه نامتوازن، مهاجرت، تخریب محیط زیست و به‌نوعی شرح حال خود او و در یک وضعیت کلی، منطقه باشد؟

این کتاب اصلا درباره عربستان نیست؛ این رمان درباره «ما» است. مخاطب ایرانی وقتی سرگردانی را می‌خواند، انگار دارد آلبوم عکس‌های خانوادگی تاریخی خودش را ورق می‌زند. ما بیش از یک قرن است که با نفت زندگی می‌کنیم و تمام بحران‌هایی که منیف توصیف می‌کند (توسعه جبری و رابطه‌ای، حاشیه‌نشینی، مهاجرت‌های اجباری، تخریب اقلیم و توهم رفاه بادآورده) را با پوست و استخوان تجربه کرده‌ایم. «شهرهای نمک» آینه‌ای است که به ما نشان می‌دهد چگونه ثروت‌های ناگهانی می‌توانند به‌جای ساختن آینده، بنیان‌های اجتماعی و اخلاقی جامعه را ویران کنند.

 یکی از خطرها در خواندن رمان این است که آن را به «ضدآمریکایی» یا «ضدسعودی» تقلیل دهیم. شما در مقام مترجم، چطور می‌خواهید مخاطب فارسی بفهمد رمان پیچیده‌تر از این برچسب‌هاست؟

در گفت‌وگوهایم تأکید کرده‌ام که رمان منیف یک تحلیل عمیق «ساختاری» است، نه یک کیفرخواست سیاسی سطحی. منیف نشان می‌دهد که مشکل، اشخاص یا ملیت‌ها نیستند؛ مشکل، «سیستم غارت آمرانه» است که وقتی شکل می‌گیرد، هر‌کسی را در درون خود مسخ می‌کند. آمریکایی‌ها نماد سرمایه‌داری استخراجی هستند و شیوخ نماد نخبگان محلی سازش‌کار. رمان به ما هشدار می‌دهد که حتی اگر این اشخاص هم بروند، تا زمانی که آن ساختار متکی بر رانت و بی‌توجه به مردم تغییر نکند، فاجعه تکرار خواهد شد.

 اگر منیف امروز زنده بود و جهان نفتی امروز، بحران اقلیم، شهرهای ناپایدار خلیج‌ فارس، کارگران مهاجر و دولت‌های امتیازی را می‌دید، فکر می‌کنید جلد ششم «شهرهای نمک» را درباره چه می‌نوشت؟

احتمالا جلد ششم را درباره «سقوط شهرهای نمک و بازگشت صحرا» می‌نوشت؛ از روزی می‌نوشت که نفت تمام شده یا بی‌ارزش شده است، برج‌های شیشه‌ای زیر هجوم توفان‌های شن خالی از سکنه شده‌اند و کارگران مهاجر رهاشده در خیابان‌ها به دنبال آب پرسه می‌زنند. او درباره بحران آب، آوارگان اقلیمی و حقیقت عریان جغرافیایی می‌نوشت که سال‌ها با دلارهای نفتی پنهان شده بود. می‌نوشت که نمک بالاخره در برابر آب و باد حل شد و بیابان، حق از‌دست‌رفته‌اش را پس گرفت.

 اگر بخواهید «شهرهای نمک» را در یک جمله به خواننده ایرانی توصیه کنید، آن جمله چیست؟

این رمان را بخوانید تا بفهمید نفت چگونه روح سرزمین ما را شخم زد و چرا امروز در این نقطه از تاریخ ایستاده‌ایم.

 سخت‌ترین نام، واژه یا اصطلاحی که در ترجمه با آن درگیر شدید چه بود؟

واژه یا اصطلاح که نه، اما در ترجمه اشعار بدوی به چالش برخوردم. اولین بار بود که با تمام وجود تلاش کردم اشعار را تا جایی که معنا و وزن‌شان حفظ شود به نظم ترجمه کنم.

آیا هنگام ترجمه جایی بود که کتاب را ببندید و نتوانید ادامه دهید؟

بله، هر بار یکی از شخصیت‌های اصلی کتاب می‌مرد، ناچار می‌شدم دو سه روز کار ترجمه را تعطیل کنم. من با این کتاب زندگی کردم؛ با تمام کتاب‌هایی که ترجمه کردم رابطه عمیقی برقرار و با تمام ذرات وجودم با شخصیت‌ها مأنوس شدم. همیشه مرگ شخصیت‌های اصلی برایم آزاردهنده و سخت است.‌ خاطرم هست بعد از مرگ «هاکوپ ارمنی» و «سلمی» تا مدتی حالم بد بود.

 از میان آثار منیف، بعد از «شهرهای نمک» کدام اثر را برای خواننده فارسی ضروری‌تر می‌دانید و چرا؟

رمان «شرق المتوسط» (شرق مدیترانه). این کتاب یکی از تکان‌دهنده‌ترین آثار درباره استبداد، شکنجه و زندان‌های سیاسی در خاورمیانه است. خواندن آن برای فهم مکانیسم بقای قدرت‌های دیکتاتوری در منطقه ما بسیار حیاتی است.

