تضعیف قدرت چانهزنی و حقوق اولیه نیروی کار
کارشناسان روابط کار، احساس «قابل جایگزین بودن» را صرفاً یک دغدغۀ فردی نمیدانند، بلکه آن را حاصل کاهش قدرت چانهزنی کارگر در برابر کارفرما قلمداد میکنند. اتخاذ تصمیمات مربوط به زمان کار، آینده و مسیر شغلی بدون مشارکت مستقیم نیروی کار، منزلت و امنیت شغلی آنان را نشانه رفته است.
همچنین ۴۷ درصد کارگران معتقدند جامعه و کارفرمایان با وجود نقش اساسی نیروی کار خط مقدم در چرخۀ اقتصادی، ارزش واقعی کار آنان را پاس نمیدارند. ۵۶ درصد نیز از عدم درک مدیران ارشد نسبت به فشار و استرس واقعی این مشاغل گلایه دارند؛ هرچند ۶۳ درصد کارگران رفتار مشتریان را محترمانه و ۶۸ درصد آنان نظرسنجی گاهبهگاه مدیران را تأیید کردهاند.
تغییر ناگهانی شیفتها؛ تعرض به زمان شخصی و خانوادگی
در میان عوامل استرسزا، ۴۱ درصد کارگران تغییرات غیرقابل پیشبینی و لحظهای در برنامۀ کاری را مهمترین عامل فشار روانشناختی معرفی کردهاند. همچنین ۳۱ درصد از نبود مسیر ارتقای شغلی و ۳۰ درصد از اختیار بسیار اندک خود بر زمان و نحوۀ انجام کار ابراز نارضایتی میکنند.
بیثباتی برنامۀ شیفتی تنها یک مسئله مربوط به جداول اداری نیست، بلکه مداخله آشکار در حق برنامهریزی کارگر برای زندگی شخصی، رسیدگی به خانواده، تحصیل … …



































































































































