 اگر قرار باشد یک جمله از ترجمه شما دست‌به‌دست شود، دوست دارید  کدام جمله باشد؟

جواب‌دادن به این پرسش خیلی سخت است، اما در جایی از جلد یک، متعب الهذال به ابن الراشد می‌گوید: «ابن الراشد ما عربیم و احتیاجی نداریم کسی به عرب‌بودن‌مون شهادت بده»... بنا بر دلایل شخصی و به دلیل رنجی که قوم من کشیده‌اند، این جمله برایم مفهوم عمیق و دردناکی داشت.

 مخاطب جوانی که حوصله رمان‌های حجیم ندارد، چرا باید به خودش زحمت خواندن «شهرهای نمک» را بدهد؟

چون این کتاب یک رمان نیست؛ یک «تجربه بیداری» است. مخاطب جوان اگر می‌خواهد بفهمد چرا جهان اطرافش این‌قدر بی‌ثبات و ناعادلانه است و ریشه این سرگردانی خاورمیانه‌ای کجاست، هیچ کتابی مثل «شهرهای نمک» این حقیقت را عریان و جذاب به او نشان نخواهد داد. این سرمایه‌گذاری روی  فهم آینده خود او است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.







شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - 22 August 2026
چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند
سایت عصرایران

چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند

در برخی نقاط، نشانه‌هایی از خراش‌های عمیق روی تنه درختان دیده می‌شود؛ خراش‌هایی که به نظر می‌رسد با ابزار نوک‌تیز ایجاد شده‌اند. از محل این زخم‌ها، شیره یا ر...
         
پایان یک صدا، آغاز صدها خاطره
خبرگزاری ایرنا

پایان یک صدا، آغاز صدها خاطره

تهران- ایرنا- بعضی صداها، فقط شنیده نمی‌شوند؛ در خاطره‌ها می‌مانند. صدای ایرج از همان صداها بود؛ صدایی که سال‌ها از رادیو به خانه‌ها آمد، روی تصویر ستاره‌های سینما نشست و با فردین چنان گره خورد که بخشی از حافظه سینمای ایران شد. حالا با رفتن ایرج، شاید صاحبِ صدا نباشد، اما صدایش هنوز زنده است.
ایران خودرو و سایپا مسئول بحران بنزین شدند
سایت تابناک

ایران خودرو و سایپا مسئول بحران بنزین شدند

اسماعیل سقاب اصفهانی معاون رئیس‌جمهور ایران و رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی گفت: «...به دلیل شرایط جنگی و محدودیت‌هایی که در آن قرار داریم باید به...
نسل زد چگونه خود را آرام می‌کند؟
خبرگزاری ایسنا

نسل زد چگونه خود را آرام می‌کند؟

زندگی در شهرهای بزرگ، با سرعت بی‌سابقه‌ای در جریان است؛ از مسیر رفت‌وآمد و محل کار تا ساعت‌هایی که در فضای مجازی و صفحه‌های موبایل سپری می‌شود. میان دغدغه‌های اقتصادی، فشارهای تحصیلی و نگرانی درباره آینده مبهم، استرس برای بسیاری از جوانان به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است. جنگ علیه ایران هم فشار …
ویدیو/ چرا مغز انسانِ امروزی در اوج ثبات نسبی، سیگنالِ فقر صادر می‌کند؟
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ چرا مغز انسانِ امروزی در اوج ثبات نسبی، سیگنالِ فقر صادر می‌کند؟

شبکه‌های اجتماعی با نمایش مداوم سبک زندگی‌های لوکس، معیار جوانان برای سنجش ثروت و امنیت مالی را تغییر داده‌اند؛ به‌طوری که حتی برخی افراد با وضعیت اقتصادی باثبات نیز احساس می‌کنند از نظر مالی عقب مانده‌اند.
         
ویدیو/ بدرقه «پهلوان آواز» تا خانه ابدی
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ بدرقه «پهلوان آواز» تا خانه ابدی

مراسم تشییع پیکر ایرج، خواننده پیشکسوت موسیقی ایران، امروز جمعه (۲۳ مرداد ۱۴۰۵)، با حضور جمعی از هنرمندان، مسئولان فرهنگی، اهالی موسیقی و مردم از مقابل تالار وحدت تهران برگزار شد. حسین خواجه امیری معروف به «ایرج» از خوانندگان نامدار موسیقی ایرانی که طی ماه‌های گذشته در بستر بیماری بود، روز چهارشنبه (۲۱ …
ببینید | تراستی‌ها کیستند و چه نقشی در اقتصاد تحریم‌زده ایران دارند؟
سایت خبرآنلاین

ببینید | تراستی‌ها کیستند و چه نقشی در اقتصاد تحریم‌زده ایران دارند؟

با تداوم تحریم‌ها، تراستی‌ها به یکی از ابزارهای انتقال درآمدهای نفتی ایران بدل شدند؛ شبکه‌هایی که نقششان مهم است اما همچنان با ابهام نظارتی همراه‌اند. اصلاح «تراستی» در سال‌های اخیر به یکی از پرکاربردترین واژه‌ها در ادبیات اقتصادی ایران تبدیل شده است؛ مفهومی که اگرچه ریشه در واژه انگلیسی Trust دارد، …
         
لحظه انتقال گروگانگیر خیابان ولیعصر تهران توسط نوپو | ویدئو
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

لحظه انتقال گروگانگیر خیابان ولیعصر تهران توسط نوپو | ویدئو

حادثه گروگانگیری در خیابان ولیعصر تهران با حضور مأموران به آزادی گروگان منجر شد.
ساعت ۸:۱۵ ششم اوت ؛ هیروشیما / وقتی شهر در دیگ قیر می‌جوشید
سایت عصرایران

ساعت ۸:۱۵ ششم اوت ؛ هیروشیما / وقتی شهر در دیگ قیر می‌جوشید

هنوز بامداد ششم اوت فرانرسیده بود که گزارش‌های هواشناسی، از میان گزینه‌های تعیین‌شده برای بمباران، هیروشیما را به‌عنوان هدف نهایی انتخاب کرد. تصور کنید؛ تنها...
ویدیو/ چرا مغز ما عاشق داستان است؟
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ چرا مغز ما عاشق داستان است؟

ما میدانیم هری پاتر، فرودو یا لوک واقعی نیستند. اما چرا وقتی برایشان اتفاقی می افتد، ناراحت یا خوشحال می شویم؟ چرا مغز ما عاشق داستان است؟
ایران و استهلاک اقتصاد
روزنامه شرق

ایران و استهلاک اقتصاد

اقتصاد ایران در سالهای گذشته مدام کوچک و کوچکتر و به تعبیر محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان مستهلک شده است. او به شرق می گوید که در دهه های گذشته
ویدیوی آموزش کشتن همسر دونالد ترامپ
سایت تابناک

ویدیوی آموزش کشتن همسر دونالد ترامپ

ویدیوی آموزش کشتن ملانیا ترامپ همسر دونالد ترامپ که توسط برخی رسانه‌ها منتشر شده را می‌بینید.
ویدیو/ پرسوناهای اکبر عبدی
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ پرسوناهای اکبر عبدی

اکبر عبدی بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون، در شامگاه جمعه ۲ مرداد ماه به دلیل سکته‌ی قلبی درگذشت. این هنرمند که به مرد هزارچهره سینمای ایران شهرت داشت، مهارت ویژه‌ای در ایفای نقش‌های مختلف با تکیه بر گریم‌های سنگین و دقیق داشت.
از خنده تا اشک؛ بهترین نقش‌های اکبر عبدی در یک ویدئو
سایت الف

از خنده تا اشک؛ بهترین نقش‌های اکبر عبدی در یک ویدئو

اکبر عبدی در ۶۶ سالگی از دنیا رفت؛ بازیگری که بیش از چهار دهه با نقش‌های ماندگارش در حافظه جمعی ایرانیان جاودانه شد.
فیلم|۱۱۰سال روایت دانایی
خبرگزاری ایرنا

فیلم|۱۱۰سال روایت دانایی

تبریز - ایرنا - دبیرستان فردوسی تبریز، که به عنوان یکی از نخستین کانون‌های آموزشی نوین در ایران شناخته می‌شود، در آستانه ورود به دومین قرن حیات فرهنگی خود قرار دارد؛ مدرسه‌ای که از زمان تأسیس در سال ۱۲۹۳ شمسی تاکنون، با پرورش خیل عظیمی از مشاهیر، دانشمندان و مفاخر برجسته ادبی و علمی ایران، سهمی بی‌بدیل …
فیلم | قنات‌های دوقلوی بَم؛ سازه‌های مهجورِ جهانی
خبرگزاری ایرنا

فیلم | قنات‌های دوقلوی بَم؛ سازه‌های مهجورِ جهانی

کرمان – ایرنا – قنات‌های اکبرآباد و قاسم‌آباد بَروات بم در شرق استان کرمان، صدها سال است که صبورانه و سخاوتمندانه آب را از دل زمین عبور داده و به نخلستان‌ها می‌رسانند. این ۲ قنات که قدمت آن را مربوط به دوران قاجار می‌دانند با وجود اینکه در سال ۹۵ در فهرست آثار جهانی یونسکو قرار گرفته‌اند، چندان شناخته‌شده …
تماس موساد با وزیر نفت حین منفجر کردن خطوط اصلی گاز ایران!
سایت تابناک

تماس موساد با وزیر نفت حین منفجر کردن خطوط اصلی گاز ایران!

جواد اوجی وزیر نفت دولت ابراهیم رئیسی فاش کرد که در 25 بهمن 1402 شاه لوله‌های انتقال گاز ایران توسط اسرائیل منفجر شده و روایت عجیبی از آن تعریف کرد. اوجی گفت...
۳ دقیقه از مناظره جنجالی ثابتی با یک نماینده مجلس
سایت فرارو

۳ دقیقه از مناظره جنجالی ثابتی با یک نماینده مجلس

محمدمهدی شهریاری خطاب به امیرحسین ثابتی که هر دو از اعضای نمایندگان مجلس هستند، گفت: «شما نمی‌توانید سر میز مذاکره بنشینید و بگویید می‌کشم‌تان»، و او در پاسخ تأکید کرد: «باید عمل کنیم.»
به‌یادماندنی‌ترین فیلم‌های کودک سینمای ایران
سایت برترینها

به‌یادماندنی‌ترین فیلم‌های کودک سینمای ایران

مروری داریم بر به‌یادماندنی‌ترین فیلم‌های کودک در دهه شصت و هفتاد؛ آثاری که هنوز هم با دیدن چند ثانیه از آن‌ها، بوی کودکی در ذهن زنده می‌شود.
چرا گذار روسیه به سرمایه‌داری شکست خورد؟
سایت تابناک

چرا گذار روسیه به سرمایه‌داری شکست خورد؟

این گزارش به گذار اقتصادی روسیه پس از فروپاشی شوروی می‌پردازد و آن را با تجربه چین و لهستان مقایسه می‌کند. اصلاحات سریع شامل آزادسازی قیمت‌ها و خصوصی‌سازی گس...
         
وحید تاج روی پل بمباران شده کرج خواند
سایت برترینها

وحید تاج روی پل بمباران شده کرج خواند

وحید تاج، خواننده، اجرای جدیدی را روی پل B1 ضبط کرده و منتشر کرد.
ویدیو/ چرا ایرانی‌ها در گرما چایی می‌نوشند، اما اروپایی‌ها می‌میرند؟
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ چرا ایرانی‌ها در گرما چایی می‌نوشند، اما اروپایی‌ها می‌میرند؟

بمپور؛ دژ دائم دوران
خبرگزاری ایرنا

بمپور؛ دژ دائم دوران

تهران-ایرنا-قلعه بمپور یکی از شاهکارهای مهندسی ایرانیان باستان، در معماری دفاعی با دیوارهای بلند، برج‌های نگهبانی و دروازه‌های محکم است که در قالب یک دژ تسخیرناپذیر، سال‌ها در برابر تهاجم دشمنان این خاک پایدار مانده است. اگرچه دشمن آمریکایی صهیونیستی بامداد چهارشنبه ۲۴ تیر ماه با ۱۳ فروند موشک، آسایشگاه …
بیت‌کوین چگونه کار می‌کند؟
سایت تابناک

بیت‌کوین چگونه کار می‌کند؟

بیت‌کوین به عنوان شناخته‌شده‌ترین رمزارز جهان، مدلی متفاوت از پول دیجیتال را معرفی می‌کند؛ مدلی که برخلاف تراکنش‌های بانکی و پرداخت‌های کارت اعتباری، به نهاد مرکزی، دولت یا شرکت پردازشگر وابسته نیست. این ویدیو توضیح می‌دهد که تراکنش‌های بیت‌کوین چگونه در شبکه‌ای توزیع‌شده از رایانه‌ها ثبت و تأیید می‌شوند، …
فیلم کامل صحبت های عراقچی در ماجرای جنگ جواد موگویی
سایت فرارو

فیلم کامل صحبت های عراقچی در ماجرای جنگ جواد موگویی

فیلم کامل گفت‌وگوی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، با جواد موگویی درباره جزئیات جنگ، تصمیم‌گیری‌های شورای عالی امنیت ملی، روند مذاکرات، حملات نظامی و ارزیابی او از تحولات اخیر منتشر شد. در این ویدئو، عراقچی به پرسش‌های مختلف درباره جنگ، مذاکرات و سیاست خارجی ایران پاسخ می‌دهد.
مذاکره تصمیم چه کسی بود؟ + ویدئو | عراقچی:دست فرمان من نبود...| توضیحات مهم از پشت پرده مذاکرات
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

مذاکره تصمیم چه کسی بود؟ + ویدئو | عراقچی:دست فرمان من نبود...| توضیحات مهم از پشت پرده مذاکرات

بخشی از گفتگوی جواد موگویی، پژوهشگر و مستندساز در برنامه «ماجرای جنگ۲» با عراقچی وزیر امور خارجه منتشر شد. عراقچی درباره مذاکره گفت: مذاکره برای اتمام حجت بود که کسی نگوید تقصیر شماست و می خواستید مذاکره کنید.
ویدیویی از اعزام سه مهمان جدید به ایستگاه فضایی بین‌المللی
خبرگزاری ایسنا

ویدیویی از اعزام سه مهمان جدید به ایستگاه فضایی بین‌المللی

روسیه دیروز ۱۴ ژوئیه دو فضانورد خود و یک فضانورد ناسا را به ایستگاه فضایی بین‌المللی فرستاد.
تصاویر ترمز بریدن مرگبار اتوبوس در خیابان ولیعصر +18
سایت تابناک

تصاویر ترمز بریدن مرگبار اتوبوس در خیابان ولیعصر +18

تصاویر ترمز بریدن مرگبار اتوبوس در خیابان ولیعصر تهران که به زیر گرفتن شماری خودرو و موتورسوار منجر شد را با این توضیح می‌بینید که این تصاویر برای اشخاص زیر 18 سال و بیماران قلبی و روحی مناسب نیست.
پیام تصویری یک رزمنده از جزیره هرمز به زیر کولرنشینان
سایت تابناک

پیام تصویری یک رزمنده از جزیره هرمز به زیر کولرنشینان

در این ویدیو که در فضای مجازی فراگیر شده، یکی از دلیرمردان مدافع میهن که در خط مقدماتی نبرد با آمریکا حضور دارد حرف های مهمی را به زبان ساده می‌گوید؛ زیر کولر نشینانی که نمی دانند جنگ چیست.
گزارش سی‌ان‌ان از نشانه‌های بازسازی تاسیسات هسته‌ای و موشکی ایران
سایت تابناک

گزارش سی‌ان‌ان از نشانه‌های بازسازی تاسیسات هسته‌ای و موشکی ایران

تصاویر ماهواره‌ای تازه که در اختیار سی‌ان‌ان قرار گرفته‌اند، از آغاز فعالیت‌هایی برای پاک‌سازی، تعمیر و بازسازی شماری از تأسیسات هسته‌ای، موشکی و پایگاه‌های هوایی ایران حکایت دارند. همچنین در برخی پایگاه‌های موشکی در تبریز و کرمانشاه، عملیات پاک‌سازی ورودی تونل‌ها و آماده‌سازی محوطه‌ها مشاهده شده است. …
راز تشییع‌های میلیونی
خبرگزاری ایرنا

راز تشییع‌های میلیونی

تهران- ایرنا- از جمال عبدالناصر تا ویکتور هوگو و یا از ام کلثوم تا آنادورای، همگی چهره‌هایی هستند که توسط میلیون‌ها نفر از طرفداران خود بدرقه شدند؛ فهرستی که نام شهید سلیمانی و امام شهیدمان متفاوت‌تر در آن دیده‌ می‌شود اما راز تشییع‌های میلیونی تاریخ چیست؟
درس عراقی‌ها به سوپرانقلابی‌های ایران را ببینید
سایت تابناک

درس عراقی‌ها به سوپرانقلابی‌های ایران را ببینید

در حالی که سوپرانقلابی‌ها با هتاکی و حملات فیزیکی به مسعود پزشکیان و عباس عراقچی بابت تفاهم ایران و آمریکا برای مراسم وداع با رهبر شهید حاشیه سازی کردند، شیعیان بابصیرت عراق استقبالی سنگین از رئیس جمهور و وزیرامورخارجه ایران کردند. این لحظات که در حرم امام علی (ع) ثبت شده را می‌بینید.
قطع صدای صفار هرندی روی آنتن زنده!
سایت تابناک

قطع صدای صفار هرندی روی آنتن زنده!

پس از حواشی قطع مصاحبه محمدباقر قالیباف، این بار محمدحسین صفار هرندی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره نقش این نهاد صحبت می‌کرد که به یک باره صدایش -به ادعای مجری به دلیل نقص فنی- قطع شد و وقتی دوربین به استودیو برگشت، فضای بحث تغییر کرد. این لحظات را می‌بینید.
مراسم وداع با پیکر رهبر شهید انقلاب در محل شهادت +فیلم
خبرگزاری مهر

مراسم وداع با پیکر رهبر شهید انقلاب در محل شهادت +فیلم

مراسم وداع با پیکر قائد شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله ‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای رهبر شهید انقلاب اسلامی در جوار حسینیه امام خمینی (ره) و محل شهادت رهبر انقلاب برگزار شد.
فیلمی از وزیر کشاورزی که صداوسیما پخش نکرد / چگونگی تجارت کشاورزی در شرایط جدید توافق با آمریکا
سایت ایران آنلاین

فیلمی از وزیر کشاورزی که صداوسیما پخش نکرد / چگونگی تجارت کشاورزی در شرایط جدید توافق با آمریکا

مصاحبه غلامرضا نوری وزیر جهادکشاورزی با صدا و سیما و جمعی از خبرنگاران در خصوص نحوه تجارت کشاورزی در شرایط جدید توافق با آمریکا ( البته صدا و سیما از پخش این مصاحبه خودداری کرد).
تماشا کنید: «گروهک» دو نفره جبلی - جلیلی / پشت پرده قطع مصاحبه قالیباف
سایت انتخاب

تماشا کنید: «گروهک» دو نفره جبلی - جلیلی / پشت پرده قطع مصاحبه قالیباف

صداوسیما که در اختیار تیم سعید جلیلی قرار دارد، در بدعتی تازه و درحالیکه قالیباف در حال ایراد توضیحات مهم درباره یادداشت تفاهم و مذاکرات با آمریکا، پخش گفتگو...
فیلم/ آیا دریای خزر ناپدید خواهد شد؟
سایت ایران آنلاین

فیلم/ آیا دریای خزر ناپدید خواهد شد؟

پژوهشگران طبق مشاهدات ماهواره‌ای، تحقیقات هیدرولوژیکی و اقلیمی، هشدار می‌دهند که دریای «کاسپین» یا «خزر» به سرعت در حال خشک شدن است. در این گزارش، مدیرعامل انجمن حفاظت پرندگان آوای بوم از تأثیر کاهش سطح آب دریای خزر بر الگوی مهاجرت پرندگان می‌گوید و همچنین یک عکاس حیات وحش، مشاهدات خود درباره کاهش تعداد …
از «اوپنهایمر» تا «اودیسه»؛ جاه‌طلبانه‌ترین فیلم کریستوفر نولان با انتشار تریلر نهایی
سایت فرارو

از «اوپنهایمر» تا «اودیسه»؛ جاه‌طلبانه‌ترین فیلم کریستوفر نولان با انتشار تریلر نهایی

فیلم سینمایی «اودیسه» داستان بازگشت اودیسئوس، پادشاه ایتاکا، پس از پایان جنگ تروا را روایت می‌کند. سفری که قرار بود مدت کوتاهی طول بکشد، به دلیل دخالت خدایان و رخدادهای غیرمنتظره، ده سال ادامه پیدا می‌کند
ببینید | غروب آخرالزمانی ونزوئلا؛ آسمان کاراکاس سرخ شد
سایت خبرآنلاین

ببینید | غروب آخرالزمانی ونزوئلا؛ آسمان کاراکاس سرخ شد

تصاویر منتشرشده از پایتخت ونزوئلا، آسمانی با رنگ سرخ و نارنجی پررنگ را در زمان غروب خورشید نشان می‌دهد. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، گردوغبار برخاسته از زمین در پی زمین‌لرزه‌های اخیر با پراکنده کردن نور خورشید این منظره غیرمعمول را بر فراز آسمان کاراکاس ایجاد کرده است./آخرین خبر
ردپای معصومیت؛ بازخوانی فاجعه بزرگ میناب
سایت عصرایران

ردپای معصومیت؛ بازخوانی فاجعه بزرگ میناب

ساختار اصلی اثر بر پایه یک مسیر مارپیچی (اسپیرال) از خاک شکل گرفته است. این مارپیچ با استفاده از خاک سرخ جزیره هرمز، نقوش الهام‌گرفته از تزئینات لباس زنان جن...
بیراهه اقتصاد
روزنامه شرق

بیراهه اقتصاد

اقتصاد ایران از دهه پنجاه وارد دوره افول شد؛ از زمانی که سهم بهره وری در رشد اقتصادی جای خود را به درآمدهای سرشار نفتی داد. حسین عبده تبریزی، اقتصاددان با
جسم در کلاس، ذهن در فرار
روزنامه هفت صبح

جسم در کلاس، ذهن در فرار

گزارش میدانی روزنامه هفت صبح نشان می دهد که در مدارس، بسیاری از دانش آموزان فقط حاضر هستند؛ نه در یادگیری، که در آمار. پدیده ای به…
وقتی اینترنت قطع می‌شود، اقتصاد هم متوقف می‌شود
روزنامه هفت صبح

وقتی اینترنت قطع می‌شود، اقتصاد هم متوقف می‌شود

در بحران ها، اولین قربانی خاموش، اقتصاد دیجیتال است. از استارتاپ ها و فروشگاه های آنلاین تا خدمات بلیت، تجارت خارجی و شرکت های صادراتی، همه…
در انتظار روز موعود! | راز سکوت احمدی‌نژاد در ناآرامی‌های دی‌ماه چیست؟
سایت فراز

در انتظار روز موعود! | راز سکوت احمدی‌نژاد در ناآرامی‌های دی‌ماه چیست؟

۱۲ سال پس از پایان دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، هم اسرائیل یک جنگ ۱۲ روزه به ایران تحمیل کرد و هم اعتراضاتی که از جهاتی در کشور بی‌سابقه بود در دی‌ماه شکل گرفت. با این حال نه خبری از سخنرانی‌های پر سر و صدای احمدی‌نژاد علیه اسرائیل است و نه مواضع پیشین او در مورد معترضان! راز سکوت احمدی نژاد …
گزارش کانال 12 اسرائیل از اوضاع زرادخانه موشکی ایران در این مقطع حساس
سایت تابناک

گزارش کانال 12 اسرائیل از اوضاع زرادخانه موشکی ایران در این مقطع حساس

کانال 12 اسرائیل در گزارشی به وضعیت زرادخانه موشکی ایران در شرایط کنونی پرداخت و مدعی شد: «ایران پیش از جنگ دوازده روزه حدود 2000 موشک میان برد داشت که در طول این جنگ از 563 موشک استفاده کرد و حالا به سرعت در حال رسیدن به همان سطح ذخایر موشکی است... در حالی که دقت و تعداد موشک‌های ایران افزایش می‌یابد، …
ادعای بهزاد نبوی: در سطوح بالا نفوذی وجود دارد!
سایت تابناک

ادعای بهزاد نبوی: در سطوح بالا نفوذی وجود دارد!

بهزاد نبوی از عناصر اطلاح طلب مدعی شد: «حتی با یک دولت مستکبر هم می‌توان بر اساس منافع ملی مذاکره کرد. تا مشکل خود را با آمریکا حل نکنیم، روابط با قدرت‌هایی مثل چین هم به‌طور کامل کارآمد نخواهد بود. مشکل ما این است که تصور می‌کنیم اگر دستمان به دست یک آمریکایی بخورد، انگار نجس شده و حتی با آب هم پاک …
آمریکا در پنج دقیقه می‌تواند لانچرهای موشکی ایران را نابود کند؟!
سایت تابناک

آمریکا در پنج دقیقه می‌تواند لانچرهای موشکی ایران را نابود کند؟!

استالیسناو کروپونیک خبره نظامی در یک برنامه با بررسی صحنه نبرد ایران و آمریکا و سه نوع موشک‌های ایران گفت: «ترامپ می‌گوید: ما می‌توانیم لانچرهای موشک ایران را مثلاً ظرف پنج دقیقه نابود کنیم!... در عملیات طوفان صحرا (حمله آمریکا به عراق، ایالات متحده برتری کامل هوایی داشت. عراق همین‌جاست، بیابان باز و …
ببینید | انتقاد از عملکرد جبلی: هزاران میلیارد خرج صداوسیما شد اما مخاطب از دست رفت!
سایت خبرآنلاین

ببینید | انتقاد از عملکرد جبلی: هزاران میلیارد خرج صداوسیما شد اما مخاطب از دست رفت!

سیدصادق حسینی، نویسنده و روزنامه‌نگار، با انتقاد از عملکرد صداوسیما گفت که در دوران ریاست پیمان جبلی بر رسانه‌ی ملی بیش از ۷۲ هزار میلیارد تومان خرج صداوسیما شده اما مخاطب از دست رفته است./انصاف نیوز
ببینید: نبرد ایران و آمریکا در عراق؟
سایت انتخاب

ببینید: نبرد ایران و آمریکا در عراق؟

پس از انتخاب نوری مالکی به عنوان گزینه گروه‌های شیعه نزدیک به ایران برای نخست وزیری عراق، ترامچ در اقدامی بی سابقه به طور علنی با این انتخاب مخالفت کرد.
اقتصادی که دیگر وجود ندارد!
سایت جماران

اقتصادی که دیگر وجود ندارد!

به گزارش جماران، کاهش بیش از ۸۳ درصدی تولید ناخالص داخلی به معنای توقف کامل چرخ تولید و فروپاشی تقاضا و از دست دادن توانایی ایجاد ارزش افزوده در اقتصاد
ویدیو: چرا غنی‌سازی ۳.۵ درصدی ایران، برای آمریکا دردسرساز است؟
سایت فراز

ویدیو: چرا غنی‌سازی ۳.۵ درصدی ایران، برای آمریکا دردسرساز است؟

اورانیوم، یک ماده خام طبیعی است که با فرایند غنی‌سازی، یا به منبعی صلح‌آمیز برای تولید انرژی تبدیل می‌شود و یا به یک سلاح مخوف کشتار جمعی. آنچه جدال بین ایران و آمریکا را به در ماه‌های اخیر به اوج رسانده پافشاری ایران بر حق غنی‌سازی صلح‌آمیز اورانیوم است. با این وجود آمریکا و اسراییل حتی با غنی‌سازی …
ببینید آتش‌سوزی‌های صنعتی و تجاری در ایران / طی یک ماه بیش از ۳ آتش‌سوزی / نشت گاز ، سهل‌انگاری یا عمدی؟
سایت عصرایران

ببینید آتش‌سوزی‌های صنعتی و تجاری در ایران / طی یک ماه بیش از ۳ آتش‌سوزی / نشت گاز ، سهل‌انگاری یا عمدی؟

از آن‌جایی که توضیحات بیشتری داده نمی‌شود، همچنان حدس و گمان‌ها هم بیشتر می‌شود؛ برای همین است که عده‌ای تصور می‌کنند این آتش‌سوزی‌ها عمدی و زنجیره‌ای هستند.
چند میلیارد دلار از منابع ایران خرج افغانی‌ها می‌شود؟
سایت تابناک

چند میلیارد دلار از منابع ایران خرج افغانی‌ها می‌شود؟

فرهاد بیاشاد لواسانی، کارشناس اقتصادی، با اشاره به حجم بالای مهاجران افغانستانی در کشور اعلام کرد: «در شرایطی که نزدیک به شش میلیون تبعه افغانستان در ایران زندگی می‌کنند، بخش قابل توجهی از انتقال پول آن‌ها به خارج از کشور از مسیرهای غیررسمی انجام می‌شود. افغانستانی‌ها سالانه هفت میلیارد دلار از ایران …
خانم‌ها هر جور می‌خواهند بیرون می‌آیند، دیگر نمی‌توانید آزادی را بهانه کنید!
سایت تابناک

خانم‌ها هر جور می‌خواهند بیرون می‌آیند، دیگر نمی‌توانید آزادی را بهانه کنید!

علی مطهری در اظهاراتی عجیب در شبکه افق گفت: «الان که با سعه صدری که ایجاد شده سخت گیری آنچنانی نیست. خانما هر جور بخواهند بیرون می‌آیند آنهایی هم که دنبال مشروبند برای خودشون ‌مشروبات الکی هم بالاخره یک جوری گیر می‌آورند! آنهایی که می‌گفتند باید از این آزادی‌ها باشد که حالا یک آزادی نسبی هست و دیگر نمی‌توانید …
شمال زیر تیغ توسعه؛ زنگ خطر برای امنیت ملی
روزنامه هفت صبح

شمال زیر تیغ توسعه؛ زنگ خطر برای امنیت ملی

شمال ایران، حاصلخیزترین پهنه جغرافیایی کشور، امروز زیر فشار سیاست های نادرست توسعه و مسکن، به نقطه ای نگران کننده نزدیک می شود. سرزمینی که…
راهکار حسن روحانی برای رفع تهدید‌ها در یک ثانیه: فوراً در برابر مردم تسلیم شوید/ با مردم لجبازی نکنید
سایت عصرایران

راهکار حسن روحانی برای رفع تهدید‌ها در یک ثانیه: فوراً در برابر مردم تسلیم شوید/ با مردم لجبازی نکنید

اگر ۸ تا ۱۰ مسأله مردم را به همه‌پرسی بگذاریم و بگوییم هر چه گفتند ما تسلیم هستیم، والله ۹۵ درصد ملت اعلام رضایت می‌کنند/ با فرمان «همه به جای خود» مسیر درست می‌شود. شکل گیری یک ملت متحد در برابر قدرت خارجی ضروری است. هدف نباید آرام کردن مردم باشد؛ هدف باید راضی کردن مردم ایران باشد. حکومت یعنی نوکر …
لفاظی وزیر دفاع آمریکا درباره گزینه‌های جنگ و توافق با ایران! + زیرنویس
سایت تابناک

لفاظی وزیر دفاع آمریکا درباره گزینه‌های جنگ و توافق با ایران! + زیرنویس

پیت هگست وزیر جنگ در نشست کابینه دولت ترامپ ضمن به کار بردن ادبیات تملق آمیز مرسوم در دولت ترامپ برای رئیس جمهور آمریکا، مدعی شد نیروهای مسلح آماده اقدام علیه ایران است و برای مثال بر روی عملیات ربودن نیکلاس مادورو در حمله آمریکا به ونزوئلا مانور داد. او همزمان از همه گزینه‌ها برای توافق با ایران گفت! …
نمی‌توانیم بگوییم هرکه به خیابان آمده، مامور موساد است
سایت تابناک

نمی‌توانیم بگوییم هرکه به خیابان آمده، مامور موساد است

محمد رستم‌پور کارشناس شبکه افق روی آنتن زنده درباره اعتراضات اخیر گفت: «نمی‌توانیم بگوییم هرکه به خیابان آمده، مامور موساد است! بهترین مرزگذاری بین اعتراض و اغتشاش، شنیده شدن صدای معترض است. معترض احساس می‌کند کسی در حکومت نماینده و صدای او نیست. در مورد سیاست اقتصادی اخیر دولت، با مردم حرف بزنید.»
ببینید | افشای کارشکنی بزرگ روسیه در احیای برجام / ادعای عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت سیزدهم درباره ماجرای اسفند ۱۴۰۰
سایت خبرآنلاین

ببینید | افشای کارشکنی بزرگ روسیه در احیای برجام / ادعای عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت سیزدهم درباره ماجرای اسفند ۱۴۰۰

احسان صالحی، عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت سیزدهم، اعلام کرد که روند احیای برجام در اسفند ۱۴۰۰ به مرحله نهایی رسیده بود اما با آغاز جنگ اوکراین، روسیه از ادامه مسیر عقب‌نشینی کرد و توافق متوقف شد. منبع: فرهیختگان
ببینید | گزافه‌گویی نتانیاهو پس از بازگشت از آمریکا در جلسه کابینه: ایران حق غنی‌سازی ندارد / باید ۴۰۰ کیلوگرم مواد غنی‌سازی شده از ایران خارج شود
سایت خبرآنلاین

ببینید | گزافه‌گویی نتانیاهو پس از بازگشت از آمریکا در جلسه کابینه: ایران حق غنی‌سازی ندارد / باید ۴۰۰ کیلوگرم مواد غنی‌سازی …

نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در جلسه کابینه پس از بازگشت از آمریکا گفت: ایران حق غنی سازی ندارد و باید به صفر برسد. باید ۴۰۰ کیلو گرم مواد غنی سازی شده از ایران خارج شود. همچنین باید نظارت دقیق بر سایت های هسته‌ای ایران صورت بگیرد. / دانشجو